ندا 3 Neda

ندا 3 Neda
‫..
ندا از جان ، جدا کردی بسیجی
‫نگاهش جاودان کردی بسیجی
‫ندا و آن نگاه ِ پس چرایش‫
جهان را ماندگار کردی ، بسیجی

.

جهان را با نگاهش باز خواهد
‫چرا ، من را در اینجا خوار خواهد
‫نگاهش پُر ز معنا ، بر من و توست
‫به آزاد کوشی ات ، تکرار خواهد
‫..
‫سوز
۱۰ تیر ۱۳۸۸ − 01.07.2009

Advertisements

رنج شکست

رنج  ِ شکست

..

در نوشته ای که برای تجلیل از راه پیمائی آرام مردم ، برای اعتراض به تقلبات

در انتخابات 22 خرداد نوشته بودم ، خواننده ای نظر داده بود که :

« از قرار معلوم سوزش این شکست حالا حالاها برای شکست خورده ها رنج آور است

پیشنهاد میشود برای درمان یک سفر به قطب بروند تا شاید خنک شوند »

جواب به این اظهار نظر:

سوزش شکست است که می خواهند آنرا به زور باتوم و گاز اشگ آور و شلیک گلوله

به سینه جوانان ، به عنوان پیروزی به قبولانند . شاید بخاطر همین پیشنهاد مشابه

شما بود که فردای علنی شدن شکست ، سفر به همسایه شمالی را تدارک دیدند

و شاید بطور خصوصی هم سری به قطب شمال زده باشند ، زیرا رنج این سوزش

به این سادگی ها خنک نمی شود.

..

۰۶ امرداد ۱۳۸۸- 28.07.2009

راه آزادی

 راه آزادی

..

‫راهی را که مردم بر گُزیده اند در راه آزادی پیش می رود ،

استقامت شمامردم ، ‫باعث پیروزی است .

اگر در این کار موفق هم نشدید ، لا اقل

‫نام نیکوی شما در تاریخ این آزادی خواهی خواهد درخشد.

میرحسین: روز جمعه در میان صفوف شما حاضر خواهم شد

قلم – مهندس موسوی در پاسخ به دعوت مردم طی بیانیه ای اعلام کرد: روز جمعه مورخ 26/4/88 در میان صفهای شما حاضر خواهم شد. ..

سوز

 ۲۶ تیر ۱۳۸۸ – 17.07.2009

ندا 2 Neda

 ‫‫ندا 2 Neda

‫..
‫ندا را بی ندا کردی بسیجی
‫‫‫جهانی ، بر عزا کردی بسیجی
‫نگاه ِ آهوی معصوم ، ندا ، شد
‫نماد مردم ِ ایران ، بسیجی

‫نگاه ِ تو سخن می گفت با ما‫
‫کجائید ای جوانان ، نسل ِ فردا
‫نگاهش جستجو ، ندای ِ ایران
که همکاری کنید ، پیکار ما را

‫صدا ، از بَهر ِ آزادی بلند شد
‫ندا ها را ، ز ِ‫ خون ها ، جامه ، تر شد
‫ندایت را بلند ، آزاد سَر د ِه
‫ندا های جهان ، همراه تر شد

‫که دزدان جملگی با هم نشستند
‫به غارت ، مال ما ، پیمان به بستند
‫ستان مام ِ وطن از بردیا ها
‫نشان ، نیکان که آزاده پرستند
‫..
‫سوز ‫

‫ ۱۱ تیر ۱۳۸۸ − 02.07.2009

‫تابلو نقاشی بنام چشمان از :

Neda» iran»-    ‹ Tim O’Brien – ‹Eyes

http://www.drawger.com/tonka/?article_id=8147 

‫صدای آزادی‫‫

‫صدای آزادی‫‫

‫..

‫در یک وبلاگ از کانادا ، یک عکس از تظاهرات مردم ایران بر

‫علیه نتیجه و شکل انتخابات 22 خرداد ایران را دیدم.

‫در اولین نگاه دیده می شد که :

مردی جوان که از نعمت ‫دیدن برخوردار نیست ،

با عصائی در دست ، در حالی که ‫سر ِ خود را به حالت

گوش دادن به صدا های اطراف ، کمی ‫بالا و به جلو گرفته بود

و عصایش را با دست راست خود ‫کمی جلو تر از

خودش گرفته بود و پیش رفت عصایش در هوا و

بدون برخورد به مانعی در ‫جلویش ، ‫به او ‫اطمینان

‫قدم بعدی را می داد ، داشت راه پیمائی ‫میکرد.

