خرقان- 2

خرقان- 2

..

من گناه ِ مردمان ، اندر جهان گردن نَهَم

تا ز ِ آتش ، درد ِ دوزخ ، جمله مردم وانَهَم

هر که تقصیر کرد در هر کجا ، بر پای ِ من

درد ِ دوزخ را نباشد ، هیچ وای جز ، های ِ من

.

بایزید از بوی ِ من مست شد صد سال پیش

او فرستادم درود وُ ، من نبودم خاک ، بیش

من خریدارم گناه ِ مردمان در یک زمان

تا نیابد هیچ کس ، هیچ دردی ، هیچ زمان

.

بت پرست وُ زاهد وُ عابد ، به دادش زندگی

زو نپرسیدش چه سان بودت سپاس ِ بندگی

میوه و گندم بداد او ، بی دریغ بر مردمان

داده روزی بیکران بر مردمان ، در هر زمان

.

زَنگی یو ، زرد وُ سپید ، جان داد ، مردم بیدریغ

در کنار رود بود ، یا خانه داشت اندر ستیغ

داده آنان را خدا جان ، پس ندارم از کمی نانش دریغ

مردمان ، دین را نپرسید ، نان دهید ، باشید شفیق

.

زانکه او بی پُرس ِ دین جان می دهد بر مردمان

بنده اش هم بوالحسن بی پُرس ِ دین آورده نان

مستی ، از مستی به دادش یک سگی را لقمه ای

آن دگر گفت دور شو ، ازِمن چو زاهد بنده ای

.

زندگی آنست ، که یار دیگران باشی برای زندگی

نی چو زاهد ، یاری از مردم ، تو باشی در دعا و بندگی

زاهد اندر وَهم ، روزی یابد او ، بهر ِ دعاهایش بهشت

زاهد دائم عبادت ، خادم ِ مردم ، درآمد بهر ِ پاداش در بهشت

..

سوز

26 آذر 1389 – 17.12.2010

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.