قلب من میگه شما از دست من عصبانی هستین…
——– ———
نوشتمش ،
شاعر می فرماید:
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد — طاعت از دست نیاید گُنهی باید کرد.
/ خوشحال هستم از اینکه در دل ِ شما جائی پیدا کرده ام.
مدتی طولانی هست که با وبلاگ هایمان باهم آشنا شده ایم .
انتظار دارم گاهی بتوانم منظور خودم را به گویم ، اگر چه مخالف منظور شما باشد.
مخالفت با نظر شما ، عزیز ، مخالفت با خودتان نیست .
از خواندن نوشته هاتان خوشم می آید ، دلیلی هم ندارد که همه یه نوشته
هایتان مورد پسند من باشد ، چه بسا بسیاری دیگر ، آن نوشته را پسندیده باشند.
به راهتان به کارتان ادامه بدهید و بنویسید ، حتی اگر خیلی ها خوششان نیاید.
خودتان از آنچه که نوشته اید که خوشتان می آید ، همین بس است.
همه آزادند که نوشته تان را باز هم بخوانند یا دیگر نخوانند.
ولی من بازهم نوشته هایتان را می خوانم .
موفق باشید
..
سوز
کنستانس 19 مرداد1388 – 10.08.2009
خوبه ! ادامه بده
باید تفکر کرد
می خواهم باورهیتان را باور کنم، می خواهم سبز شوم اما به شرطی که مانند پیامبری مرا روشن کنی به حق به گویی راه درست را نشانم دهیم
می خواهم سبز باشم نه به واقعیت بلکه به حق