نماز خواندن به سوی قبله یا مکه

نماز خواندن به سوی قبله یا مکه

..

خانه خدا، در زمان ِ بُت پرستان، خانه خدا بوده است. مجسمه هائی از خدایان یعنی

بُت ها را در آنجا نگه می داشتند و مردم ِ عرب از اطراف ِ عربستان به مکه 

می رفتند و برای دیدن و پرستش و نزدیک شدن به بُت ها یا خدایانی 

که به آن معتقد بودند در آنجا جمع می شدند.

حالا چرا بعد از آمدن اسلام و اعتقاد به الله، خدای نادیده، باز هم خانه کعبه، 

خانه خدا نامیده می شود، آیا هنوز الله، فقط در کعبه هست،

آیا الله در جای دیگری نیست؟

در حال حاضر، مهمترین علامت شناسائی و توجه برای الله، خانه کعبه است.

مسلمانان در هر کجای دنیا که هستند، نماز را به سمت ِ کعبه می خوانند.

اگر تا چند کیلومتر در نزدیکی های کعبه، به سوی کعبه نماز خوانده شود، 

بسوی کعبه خواهد بود.

در حالی که از کشور های دیگر، با یک میلیمتر اختلاف ِ زاویه به سوی کعبه،

با اختلاف بسیار زیاد، از کعبه به سوی دیگری نماز خوانده می شود.

و به دلیل ِ اینکه زمین به صورت کُره است. آنها که چندین صد کیلومتر با کعبه 

فاصله دارند، اگر هم بطور دقیق به سمت مکه در نقشه جغرافیائی بایستند باز هم،

بسوی ستارگان ِ مختلف در فضا، در نیم کُره شمالی یا نیم کُره جنوبی، نماز 

می خوانند، بستگی به این دارد که در کجای کُره زمین هستند.

ساکنین زمین در کشور های شمالی مکه،  بسوی ستارگانی که در نیم کره یه 

جنوبی فضائی هستند، نماز می خوانند. و ساکنین کشور های

جنوب مکه، به سمت ستارگانی در نیم کره شمالی، نماز می خوانند.

و به دلیل گردش زمین به دور خودش، یکنفر در یک شهر ثابت و در کشوری 

ثابت نماز صبح را به سوی ستارگانی می خواند که هنگام ظهر و شب 

همان ستارگان نیستند و ستارگانی دیگر هستند.

و به دلیل گردش زمین در مسیری بدور خورشید در طول یک سال، همان شخص 

از همان مکان ِ ثابت و همان کشور ثابت، هر روز صبح بسوی ستاره ای 

جدید تر از روز قبل نماز را می خواند، و تا شب هم بسوی ستارگان 

جدید تر از ظهر و شب قبل نماز می خواند.

یعنی یکنفر از همان محل و کشور ثابت، در طول سال با پنج بار نماز خواندن 

در روز، تقریبن بسوی هزاران مجموعه از ستارگان مختلف، نماز می خواند. 

تازه،‌ چون در همان چند دقیقه ای که نماز خوانده می شود، کره زمین  

در مسیر گردش خود به دور خورشید چند صد کیلومتر راه رفته است،‌ 

همین طور به سرعت ستاره هائی که او به سویش نماز می خواند،‌ 

مرتب و سریع عوض می شود، یعنی بازهم به سوی یک ستاره ای 

ثابت نماز نمی خواند و به طور دائم ستاره هائی دیگر از جلوی چشم 

و صورتش عبور می کنند. 

.

به باور عرب ها هر چه در آسمان و زمین است به الله تعلق دارد.

همه جا می تواند خانه خدا باشد، یعنی 

هر خانه ای که هست متعلق به خدا هست.

پس دلیل ِ اینکه کعبه را، یعنی بت خانه سابق را،

هنوز به عنوان خانه خدا می شناسند چیست؟

آیا تنها اون خانه سنگی، خانه خداست؟

بقول مولوی بزرگوار:

ای قوم به حج رفته کجائید کجائید – معشوق همین جاست بیائید بیائید.

..

سوز

25 بهمن 1392 – 14.02.2014

.———- 

بازنگری و بازنویسی 

۰۹ آبان ۱۴۰۱ –  31.10.2022 

.

قرآن صلح ۲

قرآن صلح ۲

..

آقای دالائی لاما در یک سخنرانی می گوید که:

همه مذهب های بزرگ و اصلی یک پیام دارند:

«پیام:‌ عشق، شفقت و مهربانی، بخشش، تحمل، قناعت و خودداری از هوس.»

