دلتنگی del tangi

سپتامبر 4, 2008 by tafakkor azad

  

 دلتنگی

 

دلتنگی ات ، دلتنگم می کند

 

بی طاقتی ات ، بی طاقت

 

بگو ز مهر ورزی وز ، محبت

 

که آرد فکر و قلبم را ،  به  راحت

..

سوز

27.08.2008   01:25

‫‫شباب ‫ shabaab

سپتامبر 3, 2008 by tafakkor azad

‫‫شباب

‫‫مستی ز پی شراب کردی

‫رقصی به د ف و رُباب کردی

‫سستی ز پس شباب کردی

حالی ست ، چه عتاب کردی

‫سوز

‫ 05:45 03.09.2008

سکوت sokut

آگوست 28, 2008 by tafakkor azad

‫ ‫سکوت

او می گفت ، در مقابل ناملایمات ،

باحترام خدا ، سکوت می کنم .

‫پس :

‫با “ کلام سکوت “ صحبت کنید ، با ” نوشته ” .

..

‫وقتی لبها به سکوت نشستند ، قلم ، رشته یه ‫کلام را

بدست می گیرد و ” صحبت در سکوت “ را ‫ادامه میدهد .

..

چون هنگامی که گلایه ات را بازگومی کنی ،

پاسخ آن ، با چاهار چوب فکرت هماهنگ نیست

و سخن بیشتری را به گفتگو سپری می کند .

..

و هنگامی که دو نفر، هردو باهم ‫سخن بگویند ،

هیچکدام مفهوم نیست ، سکوت پسندیده تر است.

..

‫پس تا زمانی که لبهایت سکوت را برگزیده اند،

‫با قلمت سخن را ادامه بده .

سوز

کنستانس

00:29  27-28.08.2008‫

یوسف و چاه yusef wa chaah

آگوست 27, 2008 by tafakkor azad

 

‫‫یوسف و چاه

 

‫نوشته بود :

‫نمی دونه که این قانون دنیاست

‫همیشه جای یوسف قعر چاهه

 

بعله ، این یک برش از گذر زندگی است.

‫دنباله هم دارد . و شاید بتوان گفت ، که این

‫یک دورخیز کردن برای بیشتر پر یدن است.

‫از ته چاه به ‫اوج پادشاهی رسیدن است .

‫مانند فنری که تا پائین تر ین حد به پائین فشارش

‫میدهی تا وقتیکه ولش کردی به بالاتر ین مقدار ،

‫چیزی را پرتاب کند.

‫هرچه فنر قوی تر باشد ، فشار بیشتری باید

‫به آن وارد شود تا جمع شود.

‫سعی کن ، فنر قوی باشی ، که فشار های

‫کوچک اثری ناچیز بر روی تو داشته باشد،

و وقتی پریدی ، بیشتر بپری .

‫..

‫سوز

‫کنستانس

‫26.08.2008 09:45

‫هستی hasti

آگوست 25, 2008 by tafakkor azad

 

هستی 

‫هستی ، به معنای وجود داشتن ، زیباست .

‫نیستی ، به معنای نبود هستی یا عدم وجود ،

‫چه زیبائی میتواند داشته باشد ؟

‫وقتی خورشید و نور هست ، اشیاء را می بینی ،

‫زیبائی یا نازیبائی آنرا می سنجی و لمس میکنی.

‫وقتی نور نباشد و شیئی یا چیزی را نه بینی ، چه

‫نوع زیبائی برای چیزی که نیست ، میخواهی تصور کنی ؟

‫ برای لمس کردن نیستی و نبود هستی ، برو به یک جائی

‫در خانه ات که پنجره ای به بیرون و روشنائی و نور نداشته

‫باشد ، اگر درزی یا شکافی هم از نور به بیرون یا روشنائی

‫دارد ، ‫آنرا بپوشان.

‫( ولی مواظب باش تهویه هوا و جابجائی هوا برقرار باشد )

بعد چراغ آن محل را خاموش کن و پنچ دقیقه در آن تاریکی

به نشین. آیا چه “زیبائی ” از این تاریکی و ندیدن و نبودن اشیاء

‫دور و برت میتوانی تصور کنی ؟‫

‫این نیستی و این نبود چه زیبائی را نشان میدهد ؟

‫وقتی هنگام عصر ، عطر خوش “محبوبه شب ” فضا را پر میکند ،

‫زیبائی این عطر را درک میکنی یا حس میکنی .

