رمز بودن

رمز بودن

..

این یک سطر از شعر یغما گلرویی است :

«رمز بودن انسان مرگ جانورها بود!»

ولی آنچه امروز مشاهده می شود :

متاسفانه امروزه روز، رمز بودن انسان، مرگ انسانهای دیگر است.

وَ چه وحشتناک شده است این بودن.

..

سوز

 ۱۸ اسفند ۱۳۸۸ – 09.03.2010

تفاوت‌ ها

تفاوت ‌ها

..

دوستی در وبلاگش نوشته بود:

«کاش می شد زمان رو در شیرین ترین قسمت زندگی متوقف کرد»

‫..

تشخیص ما از زندگی در مقایسه کردن تفاوت هاست.

اگر چیزی همواره آنچنان باشد که همیشه هست متوجه حضور آن نمی شویم.

همانطور که هوا همیشه در اطراف بشر بوده و بدون وجود آن نمی شد

یک دقیقه زندگی کرد، ولی هزاران سال آن را لمس می کردیم ولی

آنرا درک نمی کردیم. انسان وجود هوا و اهمیت وجود آن را نمی دانست.

ولی خورشید و نبود آن را کاملاً حس می کرد، چون وجودش روشنائی بود و

نبودش تاریکی و آندو را با هم ‫مقایسه می کرد.

وقتی هم زمان را در شیرین ترین قسمت آن متوقف توانیم کرد، دیگر

از نبود شیرینی ها دلگیر نیستیم و از بدست آمدن شیرینی ها احساس

دریافت نداریم تا از بدست آوردن آن خوشحال باشیم.

زندگی با کم و کاستی هایش زیباست و امیدواری همیشه این است

که ایکاش همیشه فقط زیبائی ها باشد.

..

سوز

 19 اردیبهشت 1388 – 19.05.2009

توجیه

توجیه

‫..

‫توجیه عمل ِ ناپسند ، گول زدن وجدان پاک است.

‫توجیه کردن  ِ عمل نادرست ، نادرستی و دروغ را به درست بودن

‫تعبیر می کند و می خواهد وجدان ِ عمل کننده ‫یا ‫گوینده یا

‫نظر شنونده را ، ‫در کار  ِ انجام شده به درست بودن آن قانع کند.

‫چه بسا که خود گوینده هم در ترازوی وجدان ، سبک بودن کالا

‫و ناروا بودن عمل را نسبت به حقیقت و انصاف می بیند ،

‫ولی می خواهد وجدان ِ خود را ، و یا نظر دیگری را نسبت به

‫درست بودن آن کار راضی کند .

‫یعنی که ، اگر این کار را ‫کردم برای این بود که …

‫وگرنه من که مایل نبودم چنین کاری را ‫انجام دهم.

ترازو ی ِ وجدان در وجود انسان، شاهد و ناظر درستی ها است.

‫وجدان پاک یا » ترازوی ِ وجدان » ، به علت ِ کار انجام شده ،

که در اثر ‫ گرسنه بودن ، بی پول ‫بودن ، ضعیف بودن

‫یا قوی و زورمند بودن است ، کاری ندارد.

‫وجدان پاک ، عمل انجام شده را فوراً‌ می سنجد و به ما

‫نشان می دهد که این عمل به سمت ِ ناروا بودن یا

‫نادرست بودن تمایل دارد و با حقیقت و انصاف و عدالت

‫فاصله دارد و هنوز به حالت مساوی بودن با حقیقت و

‫عدالت و انصاف نرسیده است.

‫وجدان پاک حالت اجرائی ندارد » اینطور بنظر می رسد »

‫ولی حالت یاد آوری آن دائم و همیشگی است ، همیشه

‫به یادتان می آورد که آن کار شما درست نبوده است.

‫برای راضی کردن ِ وجدان پاک شروع به توجیه آن می کنیم،

در فکر خود ، یا برای شخص دیگری که آن عمل را شاهد

‫بوده‫ است ، و یا وقتی کِسی با ما راجع به آن کار صحبت

‫می کند یا از ما سئوال می کند ، با جواب توجیهی گوشه

‫چشمی به شنونده است که به بینیم آیا قانع شده است

‫یا نه ، آنوقت گوشه چشمی هم به وجدان بیدار می اندازیم

‫ و با تبسمی سئوالی  و تکان دادن سر به حالت تایید ،

می خواهیم او را هم به بینیم که

‫مثل آن شخص دارد قانع می شود و وجدان بیدار اجازه

‫دهد که این کار ، به حقیقت نزدیکتر تلقی شود و از

‫ملامت نگاهش به رفتار ما کمی کم کند.

