آیا می شود از خدا شکایت کرد؟

آیا می شود از خدا شکایت کرد؟

..

حسن آقا می گفت که به بینم، ما از دست خدا به کی باید شکایت کنیم؟

از این زنده‌گی بی مفهوم و بی سر و ته، خوشم نمی آید که همه اش بخواهیم و میل داشته

باشیم که، چنین بشود و آرزو داشته باشیم که چنان بشود،

ولی برای هر میل و آرزوی کوچک مدت ها باید زحمت بکشیم و ناراحتی به بینیم و

تحمل های جوراجور داشته باشیم تا به یک خواسته مان برسیم، آن هم نه به طور کامل…

خب چرا این جوری هست؟‌

برای چی؟

اگه خدا خودش را، یک بار با اسم یهوه معرفی می کند، یک بار به اسم پدر و یک بار

به اسم الله،‌ یکی می گوید شیوا یکی می گوید اهورامزدا، ما کدام اش را بایستی قبول کنیم؟

می گویند مهربان است و قادر است و بخشنده و خیلی چیزهای خوب دیگه

که ما خوش‌مان می آید،

ولی گرسنه‌گی و محرومیت های بیشتر مردم دنیا را که می بینیم، مهربانی اش

مورد شک قرار می گیرد.

نداری و زیر ظلم و ستم بودن بیشتر مردم را که می بینیم، بخشنده‌گی و قادر بودن اش

جای سئوال دارد.

بچه که بودیم، چه خواسته ها و آرزوهائی داشتیم که برآورده نشدند

و حسرت به دل، زمان گذشت.

جوان تر که بودیم هی عاشق این و هواخواه اون یکی می شدیم

و با نرسیدن های بسیار، زمان گذشت.

مشغول کار که شدیم رقابت های کاری، همکاران بدخواه و حسود و کارشکن که نگرانی و

اعصاب را تحریک می کرد.

خوشی ها و دل خوشی ها و رسیدن ها به چیزی، نسبت به نرسیدن ها، بسیار کمتر است.

این همه زحمت و تلاش برای چه چیزی است آخر؟

به طبیعت و پرنده ها که نگاه می کنی، نر های بی چاره، چقدر ادا و اطوار در می آورند و

پر هاشون را رنگی می کنند و به شکل های مختلف در می آورند

که نظر ماده را جلب کنند تا بتوانند دو ثانیه یک قیق بکنند و بروند پائین.

بعدش چقدر به دنبال خوراک و حشره می گردند و خوراک جوجه ها را تامین می کنند و

دائم در تلاش هستند تا جوجه ها پر در بیاورند و بروند دنبال کار خودشان.

که چی؟

آهو، گاومیش، گوزن و گورخر بی چاره برای کمی علف خوردن بایستی دائم مراقب

دور و بر خودشان باشند که گرگ، شغال، ببر، پلنگ و شیر ها، برای دریدن و تکه پاره

کردن شان در اون نزدیکی نباشند و یا هنگام آب خوردن از لب رودخانه، خودشان و یا

بچه شان در چنگ  سوسمار، با صد ها نیش دندان سوسمار، مرگ را حس نکنند؟

ولی خب با این همه نگرانی و مراقبت، باز هم خوراک درنده‌گان می شوند.

خب برای چی؟

خروس در بین مرغ ها با غرور سینه اش را جلو داده راه می رود و قوقولو می خواند

و گاهی  روی یکی از مرغ  ها می پرد و یک قیق می کند و باز دوباره دانه چیدن…

یک موقعی صاحب خانه مثل همیشه که برای دانه دادن، بین مرغ ها راه می رود، به

خروس نزدیک می شود و ناگهان دست دراز کرده و او را می گیرد…

چند ثانیه بعد از آن، خروس و مرغ های دیگر، انگار که هیچ اتفاقی نه افتاده است،

به دانه چیدن مشغول هستند. خروس گرفتار پس از آن سر بریده، پرها کنده شده،  

پخته و سرخ شده روی سفره، خوراک لذیذ برای ما می شود.

