آبادانی بجای خرابی

آبادانی بجای خرابی

..

آن چه که از مدیا ها به گوش می رسد، مجموع قرارداد های فروش اسلحه به عربستان

در حدود پانصد میلیارد دلار شده است. یعنی برای چند سال آینده، این مقدار اسلحه

و تجهیزات جنگی به عربستان فروخته شده است.

این پول را شرکت های بزرگ دریافت می کنند، ولی آیا چند در صد از آن به مردم

امریکا می رسد و برای آبادانی و بهداشت و رفاه مردم امریکا استفاده خواهد شد؟

به  نظر می آید که فقط آن چه که به عنوان مالیات از این شرکت ها دریافت می شود به

صندوق دولت می رود و آن درصد کمی هست، از سودی که شرکت ها دارند.

.

صاحبان شرکت های مورد معامله، ثروتمند تر می شوند و آن ثروتی هست که به آن

احتیاجی ندارند و فقط عدد دارائی شان را بالا می بَرد و فقط یک رضایت فکری دارند.  

.

اسلحه جنگی، کارش خراب کردن و نابود کردن است.

آیا نمی شود و آیا نمی شد که این مبلغ های چندین میلیاردی که برای فروش وسایل

جنگی خرج می شود، برای ساخت و ساز و آبادانی و رفاه مردم به کار رود؟

.

شاید بتوان گفت که پول این همه نفت که از عربستان و… خارج می شود، تنها به

عربستان و… تعلق ندارد، بلکه این پول برای همه مردم جهان است.

چون این مقدار نفت که مصرف می شود، نتیجه آن گاز های کربنیک است

که باعث گرمایش بیشتر زمین می شود و باعث آلوده گی هوا در کره زمین

می شود، پس وقتی که ضرر آن به همه مردم دنیا می رسد،

پول آن هم به همه مردم دنیا تعلق دارد.

.

هوای کره زمین را بیشتر، یعنی در حدود چهل درصد آن را، امریکا و چین

خراب و آلوده می کنند، ولی ضرر های آلوده گی های هوای کره زمین

به همه مردم دنیا می رسد، از گرم تر شدن تمام سرزمین ها و خشکسالی و

از بین رفتن کشاورزی و دامداری در تمام کره زمین، تا آب شدن یخ های قطبی

و بالا آمدن آب دریاها، که هر کدام ضرر ها و خسارت های مربوط به خودش

را برای طبیعت و محیط زنده گی مردم دارد.

یعنی که رعایت نکردن بهداشت و نگهداری از محیط زیست در هر کجای

دنیا که باشد، اثری دارد که مشکل آن بر جاهای دیگر جهان هم تاثیر دارد.

.

به تازه گی آماری از پلاستیک های استفاده شده و رها شده در طبیعت منتشر شده

است که رقمی در حدود یک صد و چهل میلیون تن در سال است.

این مقدار پلاستیک در دریا ها و اقیانوس ها هم، جابجا شده که از مرغ های دریائی

تا ماهی های کوچک و بزرگ از این مواد پلاستیکی صدمه دیده اند.

کشور های فقیر که سیستم درست برای جدا سازی و استفاده از این پلاستیک ها را

ندارند، آن را در طبیعت رها می کنند و ضرر «پلاستیک های سرگردان» در همه

جا و برای طبیعت و محیط زیست دیده می شود و خسارت می زند، پس برای

جلوگیری و بهبود و به داشت محیط زیست، همه کشور ها می بایست همکاری کنند،

فرقی نمی کند که پلاستیک را کشور های فقیر استفاده کرده اند یا کشورهای ثروتمند.

.  

از پول فروش نفت و طلا و الماس و مس و نقره و هرچه که در یک جائی از

جهان هست، حدود سی تا چهل درصد به «صندوق جهانی برای همه» پرداخت

شود، تا این صندوق با در نظر گرفتن فوری تر بودن، برای محل و یا نوع حفاظت

از محیط زیست، از این پول ها خرج کند، فرقی نمی کند که این خرج کردن در

کجا و در کدام کشور است، هدف به سازی و نگه داشت محیط زیست است.

.

داستان های ساخته گی و خطرناک نشان دادن کومونیست و خطر های

ایده ئولوژیک دیگر، بایستی به داستان های سازنده گی برای محیط زیست

و بهداشت تبدیل شود.