‫شاید بهترین روش راضی نگان داشتن ِ وجدان ِ پاک ،

‫اجرای مثل معروف باشد که :

‫آنچه به خود نمی پسندی ، به دیگران نیز مپسند.

‫آنوقت نباید از وجدان معذرت بخواهیم و سعی کنیم

‫یک جوری کار خود را توجیه کنیم.

‫..

‫سوز

 اول تیر ۱۳۸۸ − 22.06.2009

سال سی

سال ِ سی

..

بسی رنج بردند در ا ین سال ِ سی

عرب زنده سازند ازین پارسی

بسی کوشش ِ پوچ و بیهوده بود

که خون ِ بهی در تنش ، چیره بود

که پارسی به اندیشه خواهد بهی

‫به گفتار نیک ، جوید او فَرّ  َهی

به کردار  ِ نیکو ، کُند یاوری

‫چو مینو سرشت ، راه  ِ نیک پیروی

به کوروش نگهبان شدند آن زمان

به آزادگی ، دین ِ مردم ، میان

تو نوشیروان و کاخ  ِ بلندش به بین

سرای ِ ، ژنده پیر زن ، کنارش به بین

سرای ِ حقیر ، در بَر  ِ کاخ ِ آن دادگر

کج آرد لب ِ کاخ و ایوان ، ازین بود و بَر

که شه بود و فرمانروا ، او در آن سرزمین

به گردن نهاد، خواست ِ آن ، آدم کمترین

که انسان و رای اش تمام است گرام

وَ ، شه ، خواست ِ مردم ، گُزارد احترام

نه چون تازیان تیغ هندی به دست

که هر کو ، ز  ِ من دین نیارَد ، بد است

تو گر دین ما را نخواهی به خود

نیارد به تو زیستن ، جان به شد

چو مردان به کُشت ، همسران را کنیزی به بُرد

و کودک به خدمت به باید ، نه بازی چو خُرد

زنان را به گوید ، به عقل ناقص اند

به رای و شهادت ، به نیمه بس اند

مدار جز ز  ِ خود ، چشم نیکو گری

تو پارسی ، به کن نیک خود پیروی

به گفتار  و پندار و کردار نیک

شَوی با اهورا ، جهان را شریک

..

سوز

 ۲ اسفند ۱۳۸۷− — ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ − 01.06.2009 – 20.02

گناه

گناه

..

یکی از دوستان وبلاگی نوشته بود:

چقدر گناه کردم

از لذت بردن از این همه زیبایی ؟

—  —-

لذت بردن یکی از گونه های ستایش از خلقت و خالق بی همتاست.

خود خداوند وقتی انسان راخلق کرد از کار خود لذت برده‫ و گفته است:

فتبارک ال..  احسن الخالقین .

احساس گناه داشتن ، برای لذت بردن از زیبائی ها بی توجهی به خلقت

و ناشکری نسبت به خالق آنهاست.

‫آیا خداوند گل ها و پرنده های زیبا را برای چه کسی خلق کرده است.

‫همه را برای بشر آفر یده و انسان را بعنوان اشرف مخلوقات نام نهاده است.

‫و این زیبائی ها را دلیل بر بزرگی خود قرار داده است که آنها را به بینید و

‫بر سازنده یه آنها و هنرش سپاسگزار باشید.

..

سوز

۱۲ اسفند ۱۳۸۷   02.03.2009

‫زنان

زنان

‫برابری حقوق زنان و مردان

‫..

‫‫بیاد اون روزهایی که در تبریز نزدیک میدان ساعت

‫‫به ‫مدرسه یه ابتدائی مخلوط میرفتم افتادم .

‫‫نه اون موقع و نه در طول چهل سال بعدش

‫هر وقت دستم بدست دختری می خورد

‫‫یا با زنی دست می دادم ، هیچوقت بفکر این

‫‫نبودم که از طریق ‫تماس دست یه جوری

‫احساسی بمن دست بدهد یا حالی به حالی بشوم .

‫‫یک وقتی شنیدم که می گفتند ، یک مرد نباید بلافاصله

‫‫بعد از یک زن روی همان صندلی به نشیند ، چون گرمای

‫‫بدن زن را از طریق صندلی حس می کند . واقعا از تعجب

‫‫چشمها مات ، دهان باز ، ماندم که یعنی چه ؟

‫‫این چه شخصی است که به این چیزها فکر می کند ؟

‫‫این فقط یک بیمار روانی می تواند باشد که به این

‫‫چیزها فکر می کند . در نظر این افراد ، یک زن فقط بعنوان

‫‫یک انگیزه یه هوس و شهوت و یا خدمتگزاری دیده می شود ،

‫‫آنها به یک زن بعنوان یک انسان نگاه نمی کنند.

