ویزای امریکا برای ایرانی ها

وکیل ایرانی اجازه نیافت به مراسم خاکسپاری پسرش در آمریکا برود

..

چرا این وکیل ایرانی نتوانست برای خاکسپاری فرزندش که در امریکا در اثر تصادف

کشته شده است به  امریکا برود؟

برای این که این وکیل در ایران زاده شده است و بر اساس دستور رئیس جمهور امریکا،

مردم هفت کشور که نام برده شده است به راحتی نمی توانند به امریکا مسافرت کنند…

دلیل این تصمیم مشخص نیست در حالی که تروریست های شناخته شده تا بحال از

عربستان و کشور های دیگر غیر از ایران بوده اند ولی آقای رئیس جمهور دلش

خواسته است که مردم ایران را برای سفر به امریکا در محدودیت شدید قرار دهد!

ولی مردم عربستان را برای ویزای سفر به امریکا محدود نکرده است، در حالی که

تروریست اصلی در ۱۱ سپتامبر و نابود شدن ساختمان های دوقلو در نیویورک،

از مردم عربستان بوده است.

تا به حال گفته می شد که امریکا سرزمین قانون  و آزادی است، ولی آن چه که این

آقای رئیس جمهور می کند مانند رفتار یک دیکتاتور، در یک کشور دیکتاتوری

هست که قانون را به میل رهبر و پیشوا، نادیده می گیرند، کاری که حالا دارد

در امریکا توسط این رئیس جمهور انجام می شود.

«در مدرکی که به رؤیت دویچه وله فارسی رسیده، کنسولگری آمریکا در فرانکفورت

دلیل رد درخواست ویزای شهرام ایران‌بومی را با استناد به پاراگرافی مطرح کرده

که می‌گوید: 

کسی است که خواسته ویزای آمریکا یا منافع مهاجرتی آن را

با «سندسازی یا صحنه‌سازی» بدست آورد.» تاریخ 05.07.2019

https://www.dw.com/fa-ir/iran/a-49492158?maca=fa-IR-

این دلیل از سوی کنسولگری نشان می دهد که هیچ احساس انسانی و بشر دوستانه در

این دلیل آوردن شان در نظر گرفته نشده است.

وقتی که کنسولگری به ساده گی می تواند مرگ فرزند این وکیل داغدیده را بررسی

کند و درست بودن آن را تایید کند، ولی این «مصیبت» را سند سازی بنامد، یعنی که

نمی توانند احساس ‌بشر دوستی و انسان دوستی خود را در نظر بگیرند و فقط طبق

دستور سختگیری از سوی حکومت ترامپ، سعی می کنند اشکال تراشی کنند.

عنوان کردن مرگ فرزند، به صحنه سازی و سندسازی، نشان از عاری بودن

از هر نوع احساس بشر دوستانه است، آن هم از سوی دولت امریکا که خود را

مدافع حقوق بشر می داند و می نامد، که باید از خود پرسید که آیا این طور است؟  

کنسولگری امریکا به راحتی می تواند بررسی کند که شخصی چون این وکیل ایرانی

که حدود چهل سال است در آلمان زنده‌گی می کند و وکیلی مشغول کار در

فرانکفورت است و تابعیت آلمان را دارد، با این سابقه کاری و موقعیت اجتماعی

که در آلمان دارد، احتیاجی ندارد که به امریکا برود و برای زنده‌گی در امریکا

از صفر شروع کند.

این دلیل آوردن شان:

او کسی است که خواسته ویزای آمریکا یا منافع مهاجرتی آن را با

«سندسازی یا صحنه‌سازی» بدست آورد.

یعنی این که از سوی کنسولگری فرانکفورت، نه به مدرک مرگ فرزند این وکیل

توجه کرده اند و نه به چهل سال سابقه ی اقامتش در آلمان و تابعیت آلمان داشتن اش.

