هرج و مرج در سوریه

هرج و مرج در سوریه

..

در زمان قدیم، کشوری به کشور دیگر حمله می کرد تا از منابع آن کشور دیگر استفاده کند.

حالا دیگر زمان ِ یکی شدن و همیاری با مردم ِ دیگر برای ساختن جهانی برای همه مردم است.

جهانی که همه مردم دنیا در هر کجا، از حداقل خورد و خوراک، بهداشت و سرپناه برخوردار باشند.

.

جریان مردم و کشور سوریه چیست که در آن جا فقط ، جنگ است؟

حدود سیصد هزار تن از مردم آنجا در چهار پنج سال گذشته کشته شده اند، روسیه و چین و ایران

یک طرفِ ماجرا هستند، امریکا و کشور های غربی یک طرف ِ دیگر ِ ماجرا.

کشور های مختلف با جنگ‌جو ها و سلاح های کشتار، با تانک و خمپاره و هواپیما و هلی کوپتر

در حال کُشتن طرف دیگر هستند، نه سازمان ملل،‌ قدرتی دارد که کاری بکند و نه کشور های

قوی و بزرگ که بعضی موقع ۵+۱ را تشکیل می دهند و گاهی گروه ۲۰ را نمایش می دهند،

هیچ کدام کاری برای جلوگیری از جنگ نمی کنند.

هر کدام از طرف های دعوا،‌ رفتار خود را طبیعی و انسانی و دفاعی می نامد.

پریروز نوزدهم سپتامبر، یک انفجار، حدود بیست کامیون مواد داروئی و خوراکی و پوشاک را که

برای مردم محتاج کمک بود، نابود کرد و حدود بیست نفر از افراد کمک کننده کشته شدند.

آنطور که روس ها می گویند با یک وانت پُر از بمب، یا آنطور که امریکا می گوید

توسط هلی کوپتر و هواپیمای روسی، کامیون ها و مواد کمکی در آتش سوختند.

مسئول صلیب سرخ می گفت ما دیگر نمی توانیم کمک بفرستیم.

حالا یک شهر محتاج کمک، با احتیاج شدید به دارو و خوراک درمانده شده است.

اگر بسیاری از مردم ِ چند هزار نفری که در محاصره مانده اند، از گرسنگی یا نرسیدن دارو،

جان خود را از دست بدهند، چه کسی مسئول است؟

.

آنچه که بطور عملی انجام می شود این است که با ایجاد و حمایت از گروه های مخالف

یکدیگر، جنگی در جریان است و در این چند سال گذشته اسلحه و مهمات برای جنگ

فروخته می شود و همیشه هر دو طرف اسلحه های جدید دارند.

آنچه در این جا در نظر گرفته نمی شود، انسانیت و اخلاق است و

آنچه به دست می آید، با ریختن ِ خون ِ مردم، پول برای سازندگان اسلحه است.

برای سازندگان اسلحه، درآمد و کاسبی از فروش اسلحه مهم است، هر چقدر انسان

کشته شود، برای آن ها مهم نیست.

چه کسی می باید جلوی این تولید اسلحه را بگیرد، چه کسی بایستی پولدار شدن ِ

زشت و پلید و غیر انسانی ی این تولید کنندگان ِ اسلحه را به آن ها نمایان کند؟

آیا سازندگان و صاحبان کارخانه های اسلحه های جنگی، خانواده ندارند؟

و اگر دارند، آیا آنان به این دارندگان و صاحبان کارخانه های اسلحه سازی، نمی گویند که

این کار، کاری ناشایست و پلید و زشت است؟

پولی که از این راه بدست می آید، پول ِ خون ِ کشته شده‌ گان است؟

خانواده ها از هم پاشیده شده اند، مردم بی خانمان و آواره شده اند، بی سرپناه و زخمی

و محتاج کمک دیگران شده اند، تا تو پولدار تر شوی.

این پولی که شما، پدر ـ برادر ـ دائی ـ عمو… بدست می آورید با کشتار مردم است و

پولی خونین و نابجاست، مانند این است که باغچه خانه ات را با خون آبیاری می کنی

و یا برای ِ خشت های آجر خانه ات، خون را با خاک،… گِل کرده و آجر درست کرده اند.

.

راه های دیگری هم برای درآمد داشتن وجود دارد که در آن به انسان ها کمک می شود.

مثل ساختن وسایل آب رسانی و پمپ ها و لوها و رساندن آب با هزاران هزار پمپ به

جاهای خشک در کره زمین، تولید و کشاورزی را کمک می کند، از بالا آمدن آب دریاها

جلوگیری می کند.

