ویزای امریکا برای ایرانی ها

وکیل ایرانی اجازه نیافت به مراسم خاکسپاری پسرش در آمریکا برود

..

چرا این وکیل ایرانی نتوانست برای خاکسپاری فرزندش که در امریکا در اثر تصادف

کشته شده است به  امریکا برود؟

برای این که این وکیل در ایران زاده شده است و بر اساس دستور رئیس جمهور امریکا،

مردم هفت کشور که نام برده شده است به راحتی نمی توانند به امریکا مسافرت کنند…

دلیل این تصمیم مشخص نیست در حالی که تروریست های شناخته شده تا بحال از

عربستان و کشور های دیگر غیر از ایران بوده اند ولی آقای رئیس جمهور دلش

خواسته است که مردم ایران را برای سفر به امریکا در محدودیت شدید قرار دهد!

ولی مردم عربستان را برای ویزای سفر به امریکا محدود نکرده است، در حالی که

تروریست اصلی در ۱۱ سپتامبر و نابود شدن ساختمان های دوقلو در نیویورک،

از مردم عربستان بوده است.

تا به حال گفته می شد که امریکا سرزمین قانون  و آزادی است، ولی آن چه که این

آقای رئیس جمهور می کند مانند رفتار یک دیکتاتور، در یک کشور دیکتاتوری

هست که قانون را به میل رهبر و پیشوا، نادیده می گیرند، کاری که حالا دارد

در امریکا توسط این رئیس جمهور انجام می شود.

«در مدرکی که به رؤیت دویچه وله فارسی رسیده، کنسولگری آمریکا در فرانکفورت

دلیل رد درخواست ویزای شهرام ایران‌بومی را با استناد به پاراگرافی مطرح کرده

که می‌گوید: 

کسی است که خواسته ویزای آمریکا یا منافع مهاجرتی آن را

با «سندسازی یا صحنه‌سازی» بدست آورد.» تاریخ 05.07.2019

https://www.dw.com/fa-ir/iran/a-49492158?maca=fa-IR-

این دلیل از سوی کنسولگری نشان می دهد که هیچ احساس انسانی و بشر دوستانه در

این دلیل آوردن شان در نظر گرفته نشده است.

وقتی که کنسولگری به ساده گی می تواند مرگ فرزند این وکیل داغدیده را بررسی

کند و درست بودن آن را تایید کند، ولی این «مصیبت» را سند سازی بنامد، یعنی که

نمی توانند احساس ‌بشر دوستی و انسان دوستی خود را در نظر بگیرند و فقط طبق

دستور سختگیری از سوی حکومت ترامپ، سعی می کنند اشکال تراشی کنند.

عنوان کردن مرگ فرزند، به صحنه سازی و سندسازی، نشان از عاری بودن

از هر نوع احساس بشر دوستانه است، آن هم از سوی دولت امریکا که خود را

مدافع حقوق بشر می داند و می نامد، که باید از خود پرسید که آیا این طور است؟  

کنسولگری امریکا به راحتی می تواند بررسی کند که شخصی چون این وکیل ایرانی

که حدود چهل سال است در آلمان زنده‌گی می کند و وکیلی مشغول کار در

فرانکفورت است و تابعیت آلمان را دارد، با این سابقه کاری و موقعیت اجتماعی

که در آلمان دارد، احتیاجی ندارد که به امریکا برود و برای زنده‌گی در امریکا

از صفر شروع کند.

این دلیل آوردن شان:

او کسی است که خواسته ویزای آمریکا یا منافع مهاجرتی آن را با

«سندسازی یا صحنه‌سازی» بدست آورد.

یعنی این که از سوی کنسولگری فرانکفورت، نه به مدرک مرگ فرزند این وکیل

توجه کرده اند و نه به چهل سال سابقه ی اقامتش در آلمان و تابعیت آلمان داشتن اش.

پس چه چیزی را در نظر گرفته  اند؟

فقط دستور از بالا و اشکال تراشی و ندادن ویزا به آلمانی های ایرانی تبار، بدون

در نظر گرفتن شرایط استثنائی و دردناک یک پدر، در مرگ فرزند…

و اجرای این شرایط غیر انسانی و غیر منطقی، از تمایل شخصی و انسانی مامورین

کنسولگری نیست و فقط می تواند تابع باشد از شرایط سخت و محدود اداری کنسولگری،  

در اشکال تراشی، برای دادن ویزا به مردم این هفت کشور، که آن هم

می بایستی از سوی مرکز و مقامات بالای کشوری اصلاح گردد.

