خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ ژانویه, 2009


‫نیک روش
‫..
‫یکی از دوستان وبلاگی ، نوشته بود :
‫ اگر میشه گناه کرد و جوابگو نبود ؟ چرا ما گناه نکنیم ؟
‫ ‫−− −−−
‫گناه بخودی خود تعریف و نمودار عمل ناپسند و نکوهیده ای است
‫که نباید انجام داد ه شود .
دوست عزیز ، اگر بچه ای از کیف پدر یا مادرش [...]

Read Full Post »

عقیده
..
‫آیا یک نفر ، یک انسان ، اجازه زندگی کردن در روی کره یه
زمین را دارد ‫یا ندارد ؟
آیا یک انسان اجازه دارد نفس به کشد ، غذا بخورد یا آب
‫بیاشامد یا نه ؟
آیا یک انسان اجازه دارد به دور و بَر ِ خود نگاه کند ‫، ‫از تابش آفتاب
بر [...]

Read Full Post »


‫او باما 2
‫..
‫در نگاهی کوتاه به مسیر و تحولات رسیدن اوباما به
‫ریاست جمهوری ، د یده می شود ، چهار پنج سال پیش ،
‫بطور اتفاقی ، یک ‫سناتور ، از ” انتخاب شدن مجدد ” به سناتوری
‫منصرف میشود . و چند نفر از سناتور های دیگر بطور متحد می گو یند [...]

Read Full Post »

‫اوباما
..
‫آمادگی برای انتقال ریاست جمهوری از بوش به اوباما با شور
‫و هیجان ز یاده از حد دنبال میشود . در خیلی از کشورهای
‫جهان بحث و صحبت های خیلی ز یادی هر روز مردم را مشغول
‫ این انتخابات  می کند.
‫این پیشواز رفتن برای انتقال ر یاست جمهوری در [...]

Read Full Post »

زرتشتی
..
‫دوستی وبلاگی ، نوشته بود :

سلام دوست  خوب شعر بسيار زييايي بود

از قرار معلوم شما بايد زرتشتي باشيد درسته؟ ‫
‫‫
….. ‫

برای خوبی شعر ، آیا فرقی هم می کند ؟ ‫ ‫

 
‫‫بقول مولوی بزرگوار ، نه بر‫ّی ام ، نه بحری ام ‫
‫نه گبر و نه ترسا و نه مسلمان نه [...]

Read Full Post »

‫قافیه
‫..
‫سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
‫که سر ها در گر یبان است
‫..

‫چه کس گفته است شعر ، در قالب و در قافیه باشد
مخوان شعرش ، که منظوم نیست ،‫‫ نا پخته باشد

شعر ، بیان احساس ِ لطیف و بینش ظریف است ،
‫از یک رخداد یا [...]

Read Full Post »

‫اشک
‫..
من آن اشکم ، بر اندوهت ز گوش چشم روان گشتم
‫شدم تسکین به غم هایت ، ز کاشانه جدا گشتم
‫غبار غم به شستم گَرد ، چو از ذهنت روان گشتم
‫چرا پس دوری من شد ، ز یاران و ز کاشانه ( اشکدان )
‫مُسکِن یا که آرام بخش [...]

Read Full Post »

انتقاد
‫..
‫یکی از دوستان پس از خواندن وبلاگ فارسی
‫من ، زحمت کشیده و چنین گفته است .
‫البته انتشار گفته های ایشان ، دلیل
‫تأیید آن از جانب من نیست .
‫………
‫سعیدا ، جان من ، وارسته ای اما
تو آداب سخندانی نمیدانی
‫گهی نظمی ، گهی نثری ، گهی فارغ ز ِ [...]

Read Full Post »