ما هم، دست کمی از حیوانات درنده نداریم، پرنده ها را شکار می کنیم، آهو و گوزن

و بز کوهی را خوراک خود می کنیم و گاو و گوسفند ها را در محدوده های خودمان

نگهداری می کنیم و از شیر و گوشت و پوست استخوان شان هم استفاده می کنیم.

این حیوانات موقع کشته شدن، درد و ناراحتی حس می کنند تا ما، به لذت خوراکی

و مزه گوشت و کباب برسیم.

که چکار بکنیم؟

در دنیائی هستیم که درد و ناراحتی و گرسنه بودن ها و مریضی ها بسیار بیشتر

از خوشی ها و لذت ها هست.

مردم به فکر خودشان و در تلاش برای گذران زنده‌گی خودشان هستند و اگر کمی

احساس انسانی داشته باشند و پول یا فرصت بیشتری از نیاز خود داشته باشند،

به انسان های درمانده ی دیگر کمک می کنند، وگرنه خدا و خالق بزرگ و قادر و

بخشنده برای مردم درمانده و گرسنه کاری نمی کند،

مگر انسان های دیگر کاری بکنند.

خدای بخشنده و قادر و مهربان و کریم و هر چی اسم و صفت خوب که هست و  

ما برای خدا قائل هستیم، جلوی بمب اتمی را در ژاپن نگرفت و دویست هزار

انسان پودر شدند و یا از اثر بمب اتمی درد و ناراحتی کشیدند و جان دادند.

هزاران سال است که از قبیله های کوچک تا قبیله های بزرگ و بعد از آن

شهرها و کشور های مختلف به همسایه شان حمله می کنند و آن که قوی تر است

از امکانات ضعیف تر استفاده می کند… دارائی ها، زن و بچه و اسب و گاو

گوسفند و هرچه هست را، صاحب می شوند و خدای عادل، هیچ کاری نمی کند.

در جنگ های جهانی اول و دوم در حدود صد میلیون انسان کشته شدند و

زجر کشیدند و سوختند و شکنجه شدند، ولی خدای مهربان و بخشنده و کریم

نه مهربانی نشان داد و نه کریم بودن را.

در روسیه یا شوروی سابق استالین بیست میلیون انسان تحصیل کرده و آموزش

دیده را به نام حفاظت از انقلاب کارگری کشت، در چین کومونیست، مائو حدود

هشتاد میلیون انسان را به اسم محافظت از انقلاب کارگری کشت.

در حال حاضر در هر کجای دنیا یک دیکتاتور دارد مردم را مجبور می کند

که به میل او زنده‌گی کنند، یا باید مدل موهای سرشان را به مدل موی سر رهبر

اصلاح کنند یا عقیده ای جز عقیده ی رهبر را نبایستی داشته باشند.

خدا و خالق و آفریننده، در کجای این زنده‌گی قرار دارد که همه اش، امید

ها و آرزو ها را به او آویزان کرده ایم و امیدواریم که یک زمانی از سوی

او شنیده یا دیده شود و تقاضای ما برآورده شود؟

شاید هم آن ها که زرنگ و فریب کار بودند و مال مردم را می خوردند و حق

ضعیف ها را پایمال می کردند، به فکر افتادند و خدا را ساختند که جلوی

شورش مردم را بگیرند تا خطری از سوی جمعیت بدبخت شده توسط

این ها، برای شان پیش نیاید.

یک امید واهی و بزرگ و قوی و مهربان و بخشنده که پاداش تحمل

این مردم بدبخت را خواهد داد و فقط در خیال می توان آن را دید، ساخته شد،

که مردم به جای انتقام و حق طلبی و ایستادن در جلوی حاکم ظالم،

که خطر کشته شدن و زخمی شدن و آواره شدن را داشت، جلوی

این خدای بزرگ بایستند و جزای این ظالم را از اون خدای خیلی قوی

و خیلی توانا بخواهند که به این بیچاره ها کمک خواهد کرد.

با این امیدی که مردم ضعیف به جزای ظالم و ستم کار از سوی خدا داشتند، آن

ستم کاران به ظلم خود ادامه دادند و هر کاری که خواستند کردند، و ستم دیده ها

هم در خلوت از خدای توانا و قادر خواستند که آن ظالم را جزا دهد.

