کره زمین هم چو خشخاش

کره زمین  هم چو خشخاش

..

کره زمین چون نقطه ای کوچک از کنار سیاره ی زحل

شیخ عطار می گوید:

جهان در جنب این نه طاق مینا – چو خشخاشی بوَد بر روی دریا /

نگر تا تو از این خشخشاش چندی ـ سزد گر بر بروت خود بخندی /

« بروت: غرور، خود خواهی، نخوت».

.

باور کردن آن مشکل است که چطور عطار چنین دیدی از جهان ما و دنیا داشته است.

گویا با سفینه فضاپی تا سیاره پلوتو سفر کرده است، جائی که این عکس نزدیک به آنجا

گرفته شده است.

سفینه ای که در چند سال پیش، به سوی خارج از منظومه شمسی فرستاده شد، در

سال ۲۰۱۳ از کنار سیاره زحل رد می شده و چنین عکسی را منتشر کردند و آن

متن انگلیسی را رویش یا زیر عکس گذاشته بودند.

شعری از فریدالدین عطار به یاد داشتم که برایم تجسم زیبایی می داد که جهان ما را، یعنی

کره زمین ما را، هم چون خشخاش بیان می کرد و به ما می گفت :‌ …

نگر تا ، تو از این خشخاش ، چندی ؟… و این عظمت دنیا و کوچک بودن ما را نشان می داد.

سال ها در این فکر بودم که شیخ عطار از سیر و سلوک درویشانه به این دید وسیع از جهان

رسیده است، چون در زمان او که به اندازه امروز مردم از وجود کهکشان ها و کرات بزرگ دیگر

خبر نداشتند، پس او چگونه به این تصویر دست پیدا کرده است؟

با دیدن این عکس زمین از نزدیکی زحل توسط «ناسا»

عظمت این شعر شیخ عطار برایم واقعی تر و بزرگتر شد.

گویا این سوفی یا صوفی بزرگ و فیلسوف آگاه، که مولوی بزرگوار می گوید:

هفت شهر عشق را عطار گشت ـ ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم /

واقعن در سیر و سلوک درویشانه اش، به چنین توانائی رسیده بوده است که بتواند

پرنده ی فکر را پرواز دهد و با بال خیال و تصور پرواز کند و به چنین دریافتی برسد!

 

مولوی خود فیلسوفی بزرگ و عارفی ژرف اندیش است. وقتی چنین مرد دانا و آگاهی،

چون مولوی در مورد عطار چنان تعریفی می کند، می بایست

که عطار را ارج نهاد و برای شناخت او دوباره کوشید.

 

باشد که چنین بادا

..

سوز

۵ بهمن ۱۳۹۴ – 25.01.2016

Advertisements

شراب – ٤

شراب – ٤

..

بياور شرابى كه جان پرورَد

غم از دل بشويد، نشاط آورَد

شرابى به سرخى چو لبهاى يار

كه هوشم ربايد، نماند خرَد

..

سوز

١٩ خرداد ١٣٩٤ – 09.06.2015

شراب – ٣

شراب – ٣

..

بده آن شرابى كه خواب آورَد  

دل ِ بى قرارم، قرار آورَد

به هر سو نگه مى كنم جاى توست

نبودت كنارم، خمار آورَد

..

سوز

١٢ ارديبهشت ١٣٩٤ – 02.05.2015

دسته گل ها

دسته گل ها

..

در بهار، آمد کنارم، دلخورانه، دلبر ِ رعنای ِ من

این که گویا، دسته گلها در دلت، یک جا نشستند جای ِ من

گفتمش زیبا رخ ِ شیرین بیان و ُ ، هم چنان آهو خرام

چیده شد، گل ها کنارت، دسته دسته، در همه رویای من

..

سوز

۰۸ آبان ۱۳۹۴ – 30.10.2015

سد گوت وند

سد گوت وَند

..

عکس هائی از سد گوتوند (Gotvand) بود که باعث درد و افسوس می شد.

سدی که آبش هر روز مقداری از کوه نمک موجود در مخزن سد را

با خود می شورد و در مسیر رودخانه پخش می کند.

