توجیه
..
توجیه عمل ِ ناپسند ، گول زدن وجدان پاک است.
توجیه کردن ِ عمل نادرست ، نادرستی و دروغ را به درست بودن
تعبیر می کند و می خواهد وجدان ِ عمل کننده یا گوینده یا
نظر شنونده را ، در کار ِ انجام شده به درست بودن آن قانع کند.
چه بسا که خود گوینده هم در ترازوی وجدان ، سبک بودن کالا
و ناروا بودن عمل را نسبت به حقیقت و انصاف می بیند ،
ولی می خواهد وجدان ِ خود را ، و یا نظر دیگری را نسبت به
درست بودن آن کار راضی کند .
یعنی که ، اگر این کار را کردم برای این بود که …
وگرنه من که مایل نبودم چنین کاری را انجام دهم.
ترازو ی ِ وجدان در وجود انسان، شاهد و ناظر درستی ها است.
وجدان پاک یا ” ترازوی ِ وجدان ” ، به علت ِ کار انجام شده ،
که در اثر گرسنه بودن ، بی پول بودن ، ضعیف بودن
یا قوی و زورمند بودن است ، کاری ندارد.
وجدان پاک ، عمل انجام شده را فوراً می سنجد و به ما
نشان می دهد که این عمل به سمت ِ ناروا بودن یا
نادرست بودن تمایل دارد و با حقیقت و انصاف و عدالت
فاصله دارد و هنوز به حالت مساوی بودن با حقیقت و
عدالت و انصاف نرسیده است.
وجدان پاک حالت اجرائی ندارد ” اینطور بنظر می رسد ”
ولی حالت یاد آوری آن دائم و همیشگی است ، همیشه
به یادتان می آورد که آن کار شما درست نبوده است.
برای راضی کردن ِ وجدان پاک شروع به توجیه آن می کنیم،
در فکر خود ، یا برای شخص دیگری که آن عمل را شاهد
بوده است ، و یا وقتی کِسی با ما راجع به آن کار صحبت
می کند یا از ما سئوال می کند ، با جواب توجیهی گوشه
چشمی به شنونده است که به بینیم آیا قانع شده است
یا نه ، آنوقت گوشه چشمی هم به وجدان بیدار می اندازیم
و با تبسمی سئوالی و تکان دادن سر به حالت تایید ،
می خواهیم او را هم به بینیم که
مثل آن شخص دارد قانع می شود و وجدان بیدار اجازه
دهد که این کار ، به حقیقت نزدیکتر تلقی شود و از
ملامت نگاهش به رفتار ما کمی کم کند.
شاید بهترین روش راضی نگان داشتن ِ وجدان ِ پاک ،
اجرای مثل معروف باشد که :
آنچه به خود نمی پسندی ، به دیگران نیز مپسند.
آنوقت نباید از وجدان معذرت بخواهیم و سعی کنیم
یک جوری کار خود را توجیه کنیم.
..
سوز
کنستانس اول تیر ۱۳۸۸ − 22.06.2009