پس چه چیزی را در نظر گرفته  اند؟

فقط دستور از بالا و اشکال تراشی و ندادن ویزا به آلمانی های ایرانی تبار، بدون

در نظر گرفتن شرایط استثنائی و دردناک یک پدر، در مرگ فرزند…

و اجرای این شرایط غیر انسانی و غیر منطقی، از تمایل شخصی و انسانی مامورین

کنسولگری نیست و فقط می تواند تابع باشد از شرایط سخت و محدود اداری کنسولگری،  

در اشکال تراشی، برای دادن ویزا به مردم این هفت کشور، که آن هم

می بایستی از سوی مرکز و مقامات بالای کشوری اصلاح گردد.

..

سوز

۱۴ تیرماه ۱۳۹۸ –  05.07.2019

.

خر، جایگزین کمبود بنزین

خر، جایگزین کمبود بنزین

..

ورود یک دانشجو با خر به دانشگاه آزاد چالوس

دیروز صبح یک دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی واحد نوشهر و چالوس در

اعتراض به کمبود مقدار بنزین با خر از نوشهر تا دانشگاه چالوس آمد و خر را جلوی

دانشگاه پارک کرد . این کار با اعتراض حراست دانشگاه مواجه شد و بعد از شلوغ شدن

وی را بازداشت نمودند . تا این ساعت هیچ خبری از وی گزارش نشده است . فیلم در

موقع ورود با خر به دانشگاه و دستگیری توسط حراست:

بالاترین 28.10.2010.

—–          ———

وقتی یک دانشجو در اثر کمبود بنزین، سوار خر می شود،

معلوم است که علوم انسانی خوانده است و با عقل خودش کار می کند.

.

ممنوع کردن علوم انسانی یعنی اینکه او نباید بتواند خودش با اراده ی خودش کاری به کند.

یعنی نباید خودش فکر کند و تصمیم بگیرد که حالا که بنزین نیست

و یا تهیه اش بسیار مشگل است

و یا بسیار گران است ، می توان با خر به دانشگاه رفت یا نه.

.

او باید اول از یک آخوند یا مجتهد سئوال می کرد و می پرسید که حالا که مشگل

بنزین داریم آیا می توانم از توی باغمان خری را که بی کار است سوار شوم و به

کارم برسم یا نه؟

و بعد از اینکه آن مجتهد فتوا می داد، می توانست با استفاده از خر به کارهای خود برسد.

 

این است ترس آخوند ها از یاد گرفتن علوم انسانی .

 

یعنی برای هر نوع کاری از ما سئوال باید کرد و عقل و فهم و دانائی خود را بایگانی کنید

و آنرا در طاقچه به گذارید و تماشایش کنید.

و برای هیچ کاری خودتان تصمیم نگیرید بلکه از ما به پرسید.

شما باید به عقل و فهم خود شک کنید و برای هر کاری تردید به کنید و از ما استعلام کنید

تا ما به شما اجازه بدهیم. زیرا ما صلاح و مصلحت شما را بهتر از خود شما می دانیم و

به شما می گوئیم که چه کاری خوب است و چه کاری بد است.

شما کار کنید و خرج زندگی ما را بدهید، ما برای شما فکر می کنیم.

یادتان باشد ، در هر کاری از ما سئوال کنید.

علوم انسانی فکر شما را باز می کند ، باعث تشکیک در اعتقادات و مبانی دینی می شود.

یعنی ممکن است شما به بودن ما شک کنید، ممکن است بودن ما را زیادی بدانید.

.

علوم انسانی برای شما بد است آقا جان ، عزیزان ِ من ، معصیت دارد ، گناه دارد.

..

