زاینده رود ، سی و سه پل

زاینده رود ،  سی و سه پل

..

در خبر ها آمده بود که مردم اصفهان از جاری شدن مجدد آب در

رودخانه یه خشک زاینده رود با ساز و آواز به شادمانی پرداختند.

.

در همان حال که من هم از این خبر خوشحال شدم یکدفه سرم سوت کشید ،

آخ ! با تونل به کج رفته زیر پایه های سی و سه پل چکار کردند؟

آیا تونل ِ اشتباهی هدایت شده به زیر سی و سه پل را با بتون پُر و مسدود کردند؟

.

یا مثل خیلی چیزهای دیگر همان طور بلاتکلیف و پادر هوا مانده و مسئولین حفاظت ِ

آثار باستانی با پیمانکار و شهرداری در گفت و گوی بی نتیجه هستند.

.

پل سی و سه پل یکی از زیباترین پل های قدیمی در دنیاست .

.

شهرداری ، پیمانکار و مجری که برای ایجاد یک متر تونل باید کلی هزینه بکنند ،

چطور می شود که اشتباه کنند و چندین متر تونل را در مسیری غلط به زیر پایه

های پل هدایت کنند و یکی از زیباترین آثار تاریخی ایران را با خطر نابودی

و فرو ریختن تهدید کنند ؟

.

تصور اینکه با جاری شدن مجدد آب در رودخانه یه زاینده رود ، نفوذ آب ،

در این تونل ِ متروی نیمه تمام ، باعث شود که قسمتی از پل کج شود یا فرو بریزد

وحشتناک، دردناک و غیر قابل تصور است.

..

سوز

23 آبان 1390 – 14.11.2011

ما درس سحر

ما درس ِ سحر

..

چه ظریف و رویائی است نوای سه تار ، و سوز و حسرتی که با خود می آورد.

نوای غمگین سه تار ، فکر را پرواز می دهد ، در بازمانده های خاطرات ناکام در این

جا و آن جای ذهن و در میان ِ از دور مانده هایمان ، گشتی می زند ، بازمانده های

خواسته هایمان را کپه کپه و جدا از هم ، می بینیم و دوباره ما را

به سر جایمان بر می گرداند.

دوری از آن چیز هائی که دوست داریم و دوست داشتیم در کنارمان باشد ، یا در

کنارشان باشیم ولی نیستیم .

خواسته هائی که نشده اند و دوست داشتیم که بشود ، و به آن سان که ما مایل بودیم ،

ولی با گردش چرخ ِ روزگار به راهی دیگر رفته ایم ، یا رفته اند ، و از آنها دور هستیم.

.

نوای سه تار احساسات را به غلیان می آورد و اشک را به رقص وا می دارد و آن را

با ایست و رو ، ها ، که ایست و رو های ساز است ، به ناودان های چشم می بَرَد و در

آنجا اشک را از بلندای صخره های ِ غم به دره های حسرت و فراموشی و عدم

رها می کند ، تراوش و بروز اشک هم از گوشه های ِ چشم ها لذتی دارد

و همدردی ساز را با غم ها ، به نم های اشک پاسخ می دهد .

.

در هماهنگی با سوز ِ دل ، صدای زنگدار و نوازشگر خواننده یه آواز ، به نوعی است که

هم چون همراهی غم خوار ، در حالی که ما را تسلی می دهد با خود به اوج ها

می بَرَد ، خود را رها و آزاد و جویا ، در بالاهای آرزوهای نایافته و امید های از دست

رفته ، حیران و نظاره کنان در گردش می بینیم و با ارابه یه بلورین ِ خیال که ما را

به گردش برده است به جای خود برمیگردیم.

..

سوز

28 مهر 1390 – 20.10.2011

…   …

این احساس و درنگ ، با شنیدن این قطعه موسیقی سنتی به وجود آمد.

باصدای زنگدار و جلا داده و غمگین ِ استاد شهرام ناظری ،

با آهنگسازی و هنرمندی و اجرای بی نظیر سه تار استاد ذوالفنون ،

و اشعار بی نظیر حافظ شیرازی و بزرگ ،

ترکیبی بی همتا و جاودانی از شعر و موزیک و عرفان را پدید آورده اند.

.

دستگاه: شور آواز بیات ترک (زند) – ما درس سحر

http://www.youtube.com/watch?NR=1&v=fxeq2JI1aQ0

http://www.youtube.com/watch?v=uLNUsutQG9o&feature=related