.

بایستی فکری جهانی شود که میلون ها انسان گرسنه را از فقر و نداری

نجات داد، بایستی آموزش را به روستا های جهان برد که یک خانواده افریقائی

برای خودش بیست تا بچه نسازد و یا جمعیت هند و چین را کمتر کرد که

مردم رفاه بیشتری داشته باشند و گرسنه در آن جا ها هم نباشد.

در چین یک عددی نزدیک به هشتاد میلیون انسان را گرسنه اعلام می کنند.

چه فایده ای دارد، داشتن یک چنین جمعیتی؟‌ غیر از مشکل و درد سر چه

انتظاری می توان از این جمعیت گرسنه داشت؟

پر واضح است که اگر جمعیت چین به نصف تعداد امروز برسد، یعنی حدود

هشتصد میلیون نفر جمعیت داشته باشد، بسیار بهتر از امروز می تواند به

خدمات و بهداشت آنان رسیده گی کند، تا حالا که حدود یک و نیم میلیارد

جمعیت دارد.

مشکل جهانی، بالاتر رفتن روز به روز جمعیت و کم تر شدن روز به روز

محصول کشاورزی و دامی هست.

.

آن چه باید انجام شود،‌ کم تر کردن جمعیت کره زمین از راه صلح آمیز و

زیاد کردن محصول های کشاورزی و خوراکی و دامی در همه جا هست.

.

روش های کم کردن جمعیت، با هماهنگی کشور ها می تواند به سرعت

شروع شود، زیرا زمان زیادی لازم دارد تا جمعیت کم تر شود.  

زیاد کردن محصول های خوراکی و دامی، کاری چند جانبه هست… با

جلوگیری از گرمایش زمین و رساندن آب به منطقه های رو به خشکی،

و در نتیجه نگه داشتن روستائی ها در منطقه های رو به  خشکی فعلی

و زمین های آب دار بعدی با زیاد کردن امکان کشاورزی در محل.

..