و این ها زمینه های مشترک هستند که می توانیم:

احترام متقابل، یادگیری ِ متقابل و تحسین متقابل را پایه گذاری کنیم.

دالائی لاما می گفت: اسلام می گوید وقتی شما خونریزی کنید دیگر مسلمان نیستید…

دالائی لاما، از اسلام اطلاع کامل ندارد و قرآن را نخوانده است و

دارد می گوید همه مذهب های قدیمی و اسلام یکی هستند.

ایشان نمی دانند که بر خلاف تمام مذهب های دیگر، اسلام،

نه احترام متقابل را قبول دارد و نه یادگیری ِ متقابل را و نه تحسین متقابل را.

اسلام می گوید: آن قدر از کافر ها را به کُشید تا به دین ِ شما روی بیاورند.

اسلام می گوید:

یهودی و مسیحی هم کافر هستند ولی نه صد در صد، پس باید برای زندگی

در میان مسلمانان، جریمه برای مسلمان نبودن را، به مسلمان ها به پردازند.

اسلام می گوید فکر نکنید آن ها که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند،

بلکه زنده هستند و در پیش خدا به آن ها روزی داده می شود.

.

هیچ مذهب و دین بزرگ دیگری نمی گوید، به کُشید آن ها را که دین شما را قبول ندارند.

.

گویا آقای دالائی لاما، ترجمه هائی از بخش هائی از قرآن را خوانده است

که این ترجمه ها از قسمت های خوب و مورد قبول ِ جامعه بشری امروز است،‌

برای همین چنین صحبت می کند.

این هم خیلی خوب است که قسمت های، کافران را به کُشید،

در راه خدا به کُشید، را از قرآن بردارند و حذف کنند و قرآنی چاپ کنند

که این آیه های خشن در آن نباشد.

قرآنی را که آیه های خشن و دستور به کشتن نداشته باشد، می توان

با خیال راحت به دیگران نشان داد و عمل به آن را توصیه کرد.

در آغاز پیدایش اسلام، برای جلوگیری از اختلاف در نوشته ها و آیه های قرآن مجید،

آیه ها را جمع آوری کردند و چهار قرآن بدست آمد که سه قرآن دیگر را سوزاندند و

یکی را نگه داشتند  و از روی آن یک نسخه موجود کپی کردند

تا وحدت و یگانگی در گفتار قرآن برقرار باشد.

امروز هم می توان برای جلوگیری از بدنام شدن اسلام، و جلو گیری از سوء استفاده،

آیه های خشن را از قرآن مجید جدا کرد و قرآنی چاپ شود که خشن نیست.

.

دیگر عده ای سوء استفاده چی، با اشاره به آیه های کافران را به کُشید،

نمی توانند ساده لوحان را به خدمت در راه خدا تشویق و قانع کنند

که آن ها را به عنوان خدمت به خدا، برای انفجار های انتحاری

و کشتار دیگران به نام خدمت به خدا، راضی کنند.

..

سوز

۰۵ مهر ۱۳۹۵ – 26.09.2016

قرآن صلح

قرآن صلح

..

برای نجات اسلام، برای بهبود سیمای اسلام، می بایست آیه های خشن

و توصیه به قتل را از قرآن خارج کرد.

می بایست قرآنی در دست باشد که آیه های خشونت در آن نباشد.

در کتاب مقدس مسلمانان، آیه ها و توصیه های خوبی وجود دارد

که اجرای آن برای مردم و جامعه خوب است.

وقتی از خشونت در باره بعضی از آیه های قرآن صحبت می شود، آن ها که

اسلام را با تعصب قبول دارند، با ناراحتی می گویند که چرا این آیه ها را

عنوان می کنید، آیه های بسیار خوب دیگری هم در قرآن هستند.

آن ها درست می گویند.

طرفداران قرآن می گویند که این آیه های خشن، مال اون زمان ها هست،

این آیه ها برای اون موقع که پیامبر بود، گفته شده و برای حالا نیست.

خب، اگر این آیه ها برای حالا نیست، پس می توان آن ها را از قرآن برداشت

و آیه هائی که برای زمان امروز است در قرآن باقی گذاشت.

آیه های خشونت از سوی برخی مورد سوء استفاده قرار می گیرد و با اشاره

به این که این آیه ها از طرف خدا به پیامبر نازل شده است، خشونت و

قتل کافر ها را توجیه کرده و اجرای آن را درست و امروزی می دانند.

.