پولی که از کشور ها برای فروش اسلحه گرفته می شود، بجای آن، این پول خرج

سیستم های آب رسانی، سیستم های تولید برق، بادی، آبی، خورشیدی

و یا با سوخت های فسیلی، می شود.

مسیر سازی برای پایه های لوله ها و پمپ های تقویتی در سر راه لوله ها از دریا ها

به این مناطق خشک، کیلومتر ها لوله و هزاران پایه های نگهدارنده ی لوله ها و…

در محل دریافت آب از دریاها، سیستم ها و فیلتر های حفاظتی برای پمپ های آب و…

امکانات و لوازم بسیار دیگری در این پروژه عظیم و بزرگ جهانی لازم است.

این پروژه، پول بسیار زیادی می خواهد و بیشتر کشور های دنیا بایستی با آن همکاری کنند.

..

سوز

۳۱ شهریور ۱۳۹۵ – 21.09.2016

#توفان‌شن

#توفان‌شن

با پمپ کردن آب دریا ها به مقدار زیاد برای منطقه های کم آب و خشک،

مانع گرمایش زمین، توفان های شن و ریز گرد ها بشویم.

.

با هزاران پمپ آب و لوله کشی به مناطق خشک، هوای اطراف دریاچه های

مصنوعی و بزرگ دارای رطوبت می شوند،

زمین آب را فیلتر می کند و مقدار آب های شیرین زیر زمینی در اطراف دریاچه

ها بیشتر می شود،

رطوبت هوا باعث رشد گیاهان در محیط اطراف می شود، رطوبت هوا باعث

جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب به زمین می شود و مقداری از نور آفتاب

توسط بخار مرطوب آب، به فضا برگشت داده شده

و زمین گرمای کمتری به خود می گیرد.

.

فرض می کنیم که از دریای عمان، با صد ها پمپ قوی، آب را به چند ده

دریاچه مصنوعی در کویرنمک، کویر لوت و سیستان و بلوچستان می رسانیم.

با چند صد پمپ قوی، آب را ازخلیج فارس به خوزستان و عراق می رسانیم.

ازاین مقدار زیاد آب، قسمتی بخار می شود و قسمتی به زیر زمین می‌رود

و قسمتی هم در روی زمین می ماند که دریاچه مصنوعی درست می شود

و محلی برای پرندگان و ماهی ها.

.

آب های بخار شده در اطراف محل دریاچه، محیط را مرطوب می کند که هم

باعث رشد گیاهان می شود و هم یک لایه ای انعکاس دهنده و ملایم در مقابل

نور خورشید است. رشد گیاهان و تبدیل انرژی خورشید توسط گیاهان، انعکاس

ملایم و نسبی از نور خورشید توسط رطوبت هوا، این دو عامل

مقداری از گرم شدن زمین را کم می کند.

این کار می بایستی در سطح جهانی و در بسیاری از کشور ها انجام شود.

ذخیره آب های زیر زمینی در اطراف دریاچه ها بالا می رود و به مقدار زیادی از

خشکی و بی آبی محل جلوگیری می کند.

در اطراف دریاچه ها، بسته به مورد احتیاج، می توان دستگاه های آب شیرین

کن برای مصرف مردم قرار داد.

مردم سیستان و بلوچستان و خراسان در شرق ایران و مردم خوزستان

و عراق در غرب و مردم اطراف کویر نمک، از اصفهان تا گرگان و کاشان

و در مرکز ایران از بلای ریز گرد ها رها می شوند.

به فرض برای جزیره عربستان از دریای عمان، دریای سرخ و یا خلیج فارس،

به مقدار زیاد،‌ با پمپ های قوی آب پمپ شود، آب برای مناطقی که در

حال حاضر صحرا های شن خیز هستند، که کم کم بصورت دریاچه های محلی

تبدیل خواهند شد. این منطقه های شن خیز که باعث توفان های ریز گرد

می شوند که از عربستان تا عراق و خوزستان را آلوده می کنند.

این دریاچه های محلی و این رطوبت های محلی به مقدار زیاد جلوی

به راه افتادن ریز گرد ها را می گیرند و چهار پنج کشور همسایه از ناراحتی

های ریز گرد ها رهائی پیدا می کنند.

در حالی که سه چهارم کره زمین را آب فرا گرفته است، در جاهای خشک

بی آبی زندگی را مشکل کرده است که این نمی تواند عقلانی باشد.

.

شرکت های بزرگ می توانند در زمینه آب رسانی از دریا ها به مناطق خشک،

به کشور های دارای توفان شن کمک های فنی و فکری بکنند و سرمایه ها

و تولیدات خود را در این راه بکار بیاندازند.

از آریزونا در امریکا تا استرالیا و خاورمیانه و چین، در همه جا توفان شن هست

و ریز گرد ها هم به صنعت ضرر می زنند و هم به مردم.

