‫آب حیا ت Aabe hayaat

‫آب حیا ت

‫ -

‫تیره یه شب به نور سحر آذین شد

‫منظر چشم صبا ، خوشک پروین شد

‫وندر آن خرم هوا ، پرسم من از با د صبا

‫این چرا چونین شد ، وان دیگری هم چین شد

‫ -

‫نسیم سحری حا ل بشارت میداد

‫کن نیا زی که ، او ، بازت میداد

‫که چه سان مست شد آن ، حافظ رند

‫حا لتی ش بود که ، حا لت میداد

‫ -

‫ترسم از خواهش آن ، آب حیا ت

‫خانه یه دل ، جای نبودی هیهات

‫زنده گردی ، زمما ت رو به حیات

‫گر کنون وصل شوی ، بآ ب حیات

‫ -

‫وهم آن وصل شدن ، وهمم بود

‫وندر آن وصل ، چگون با ید بود

ره رویی نا بلد اندر شب و ، دشت

‫مرشدی پیر ، رهنمون با ید بود

‫ -

‫گر نمیری ، نشوی زنده در آن

‫مردنم راه نما ، زنده شدن را تو نشان

‫مردن نفس ، یکی مردنک تمثیلی ست

‫یا ورم شو ، ای ز ‌آن داده ، نشان

‫-

‫سوز

‫کنستانس

02:45 - 00:30 , 05.06.2008

برچسب‌ها:

يك پاسخ برايش بگذاريد