سوز

28.10.2010

سازمان ملل ، عاشورا ۱۳۸۸

سازمان ملل ، عاشورا ۱۳۸۸
‫..
در دو سه روز گذشته و امروز‌، اخبار راجع به مراسم عاشورا در ایران ‫
‫و تهران را می دیدم و می شنیدم.‌
‫گاهی اشگ ِ تاثر جلوی دیدن را تار می کرد و از چشم جاری می شد‌.
‫احساس همدردی با مردم این سرزمین ستم دیده‌،
‫احساس ناتوانی در کمک به رفع این بلا و ستم‌، از مردم این جامعه.
‫احساس تاسف‌، و تفکر به راه های گریز‌، یا جلوگیری از این ستم و
‫زور گوئی و قدرت طلبی حاکمان ِ جامعه .
‫این احساس ِ ضعف ، بطور طبیعی ، احساس کمک طلبیدن را تقویت میکند.
‫کمک !؟ کمک از چه کسی ؟ کمک از کجا ؟
‫امام حسین (ع) در صحرای کربلا ندا داد :
‫آیا کسی هست که مرا یاری دهد و کمک کند؟
‫مردم ایران از چه کسی می توانند طلب یاری کنند؟
‫در یکطرف یک دولت است با پول و قدرت اجرائی و سربازان و پلیس
‫و عوامل مختلف با لباس شخصی و مسلح و بدون محدودیت و
‫آزاد از باز خواست و جوابگوئی ، هر کاری که می توانند می کنند.
‫از طرف دیگر مردم ، آزادیخواه و صلح جو با دست خالی و حد اکثر
‫دستی به بالا به عنوان ِ اعتراض .

‫مردم خواهان ِ آزادی های ِ اجتماعی و حقوق بشری ِ خود هستند.
ولی ‫حکومت می گوید :
‫نگوئید بجز آنچه که من می خواهم ،
‫کاری نکنید بجز آنچه که من می گویم ،
‫نپوشید بجز آنچه که من می گویم ،
‫نخندید بجز زمانی که من می گویم ،
‫گریه کنید هر زمان که من می خواهم
‫نخورید بجز آنچه که من می گویم
‫ننوشید بجز آنچه که من می گویم …

و بعضی از دولت های خارجی هم که از وجود این رهبران
‫سود می برند و منافعی برای کشور خود بدست می آورند،
‫بودن این افراد در قدرت را توجیه می کنند .
‫آن کشور ها ، با عوامل اطلاعاتی ، تبلیغاتی و نفوذی ِ خود
‫در جامعه داخلی و جامعه جهانی از این حکومت حمایت می کنند.
‫و ‫بعضی از کشور های قوی می گویند : این مسئله داخلی است ،
‫ولی اینطور نیست . این مسئله یه جامعه جهانی است.

وقتی در کشور امریکا و خیلی از کشور های اروپا ، پدر یک خانواده ،
‫فرزندانش را اذیت بکند ‫یا آنها را کتک بزند ، دولت ، پدر خانواده را از
‫خانواده جدا می کند . خانواده را تحت حمایت ِ خود می گیرد و
‫پدر خانواده را مورد سئوال قرار می دهد و او را مجازات می کند.
‫حکایت ِ دولت ها با مردم یک کشور هم مانند پدر و خانواده است.
‫اگر پدر معنوی و یا مَجازی یک کشور مردمان خود را کتک میزند
‫و یا مخالفان ِ عقیده یه خود را اعدام می کند ، و یا به بهانه های
‫واهی به زندانهای طولانی محکوم می کند ، باید جامعه جهانی
‫گوش این پدر را بگیرد و به گوشه ای بنشاند و او را محاکمه کند.
‫و مردم کشور مانند فرزندان ِ این پدر مجازی باید مورد حمایت
‫جامعه جهانی قرار بگیرند.
‫اکثر مردم ایران از وضع موجود ناراضی هستند و احتیاج به کمک دارند.
‫اکثر مردم بخیابان ها نمی آیند اگرچه ناراضی هستند ، چون ‫عوامل
‫مختلفی آنها را ترمز میدهد ، تا جان بر کف اظهار نارضایتی نکنند.