عکس هائی از زمین‌ های مسیر رودخانه کارون که نخلستان ها خشک

شده بود. در گزارش گفته می شد که حدود یک میلیون اصله نخل به خاطر

شور بودن آب رودخانه خشک شده اند و هیچ مسئولی نمی خواهد…

اقدامی انجام دهد که از ادامه ی فاجعه جلوگیری شود.

.

گفته اند جلوی ضرر را از هر کجا بگیری منفعت است.

اگر سد گوتوند هزینه بسیاری برده است تا ساخته شود، ادامه در بودنش

به صورت فعلی، هر روز و هر هفته ضرر و زیان بسیار زیادی به طبیعت و

کشاورزی می زند.

و مردم کشاورز که مجبور هستند از رودخانه کارون برای کشاورزی شان

استفاده کنند، امکان کشاورزی شان را از دست داده اند و زندگی برایشان

مشکل شده است.

بخاطر ندانم کاری و اشتباه محاسبه در محل ایجاد سد گوتوند، این سد

ضررش به محیط و مردم، بیشتر از استفاده اش می باشد.

آیا اگر اشتباه را قبول کنند و برای جبران آن، کاری کنند، خیلی به موقعیت

اجتماعی شان ضرر زده می شود و شهرت شان صدمه می بیند؟

ولی ادامه در پیشروی این فاجعه، که بیشتر، مسئولین فعلی و عاملین و

مسئولین قبلی را مورد سئوال قرار می دهد و بدنام تر می شوند.

شاید با ساختن یک مسیر انحرافی موقت برای رودخانه و کمتر رساندن آب

به مخزن دریاچه، سطح مخزن آب را پایین تر نگه‌دارند که فعلن کوه نمک

شسته نشود و یک دیوار بتونی که گویا حدود دو کیلومتر باید باشد، جلوی

این کوه نمک بسازند که از تماس آب سد، با کوه نمک جلوگیری کرد

و مانع شد که نمک، در آب سد، حل بشود!

.

در هر صورت مشکلی است که پیش آمده و باید برای جلوگیری از ادامه ی

این فاجعه یعنی حل شدن میلیون ها تن از کوه نمک در آب سد گوتوند

هزینه کرد، راهی که منطقی و عاقلانه و تخصصی باشد.

شور بودن بیش از اندازه ای که آب سد دارد، دستگاه‌های تولید برق را هم خیلی

زودتر از معمول خراب می‌کند که هزینه ی تعمیر و باز سازی و نداشتن آن مقدار

برق تولیدی دو عاملی هستند که هزینه ساز هستند و زودتر جلوگیری کردن از

شور شدنِ آب، هزینه‌های تعمیر و خرید برق را هم در آینده ای نزدیک کم می کند.

..

سوز

۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ – 17.05.2016

 

شیطان فرشته ای عاقل

شیطان فرشته ای عاقل

..

شیطان فرشته ای مورد لطف خدا بوده است و خدا ماموریت سنگین و بزرگی به او

داده است.

ماموریتی که فرشته های دیگر نمی توانستند و یا خداوند صلاح ندانست که آن ها را

مامور چنین کاری بزرگ کند.

من شیطان پرست نیستم و شیطان را نمی پرستم، ولی وقتی به کار شیطان و

سئوالش از خداوند نگاه می کنیم، دیده می شود که او از عقل خود استفاده کرده

است و کور و مطیع و بدون فکر، یک مطلب را قبول نکرده است.

شیطان، منطق را در نظر گرفته و گفته است که چرا چنان نباید و چنین باید.

سئوالی که ما بایستی از خود بپرسیم این است که:

آیا اگر خود ِ خدا نمی خواست، چطور شیطان می توانست کاری را انجام دهد

که هزاران سال خداوند را مشغول کند؟

قدرت شیطان نمی تواند بیشتر از قدرت خداوند باشد و نیست.

شیطان نمی تواند اراده ی خود را بر اراده ی خداوند تحمیل کند.

پس یعنی خدا می خواسته که انسان، گول خورده و از بهشت رانده شود و

آدم هائی باشند که هزاران سال، هی خدا خدا بکنند و از او چیزی بخواهند.