.

سال ها گذشت و ظالم بر ظلم خود باقی ماند و به ستم کاری ادامه داد و

مظلوم هم به دعا کردن پیش خدای قادر و مهربان ادامه داد که خطر کم تری

داشت و ترس از مورد اذیت قرار گرفتن از سوی اوباش و گماشته های ظالم

را نداشت.

و گذشت آن چنان که گذشته است، ظالم بر ظلم خود ثابت و مظلوم بر دعای خود ثابت.

و هر دو راضی، از وضعی که هست.

راضی بودن ضعیف ها، از رفتار خودشان با شرایط موجود که بهترین وضع

و کم خطر ترین حالت را دارد که انتقام از ظالم را به خدا سپرده اند.

خدا هم که مجازات کردن ظالم را گذاشته برای یک موقعی در آخرت که دیگه

ما ها با حسرت و بدبختی، عمرمان به سر آمده و به خواسته هایمان نرسیده ایم،

و ظالم هم خوشی هایش را داشته و هر کاری که خواسته کرده است…

می ترسم اون دنیا، خداوند بخشش کردن اش گل کند و ظالم ها را به بخشد.

اون وقت، چی؟

..

سوز

۱۲ شهریور ۱۳۹۷ –  03.09.2018 

Advertisements

اندیشه یه ایرانی و بت پرستی

اندیشه یه ایرانی و بُت پرستی

..

از زمانهای دور در بسیاری از نقاط ِ دنیا، مردم بت پرست بودند.

از ایرانی ها در جائی دیده نشده است که بت پرست بوده باشند.

برای ِ ایرانیان از زمانی که در تاریخ اثری از آن هست، «میترا» خدا بوده و پس از آن اهورامزدا

خدایشان بوده است. در هیچ زمانی بتی را که با دست خودشان ساخته باشند نمی پرستیدند.

و با آویزان کردن ِ جواهرات و زینتی ها، احترام آن بت ِ دست ساز خودشان را بالا نمی بردند.

ایرانیان با اندیشه ای معقول، اهورامزدا و اهریمن را دو نیروی خوب و بد می شناختند

و بر پیروز بودن ِ خوب «اهورامزدا» بر بد «اهریمن» معتقد بودند.

از زرتشت بزرگ، افتخار ایرانیان، بعنوان راهنمای دینی با آموزش سه صفت بی نظیر و عالی

نام برده شده است که با وجود خلاصه بودن، بسیار کامل و جامع است:

اندیشه و پندار نیک، کردار و عمل نیک، گفتار و بیان نیک.

پیروی و اجرا کردن این سه موضوع، شخص و خانواده و جامعه را پاک نگه میدارد.

.

در یک زمانی « نوح » بت های دست ساز را بی اعتبار خواند و به خدائی بزرگتر و با توانائی

های بیشتر اعتقاد پیدا کرد، خدائی که دیده نمی شود ولی بایستی به او باور داشت.

در مرحله ای از زمان اندیشه ای در عربستان درخشیدن گرفت و آن بت های فیزیکی را

نابود کرد و آنچه از خوبی ها و زینت ها بود ، برای خدای نادیده در نظر گرفت

و آن خدای ندیدنی را با خوبی ها و توانائی ها و دانائی ها آرایش کرد.

خوبی هائی که خودش دوست داشت خدایش آنرا داشته باشد.

و خشم های انسانی را هم، قسمتی ازصفات ِ خدا، برای خدای نادیده عنوان کرد.

عرب هائی که بت پرست بودند و خانه ای برای بت ها یا خدایان ِ مختلف داشتند، خدائی

قادر و متعال و یکتا را به ذهن و فکر پذیرفتند و قربانی ها و نذری هائی که قبلن برای بت ها

می دادند به خدای نادیدنی تقدیم کردند.

تا هزار و پانصد سال پیش، عرب ها بت پرست بودند، در صورتیکه ایرانی ها بیش از دو، تا

سه برابر این زمان یعنی بیش از سه هزار سال، خداوند ِ یکتا را بعنوان خداوند

قبول داشتند، نام های پروردگار، یزدان، آفریدگار، دادار… نام هائی برای خداوند یکتا

بود و خداوند ایرانی، خداوند خوبی ها و نیکی ها بود و بدی ها را از اهریمن می دانستند.