‫آیا سازمان ملل یعنی سازمان ملت ها می تواند به مردم ایران کمک کند ؟
‫تا بحال که فقط اعلامیه داده است که:
<‫حاکم ظالم کمتر ظلم کن>
‫حال اگر حاکم ظالم از ظلم کردن خود دست نکشید ،
‫سازمان ملل چکار می کند. محکوم می کند یا تحریم می کند.

‫تحریم فشار را به مردم وارد می کند . حاکم که قدرت و منابع مالی
‫و غذائی و جنگی را در اختیار دارد ، از آنچه موجود است به عوامل
‫گوش به فرمان خود تقسیم می کند و اگر چیزی اضافه بر استفاده
‫عوامل زیر فرمان خود داشت به بقیه مردم می دهد و اگر کسی
‫به کم بودن آن اعتراض کرد آنوقت می گویند در تحریم هستیم .

‫پس تحریم ها فشار را بر مردم ‫وارد می آورد نه به حاکمان
‫و عوامل نگهدارنده و گرداننده گان حاکمان.

‫خوب پس چه باید کرد ؟ آیا بقول سهراب سپهری :
‫چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید .

‫سازمان ملل دیگری باید ساخت ، جور دیگر باید داشت ،
‫یک سازمان ملل لازم است به معنای سازمانی که برای
‫رفاه ملت ها ( یعنی مردم ) در تلاش است و اگر در کشوری
‫حاکمان به مردمان ظلم می کنند ، گوش آن حاکمان را بگیرد
‫و به زباله دانی پرت کند و حاکمانی را حمایت کند
‫که اکثر ‫مردم مایل به آنها هستند و
‫اکثر مردم ، این افراد متعادل وصلح جو را می خواهند . ‫
‫در همین سازمان ملل می توان بخشی را تاسیس کرد که
‫نظارت بر اداره کشورها از نظر حقوق بشر را کنترل می کند.
‫اگر حکومتی مردمانش را تحت فشار قرار داد و آشکار و پنهان
‫مردم کشور را از بین می برد ، یک اطلاعیه و اخطاریه و در صورت
‫ادامه با یک نیروی متحد نظامی جهانی ، بلافاصله در یک
‫اقدام سریع و فوری‌، حکومت را ساقط کنند و حکومتی
‫نو برپا دارند.
این دولت را باید شست ، دولتی دیگر باید ساخت.

‫در افریقا یک دیکتاتور در کشوری دویست سیصد هزار نفر
‫از مردم را کشت. ‫چند تا محکومیت شفاهی و کتبی
‫از طرف سازمان ملل باو داده شد ‫و دیگر هیچ‫ .
‫این چاره درد نیست.

‫اداره امور نظارت بر دولت ها در سازمان ملل
‫در مورد حقوق بشر و کارکرد ‫آن دولت ها ، می تواند ‫نظر بدهد
‫که این دیکتاتور در این کشور مردمانش را کشته ، حقوق بشر
‫را نادیده گرفته است و به اخطار ها توجه نکرده است و در
‫یک جلسه اضطراری تصمیم گرفته شود و با استفاده از نیروهای
مختلف سیاسی محلی ، حتی نظامی ، آن کشور را از وجود
‫آن دیکتاتور پاک کنند و مردم را به مدیریت مورد نظرشان برسانند.‫

‫در همه جای دنیا می توان چنین نظارتی بر حکومت ها داشت ،
‫تا همه مردم جهان بهره مند از حقوق و آزادی های بشری باشند.‫
‫‫..
‫سوز

9 دی 1388 – 30.12.2009

تعریف آزادی

تعریف آزادی

کلمه آزادی به مفهوم مختلطی اشاره دارد که شامل مفاهیم پایه‌ای :

خودمختاری،

حکومت بر خود و

استقلال از یک سو، و

توانایی کلی در انجام کارها،

داشتن انتخاب‌های مختلف و

توانایی کسب هدف‌ها از سوی دیگر می‌باشد.