‫‫آنها از خودشان و محیط اطرافشان چیزی در یافت نمی کنند .

‫‫فکر آنها همچنان در هزارو چهار صد سال پیش منجمد ‫شده است.

‫مرد و زن تکمیل کننده یه یکدیگر هستند ، یکی کامل نیست

‫‫و آن یکی هم ناقص نیست‫ . هر کدام مشخصات فیزیکی

‫‫دیگری دارد نسبت به آن دیگری .

‫‫خواهر و برادر ، هردو در شکم یک مادر ‫پرورش پیدا کرده اند ،

‫‫هر دو از یک پدر و مادر بوجود آمده اند ، هر دو در یک محیط

‫‫بزرگ شده اند . ‫‫

‫‫حالا اگر هزارو چهار صد سال پیش ، برای دختر

‫‫‫حق ارث کمتری ‫قائل شده اند ،

‫‫دلیل کم ارزش تر بودن دختر ‫نیست ،

‫‫شرایط خانواده ‫آنزمان به این صورت بوده است.

‫‫‫زنان استقامت و پایداری در خیلی چیز ها را

‫‫دارند که مردان ندارند ، این مردان هستند که برای رضایت

‫‫زنان ، چه مادر ، چه همسر ، چه مادر زن ،

‫‫همه جور زحمتی می کشند .

‫‫حالا اگر برای زنان درجه برتری را نمی دهید ، لا اقل

‫‫برابری حقوق زن و مرد را در برسمیت بشناسید .

‫زنان هم می بایست از حقوق مساوی با مردان برخوردار باشند.

‫..

‫تفکر آزاد

‫۲۴ بهمن ۱۳۸۷ – ‫12.02.2009 

‫نیک روش

‫نیک روش

‫..

‫یکی از دوستان وبلاگی ، نوشته بود :

اگر میشه گناه کرد و جوابگو نبود ؟ چرا ما گناه نکنیم ؟

‫ ‫−− −−−

‫گناه بخودی خود تعریف و نمودار عمل ناپسند و نکوهیده ای است

‫که نباید انجام داد ه شود .

دوست عزیز ، اگر بچه ای از کیف پدر یا مادرش پولی بدزدد

‫باحتمال زیاد ، والدین تا مدتی متوجه نخواهند شد .

‫آیا این عمل درست است ؟ مسلم است که نه ، درست نیست.

.

ما ایرانی هستیم و در سابقه یه تاریخی و فرهنگی و دینی مذهبی

‫خود گنجینه ای بس گرانبها دار یم ، که سر آمد شاید همه یه ‫ ‫

آموزش های دینی و اخلاقی است که تا بحال موجود بوده است.

‫این روش و پایداری آن ، در حالی که ساده است ، بسیار هم کامل است

‫و شامل تمام مسائل و جریانات زندگی می شود ، حتی مسائل فردا ‫

‫این سه گوش نیکی ، این مثلث سه نیک ، پنجره ای بسوی نیکی هاست

.

«» ‫پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک «»

.

از درون آن به جهان و همه یه اعمالی که انجام می دهیم

یا انجام می دهند ‫نگاه کنید .

آن یک مقیاس و الگو برای قضاوت در مورد همه یه اعمال است .

.

‫درون وجود هر انسان یک شاخص قرار دارد بنام » وجدان و انصاف «

هر فرد انسان برای اعمال خود بلافاصله یک مقایسه ‫سریع

با این شاخص ‫درونی دارد .

هر شخص خودش میداند عملش تا چه اندازه درست بوده است

‫ولی شرایط موجود او را بآن وامیدارد که جور دیگری آنرا وانمود کند

و از عمل ‫زشت خود دفاع کند ، یا خجالت از اطرافیان ،

خوش خدمتی برای رئیس ، ‫فکر تأ مین فردای خانواده ،

و یا سودی که در آن کار هست و علت های دیگر .

.

‫ما بعنوان یک انسا ن وظیفه داریم اصول اخلاقی خود را حفظ کنیم .

‫از لقمان حکیم پرسیدند : ادب از که آموختی؟ گفت : از بی ادبان

‫ما ایرانیها در طول تاریخ نشان داده ایم

‫که به اعراب وحشی مدنیت را آموخته ایم

‫به مغول های وحشی مدنیت را آموخته ایم

.

‫بنابر این ، ما روش نیک خود را حفظ می کنیم اگر چه ،

‫عده ای کم ، از افراد ریا کار با نام دین و مذهب و نمایندگی یه خدا

‫قدرتی در دست دارند و آنچه می کنند بر خلاف خدا ،

‫دین ، مذهب ، اخلاق و انسانیت است.

‫..

‫سوز

‫۸ بهمن ۱۳۸۷- ‫27.01.2009