..

سوز

۱۴ تیرماه ۱۳۹۸ –  05.07.2019

.

خر، جایگزین کمبود بنزین

خر، جایگزین کمبود بنزین

..

ورود یک دانشجو با خر به دانشگاه آزاد چالوس

دیروز صبح یک دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی واحد نوشهر و چالوس در

اعتراض به کمبود مقدار بنزین با خر از نوشهر تا دانشگاه چالوس آمد و خر را جلوی

دانشگاه پارک کرد . این کار با اعتراض حراست دانشگاه مواجه شد و بعد از شلوغ شدن

وی را بازداشت نمودند . تا این ساعت هیچ خبری از وی گزارش نشده است . فیلم در

موقع ورود با خر به دانشگاه و دستگیری توسط حراست:

بالاترین 28.10.2010.

—–          ———

وقتی یک دانشجو در اثر کمبود بنزین، سوار خر می شود،

معلوم است که علوم انسانی خوانده است و با عقل خودش کار می کند.

.

ممنوع کردن علوم انسانی یعنی اینکه او نباید بتواند خودش با اراده ی خودش کاری به کند.

یعنی نباید خودش فکر کند و تصمیم بگیرد که حالا که بنزین نیست

و یا تهیه اش بسیار مشگل است

و یا بسیار گران است ، می توان با خر به دانشگاه رفت یا نه.

.

او باید اول از یک آخوند یا مجتهد سئوال می کرد و می پرسید که حالا که مشگل

بنزین داریم آیا می توانم از توی باغمان خری را که بی کار است سوار شوم و به

کارم برسم یا نه؟

و بعد از اینکه آن مجتهد فتوا می داد، می توانست با استفاده از خر به کارهای خود برسد.

 

این است ترس آخوند ها از یاد گرفتن علوم انسانی .

 

یعنی برای هر نوع کاری از ما سئوال باید کرد و عقل و فهم و دانائی خود را بایگانی کنید

و آنرا در طاقچه به گذارید و تماشایش کنید.

و برای هیچ کاری خودتان تصمیم نگیرید بلکه از ما به پرسید.

شما باید به عقل و فهم خود شک کنید و برای هر کاری تردید به کنید و از ما استعلام کنید

تا ما به شما اجازه بدهیم. زیرا ما صلاح و مصلحت شما را بهتر از خود شما می دانیم و

به شما می گوئیم که چه کاری خوب است و چه کاری بد است.

شما کار کنید و خرج زندگی ما را بدهید، ما برای شما فکر می کنیم.

یادتان باشد ، در هر کاری از ما سئوال کنید.

علوم انسانی فکر شما را باز می کند ، باعث تشکیک در اعتقادات و مبانی دینی می شود.

یعنی ممکن است شما به بودن ما شک کنید، ممکن است بودن ما را زیادی بدانید.

.

علوم انسانی برای شما بد است آقا جان ، عزیزان ِ من ، معصیت دارد ، گناه دارد.

..

سوز

28.10.2010

سازمان ملل ، عاشورا ۱۳۸۸

سازمان ملل ، عاشورا ۱۳۸۸
‫..
در دو سه روز گذشته و امروز‌، اخبار راجع به مراسم عاشورا در ایران ‫
‫و تهران را می دیدم و می شنیدم.‌
‫گاهی اشگ ِ تاثر جلوی دیدن را تار می کرد و از چشم جاری می شد‌.
‫احساس همدردی با مردم این سرزمین ستم دیده‌،
‫احساس ناتوانی در کمک به رفع این بلا و ستم‌، از مردم این جامعه.
‫احساس تاسف‌، و تفکر به راه های گریز‌، یا جلوگیری از این ستم و
‫زور گوئی و قدرت طلبی حاکمان ِ جامعه .
‫این احساس ِ ضعف ، بطور طبیعی ، احساس کمک طلبیدن را تقویت میکند.
‫کمک !؟ کمک از چه کسی ؟ کمک از کجا ؟
‫امام حسین (ع) در صحرای کربلا ندا داد :
‫آیا کسی هست که مرا یاری دهد و کمک کند؟
‫مردم ایران از چه کسی می توانند طلب یاری کنند؟
‫در یکطرف یک دولت است با پول و قدرت اجرائی و سربازان و پلیس
‫و عوامل مختلف با لباس شخصی و مسلح و بدون محدودیت و
‫آزاد از باز خواست و جوابگوئی ، هر کاری که می توانند می کنند.
‫از طرف دیگر مردم ، آزادیخواه و صلح جو با دست خالی و حد اکثر
‫دستی به بالا به عنوان ِ اعتراض .