سوز

۴ آبان ۱۳۹۷ –  26.10.2018 

Advertisements

تصور، حادثه یا تئاتر – 1

تصور، حادثه یا تئاتر – 1
..
این نوشته ، نظر و برداشت وپندار شخصی
از مسائل و حوادث جاری درجهان است .
خیلی دلم میخواهد آنچه را که در این مورد تقریباً قبول
کرده ام ونسبتاً بهش اعتقاد پیدا کرده ام ، باور نکنم.
» خیلی دلم می خواهد خودم آنرا باور نکنم «
این یک پیش بینی با نظری به گذشته نزدیک ، از وضع آینده
نزدیک است که مراجع و دلایل آن بر اساس مدرک پوزلی هست.
مدارک پوزلی ، نزدیک هم قرار دادن وقایعی است که با واقعه
دیگری هماهنگ یا همرنگ است و یا آن واقعه را تکمیل می کند
یا مربوط به آن و دنباله یه واقعه یه قبلی است.
این مدرک پوزلی نمی تواند سندی کتبی بدست بدهد که علت واقعه
از کجا ناشی شده و چه کسی آن را راه انداخته است ،
ولی از منافعی که به عده ای میرسد ، یا به جائی از این واقعه سودی
میرسد و به نفع آن کشوریا آن گروه می شود ، چنین بر می آید که
این کار ووقایع از سوی آن گروه یا کشور ها می تواند باشد ، یا حداقل
اگر خودشان هم عامل این وقایع نبوده اند ، در مقابل آن هم مانعی
ایجاد نکرده اند و نخواسته اندجلوی آنرا به گیرند
………. ………
در زمان پرزیدنت بوش ِ پسر، بنا به دعوتی که ازآقای پوتین شد ،
ایشان به ملک شخصی بوش ها رفت و یک عکس چهار نفره گرفتند
که آقایان هیچکدام کراوات نداشتند و با پیراهن های آستین کوتاه
کنارخانم بوش ( همسر، مادر) عکس یادگاری گرفتند.
کمی پس از مراجعت آقای پوتین از امریکا به روسیه ،
از طرف روسیه اعلام شد که نیروگاه اتمی بوشهرکه قرار بود تا
یکی دوماه دیگر تمام شود، یکسال دیگر طول خواهد کشید تا تمام شود.
یکی دوماه بعد ، اعلام شد ایران از روسیه هواپیمای جنگی و
تجهیزات جنگی به مبلغ بیست میلیارد دلارخریداری می کند.
از این خبر هنوز دوماه نگذشته بود که آقای بوش از کنگره امریکا
اجازه گرفت که عربستان را تجهیزکند ، چون ایران از روسیه هواپیما
و … خریداری کرده و تعادل قوا در منطقه باید حفظ شود وگرنه
وجود ایران قوی خطرناک است. و قرارداد فروش
بیست میلیارد دلاری هواپیمای جنگی و تجهیزات به عربستان بسته شد.
« چه کسی بهتر ازاین حاکمان در ایران می توانداین طور
به تجارت آنها رونق به بخشد؟ »
معروفترین دانشمندِ اتمی پاکستان ، یکسال تمام درایران بود و
یعنی مثلا ً هیچکدام از سازمانهای اطلاعاتی دنیا خبری از آن نداشتند،
چند هزارسانتریفیوژ در طول چند سال بایران فروخته شدو
مثلا هیچکس از آن خبر نداشت.
پس از چند سال ، سازمانهای اطلاعاتی و مراکز مطالعات استراتژیک
کشور ها ، یکدفعه از خواب بیدار شدند وسرو صدای زیادی کردند
که ایران می خواهد اسلحه اتمی داشته باشد و گرنه این نوع
فعالیت خود رامخفی نگاه نمی داشت.
وقتی خطر اتمی شدن ایران علنی شد ودرذهن افکار عمومی دنیا
جا افتاد ، حالا صحبت این بود که سلاح اتمی
در دست سران ایران که آدمهای رادیکال و غیر منطقی هستند
بسیارخطرناک است. هم زمان یک سری سخنرانیهای تند و تهاجمی
توسط رئیس جمهور ایران ، برای نابودی اسرائیل و محو آن
از روی نقشه جغرافیا ، این خطرناک بودن ایران اتمی را بیشتر
درافکار عمومی دنیا جا انداخت.
چندتا ازاین همسایگان ایران هم قرار داد های نیروگاههای اتمی را
با کشور های مختلف بستند .
ایران مسلح به سلاح های روسی در شمال خلیج فارس و
ادعاهای خلیج یا خلیج عربی از سوی اعراب ، ادعای یکی از
مسئولین ایران بر مالکیت بحرین وحالت های تند بین ایران و
کشورها یاامیرنشین های حاشیه جنوبی خلیج فارس؟
نتیجه: خرید های چند میلیارد دلاری هواپیما و سلاحهای جنگی
توسط امیر نشین ها برای تجهیز خوددر مقابل ایران ، در حالی
که حتی خلبان برای هواپیماهاشان ندارند
و احتمالا خلبان هم باید اجاره کنند.
« چه کسی بهتر ازاین حاکمان در ایران می توانداین طور
به تجارت آنها رونق به بخشد؟ »
این نگرانی های اتمی جهانی دلیلی شد که امریکا خواست
در کشور چک و لهستان ، یک سپر دفاعی موشکی و الکترونیکی
به مبلغ هفده میلیارد دلار در مقابل حمله اتمی موشکی ایران بسازد.
حمله ایران به لهستان؟
اینهمه فاصله بین دو کشور، بدون هیچ گونه سابقه ای از برخورد
