من بدنبال خدا می گردم

من بدنبال ِ خدا می گردم

..

آنکه بی رنج مرا‌، می بَرَدَم سوی ِ بهشت

آنکه هیچ ندارد شکی‌، از آنچه آفریدست‌، بنام ِ انسان

آنکه رنجم ندهد بیش مرا‌، تا بیازمایدم‌ از‌،‌ صبر و توان

آنکه تایید نخواهد از من‌، تا چه اندازه به درد‌، پایدارم

اگر از درد و بلا‌، پیروز در آیم بیرون

این منم بر قدم ِ‌ بعدی یه او‌، فرماندار

او به ناچار مرا سوی ِ‌ بهشت خواهد بُرد

گر بلا های ِ زمان را نتوان طاقت داشت

باز هم من بدَهَم‌، خط به خدا‌، که چه کار باید کرد

او به ناچار مرا‌،‌ راه به دوزخ باید

قادر است وُ‌، مهربان است وُ‌، رحیم

پس بهشتم دهد او‌، هیچ نیآزارد وُ‌، چون هست کریم

کَرَم وُ بخشش از آنجاست که بی مُزد و عوض می بخشی

گر، به پاداش ِ‌ عمل‌، راه ِ بهشتم باز است

این که مُزد است به کار‌، هست روالی ز ِ قدیم

من بدنبال ِ خدا می گردم

..

سوز

26 آذر 1391 – 16.12.2012

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.