.

عرب های بت پرست ِ سابق، خدای مورد باور جدیدشان را با زور ِ شمشیر و کشت و کشتار

به مردمان ِ اطراف خودشان تحمیل کردند و با قدرت گرفتن و زیاد شدن ِ تعدادشان، کم کم

به اطراف و کشور های مجاور حمله کردند و مردم جاهای دیگر را با زور و تهدید به کشته شدن،

مجبور به قبول ِ عقیده یه خودشان کردند. و اگر مردمی مثل مردم ایران که یکتا پرست بودند،

خدای پیشنهادی و زورکی ِ آنان را قبول نمی کردند، کشته می شدند.

عرب ها در طول بیست سال توانستند با دروغ و جنگ و حیله های مختلف، کم کم

بر تمام ایران مسلط شوند.

شاید فرار از دست روحانیون مذهبی و مُغ های ایرانی که در همه جا بطور افراطی

در زندگی مردم دخالت می کردند و مردم را از رفتار خود عاصی کرده بودند، به

مقاومت نکردن در مقابل عرب ها، و در بعضی جا ها به پیروزی عرب ها کمک کرده است.

مردم ِ ایران آتش را مقدس می دانستند. عرب ها با تهمت به آتش پرستی، انگیزه ای منفی

در ایرانیان می دمیدند و انگیزه ای قوی برای اعراب ایجاد می کردند که ما یعنی عرب ها،

آنها یعنی ایرانی ها را از آتش پرستی، به پرستش ِ خدای یگانه دعوت می کنیم.

ایرانیان آتش پرست نبودند، به اهورامزدا باور داشتند، و

با اندیشه های بزرگ از زرتشت ِ بزرگ، زندگی می کردند.

آتش، مورد احترام ایرانیان بود و از آن نگهداری می کردند.

و شعار ایرانی، اندیشه و پندار نیک، گفتار و کلام ِ نیک، رفتار و کردار ِ نیک بود.

.

قرآن برای مسلمانان کتابی مقدس است و از آن با احترام نگهداری می کنند

و رفتاری احترام آمیز به قرآن از خود نشان می دهند، نمی توان گفت

این احترام به قرآن دلیل آنست که مسلمانان قرآن پرست هستند.

تورات و انجیل برای یهودیان و مسیحیان، کتابی مقدس است، و از آن ها با احترام نگهداری

می کنند ولی نمی توان گفت آنها تورات پرست یا انجیل پرست هستند.

این کتاب ها مقدس هستند، و احترام به این کتاب ها را نمی توان پرستش گفت.

همانطور هم احترام به آتش را از طرف ایرانیان، نمی توان به آتش پرستی تعبیر کرد، ولی

مسلمانان را هنوز هم می توان بت پرست نامید.

آنها یک مکعب سنگی را مظهری از خانه خدا، برای خدا قرار داده اند و هر سال میلیون

ها نفر به آنجا می روند و به دور ِ آن خانه سنگی دور می زنند (طواف می کنند)

و این کار را، احترام بخدا و یکی از اصول مسلمان بودن می دانند.

.

بت چیزی است که دست ِ بشر ساخته است و آن ساخته خود را پرستش می کند.

.

مسلمانان هیچ دینی را به غیر از دین خودشان قبول ندارند، و جزو دستورات ِ کتاب ِ

مقدسشان هست که غیر مسلمان کافر است، غیر مسلمان دینش قابل احترام نیست،

غیر مسلمان دینش کامل نیست.

ایرانی با اندیشه ای آزاد و انسانی، در زمانی حدود دو هزار و پانصد سال پیش، یعنی

هزار و صد سال پیش از ظهور اسلام، در زمان ِ کوروش بزرگ، داشتن ِ مذهب و دین

و زبان و شغل و کار را برای همه مردم آزاد دانسته بود، و آنها را مجبور نمی کرد

که یا باید اهورامزدا را که ما می گوئیم خدا هست، قبول کنید و یا کشته خواهید شد.