داشتن انتخاب‌های مختلف در مورد انجام یک کار (optionality)

به این معنی است که اگر شخص بخواهد آن را انجام دهد،

هیچ چیز نباید او را از انجام آن باز دارد

و اگر نخواهد آن را انجام دهد،

هیچ چیز نباید او را مجبور به انجام آن کند.

آزادی ابراز عقیده

آزادی ابراز عقیده یا آزادی بیان،

ابراز بیان به صورت آزاد و بدون سانسور است.

آزادی بیان از شمار حقوق بشر و انسانی محسوب می‌شود

که تحت نظر قوانین بین‌المللی ضمانت شده است. این حق به طور مشخص

در بند نوزدهم قانون جهانی حقوق بشر اشاره شده‌است:

«آزادی بیان: هرکسی حق دارد بدون ترس و واهمه باورهای خود را

به هر روشی که می‌پسندند بیان کند.»

هر چند که اجرای آن به طور کم و بیش در برخی از کشورهای جهان

همچنان با کمبود و مشکل مواجه است.

آزادی ابراز عقیده که با عنوان آزادی بیان نیز از آن یاد می‌شود

شامل آزادی گفتار، انتشار و دریافت هر گونه اطلاعات است.

حق جستجوی اطلاعات و عقاید گوناگون.

حق دریافت آزاد اطلاعات و ایده‌ها.

حق پراکندن اطلاعات و ایده‌ها.

تعریف آزادی

آزادی امکان عملی کردن تصمیم‌هایی است که فرد یا جامعه به میل یا ارادهٔ خود می‌گیرد.

اگر انسان بتواند همهٔ تصمیم‌هایی را که می‌گیرد، عملی کند و کسی یا سازمانی

اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند در نیاورد.

هر جامعه‌ای با قانون‌ها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی هم

حافظ آزادی‌های افراد آن جامعه می‌شود و

هم حد و مرز‌هایی برای این گونه آزادی‌ها به وجود می‌آورد.

قانون‌ها و مقررات جهانی نیز آزادی‌های مردم سراسر جهان

و حد و مرز‌های آن‌ها را در جامعهٔ جهانی معین و مشخص می‌کنند.

تلاش‌ها و مبارزه‌های انسان در طول تاریخ زندگانی او همواره برای بدست آوردن

آزادی مشروع و قید و بند زدن به آزادی مطلق فرمانروایان ستمگر و زورمندان بوده است.

انواع آزادی

واژه آزادی به خودی خود واژه بزرگی است و با عبارت‎هایی همچون

آزادی‎های اجتماعی و حقوق بشر آمیخته شده‌است.

«آزادی» واژه‌ای تعریف شده‌است

و دولت به عنوان نماینده مردم وظیفه حفظ و نگهداری «آزادی‎ها» را بر عهده دارد.

آزادی یعنی آزادی عمل و اعتقادات انسان مانند دین و مذهب بدون سرکوب شدن

با زور و خشونت دولت و سیاست‌مداران می باشد.

برخی از آزادی‎های شناخته شده به شرح زیر است:

آزادی مذهب

آزادی پوشش

آزادی اقتصادی

آزادی رای و انتخابات آزاد و دمکراتیک

آزادی‎های اجتماعی

آزادی سیاسی

آزادی‎های قومی و ملیتی

آزادی ابراز عقیده

آزادی رسانه و مطبوعات

آزادی انتقاد کردن از قدرت

آزادی اعتراض کردن

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

 ۲۱ امرداد ۱۳۸۸ – 12.08.2009


‫کوروش کبیر

کوروش کبیر

‫ ..

‫درود به مردم ایران

‫درود به روان پاک « کووروش کبیر »

‫نور درخشان‌‌‌‌‌‌ ِ فکر انسانی و بشر دوستانه یه « کوروش کبیر »

و پرتو تابناک ‫اندیشه یه او ، نوری است که با ابر های تیره یه بد اندیشان

‫و تیره دلان اندکی پوشیده میشود ولی باز هم ، از همان پشت ابر هم

‫پیداست که نوری قوی در پشت آن است ، ابر ها پراکنده میشوند و نور

‫اندیشه پاک « کوروش کبیر » همچنان تابناک است و در جهان بی همتاست.

