خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ سپتامبر 2009

صدای قدم

در سایه شعر ” سهراب سپهری “
‫..
‫بسراغ من اگر می آئی ، محکم و پیوسته بیا ،
‫صدای قدمت ، باز بلند آهنگ باد ،
‫که به آهنگ قدم های تو قلبم به صدا بر خیزد ،…

نوشته را کامل بخوانید »

“کاش می شد زمان رو در شیرین ترین قسمت زندگی متوقف کرد“
‫..
‫تشخیص ما از زندگی در مقایسه کردن تفاوت هاست.
‫اگر چیزی همواره آنچنان باشد که همیشه هست متوجه حضور آن نمی شویم…

نوشته را کامل بخوانید »

باز کن در ، باز کن در

‫بسته ای درهای ذهنت ، به زنجیر ِ هراس از آتش دوزخ .

‫نمی خواهی بیاندیشی چه سان در بند موهوماتی اسیر گشتی.

‫به چرخان تو ، کلید ِ روشن اندیشه را ، در« قفل ِ زنگار بسته » یه

‫سنت و رسمی که از آبا و اجدادت ، به سان ِ بسته ای نگشوده اش ،

‫به میراث برده ای آنرا.

نوشته را کامل بخوانید »

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.