در هیچ دوره ای از تاریخ، ایرانیان مردمان ِ دیگر را بنام خدا نکشتند و نگفتند که چون شما

به آنچه که ما بعنوان ِ خدا قبول داریم، اعتقاد ندارید، پس یا باید باور ما را قبول کنید

و یا کشته می شوید.

ولی مسلمانان از هزار و چهار صد سال پیش تاکنون، میلیون ها آدم را به قتل رسانده اند

و دلیل ِ آنها این بوده است که چون شما الله ما را قبول ندارید، باید کشته شوید.

در ایران، هنوز که هنوز است، افراد ِ مسلمان و مسلط بر کشور ایران،

بنام اسلام، دین بر حق،

مردم را بنام دشمنان ِ خدا و دشمنان اسلام می کُشند.

هنوز هم برای اینکه چون، باور تو با باور ِ ما یکی

نیست، انسانها را به مرگ محکوم می کنند.

چگونه می توان این نیروی ِ مسلط با فکر ِ عقب افتاده و انحصار طلب را از ایران دور کرد

و آزاد اندیشی و تحمل ِ دین های دیگر را، مثل ِ سابق، به ایران باز گرداند؟

.

خانه خدا، در زمان ِ بُت پرستان، خانه خدا بوده است. مجسمه هائی از خدایان یعنی

بُت ها را در آنجا نگه می داشتند و مردم ِ عرب از اطراف ِ عربستان به مکه می رفتند و

برای دیدن و پرستش و نزدیک شدن به بُت ها یا خدایانی که به آن معتقد بودند

در آنجا جمع می شدند.

حالا چرا بعد از آمدن اسلام و اعتقاد به الله، خدای نادیده، باز هم خانه کعبه، خانه خدا

نامیده می شود، آیا هنوز الله، فقط در کعبه هست، آیا الله در جای دیگری نیست؟

در حال حاضر، مهمترین علامت شناسائی و توجه برای الله، خانه کعبه است.

مسلمانان در هر کجای دنیا که هستند، نماز را به سمت ِ کعبه می خوانند.

اگر تا یک کیلومتری در نزدیکی های کعبه نماز خوانده شود، بسوی کعبه خواهد بود.

در حالی که از کشور های دیگر، با یک میلیمتر اختلاف ِ زاویه به سوی کعبه،

با اختلاف بسیار زیاد، از کعبه به سوی دیگری نماز خوانده می شود.

و به دلیل ِ اینکه زمین بصورت کُره است. آنها که چندین صد کیلومتر با کعبه فاصله دارند،

اگر هم بطور دقیق به سمت مکه در نقشه جغرافیائی بایستند باز هم،

بسوی ستارگان ِ  مختلف در فضا، در نیم کُره شمالی یا نیم کُره جنوبی، نماز می خوانند،

بستگی به این دارد که در کجای کُره زمین هستند.

ساکنین زمین در کشور های نیمکره شمالی بسوی ستارگانی

که در نیم کره یه جنوبی فضائی هستند، نماز می خوانند. و ساکنین کشور های

نیمکره جنوبی، به سمت ستارگانی در نیمکره شمالی فضائی نماز می خوانند.

و به دلیل گردش زمین به دور خودش، یکنفر در یک شهر ثابت و در کشوری ثابت

نماز صبح را به سوی ستارگانی می خواند که هنگام ظهر و شب همان نیستند

و ستارگانی دیگر هستند.

و به دلیل گردش زمین در مسیری بدور خورشید در طول یک سال، همان شخص از همان

مکان ِ ثابت و همان کشور ثابت، هر روز صبح بسوی ستاره ای جدید تر از روز قبل نماز را

می خواند، و تا شب هم بسوی ستارگان جدید تر از ظهر و شب قبل نماز می خواند.

یعنی یکنفر از همان محل و کشور ثابت، در طول سال با هفده رکعت نماز در روز، تقریبن

بسوی شش هزار و دویست مجموعه از ستارگان مختلف نماز می خواند.

.

به باور عرب ها هر چه در آسمان و زمین است به الله تعلق دارد.

همه جا می تواند خانه خدا باشد، یعنی هر خانه ای که هست متعلق به خدا هست.