بعد از پیامبر اسلام، سعی شد که قرآن یگانه ای در دسترس باشد و بنا بر

آنچه که گفته شده است، عمر، ابوبکر و عثمان سعی کرده اند که از روایات

عراقی و دمشقی، یکی را تایید کنند تا

از ایجاد اختلاف با وجود چند قرآن جلوگیری کنند.

آن قرآن جمع آوری شده که تایید شد و مورد قبول بیشترین ها قرار گرفت،

نگه داشته شد و بقیه قرآن ها را سوزاندند.

آیا آن ها که قرآن های دیگر را سوزاندند، به قرآن و اسلام خیانت کردند، یا

با این کار، یک قرآن مورد قبول اکثریت را در دسترس قرار دادند تا از اختلاف

و دو گانگی در آیات قرآن جلوگیری کنند؟

.

آنچه در مورد قرآن، در آغاز اسلام انجام شد،

برای نگهداری از منافع اسلام و جامعه اسلامی لازم بود.

آنچه امروز لازم است انجام شود، خارج کردن آیه های خشونت از قرآن،

برای نگهداری کردن از منافع اسلام و جامعه اسلامی است.

.

آیه هائی که اجازه یا دستور خشونت و قتل را می دهد، بایستی

از «قرآن صلح» جدا کرد،

و قرآنی در دست باشد که آیه های خشن، در آن نباشد.

چنین قرآنی برای دنیای امروز مناسب است و راهنمای منطقی و عقلانی

و امروزی، برای هدایت و راهنمائی کردن است.

سنگسار کردن و گردن زدن مسلمان، یا دستور ِ کشتار آنان که اسلام

را نمی پذیرند، عملی زشت و ناپسند برای مردم و زمان امروز است.

.

آن ها که اصرار دارند در بعضی چیز ها، سنت پیامبر باید اجرا شود،

نبایستی از موبایل و کامپیوتر و اتوموبیل و هواپیما و… استفاده کنند،

زیرا این چیزها در آن زمان نبوده و جزو سنت پیامبر نیست.

..

سوز

۱۷ آذر ۱۳۹۴ –  08.12.2015

—————

روایات تاریخی در مورد سوزاندن قرآن به دست مومن ترین مسلمانان زمان پیامبر:

سيوطي اين مطلب را از وي در الإتقان : ج 1 ص 60 نقل نموده است .

ابو بكر دستور داد كه قرآن را از جايي به جاي ديگر رونويسي نمايند – زيرا آنها به صورت ورقه هاي پراكنده در خانه رسول خدا بود – پس شخصي تمام آن را در يك جا گرد آورد .

و يا از خانه هاي صحابه ؟

زيرا عده اي مي گويند كه وي مصحف ابو بكر را از ورقه هايي كه در دست صحابه اي بود كه قرآن را جمع آوري كرده بودند گرفت ؛ زيرا از قرآن چند نسخه موجود بود ؛ نويسندگان وحي نسخه اي از آنچه را كه نوشته بودند به رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم مي دادند و حضرت آن را در خانه خويش ( و ظاهرا به دست امير مومنان ) نگاه مي داشته و خود كاتبان نيز نسخه اي شبيه آن را براي خويش نگاه مي داشتند .

……………….

صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 .كتاب الاحكام باب يستحب للكاتب ان يكون امينا عاقلا

چنين به نظر من مي رسد كه دستور دهي تا قرآن را جمع آوري كنند ؛ پس ابو بكر به او گفت : چگونه كاري را انجام دهيم كه رسول خدا ( ص) آن را انجام نداده است ؟ … پس ابو بكر به زيد گفت : تو مرد جواني هستي كه كسي تو را متهم به بدي نمي داند ؛ … زيد گفت : پس به دنبال تمام قرآن رفته آن را از پوست خرما و سنگ ها نازك و سينه هاي مردمان جمع آوري نمودم .

و گاهي از انس مخالف اين روايت را نقل مي كند :

«مات النبي (ص) ولم يجمع القرآن غير أربعة : أبو الدرداء ، ومعاذ بن جبل ، وزيد بن ثابت ، وأبو زيد ، ونحن ورثناه» .

صحيح البخاري : ج 6 ص 98 و 102 . كتاب فضائل القرآن :باب القراء من أصحاب النبي صلي الله عليه وآله وسلم

رسول خدا از دنيا رفت در حاليكه هيچ كس از صحابه غير از چهار نفر تمام قرآن را جمع آوري نكرده بودند : ابو درداء معاذ بن جبل و زيد بن ثابت و ابو زيد كه ما از وي آن را ارث برده ايم .