‫اندیشه ای که مجموعه یه آزادی های حقوق بشر را ، از زمان آبراهام لینکلن تا

‫بامروز ، در یکجا و در یکزمان و آنهم 2500 سال پیش اعلام کرده است ،

و چون ‫از زمانی ست که بسیار دور است ، از زمانی ست که مدنیت و

شهر نشینی هنوز ‫در مراحل اولیه اش بوده ،

والایی این اندیشه ارزش و درخشش بیشتری را نشان میدهد .

« ‫کوروش کبیر » متعلق به جامعه یه جهانی است ،

احترام به « کوروش کبیر » و اعلامیه ‫حقوق بشر او ،

نشان دهنده یه شخصییت خوب و نیک بودن ، احترام گذارنده به آن است .

‫آنانی که مستقیم و یا بواسطه میخواهند « کوروش کبیر » نام او ، گفته های او

‫یا آرامگاه او را مخدوش کنند و بنحوی اهمیت او را کم کنند ، اثری از خباثت،

حسادت و ‫پستی از خود نشان میدهند ، میخواهند کوچک بودن  خود را

در مقابل او ، با کوچک نشان دادن « ‫کوروش کبیر » بپوشانند ،

ولی آنچه باقی می ماند بدنامی شان و حقیر بودن خودشان است .

‫گسترده باد اندیشه های « کوروش کبیر »

و پایدار و پیروز باد نام مردم نیک اندیش ایران

..‫

‫سوز

۱۵ آبان ۱۳۸۷ – ‫05.11.2008

حقوق بشر

  حقوق بشر

‫..

‫روز پر افتخار ، روز کوروش و نامیده شدن آن روز بنام » کوروش کبیر «

بسی افتخار ومباهات برای هر ایرانی است.

‫چنین فکر بشر دوستانه ای ، چنیین رعایت حال انسان های دیگر ،

‫آزادی دین ومذهب ، آزادی کار ، آزادی محل زندگی ، آزادی انسان ها

‫و منع بردگی، دستور باینکه کسی حق ندارد، دیگری را بزور وادار بکار کند.

‫اینها‫ نشانه های روح بشر دوستانه و انسانی » کوروش کبیر » است .

‫این نوشته ها در منشور کوروش بزرگ آمده است که حدود۱۸۸۲ م. در

بابل عراق پیدا شده و چند سال بعد بزبان امروزی ترجمه شد.

.

‫در سال ۱۲۱۵ م. مردم انگلستان یا اشراف انگلستان که بنوعی

مردم انگلستان بودند، ‫پادشاهشان را وادار کردند ، مفاد موافقت نامه ای را

برای رعایت حقوق سایرین ‫امضاء کند که از آن زمان ، بعنوان

اولین اعلامیه حقوق بشر نامیده میشد. از ‫حدود هشتصد سال پیش .

.

‫اینجا تفاوت بین یک پادشاه بسیار والامقام مانند » کوروش کبیر » است ،

که آزادی فردی و اجتماعی به مردم میدهد.

و ‫افرادی از مردم جامعه که پادشاهشان را وادار می کنند که این آزادی ها

را بآنان بدهد و حقوق آنان را رعایت کند.

.

‫در یکجا ، یک پادشاه با اندیشه و فکر تابناک خود برای مردم ، آزادی ها یی

فردی و اجتماعی ‫مشخص می کند و بحق می توان امروز ، بعنوان :

اولین اعلامیه حقوق بشر ، بآن نام داد .

.

‫در جای دیگر » مردمی » در یک کشور می خواهند که پادشاه

حقوق مساوی  را ، ‫در مورد مردم رعایت کند و او را بامضای ورقه

» آزادی حقوق مردم » وادار می کنند .