یا حتی گفتگوی تند ! برای چه ؟
این کشور ها همسایه هم که نیستند ،
چند تا کشور هم بین آنها فاصله است!؟
در فاصله های چند ماهه ، آزمایش های موشکی با بُرد 2000 کیلومتر
و بعد 3000 کیلومتری این توانائی ایران را نشان می داد که می تواند
برای اروپای شرقی هم خطرناک باشد.
« چه کسی بهتر ازاین حاکمان در ایران می توانداین طور
به تجارت آنها رونق به بخشد؟ »
……. ……….
در کشوری که عامل ایجاد نا آرامی ها در منطقه است، و سران آن
غیر منطقی عمل می کنند و مورد احترام دنیا نیستند ،
انتخابات ریاست جمهوری در پیش است.
کاری که در آن کشور سابقه نداشته ، دوئل تلویزیونی است.
در این مناظره ها ، بین چهار کاندیدای از پیش تعیین شده ،
بعد از هر مناظره ، آمار هائی که داده میشود ، نشان می دهد
که رئیس جمهور شاغل ، نفر اول نیست ، چه بسا نفر سوم است.
شخصی که بیست سال قبل نخست وزیر بوده است بعنوان نفر اول
با شانس بسیار و اختلاف زیاد با دیگران ، برآورد نظر سنجی هاست.
تبلیغاتی که می شود ، مردم را به
رای دادن به کاندید مورد نظرشان تشویق می کنند
و چنین گفته می شود که اگر همه مردم رای ندهند ،
احتمال انتخاب رئیس جمهور شاغل و نا مطلوب بیشتر است.
اگرچه نخست وزیر سابق فرد مطلوب جامعه نیست ،
ولی بین انتخاب: » بد و بد تر» مردم ِ انتخاب کننده ،
برای انتخاب نشدن » بدتر » رفتند و به » بد » رای دادند.
ولی با تقلب های آشکار و وقیحانه ،
کاندید نفر سوم را بعنوان برنده اول انتخابات نشان دادند.
مردم برای اعتراض به خیابان ها آمدند و بطورمسالمت آمیز
راه پیمائی کردند که با چوب وچماق به آنها حمله شد ، چندین نفر
هم به ضرب گلوله از پای در آمدند و خیلی ها هم دستگیر شدند.
با این کار رهبر نشان داد که آهای مردم! بی خودی رای داده اید ،
من که سال پیش گفته بودم :آقای رئیس جمهور خودت را برای
پنج سال خدمت در آینده آماده کن. یعنی ، چه تو را انتخاب بکنند
یانکنند ، فرقی نمی کند ، من تو را انتخاب کرده ام.
حالا هم که می گوئید تقلب شده ، بی جا کرده اید ، تقلب در کار نبوده
و من می گویم که در انتخابات درست کار شده، شما هم باید قبول کنید
وگرنه هرکس اعتراض بکند با او بر خورد شدید خواهد شد.
نماینده اش هم هفته بعدش در نماز جمعه می گوید:
همه معترضین به رای » آقا » باید اعدام شوند.
در این رابطه سران کشورهای صنعتی ، به رفتاردولت ایران
در مقابل مردم، اعتراض می کنند. ولی آیا این
اعتراض های کشو
ر ها ،کمکی به بهبود وضع مردم می کند؟
رهبر مذهبی سیاسی ، در صحبت هایش اظهارمی کند که
این شلوغی ها برای انتخابات لزومی ندارد ، در آینده
اصلا ً انتخاباتی نخواهد بود وآن را که من می گویم ،
می شود رئیس جمهور.
خوب دیگه دارد درست می شود ، از شمال افریقا به اینطرف :
لیبی ، مصر… و سوریه هرکدام رئیس جمهور های مادام العمر دارند
و در بعضی هم که ریاست جمهوری به پسر به ارث می رسد.
حالا این منطقه هم باید یک دست بشود که آدم بداند با چه کسی
طرف است و برای چندین سال خیالش راحت باشد.
عربستان و کویت و امارات مجاورایران ، دارای امیر هستند ،
یا کشور بنام پادشاه و یک خانواده است و تمام امور مملکت را با آن
چند نفر معدود که در راس هستند ، می توان سر و سامان داد .
برای ایران هم یک رهبر و یک رئیس جمهور مادام العمر
تعیین می شود . تمام شد و رفت .
چه کاری است که هر چهار سال ، اینور اونور بشود ،
بررسی شود که چه کسی می خواهد رئیس جمهور بشود ،
چه کاره است ، اخلاقش چیست ، و وفاداری اش تا حدی است
یا چقدر می توان باو اطمینان کرد.
از طرف جامعه جهانی برای افکار عمومی جهان و ایران ،
چند تا خط و نشان برای رفتار حکومت ایران کشیده می شود
و بعدش هم می گویند : خوب ، مسئله داخلی است وما که
نمی توانیم به آنجا لشگر کشی کنیم چون عده ای ناراضی
درآن کشور هستند .آن ها خودشان می دانند و هر کسی را که
بعنوان رئیس جمهور معرفی کنند ، ما با او صحبت می کنیم
و لاس خشکه های اتمی و غیر اتمی را با او می زنیم تا بشود
معامله های مختلف را پشت صحنه انجام داد.
از ته قلب دلم می خواهد چنین نباشد
سوز
  ۱۴ تیر ۱۳۸۸ – 05.07.2009