……………..

مقصود از جمع قرآن در زمان عمر:

اما اينكه مي گويند : اولين كسي كه قرآن را در يك مصحف جمع آوري كرد عمر بود :

منتخب كنز العمال هامش مسند أحمد : ج 2 ص 45

اين نظر بسيار ضعيف تر از نظر دوم است ؛ و كسي از بزرگان اهل سنت آن را قبول ننموده است و شايد مقصود از آن همان كلام سابق عمر باشد كه از صحيح بخاري نقل شد كه وي به ابو بكر گفت تا قرآن را به صورت يك مصحف جمع آوري نمايد . نه اينكه خود وي و يا در زمان خلافت وي چنين شده باشد .

…….

صحيح البخاري : ج 6 ص .رقم 5038 و رقم 3546 كتاب فضائل القرآن باب جمع القرآن

حذيفة بن يمان به نزد رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) آمده – در حاليكه بر ضد اهل شام در فتح ارمنستان و آذربايجان به همراه اهل عراق – مي جنگيد . پس حذيفه از اختلاف ايشان در مورد قرائت نگران بود ؛ پس حذيفه به عثمان گفت : اي امير مومنان ؛ اين امت را درياب قبل از آنكه در مورد كتاب ( خدا ) مانند اختلاف يهود و نصاري اختلاف كنند ؛ پس عثمان به نزد حفصه فرستاده تا قرآن را به نزد ما بفرست تا از روي آن در قرآن هاي ديگر نسخه برداريم ؛ سپس آن را به تو باز مي گردانيم ؛ پس حفصه قرآن خويش را به نزد عثمان فرستاده پس به زيد بن ثابت و عبد الله بن زبير و سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد تا از روي آن رو نويسي كردند ؛ و عثمان به اين گروه سه نفره قريش گفت : اگر شما و زيد بن ثابت در چيزي اختلاف كرديد آن را به لهجه قريش بنويسيد ؛ زيرا قرآن با لهجه ايشان نازل شده است ؛ تا اينكه وقتي قرآن ها را از روي آن رو نويسي كردند آن را به نزد حفصه فرستاده و هركدام از قرآن ها را به منطقه اي فرستاد و دستور داد تا ساير قرآن ها را بسوزانند .

 

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

http://www.valiasr-aj.com/persian/shownews.php?idnews=5171

———————

جمع آوری قرآن در عصر عثمان

پس از رحلت پيامبر اكرم (ص) جمع آوري قرآن به صورت رسمي به دستور خليفه اول و به همّت «زيد بن ثابت» صورت گرفت، پيش از آن حضرت علي (ع) نيز كه از همه به قرآن آشناتر بود مصحفي را تدوين نمود.

با گسترش فتوحات اسلامي در دهۀ‌ دوم و سوم هجري و گرايش روز افزون به اسلام و علاقه زيادي كه به كتابت قرآن داشتند، سبب شد تا آنها كه سواد كتابت و نگارش داشتند، به اندازه توان و امكانات خويش، به كتابت قرآن همّت كرده از مصحف‌هاي معروف و موجود در هر منطقه، استنساخ نمايند. در منابع تاريخي مواردي متعدد از وقوع اختلاف ميان مسلمانان در قرائت قرآن گزارش شده و گفته‌اند كه اين اختلافات سبب گرديد تا براي حل آن، بعضي به چاره‌جوئي بپردازند.[1]

تشكيل گروه براي يكي كردن قرآن‌ها (مصاحف)

پيشنهاد يكي كردن قراءات مصاحف از سوي «حذيفه» بود، عثمان نيز بر ضرورت چنين اقدامي واقف گشته، از اين رو صحابه را به مشورت فرا خواند و آنها همگي بر ضرورت چنين كاري، با همه دشواريهاي آن نظر مثبت دادند.

عثمان كميته‌اي مركب از چهار نفر تشكيل داد كه عبارت بودند از: زيد بن ثابت، عبدالله بين زبير، سعيد بن عاص و عبدالرحمن بن حارث و بعداً مجموع آنها به دوازده نفر رسید و به آنان دستور داد كه چون قرآن به زبان قريش نازل شده است، آن را به زبان قريش بنويسند.

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=30242

———————

ویکی فقه – دانشنامه حوزوی:

http://www.wikifeqh.ir/%D8%AC%D9%85%D8%B9_%D9%82%D8%B1%D8%A2%D9%86_%D8%AF%D8%B1

%D8%B9%D8%B5%D8%B1_%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86