‫یا زمانی که یک گل سرخ با رنگ عشق آفرین قرمز تیره ، و زیبائی

‫اش را ‫می بینی ، میتوانی بوی دلنشین آنرا لمس کنی ، عطر آن

‫جان را صفا میدهد ، رنگ آن چشم را نوازش میدهد ، ‫دست

‫به شاخه اش که ببری ، ممکن است خار پائین گل سرخ

‫انگشتانت را بدرد آورد .

‫میتوانی زیبائی گل ، رنگش و عطرش را ستایش کنی و بودن

‫خار زیر گل را نازیبا بدانی.

حال ، اگر گل سرخ را نه بینی ، آن را چگونه می خواهی

” ‫زیبا ” تصور کنی ؟ یا وجود خار را چه تعریفی برایش داری ؟

‫پس چه چیزی در نبودن یا ” نیستی ” زیباست ؟

‫وقتی میگوئی ” نیستی خیلی خیلی زیباتر است ”

‫از کجا و چه چیزی را زیبا میدانی ؟

‫چیزی را که نیست ، نه تصوری میتوانی برایش داشته باشی

‫و نه تعریفی از چیزی که نیست میتوانی بیان کنی.

 

‫پس ، ” هستی ” و زیبائی هایش را لمس کن ، از درک زیبائی

‫های ” هستی ” لذت ببر و سعی کن زیبائی های بیشتری

‫از هستی را کشف کنی .

‫بوی خوش یک فنجان قهوه ، عطر خوب چای دم کشیده ،

‫بوی برنج ، هنگام پختن ، وقتی که گرسنه هستی ،

‫کمک های درسی به یک همشاگردی که خود را ضعیف

‫در یکی از درس ها می بیند ، و آن احساس قدر دانی و

‫و تشکر ش از تو ، بدون آنکه چیزی گفته باشد ، ” ز یباست”

‫و لذت بخش .

‫کمک کردن به پیر زن یا پیر مردی ، در آن موقعی که بآن ‫احتیاج

‫دارند و شنیدن کلمه یه ” پیر شی جوان ” هم یکنوع ‫درک و

‫لمس زیبائی از “هستی ” و از بودن و انجام کاری نیکو ست.

چون به بودن نیک کردی ، در همه کارهای روز

‫هست نیکی ، برف زشتی راست ، آفتاب تموز

‫‫..

 سوز

‫کنستانس

‫23-25.08.2008

1+1=1‫

آگوست 25, 2008 by tafakkor azad
 

1+1=1‫

.. 

‫بنظرم رسید ” یک” با‌ضافه یه یک با ضافه یه دو میشو‌د

مساو‌ی ” یک ”

مثل: یک دهان با یک بینی با دو گوش با دو چشم

مساوی یک سر

‫یک سر با یک گردن با دودست با دو پا مسادی یک آدم

میلیون ها آدم با میلیون ها متر زمین مساوی یک کشور‫

‫چندین وزیر با یک نخست وزیر میشود مساوی یه یک دولت  

‫اصولا و کوچکترین چیزها :

‫یک الکترون با یک پروتون با یک ‫نوترون باضافه یه نیروی یه

‫جاذبه بین مرکز و الکترون اطرافش میشود مساوی یک اتم.  

‫و شاید بتوان گفت که :

‫اصلا ” یک ” به تنهایی و بعنوان ” یک ” وجود ندارد ،

‫یا تا بحال بشر چیزی بعنوان ” یک ” و بمعنای یک ‫را نشناخته

‫و با آن آشنا نشده است که فقط ” یک ” باشد.

آیا الکترون به تنهایی وجود دارد ، آیا یک نوترون و یک پروتون

‫به تنهایی وجود دارد ؟ اگر نه چرا ؟

‫آیا چیزی هست که الکترون یا نوترون و پروتون از آن ساخته

شده است ؟ و اگر بله ، جنس آن از چیست؟

‫چه چیزی نیروی یه اولیه را به الکترون داده که با سرعتی

نزدیک به سرعت نور دور پروتون و نوترون بچرخد ؟ و چه

‫نیرو‌ یی این جاذبه را دارد که ، آن نیروی یه جنبشی یه

‫الکترون را خنثی کند

‫و هم چنان الکترون را دور مدار خود نگهدارد ؟

” یک ” یک چیزی هست !! ؟؟

..
سوز

 

 ‫کنستانس

‫17.12.2006

‫23.08.2008

” حق و تو ” Veto Right ” haghe Veto “

آگوست 19, 2008 by tafakkor azad

 

 

‫‫” ‫حق وتو ” ناحق است ، رای ملل بر حق است

‫..

