مسابقه اسلحه داشتن نه

مسابقه اسلحه داشتن نه

..

در سال های گذشته سعی کشور ها بر این بود که از تعداد و مقدار اسلحه

های اتمی کم کنند و بر همین اساس در چند سال پیش با حضور ناظر های

امریکائی، تعداد زیادی اسلحه اتمی، در روسیه خنثی و نابود شد.

نتیجه گیری در کشور ها این بود که: این تعداد اسلحه اتمی که در حال حاضر

موجود است و ساخته شده است برای نابود کردن تمام کره زمین، نه برای

یک بار، بلکه برای چندین بار کافی است.

باضافه این که، به کار بردن سلاح اتمی به مقدار زیادی خسارت های مختلف دارد

که نه فقط برای کشوری که مورد اصابت اسلحه اتمی قرار گرفته است ضرر دارد

و خسارت می زند بلکه به کشور های مجاور که در جنگ اتمی شرکت نداشته

اند هم، خسارت می زند و در دراز مدت برای خود کشور شلیک کننده اسلحه

اتمی هم عوارض و خسارت های جانبی دارد.

زمین گرد است و باد های اتمی در چند روز به کشور آن طرف دنیا هم سفر

می کنند.

راه عاقلانه و منطقی آن تصمیم بود که گرفته شد، یعنی کم کردن سلاح اتمی.

حالا پرزیدنت امریکا، ابرو هایش را در هم می کشد و لب هایش را غنچه می

و با انگشت اش، اشاره به دوربین می کند و می گوید که ما باید باز هم

سلاح اتمی جدید تر بسازیم که بیشترین اسلحه های اتمی را داشته باشیم

و قوی ترین کشور در این مورد در دنیا باشیم.

وقتی که در حال حاضر به اندازه ای سلاح اتمی هست که برای چند بار نابود

کردن کره زمین کافی هست، دیگر چه لزومی دارد که بیشتر ساخته شود؟

این کار،‌ غیر از هدر دادن پول و سرمایه کشور در راه بی فایده و بدون منطق،

خاصیت دیگری ندارد.

بهتر است بجای خرید اسلحه های جدید، از این پول برای باز سازی و

نو سازی سیستم های رفاهی مردم استفاده شود.

.

تا به حال به نظر می رسید و تبلیغ می شد که ایالات متحده امریکا کشوری آزاد

با دموکراسی باز است، روزنامه ها و مدیا ها در آنجا آزاد هستند که از آنچه

که به نظرشان درست نیست انتقاد کنند و آزادانه بر کار دولت ایراد بگیرند.

ولی آنچه دیده می شود، آقای پرزیدنت مثل یک پادشاه قدیمی و یک امپراتور

دستور می دهد و هر آنچه که به ذهن اش می رسد می گوید و نظر های

دل خواه ِ خودش را به عنوان دستور و فرمان صادر می کند و اجرا می شود.

او مانند یک دیکتاتور عمل می کند و اعتراضی هم به کار های او نیست!

.

آیا در امریکا مجلس نمایندگان و یا مدیا ها و یا مردم، اجازه ندارند که دیگر در

مورد کار های بی منطق و دل‌بخواه یک رئیس جمهور اعتراض کنند؟‌

در مورد بیمه درمانی آن چه که به نفع مردم شده بود، آقای رئیس جمهور

یک طرفه و به میل خودش بی اعتبار کرد، ولی از میلیون ها امریکائی که

از این تصمیم ضرر می دیدند، تظاهرات و اعتراض چند میلیونی دیده نشد!

پس امریکا با کره شمالی چه فرقی در مورد رئیس جمهور یا رهبر دارد،  

وقتی که هر دو، هر کاری می کنند مردم نمی توانند اعتراضی بکنند؟

..

سوز

۰۶ اسفند ۱۳۹۵ – 24.02.2017 

BRexit خروج انگلیس از اروپای مشترک

BRexit  خروج انگلیس از اروپای مشترک

..

امروز نتیجه گیری از رأی مردم انگلستان که دیروز انجام شده بود اعلام شد.

۵۱،۹ در صد رأی داند که از اروپای مشترک خارج شوند و بعضی ها با افتخار

می گفتند که آزاد شدیم و دیگر وابسته نیستیم.

۴۸،۱ در صد می گفتند که در اروپای مشترک بمانیم.

بر اساس آمار، ۷۵ در صد جوان تر ها می خواستند که در اروپای مشترک بمانند.

پس یعنی مسن تر ها بیشتر می خواستند که از اروپای مشترک خارج شوند.

در مصاحبه هائی که قبل از رفراندوم انجام شده بود، مسن تر ها می گفتند که

ما نمی خواهیم مهاجر ها به کشور ما بیایند (پناهنده ها)، اون ها کار ما را از

دست ما می گیرند.

آنطور که سابقه ی تاریخی انگلیس بوده است، «این مردم عادت کرده اند که ملت های

دیگر را به بیچاره گی کشانده و اموال و دارائی های آن ها را تاراج کنند تا خودشان

در راحتی زندگی کنند».