پس دلیل ِ اینکه کعبه را، یعنی بت خانه سابق را،

هنوز بعنوان خانه خدا می شناسند چیست؟

آیا تنها اون خانه سنگی خانه خداست؟

بقول مولوی بزرگوار:

ای قوم به حج رفته کجائید کجائید – معشوق همین جاست بیائید بیائید.

..

سوز

25 بهمن 1392 – 14.02.2014

######      ######       ######

چون دیدگاه ها بعد از مدتی پنهان می شوند، دیدگاه و جواب به این دیدگاه را در پائین نوشته آوردم:

———            ———

سلام ،با عرض معذرت نوشته های شما کمی مغرضانه بود،شما با توجه به نوشته هایتان نماز به سمت کعبه را بت پرستی می نامید ،حال این که خداوند یکتا در وحیی به پیامبر خود حضرت محمد (ص) کعبه را به عنوان قبله ما مسلمانان تعیین کرد ،کعبه ای که ابراهیم خلیل پس از ریشه کن کردن بت پرستی به دستور خداوند اون رو بنا کرد ،خداوند فرمود در قرآن که شما مسلمانان امت واحده هستید و با هم برابر هستید ،پس اگر خداوند دستور به نماز خواندن به یه سمت ،یعنی کعبه داده و ما مسلمانان به هر سمتی که عشقمان کشید نماز بخوانیم به این بهانه که خدا همه جا هست پس دیگر امت واحده و برابر چه معنایی می دهد؟در ضمن شما می گویید مسلمان برای ترویج دین خود در سالیان گذشته میلیون ها انسان را کشته اند !!!شما بر چه اساس و آماری می گویید ،اگر توجه کنید متوجه میشوید که حمله های اعراب به دیگر کشور ها به دستور خلفای سه گانه اعراب انجام می شد و هیچ دستور الهی مبنی بر حمله به دیگر کشور ها وجود نداشته و پیامبر هم دستور به این کار نداده بود ،آیا در عصر کنونی وهابیان آدم کش و تندرو ملاک شناخت مسلمانان است؟!!!!آیا نمی دانید که در اسلام دستور این است که کسانی از غیر مسلمانان که به شما پناه آوردند ،آن ها بپذیرید البته با پیمان بستن با آن ها که به قوانین بلاد اسلامی که در آن زندگی می کنند احترام بگذارند،کشتن غیر مسلمانان که شما اشاره کردید با تحقیقی به دور از غرض متوجه خواهید شد که منظور از کافران ،بت پرستان و کسانی است که با اختیار و از سر نافرمانی یکتا پرست نمی شوند و قصد نابودی و صدمه زدن به یکتاپرستان را دارند ،و این دستور جز در شرایط خاص و ضوابط تعیین شده اجرا نمی شود ،و نظر دادن بعضی مسلمانان درباره آمادگی برای انجام این حکم دلیل بر آگاه بودن آنان از شرایط و ضوابط این حکم نیست و این که مجازات و کشتن مرتدان در تمامی ادیان وجود دارد ،کافی است همه ما درباره چرایی مجازات مرتدان که از پرستش خدای یکتا سر باز زدند و فلسفه مجازات آنان و چرایی دستور خداوند به مجازات این گونه افراد تحقیق بدون غرض و بی طرفانه و جدی همراه با نیت پیدا کردن جواب داشته باشیم ،ممکن است شما بگویید چرا کسانی که از اسلام به مسیحیت می روند باید کشته شوند ؟آیا برای شما آشکار نیست که مسیحیان مسیح را پسر خدا می دانند و این شرک و نوعی بت پرستی است ،و آیا شما اطمینان دارید که دین های دیگر به خصوص زرتشتیت خداوند را مالک دو جهان ،خورشید و ماه و ستارگان و کهکشان ها می دانند ،آیا همه ی ادیان همچون اسلام می گویند آن چه نیست و هست آفریده خداست و خداوند مالک آنان است ،آیا شما با صراحت و تحقیق به این نتیجه رسیده اید که سایر ادیان غیر اسلامی ،به طور کامل و بدون هیچ اعتقاد عجیبی خداوند را یکتا و مالک تمام هستی و موجودات زنده و غیر زنده می دانند ؟!!چرا ما باید سایر ادیان را کامل بدانیم حال آن که تحریف و انحراف آن ادیان بر همه آشکار است ،آیا زرتشتیت امروز همان زرتشتیت هزاران سال پیش است که زرتشت،پیامبر خدا آورد؟!!!شناخت اسلام چیزی نیست که با کمی مطالعه یا الگو قرار دادن وهابی ها باشد ،با کمال احترام و با عرض معذرت،پیشنهاد می کنم درباره معجزات علمی قرآن بی طرفانه تحقیق بفرمایید که مطالب جالب و شگفت انگیزی دست گیرتان خواهد شد ،چون مطمئن هستم شخصی با درکی بالا و ذهنی روشن و با دیدگاهی بی طرفانه هستید ،با عرض معذرت ،خدانگهدار شما