پس بفرمائید این محل کار و سود آوری را در درست بگیرید.

..

سوز

۱۵ شهریور ۱۳۹۵ – 05.09.2016

.

.

.

ویکی پدیا:

طوفان شن پدیده‌ای جوی است که در مناطق خشک و مناطق نیمه‌خشک رخ می‌دهد.

در این پدیده بادی نیرومند ذرات ماسه را از سطح خشک زمین به هوا بلند می‌کند.

این ذرات بسته به اندازه آنها تا مسافت‌های زیادی در هوا حرکت می‌کنند

و در آخر به زمین فرومی‌افتند.

.

—–

زمان های خوش

زمان های خوش

..

در دنیا، لحظه هائی که به خوشی می گذرد، زمان های مورد علاقه ما هست.

زمان های خوش را در خاطر تکرار می کنیم و از یاد آوری آنها لذت می بریم.

زمان هائی که در آن احساس غرور می کنیم و به آن حالت و حس ها افتخار می کنیم،

زمان هائی که غرور مان راضی است و خود را در اوج می بینیم، این زمان ها،

زمان های مورد علاقه ی زندگی ما هست.

.

از زمان های شکست بیزار هستیم، از یاد آوری آن زمان ها گریزان هستیم.

از به یاد آوردن ناکامی ها خوشمان نمی آید.

موفق نشدن ها، مورد قبول دیگران واقع نشدن ها، مورد انتقاد قرار گرفتن ها،

زمان های نا خوشایند هستند و نمی خواهیم که حتا آن زمان ها را به یاد آوریم.

زمانی که امید به مورد توجه بودن و مهم بودنمان را در پیش دیگری،

نقش بر آب می بینیم، خراب می شویم، ساختمان فکری و مورد احترام بودن و

مورد علاقه بودنمان را پوچ می بینیم، و این ساختمان با شکوه و پر افتخار را در

حال فرو ریختن می بینیم، خود را در زیر آوار این ساختمان بلند خیالی، زیر آوار می بینیم.

از این که در زیر آوار ساختمانی قرار داریم که ساختمان امیدمان بوده است،

با، از دست دادن امید های مان، افسرده می شویم، می خواهیم که کاش در زیر این

ساختمان امیدمان از بین می رفتیم و این شکست را نمی دیدیم، کاش این امید،

کاش این اعتماد، کاش این باور به مورد قبول بودنمان را ندیده از بین می رفتیم،

از دست دادن امید، از دست دادن مورد علاقه بودن، از دست دادن محبوب بودن در

پیش دیگری، اعتمادمان را به خود خراب می کند، لیاقت مان، مورد سئوال خودمان

قرار می گیرد، به دنبال عیب در خودمان می گردیم که چرا؟ چی شد؟

من چه عیبی داشتم که… چه اشکالی داشتم که… من خیال می کردم که او…

دوستم دارد، من خیال می کردم که او مرا، عقیده ی مرا، تکنیک و معلومات مرا،

دانائی و آگاهی های مرا در مورد… قبول داشت، چه شد که ناگهان همه این ها

از بین رفت؟

آیا او تا بحال به من دروغ می گفت و مرا بازی می داد؟

که با این سئوال، یک شکست شخصیتی برایمان پیش می آید.

آیا من این توانائی را نداشتم و او تظاهر می کرد که من می توانم، که من بلد هستم،

که من از عهده اش بر می آیم؟

چطور شد؟ چه خطائی کردم؟ آیا اشتباه از من بود، یا او نقش بازی می کرد؟

در هر صورت این سئوال ها، نشان از خراب شدن آن دورنمای اعتماد و مورد قبول

بودن است، از طرف شخصی که قبولش داشتیم، از طرف او…

.

دوست داشتن را، دوست بداریم.

به هنر و کارآوری دیگری احترام مان را داشته باشیم.

ما مثل یک نجار، نمی توانیم کار های چوبی درست کنیم، پس به نجار احترام بگذاریم.

ما مثل یک آهنگر، نمی توانیم آهنگری کنیم، پس به آهنگر احترام بگذاریم.

مثل یک بنا، مثل یک نقاش، مثل یک نانوا، مثل یک باغبان و مثل یک… نمی توانیم

آن کار ها را بکنیم، پس هر کدام به جای خود، بایستی مورد احترام باشند.

با احترام به هر آنکه هنری دارد، به او: امید، دلخوشی و اطمینان به نفس می دهیم.

او را به خود متکی تر و قوی تر می کنیم.

امید به خود و خود باوری را گسترش دهیم.

سلامت مردم و جامعه، در امید به توانائی های خودشان است.

..

سوز

۶ امرداد ۱۳۹۵ – 26.07.2016