حالا که بیچاره هائی از جای دیگر بعنوان پناهنده به اروپا می آیند و قسمتی از این

بی پناهان را می بایستی انگلیس پناه دهد و برایشان خرج کند، بر خلاف ِ عادت و

سابقه ی تاریخی انگلیسی هاست و نمی پسندند و برای همین اصرار دارند که از

اروپای مشترک خارج شوند. در مصاحبه هاشان قبل از رفراندوم می گفتند ما که جدا

شویم می توانیم مرزهایمان را به بندیم و پناهنده ها را راه ندهیم.

قبل از رفراندوم،‌ اسکاتلندی ها و ایرلند شمالی گفته بودند اگر انگلستان از اروپا جدا شود

ما به اروپا خواهیم پیوست.

«شاید آغازی باشد برای پایان انگلستان».

و حالا رفراندوم اسکاتلندی ها و ایرلند شمالی را باید منتظر بود که به احتمال زیاد

به اروپا خواهند پیوست و از انگلیس جدا خواهند شد.

ولی اگر انگلستان ِ مکار و حیله گر است، کاری می کند که ایرلند شمالی و اسکاتلند

در آن موقع مشکل دیگر داشته باشند که فکر جدائی از انگلستان در مرحله ی بعدی

قرار بگیرد.

 

این دلیل که گفته شد، از ناراحتی رفتار انگلیس در کشور های مختلف دنیاست:

«این مردم عادت کرده اند که ملت های دیگر را به بیچاره گی کشانده

و اموال و دارائی های آن ها را تاراج کنند…».

در واقع این ناراحتی و نگرانی در بیشتر مردم کشور های اروپائی است که:

« نمی خواهیم به این مقدار زیاد پناهنده داشته باشیم».

اگرچه از لحاظ انسانی بسیار خوب است که به پناهنده ها جا و خوراک داده

شود تا کم کم با سیستم آن کشور و زبان آن کشور آشنا شوند و در همان کشور

کار کنند، ولی از لحاظ عملی ممکن نیست و نمی شود هر سال میلیون ها نفر

را به عنوان مهمان وارد کنند، خرجشان را بدهند و به آموزش بفرستند تا کم کم

جذب جامعه شوند.

کشور های اروپای شرقی که از لحاظ مالی در فشار هستند، از همان اول مرزهای

خود را بستند و گفتند ما بودجه نداریم برای آنها خرج کنیم، مردم خودمان هنوز احتیاج

به حمایت های مالی دولتی دارند.

در کشور های دیگر، حزب های مختلف به رفتار دولت اعتراض کردند که کمک خوب  است

ولی نه تا این اندازه زیاد، مشکلات بسیاری برایمان پیش می آید و از پس این همه

پناهنده بر نمی آئیم.

از آنطرف این پناهندگان که به کشور های مختلف رفته اند، یادشان می رود که مهمان

هستند و باید با سلیقه و عادت ِ صاحب خانه کنار بیایند، اگر هم مثل صاحب خانه

عمل نمی کنند، دست کم، آن را تحمل کنند و مزاحمت ایجاد نکنند.

مثل عده ای از آن ها که در لندن، دسته جمعی به میزهای کنار خیابان که مردم

نشسته  بودند و آبجو می خوردند، حمله کردند و بقول معروف کافه را بهم ریختند

که چرا دارید مشروب می فروشید، این ها از نظر اسلام حرام است.

خب پدر آمرزیده، از ترس جان با زن و بچه ات فرار کردی آمدی اینجا، یک سرپناهی

بهت داده اند، حالا مدعی هم شدی که:

باید این چیزهائی که من قبول دارم، شما هم قبول کنید.

یا در آلمان چند نفر روزه دار، کمپ پناهندگان را آتش زدند که چرا در ماه رمضان شما

دارید به بقیه خوراک و غذا می دهید.

پناهگاهی که میلیون ها یورو خسارت برداشت، سر پناه خودشان بود، محل زندگی

خودشان بود.

این ها می گویند چون که ما روزه هستیم، هیچکس دیگر از افراد این کمپ اجازه ندارد

غذا بخورد و حالا که دارید غذا به آن ها میدهید، ما چادر ها را آتش می زنیم.

این در حالی هست که پناهندگان از کشور های مختلف با دین های مختلف هستند.

البته این تعداد از افراد متعصب، زیاد نیستند و همراه پناهندگان آمده اند.

اگر چنین مشکل هائی را هم کنار بگذاریم، باز هم تعداد زیاد پناهنده برای هر  کشور

دردسر ساز است و مردم آن کشور ناراحت هستند که چرا این پول را خرج آن ها می کنید

در حالی که خودمان برای خیلی چیزهامون، این پول را لازم داریم.

اگر مردم انگلیس توانستند از سیاست اروپائی جدا شوند، کشور های دیگر اروپا هم که

این بار پناهندگان بهشان تحمیل شده است، شاید درخواست خروج از اروپا را بکنند.