‫«  ” حق وتو ” باید از بین برداشته شود و هر قطعنامه و بیانیه در

سازمان ملل “ UN ” باید با رای اکثریت تایید شود »

‫..

چرا پنج کشور از ۱۹۲ کشور حق پیدا کرده اند رای و نظر بقییه

‫کشورهای دیگر را باطل اعلام کنند ( و ِ تو کنند ) ؟

در حقوق بشر گفته شده است :

‫همه انسانها آزاد و برابر هستند و از حقوق مساوی برخوردار هستند.

‫..

‫وقتی اکثریت ” نمایندگان مردم ۱۹۲ کشور ” در موردی تصمیم میگیرند

‫و برای انجام شدن یا نشدن چیزی رای میدهند ،

‫یکی از این پنج کشور اجازه ندارد ، نظر و رای اکثریت

‫کشور های دنیا را ملغی و باطل اعلام کند و آنرا بدون اثر بکند.

‫..

‫رای این پنج کشور دارنده یه ” حق وتو ” هم مانند رای بقییه کشورها

‫باید دارای یک اثر و یک وزن از ۱۹۲ رای ، و مثل سایر کشور ‫ها باشد.

‫..

‫حتی اگر چهار کشور دیگر صا حب ” حق وتو ” هم برای موضوعی با

‫بقییه کشور ها هم رای باشند ، یک ” حق وتو ” از کشور پنجم میتواند

‫۱۹۱ رای کشور های عضو سازمان ملل را باطل کند.

‫پس این ” حق وتو ” غیر عادلانه و باطل است و حقوق بقییه ملل را

‫نادیده میگیرد.

‫..

‫این پنج کشور آقای دنیا نیستند و کشور های دیگر هم برده یه این

‫پنج کشور نیستند.

” حق وتو ” حق رای و حق برابری ملل دیگر دنیا را نادیده میگیرد

‫و آنرا بی فایده میکند.‫

‫..

‫مردم امریکا نمی توانند باور کنند که حق رای و نظر مردم اروپا ،

‫آسیا یا آفریقا را انکار کنند و نادیده بگیرند و آنرا بی اعتبار بخوانند.

‫همچنین مردم اروپا و آسیا نمیخواهند تصور کنند که نظر و رای مردم

‫امریکا بی اعتبار است و باید آنرا نادیده گرفت.

‫..

پس ” حق وتو ” با آزادی و برابری و حقوق بشر هماهنگ نیست

‫و‫ باید وجود آن بی اعتبار اعلام شود.

‫..

‫کنستانس

‫19.08.2008

‫سحر sahar‫

جولای 29, 2008 by tafakkor azad

 

‫سحر

 

‫‫فرح انگیز و طربناک بُوَد وقت سحر 

 

‫ز گل و باغ‫ نفس ِ تر، نور تابان ز قَمَر‫‫

 

‫چشم آلوده بخواب و اندکی اشک به بر

 

‫اشک شوق است ز دیدار صبا بار دگر

 

یا که حسرت به ، گذر از شب ِ دلدار به بَر‫‫

.

سوز

‫کنستانس

‫06:15 29.07.2008

‫‫ساقی saaghi

جولای 22, 2008 by tafakkor azad

ساقی 

 

 -

 

ساقی قدحی ز ِ باده ، بَر ده

 

‫شوری ز ِ دل ِ رُباب ، سَر ده

 

‫این زار به بالین ِ تو ، بَر نِه

 

‫نازان به من ات ، کنار ، سر نِه

 

-

 

‫چشم تو بُوَد ، چراغ راهم

 

‫آغوش ِ تو گرم ، بُوَد ، پناهم

 

‫غم را ، به وجود ِ تو، بکاهم

 

‫بَر اوج رَوَم ،، چنان که شاهم

 

 

‫سوز

‫کنستانس 

 

‫21.07.2008 - 00:17

‫ستایش setaayesh

جولای 16, 2008 by tafakkor azad

ستایش

‫جهان آفر ینا ، ستایش  تراست

 

‫به نظم جهانی ، نیایش تراست

 

‫به پندار و گفتار و کردار نیک

 

‫به مردم هماره سفارش تراست

  

‫سوز‫

‫کنستانس

‫15.07.2008, 17.06.2008