‫.

‫ناگهان بغض گلویم را گرفت ، اشک در چشمانم پر شد.

‫چه صحنه زیبائی بود. چند نفر در جلو ، عده ای در پشت

‫سر او ، و چند نفر در کنار او همگی با هم به جلو میرفتند.

.

‫شخصی همراه این جوان نابینا بود

که اورا در حالتی مراقبتی ‫از این ‫فرد نشان می داد ،

او هم آمده بود که در راه طلب آزادی ‫خود به کوشد ،

در ضمن به این جوان کمک می کرد و

‫در این راه پیمائی برایش چشم بود ،

نیروی چشم خود را ‫در اختیار یک نابینا گذاشته بود

و با چشم خود ، اراده یه ‫این فرد را یاری می داد.

با دست خود او را از بر‌‌خوردن به ‫‫‫موانع همراهی می کرد.

.

‫فرد نابینا می خواست برای طلب حق خودش به خیابان ‫برود ،

او شلوغی یه خیابان ، مسیر طولانی و ندیدن و ‫راه رفتن را ،

به خود قبولانده بود و با عصای خود به خیابان ‫آمده بود .

‫‫.

‫چشمان نابینای او ،

در بالاها چیزی می جست ،

صورتی ‫با تبسم خفیف و امیدوار داشت ،

گویا از چیزی که در ‫راه بود

و احساس نزدیک شدن به آن را داشت ،

‫احساس شادمانه ای داشت ،

با نگاهی جستجو گر ،

‫به جلو و بالا ، با اینکه نمی دید ،

نگاه ثابتش به یک ‫جائی ،

حالتی از انتظار و تفکر داشت .

‫او صدای آزادی را از دور شنیده بود و

‫داشت می رفت تا آن را از نزدیک تر ، لمس کند.

‫..

‫سوز

‫ ۴ تیر ۱۳۸۸ − 25.06.2009 

دنیا

دنیا

..

احمد بایرام اوقلو می گوید : » همه دنیا مال من «

—      —

من هم جزو همه یه دنیا هستم

تو هم جزو همه یه دنیا هستی

پس من مال تو ، و تو ، مال من هستی

پس همه یه ما ، مال همدیگر هستیم

..

سوز

۱۳ دی ۱۳۸۷   02.01.2009

آزادی از دید فلسفی و سیاسی

آزادی از دید فلسفی و سیاسی

آزادی : ‫‫امکان گرفتن تصمیم و انتخاب چیزی ، بدون فشار برای گزیدن

آن از امکانات موجود ، ‫بعنوان آزادی تعریف شده است.

( اختیار فرد به استفاده ی بدون فشار یکی از امکانات ، از بین شرایط

موجود و تصمیم به انتخاب آن )

‫آزادی به : ( آزادی مثبت ) استفاده از موقعیت ها و توسعه امکانات

و توانائی ها .

‫آزادی از : ( آزادی منفی ) امکانی یا حالتی که کس دیگری آن حالت

و موقعیت را مزاحم و مانع نباشد. ‫ ( آزادی از تحت فشار بودن ) .

‫آزادی عقیده : آزادی گفتار و سخن ، ابراز عقیده ، گسترش و توسعه

ایده و عقیده ، در کلام ، نوشته ، ‫عکس و هم چنین استفاده از تمام

امکانات موجود برای انتقال آن بدیگران.

آ‫زادی فردی و انسانی : در سال ۱۷۸۹ در فرانسه ، توضیح حقوق

انسانی و فردی بعنوان یکی از متون اصلی دموکراسی‫ و آزادی اعلام شد.

کوروش بزرگ ، در بیش از ۲۵۴۷ سال پیش آزادی : مذهب ، کار ،

زبان ، محل اقامت و محل پرستش را اعلام کرد ، بردگان را آزاد کرد

و مقرر کرد :

هیچکس حق ندارد ، کارگری را بزور یا بدون مزد بکار گمارد. ‫‫

کورش بزرگ ، اجازه داد مردم پرستشگاه های خود را تعمیر کنند

و به روش و با مراسم خود خدا را به پرستند.

سوز ‫

17.03.2008