 

شاید امریکائی ها قند تو دلشون آب شود که یک اتحاد مالی ِ قوی و تکنیکی از رقیب را

در حال از هم پاشیده شدن می بینند.

..

سوز

۴ تیر ۱۳۹۵ – 24.06.2016

 

تصور، حادثه یا تئاتر – 2

‫تصور، حادثه یا تئاتر – 2

..

این نوشته ، نظر و برداشت وپندار شخصی

از مسائل و حوادث جاری درجهان است .

” خیلی دلم می خواهد خودم آنرا باور نکنم “

‫-

‫خانم وزیر خارجه امریکا دیروز اعلام کرد:

‫اگر ایران به اسلحه اتمی دست پیدا کند ،

امریکا ‫چتر دفاعی در منطقه ایجاد می کند ، البته

برای ‫دفاع کشور های مجاور ، در مقابل خطر ایران.

‫ ‫صحبتی که دیروز با دوستان داشتم این بود که

‫یعنی : ایشان تمایل شرکت های بزرگ را

نشان ‫می دهد ، به فروش اسلحه و سیستم دفاعی

به ‫کشور های مجاور ایران.

یعنی ، پس ، به ایران بطور ضمنی اجازه داده می شود

که سلاح اتمی داشته باشد ، چون در این صورت است

که آنها مجبور خواهند شد ، منطقه را مسلح کنند که

کشور های همجوار ایران بتوانند از خودشان دفاع کنند ،

به قدرت خود اطمینان کرده  و آرامش داشته باشند.

امروز اسرائیل به این مسئله اعتراض کرد ، که یعنی :

امریکا داشتن سلاح اتمی را برای ایران قبول کرده است.

پس ، آنطور که به نظر می رسد ، مسائل آزادی خواهی

مردم ایران و حمایت امریکا و جامعه جهانی از مردم

ایران ، هم چنان سمبولیک و ظاهری خواهد بود و

در عمل ایران با وضعیتی جلو خواهد رفت که خطر

وجود آن و خطر اتمی شدنش واقعی تر خواهد شد.

در این رابطه توضیح داده شد که با وجود چتر دفاعی

امریکا ، در قدرت ایران یا قوی تر شدن ایران تغییری

بوجود نخواهد آمد.

خانم کلینتون گفته در صورت لزوم «اقداماتی فلج کننده»

را علیه جمهوری اسلامی به اجرا خواهد گذاشت.

..

سوز

۰۲ امرداد ۱۳۸۸ – 23.07.2009

‫اوباما 2009 Obama

اوباما

..

‫آمادگی برای انتقال ریاست جمهوری از بوش به اوباما با شور

‫و هیجان ز یاده از حد دنبال میشود . در خیلی از کشورهای

‫جهان بحث و صحبت های خیلی ز یادی هر روز مردم را مشغول

‫ این انتخابات  می کند.

‫این پیشواز رفتن برای انتقال ر یاست جمهوری در هیچ

‫دوره ای اینچنین سابقه نداشته و به این مفصلی هم نبوده است؟

تبلیغات شدیدی است که انتخاب یک رییس جمهور

‫افر یقایی‫ تبار و تیره پوست نشان یک دموکراسی کامل است

‫که در واقع چنین هم هست ، ولی نه با اینهمه سرو صدا ،

‫یکجای کار ایراد دارد !!

ادامه مطلب ….

….

سوز

19.01.2009

——   ——

…ادامه مطلب

این همان کشوری است که ، همین چند ماه پیش ، نزدیک هزار میلیارد بدهی

درش ایجاد شد .

کسی بدنبال شرکتهای مسئول این نابسامانی اقتصادی نیست.

با وابستگی اقتصاد کشور های ارو پا و آسیا ، حدود ده – دوازده تا

از کشور ها ، از هشتصد میلیارد و رقم های کمتر تا دویست و صد میلیارد

را باید به سیستم اقتصاد خود تزریق کنند ، تا مقدار ورشکستگی ها و

بیکاری را کمتر کنند . البته با این تزریق پول به اقتصاد ، مقداری از شدت

بحران کم می کنند . بحران سر جای خود باقی است .

.

گویا این همه سرو صدا برای ایجاد شور و حال در مردم است که

‫یکنوع حالت عادی زندگی را تداعی کنند و کسی نپرسد که بابا پولها کجا رفت

پولها چی شد ؟ مبلغی حدود حداقل چهار -پنج هزار میلیارد دلار است.

.

‫مردم از رفتار رییس جمهور قبلی راضی نیستند ، از مخارجی که اینور و انور

‫دنیا کرده ناراحت هستند . نام امریکا آن درخشش سابق را ندارد .

‫با این بزرگ نمایی و بیش از حد سرو صدا کردن ، می خواهند حواس ها را

‫یه جور دیگر مشغول کنند . اسم امریکا دوباره با خو بی برده شود و برق بزند.

اوباما 2009 Obama