مادر 3
..
ز مادر جهان روشنی یافته ست
به بردباری یو کوشش، جوان ساخته ست
چو مادر، به هوش و پُر از کار بود
به کودک ادب، هم درستی سُتود
چو کودک، عاقل است و همو راهبر
تو در پرورش، مادرش را بداری نظر
چو بچه کج اندیش بود و بَد کارو بار
به آغوش ِ بَد مادری، بود او را قرار
پدر را به کردار، بوده پیرو مدام
به کودک، دارد او برترین ِ مقام
بیاموخت مادر تمیزی یو، رفتار خوب
به مردم نشان گشته، آن بچه خوب
به پرورد ز کودک، به بُرنا، جوان
به دست همین مادرست، سازش این جهان
چو مادر، کِسی مهر و کوشش نداشت
به بالاترین رتبه اش، باید او ارج داشت
..
سوز
کنستانس ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ − 18.05.2009