‫ندا Neda

 ‫ ندا Neda

‫..

‫ندا ، را بی ندا کردی بسیجی

‫تو ، کا‫ری بی خدا کردی بسیجی

‫چو ، سر دسته ، نهیبی بر شما زد

‫تَنی از جان ، جدا کردی بسیجی

.

‫ترا گفتند ، دشمن در کمین است

‫پسر یا دختری ، شاید همین است

‫بهشت و حوری اش ، در خاطر آور

‫رسیدن هم به آن ، راهش همین است

.

‫که کشتن در رَه ، اَل لَه ، ثواب است

‫امام  ِ غایبت ، پا در رکاب است

‫همو ناظر، به مُلک و اُمت خود

‫که رهبر ، نایبش ، در رأس کار است

.

امام  ِ جمعه و آخوند و رهبر

‫همه دارند ، بسی اموال در بَر

‫خورند از مال مردم تا به تیهو

‫سرابت می دهند ، از آب کوثر

.

‫بسیجی جان تو هم فرزند مائی

‫ازین بوم و ، تو هم از این سرائی

‫فریبت می دهند ، آخوند و ملا

‫حقیقت در کجا ، تو در کجائی

.

‫کدام آخوند ، در شهر و کناره

‫به جنگ ِ هشت سال ، فرزند داده

‫بهشت و حوری اش شیرین نماید

‫تو را آهو به دشت ، نگرفته داده

.

‫‫‫بسیجی ، مِهر دید ، اندر اسارت

‫پس از تیری که او زد ، با جهالت

‫ندامت در دلش ، آتش بر او زد

‫هزار افسوس بود ، سیما و حالت

.

‫ندا ، چون خواهرم ، صغرا ، سکینه

‫بمن ، فرمانده گفت ، دشمن همینه

‫بزن !!! سهمی به بَر از آب کوثر

بجایش داده اند ، آب خزینه

‫‫..

‫سوز

۹ تیر ۱۳۸۸ − 30.06.2009 

یک دیدگاه برای ”‫ندا Neda

  1. آيا اينه جواب بسيجي هايي كه 8 ( هشت) سال جونشو نو در راه دفاع از اسلام و ايران و مردم عزيز دادند؟

    ببينيد كي از اين حرف ها سود ميبرد؟

    فريب دشمنان وحدت ايرانيان را نخوريد…

    هشيار باشيد…

    دوست داشتن

    • ‫دوست عزیز تمام بند های شعر ‫را که نگاه کنید می بینید نوشته:
      …… …….
      بسیجی جان تو هم فرزند مائی
      ‫ازین بوم و ، تو هم از این سرائی
      ….. …….
      ندا ، چون خواهرم ، صغرا ، سکینه
      ‫بمن ، فرمانده گفت ، دشمن همینه
      ‫بزن !!! سهمی به بَر از آب کوثر
      بجایش داده اند ، آب خزینه
      …… …….
      بسیجی ، مِهر دید ، اندر اسارت
      ‫پس از تیری که او زد ، با جهالت
      ‫ندامت در دلش ، آتش بر او زد
      ‫هزار افسوس بود ، سیما و حالت
      ……. ……..
      ‫در اینجا نشان داده شده که بسیجی یه ، با شرف و با وجدان از کاری
      ‫که کرده است ، سخت پشیمان است.
      چه چیز او را باین کار واداشت؟
      ‫آیا او به میل خود این کار را کرد یا فرمانده باو دستور داد ،
      به فرمانده هم ‫فرمانده دیگری دستور داده است .
      در اصل محل اصلی صدور فرمان مورد ‫انتقاد است .
      مردمی که این فرد تیر انداز را دستگیر کردند که او را آزاد کردند
      ‫و به او آزاری نرساندند ، بنا براین قضاوت عمومی
      و از نظر خیلی ها هم آن شخص گناهکار اصلی نبود.
      ‫این افراد مومن مورد سوء استفاده شخصی قرار گرفته اند ،
      ‫و آنها را با انگیزه های دینی و مذهبی به کار خلاف وادار می کنند.
      ‫……. …….
      ‫جلوی چشم شما تقلب می کنند ، شما اعتراض می کنید که
      ‫ای بابا این کار درست نیست ، خلاف است . آنوقت شخص خلاف کار
      ‫توی دهن شما بزند که ای کافر ، ای بی دین ، به من می گوئی
      ‫خلاف کرده ام . سزای تو مشت و لگد خوردن است و چوب باتوم.
      ‫و مثلا امام جمعه اش ، می گوید با این معترضین باید با شدت
      ‫هرچه تمام تر بر خورد کرد که برای دیگران عبرت بشود.
      ‫آیا بسیجی ها هشت سال برای این افراد با این تزویر و ریا
      ‫جنگ کردند؟ مسلم است که نه .
      ‫ایده ها والا ، نجات کشور ، و ساختن کشوری با عدل و انصاف بود.
      ‫و تمام افرادی که در جنگ هشت ساله از میهن عزیزشان
      ‫دفاع می کردند محترم هستند و روی چشم همه ما جا دارند.

      دوست داشتن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.