.

بیایید بنام و به یاد ، مردی‫ جهانی » کوروش کبیر » روحیه مردمان

۱۲۱۵ م. انگلیسی را پیدا کنیم ‫و همگی ‫مان ، بخواهیم که :

حقوق انسانی و اجتماعی و حقوق بشر

که ما میخواهیم ، در مورد ما باید رعایت شود .

..

سوز

21.10.2008

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

فرمان کبیر (به انگلیسی: Magna Carta، تلفظ: مانیا کارتا) که مگنا کارتا نیز نامیده می‌شود، فرمانی است که اختیارات پادشاه انگلستان را محدود می‌کرد.در سال ۱۲۱۵ اشراف انگلستان که از پادشاه به خشم آمده بودند، پادشاه، پرنس جان را وادار کردند تا فرمان کبیر را در ۱۵ ژوئن ۱۲۱۵ امضا کند. در واقع جان انگلستان[۱] از اشراف مالیات زیادی درخواست کرده بود و این فرمان بیان می‌کرد که حتی پادشاه نیز مشمول قانون شده و باید از آن اطاعت کند. اما به مرور زمان، این فرمان به صورت پایه‌ای حقوقی برای همه شهروندان درآمد.

حق و تو » Veto Right «

» ‫حق وتو » ناحق است ، رای ملل بر حق است

‫.

‫  «  » حق وتو » باید از بین برداشته شود و هر قطعنامه و بیانیه در

  سازمان ملل » UN » باید با رای اکثریت تایید شود »

‫  .

چرا پنج کشور از ۱۹۲ کشور حق پیدا کرده اند رای و نظر بقییه

‫کشورهای دیگر را باطل اعلام کنند ( و ِ تو کنند ) ؟

در حقوق بشر گفته شده است :

‫همه انسانها آزاد و برابر هستند و از حقوق مساوی برخوردار هستند.

‫.

‫وقتی اکثریت » نمایندگان مردم ۱۹۲ کشور » در موردی تصمیم میگیرند

‫و برای انجام شدن یا نشدن چیزی رای میدهند ،

‫یکی از این پنج کشور اجازه ندارد ، نظر و رای اکثریت

‫کشور های دنیا را ملغی و باطل اعلام کند و آنرا بدون اثر بکند.

‫.

‫رای این پنج کشور دارنده یه » حق وتو » هم مانند رای بقییه کشورها

‫باید دارای یک اثر و یک وزن از ۱۹۲ رای ، و مثل سایر کشور ‫ها باشد.

‫.

‫حتی اگر چهار کشور دیگر صا حب » حق وتو » هم برای موضوعی با

‫بقییه کشور ها هم رای باشند ، یک » حق وتو » از کشور پنجم میتواند

‫۱۹۱ رای کشور های عضو سازمان ملل را باطل کند.

‫پس این » حق وتو » غیر عادلانه و باطل است و حقوق بقییه ملل را

‫نادیده میگیرد.

‫.

‫این پنج کشور آقای دنیا نیستند و کشور های دیگر هم برده یه این

‫پنج کشور نیستند.

» حق وتو » حق رای و حق برابری ملل دیگر دنیا را نادیده میگیرد

‫و آنرا بی فایده میکند.‫

‫.

‫مردم امریکا نمی توانند باور کنند که حق رای و نظر مردم اروپا ،

‫آسیا یا آفریقا را انکار کنند و نادیده بگیرند و آنرا بی اعتبار بخوانند.

‫همچنین مردم اروپا و آسیا نمیخواهند تصور کنند که نظر و رای مردم

‫امریکا بی اعتبار است و باید آنرا نادیده گرفت.

‫.

پس » حق وتو » با آزادی و برابری و حقوق بشر هماهنگ نیست

‫و‫ باید وجود آن بی اعتبار اعلام شود.

‫..

سوز

‫19.08.2008