شیوه استالینی محکوم است.
آیا مردم با اسم استالین مخالف هستند ، یا با شیوه عمل او
در مورد مردم و کشتارهای دسته جمعی اش؟
مسلم است که با شیوه عمل او مخالفت می شود.
آیا اگر اسم او مثلاْ بجای استالین − امیروف بود − آیا روش او
مورد انتقاد نبود؟
چرا ، آنموقع هم مردم از شیوه و روش - امیروفی - انتقاد می کردند.
پس « شیوه عمل » بطور کلی مورد انتقاد است و برای شناسائی
شیوه و روش ، نام معروفترین استفاده کننده از آن شیوه را بر
روی آن روش گذاشته اند.
روش استالین ، وادار کردن مخالفین خودش ، به زور ، به تایید
او و راه او و سیستم اداره کردن او بود.
آیا اگر استالین ریش می گذاشت و لباس یک کشیش را می پوشید ،
یا لباس یک ملای مسلمان را بخود می پوشید ،
و قیافه مردانی را که در راه راهنمائی مردم بسوی خدا ، کار می کنند
بخود می گرفت ، آیا عمل و روش او مورد تائید قرار می گرفت ؟
مسلما نه ، همانطور که از کشیش های متعصب قرون وسطای اروپا
ابراز تنفر می شود.
چند ماه پیش ، دادگاه بین المللی رهبری آفریقائی را به جنایت علیه بشریت محکوم کرد .
مردی با کت شلوار و کراوات که ۲۰۰,۰۰۰ نفر را به کشتن داده بود.
فرقی نمی کند که شخص رهبر ، چه لباسی بر تن ، و چه ظاهری داشته باشد.
و در کجای دنیا باشد ،
باید رفتارش ، عملش و گفتارش مورد قبول و پسند مردم و جامعه باشد.
با اظهار اینکه ، من چنین کارهائی را برای خدا انجام میدهم و همه باید
دنباله رو ، راهی باشند که من نشان میدهم و اگر موافق نظر من نباشند ،
مردم را بدستور من کتک می زنند ، بازداشت می کنند و اگر
بازهم بر عقیده خود پافشاری کنند ، کشته می شوند . این شخص دارد
بنام خدا ، با ظاهر فریبی و عوام فریبی و ادعای خدمت به خدا ،
کاری خلاف انسانیت و بشریت می کند و او محکوم است ، حالا هرچقدر هم
میخواهد ریش داشته باشد و هر چقدر می خواهد عمامه اش بزرگ باشد.
مَثلی است معروف : النیاتُ بالاعمال .
نیت های مردم و منظورشان با ، عملشان مشخص می شود.
اگر کسی مردم را با زجر و شکنجه و کشتار ، وادار به کاری می کند ،
او نیتش پلید است و کارش خطاست ، اگر چه به زبان می گوید این
کار ها را برای خیر و صلاح مردم و رضای خدا انجام می دهم.
..
سوز
۳۰ امرداد ۱۳۸۸ − 21.08.2009
به نظر مسكویه، جامعه اى كه همه توانایى هاى مشاركتى اعم از تعاون در تامین ضروریات زندگى، توسعه مادى و فضایل معنوى را دارد و در جهت پیشرفت جامعه به كار مى گیرد، آن جامعه توسعه یافته است. وى در كتاب «الهوامل و الشوامل » مى گوید: «اما حال عمارتها فانما یتم بكثرة الاعوان و انتشار العدل بقوة السلطان الذى ینظم احوالهم و یحفظ مراتبهم و یرفع الغوائل عنهم و اعنى بكثرة الاعوان تعاون الایدى و« النیات بالاعمال» الكثره التى بعضها ضروریه فى قوام العیش و بعضها نافعة فى حسن الحال فى العیش و بعضها نافعة فى تزیین العیش فان اجتماع هذه هى العماره ; آبادانى مدینه با كثرت یاوران و گسترش عدالت به مدد سلطانى كه احوال مردمان را به نظم آورده مراتبشان را حفظ و مشكلات و دشوارى هایشان را برطرف مى كند و مقصود از زیادى یاوران، تعاون فكرى و عملى در كارهاى زیادى است كه بعضى در قوام زندگى ضرورى اند و بعضى در زندگى بهتر سودمندند و بعضى در آراستگى زندگى به فضایل نافع هستند و اجتماع این سه، عمارت و آبادانى و توسعه مدینه است ».
حق با شماست…
کسانی که با نشانه های مذهب به اختلاف و اغتشاش دامن می زنند باید از میان برداشته شوند تا ماجرای نهروان تکرار مجدد نشود…
و اما بدانید اولین وظیفه حاکمیت (نظام) و مسئولین آن حفظ امنیت و ایجاد رفاه برای جامعه است.
اگر حکومتی در برابر اغتشاش و آشوبگری ساکت بنشیند، کشورش رفته رفته تبدیل می شود به همین کشورهای آفریقایی و افغانستان… و یقینا مردمش به تنگ خواهند آمد و آن نظام و حاکمانش به حق بی لیاقتند.
به اعتقاد حقیر باید ریشه های آشوب و اغتشاش را خشکاند تا امنیت بر جامعه حاکم شود و اولین بستر پیشرفت و عدالت بوجود بیاید…