به گردان به مهر

به گردان به مِهر

..

بنام همانی که آغاز از اوست

جهان آفرین گفته اند، یا که دوست

به چرخ تا به چرخیم، اساس ِ جهان

ندانیم به چرخش، توان از چه روست

.

که ذره بگردد، به ذره مدام

توان را به گردش، چه چیزست کدام

نه چرخنده از دوُر بیرون پَرَد

نه مرکز، کشش را، ز ِ نیرو تمام

.

چو از ذره، بیرون بیاری نگاه

همان چهره بینی، همان دستگاه

عطارد و ناهید و هم چون زمین

به خود چرخ و بر دور ِ خورشید به راه

.

بگردند به خود، هم به گِرد ِ دگر

همه کهکشان وُ، جهان سر به سر

به ژرفای گردون، که تا چشم دید

به چرخند به خود، هم به دور ِ  دگر

.

بیا ای خداوند ِ گردون سپهر

زمین کرده آباد، به تابش ز ِ مِهر

دل ِ مردمان را به گردان ز ِ جور

به مهر پروری آور وُ، کار ِ مِهر

..

سوز

2 شهریور 1393 –  24.08.2014

————-

بوستون

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s

این سایت برای کاهش هرزنامه‌ها از ضدهرزنامه استفاده می‌کند. در مورد نحوه پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.