———             ———

پاسخ به نظر پ م 95
با سپاس از توجه شما
بُت، شکلی یا مجسمه ای است که انسان از چوب یا سنگ و گِل می سازد و به آن احترام ِ خدائی
می گذارد و همه چیز خود را از آن شیئی ساخته شده بدست ِ خودش می خواهد.
کمک از سنگ و گِل یا چوبی می خواهد که خودش آنرا ساخته است.
بدور ِ خانه ای سنگی و گِلی دور زدن و آن را مظهر خدا دانستن، یک نوع بُت پرستی است.
باحتمال زیاد می دانید که در اوائل، حضرت محمد با یارانش بسوی اورشلیم
نماز می خواندند و در یکی از نماز ها ناگهان پیامبر اسلام در حال نماز خواندن جهت قبله اش را
بسوی مکه برگرداند و وقتی پس از نماز از او سئوال شد که چرا…؟ فرمودند خداوند بمن الهام کردند.
آیا خداوند قادر و متعال و دانای همه چیز قبلن شرایط را در نظر نگرفته بود که به پیامبر عظیم الشان
خودش بگوید که به کدام طرف نماز بخواند؟
این سئوالی است که در روز قیامت از خدا باید پرسید.
حضرت ابراهیم که کعبه را بنا کرد، یک فرد یهودی بود که بت ها را خراب کرد و خداوند یکتا و نادیده
را بخدائی قبول کرد ولی بسوی کعبه نماز نمی خواند. یهودیان رو بسوی دیوار ندبه نماز میخوانند.
.
نظر شما…«در ضمن شما می گویید مسلمان برای ترویج دین خود در سالیان گذشته میلیون ها
انسان را کشته اند !!!»…
پاسخ: آیا در زمان حضرت محمد چند تا جنگ صورت گرفت؟ آیا فتح مکه یکی از این جنگ ها نبود؟
در زمان خود ایشان و با حضور خود ایشان پنجاه شصت جنگ شد که مردم دیگر را به
اسلام وارد یا وادار کنند. هنوز در آن زمان که سه خلیفه نیامده بودندکه.
.
نظر شما… « منظور از کافران، بت پرستان و کسانی است که با اختیار و از سر نافرمانی
یکتا پرست نمی شوند و قصد نابودی و صدمه زدن به یکتاپرستان را دارند»…
پاسخ: مردم ایران که کافر نبودند و به خداوند یکتا معتقد بودند و شیطان مسلمانان
را اهریمن می نامیدند. چرا با ایرانیان جنگ کردند و پدران و براداران ما را کشتند و مادران
و خواهران ایرانی را به اسارت بردند؟
آیا می دانید که حدود بیست سال طول کشید تا که سرداران اسلام در حمله به شهرهای
ایران مسلط شدند و در این سالها هزاران هزار از مردم ایرانی کشته شدند؟
مسلمانان صدر اسلام، تا اسپانیای امروزی حمله کردند. آنها که بت پرست نبودند و
مسیحی بودند چون حدود ششصد سال بیشتر از ظهور حضرت مسیح می گذشت.
آیا خداوند زمین و زمان، چرا برای افریقا و چین و هندوستان و اروپا پیامبر نفرستاد و فقط همه
پیامبران از همین منطقه از حضرت نوح و ابراهیم و داود و موسی و عیسی و حضرت محمد
همه از همین منطقه بوجود آمدند و با اون وسایل نقلیه چند هزار سال پیش که نمی
توانستند بدور دنیا پیامشان را بفرستند، مردم افریقا تا همین صد سال پیش بت پرست
بودند و آدمخوار.
مردم زمین نمی دانستند ولی، خداوند که از وجود قاره امریکا خبر داشت،
