خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ دسته‌ی ‘‫‫رو یا’


‫چراغ امید
‫..
‫تو در نگاه ِ من همانی که در رویاهایم می جستم ،
‫به نرمی یه نسیم ِ مرطوب و معطر ِ برگهای ِ درختان ِ نیمه شب ،
‫در دلم خزیدی و به همه جایه دلم سر زدی و از آن گذر کردی ،
‫−
‫حال احساس ِ وجود ِ دوباره [...]

Read Full Post »

‫‫صدای قدم
‫‫..
‫در سایه شعر ” سهراب سپهری “
‫..
‫بسراغ من اگر می آئی ، محکم و پیوسته بیا ،
‫صدای قدمت ، باز بلند آهنگ باد ،
‫که به آهنگ قدم های تو قلبم به صدا بر خیزد ،
‫هرچه از دور ، به نزدیکترم می آئی ، ضربه یه قلب من افزون [...]

Read Full Post »


‫‫رو یا
‫..
‫مرا آزرد ، برگشتن به بیداری
‫گفتم ای خواب ، چرا دیگر نمی آئی

بباغ راه رو هایِ پَر چین دارُ و ، رو باز ِ تو ای خواب
‫به پَرچین ، نازک ِ نیلوفران ، پیچ خورده پُر تاب
‫مَه آلوده شبی بود ، پُر از ، پَرتو ِ مهتاب [...]

Read Full Post »