جالب است که هر دو نفر که باهم اختلاف دارند از خدا می خواهند که خدا

فقط به آن ها کمک کند و طرف مقابل شکست بخورد.

آیا خدا باید به کدام یکی از دو طرف دعوا کمک کند، این سئوال است.

سالیان سال، میلیون ها انسان، هرکدام از خدا چیزی می خواهند و خواستن

هایشان هم تمامی ندارد، از نمره قبولی در امتحان مدرسه تا امتحان رانندگی

و شوهر پیدا کردن یا آرزوی زن خوب و خوشگل و پارسا داشتن، تا پیدا کردن

کاری که درآمدش خوب باشد. تا خرید اتومبیل و به گردش رفتن که خدا کند هوا

خوب باشد و هزاران هزار آرزو و خواستی که هر یک از انسان ها از خداوند دارند.

این وسط شیطان بیچاره بد نام شده است و صبح تا شب و شب تا صبح

هر کسی هر کاری را که خلاف است می کند و گناه ِ انجام شدن آن کار و

میل خودشان به انجام کار خلاف را، به گردن شیطان می اندازند و او را مقصر

در انجام کار خلاف و بد خود می نمایانند و لعنت بر شیطان می فرستد.

اگر این لعنت ها و نفرین ها که برای شیطان آرزو می شود عملی می شد

و کارگر می بود، شیطان مدت ها بود که علیل و ذلیل و زمین گیر شده بود و

بقیه مردم از دست او راحت می شدند، ولی خدا به لعنت و نفرین های

مردم گوش نمی دهد و زیر لب لبخندی می زند و می گوید ای بنده ی

نادان من، من خودم او را مأمور این کار کردم، حالا نمی توانم او را مجازات

کنم.

کاری را که به او سپرده بودم به خوبی انجام داده است و بایستی برایش

پاداش بدهم نه اینکه به حرف شما او را مجازات کنم.

اگر خدا دلش می خواست، شیطان زبانش بند می‌آمد و در مقابل عظمت و

فرمان خدا نمی‌ توانست مخالفت کند و به انسان احترام می گذاشت و

یا آنطور که تعریف کرده اند، مانند فرشته‌های دیگر در مقابل انسان

بدون اراده و لحظه‌ای فکر کردن، سجده می کرد.

سجده ای که فقط باید در مقابل خداوند کرد و نه چیزی غیر از خدا.

اطاعت نکردن شیطان از فرمان خدا برای اینکه انسان را سجده کند،

چه بسا بسیار بیشتر در نظر خداوند خوشایند بوده است، از اطاعت

و فرمان بردن دیگر فرشتگان، زیرا شیطان فقط خداوند را لایق سجده

دانسته و به چیزی غیر از او سجده نکرده است، ولی دیگر فرشتگان

به غیر از خدا سجده کرده اند، به انسان، اگر‌چه به فرمان خدا بوده است.

و چه بسا شیطان بیشتر در نظر خداوند احترام دارد و عزیز است،

چون تنها مخلوق خدا بوده است که سجده کردن را فقط در شأن

خدا دانسته و به چیزی غیر از خداوند سجده نکرده است.

..

سوز

14 اردیبهشت 1395 – 03.05.2016

کوچه پهن است

کوچه پهن است

– در برابر سروده ی کوچه تنگ است، سروده شد –

..

این کوچه چه پهن است، بیا تا که در آن پرسه زنیم

دست ها دو طرف باز، به خود و همدگر، چرخه زنیم

در چرخش ِ خود، گاه به هم پشت و، گَهی رو در رو

چشمان که به آن چشم دگر باز افتاد،‌ به روی هم خنده زنیم

چون مست که از میکده، چند پا به جلو، یک به عقب بیرون رفت

در رقص ِ نشاط ، دو سه پا، به جلو، یک به عقب شانه زنیم

چون کودک ِ شاد که از، چیز ِ خوشایند، بخواهد تکرار

بر شادی و رقص، و چند دور ِ دگر شانه زدن، چانه زنیم

..
سوز

۲۹ فروردین ۱۳۹۵ – 17.04.2016