پس چرا سرخپوستان را در بت پرستی و گمراهی رها ساخت و آنها را به دین بر حق
و شناختن الله هدایت نکرد؟
از نظر اسلام، حضرت موسی و حضرت عیسی و حضرت محمد پیامبران خداوند یکتا هستند.
یهودیان خداوند را بنام یَهُوه می شناسند و پیروان حضرت مسیح، خداوند را بنام پدر،
حضرت موسی را قبول داریم که با خداوند صحبت کرد، و در کتاب مقدس یهودیان هست که
خداوند به حضرت موسی گفت من یَهٌوه هستم. آیا نمی توانست بگوید که من الله هستم؟
و چرا در اسلام گفته می شود که هیچ خدائی بجز الله نیست. یعنی که حرف پیامبر قبلی
را انکار می کند و نفی کردن نام خدائی که با حضرت موسی صحبت کرد آیا کفر به خداوند نیست؟
زیرا که اسلام حضرت موسی و عیسی را بطور رسمی پیامبران خدا می داند. و حرف آنان را
نمی تواند بعنوان دروغ گفتن تصور کرد، پس چطور شد که نام خداوند به الله تغییر کرد؟
این سئوال هست که چرا خداوند به حضرت موسی و عیسی نگفت هرکه الله را قبول نداشت
و کافر بود او را بکشید. و در زمان حضرت محمد چنین دستوری داد؟
و لا تحسبن الذین قتلو فی سبیل الله… دستور الهی است.
آیا بعد ها، خداوند فکر کرد که بهتر است که همه را بنام الله به خدا پرستی دعوت کند؟ که
به عقل ما جور در نمی آید و این فکر، در مقام خداوند نیست و نمی تواند باشد.
و هرکه خداوند را بنام الله قبول نکرد کافر است، حتی یهودی و مسیحی، بنام کافران
کتابی (یعنی که کتاب آسمانی دارند) باید جریمه به مسلمانان بدهند. و بقیه کافران
حربی هستند یعنی باید با آنان جنگ کرد تا به اسلام اعتقاد پیدا کنند؟
در دین زرتشتی سه دستور ساده و کامل برای زندگی و انسان وجود دارد
که اجرای آن دنیا و آخرت را، بهشت می کند.
اندیشه وپندار نیک، کردار و رفتار نیک، گفتار و سخن نیک.
زرتشتی ها نمی گویند اگر کسی به اهورامزدا اعتقاد ندارد باید کشته شود.
یهودی ها نمی گویند هرکه خداوند را یَهُوه نه نامید باید کشته شود.
مسیحی ها نمی گویند هرکه خداوند را پدر نه نامید باید کشته شود.
.
هزاران هزار سال است که انسان ها در روی زمین زندگی می کنند و از این
هفت میلیارد انسان، حدود یک میلیارد و دویست سیصد میلیون مسلمان هستند.
و از این تعداد مسلمان، حدود صد و پنجاه میلیون شیعه هستند.
آیا خداوند به بقیه انسانها توجهی ندارد و آنها را در سختی و بدبختی نگهداشته است
چون نام خداوند را الله نمی گویند و آیا مسلمانان همه در رفاه هستند و گرسنگی و
جنگ و بیماری در میانشان نیست، چون به خداوند، الله می گویند؟
با نوحه خوانی و سینه و زنجیر و قمه زدن یا خود را گِل مالی کردن، نمی توان به
خداوند خدمت کرد و دل او را بدست آورد، بلکه با خدمت به مردم دیگر و گشودن
مشگل آنان، دل خداوند شاد می شود.
سعدی بزرگوار می فرماید:
هزار بار طواف کعبه کنی قبول حق نشود گر دلی بیازاری
خداوند نگهدار همه نیکو خواهان باشد.
باشد که چنین بادا