‫مردم خواهان ِ آزادی های ِ اجتماعی و حقوق بشری ِ خود هستند.
ولی ‫حکومت می گوید :
‫نگوئید بجز آنچه که من می خواهم ،
‫کاری نکنید بجز آنچه که من می گویم ،
‫نپوشید بجز آنچه که من می گویم ،
‫نخندید بجز زمانی که من می گویم ،
‫گریه کنید هر زمان که من می خواهم
‫نخورید بجز آنچه که من می گویم
‫ننوشید بجز آنچه که من می گویم …

و بعضی از دولت های خارجی هم که از وجود این رهبران
‫سود می برند و منافعی برای کشور خود بدست می آورند،
‫بودن این افراد در قدرت را توجیه می کنند .
‫آن کشور ها ، با عوامل اطلاعاتی ، تبلیغاتی و نفوذی ِ خود
‫در جامعه داخلی و جامعه جهانی از این حکومت حمایت می کنند.
‫و ‫بعضی از کشور های قوی می گویند : این مسئله داخلی است ،
‫ولی اینطور نیست . این مسئله یه جامعه جهانی است.

وقتی در کشور امریکا و خیلی از کشور های اروپا ، پدر یک خانواده ،
‫فرزندانش را اذیت بکند ‫یا آنها را کتک بزند ، دولت ، پدر خانواده را از
‫خانواده جدا می کند . خانواده را تحت حمایت ِ خود می گیرد و
‫پدر خانواده را مورد سئوال قرار می دهد و او را مجازات می کند.
‫حکایت ِ دولت ها با مردم یک کشور هم مانند پدر و خانواده است.
‫اگر پدر معنوی و یا مَجازی یک کشور مردمان خود را کتک میزند
‫و یا مخالفان ِ عقیده یه خود را اعدام می کند ، و یا به بهانه های
‫واهی به زندانهای طولانی محکوم می کند ، باید جامعه جهانی
‫گوش این پدر را بگیرد و به گوشه ای بنشاند و او را محاکمه کند.
‫و مردم کشور مانند فرزندان ِ این پدر مجازی باید مورد حمایت
‫جامعه جهانی قرار بگیرند.
‫اکثر مردم ایران از وضع موجود ناراضی هستند و احتیاج به کمک دارند.
‫اکثر مردم بخیابان ها نمی آیند اگرچه ناراضی هستند ، چون ‫عوامل
‫مختلفی آنها را ترمز میدهد ، تا جان بر کف اظهار نارضایتی نکنند.

‫آیا سازمان ملل یعنی سازمان ملت ها می تواند به مردم ایران کمک کند ؟
‫تا بحال که فقط اعلامیه داده است که:
<‫حاکم ظالم کمتر ظلم کن>
‫حال اگر حاکم ظالم از ظلم کردن خود دست نکشید ،
‫سازمان ملل چکار می کند. محکوم می کند یا تحریم می کند.

‫تحریم فشار را به مردم وارد می کند . حاکم که قدرت و منابع مالی
‫و غذائی و جنگی را در اختیار دارد ، از آنچه موجود است به عوامل
‫گوش به فرمان خود تقسیم می کند و اگر چیزی اضافه بر استفاده
‫عوامل زیر فرمان خود داشت به بقیه مردم می دهد و اگر کسی
‫به کم بودن آن اعتراض کرد آنوقت می گویند در تحریم هستیم .

‫پس تحریم ها فشار را بر مردم ‫وارد می آورد نه به حاکمان
‫و عوامل نگهدارنده و گرداننده گان حاکمان.

‫خوب پس چه باید کرد ؟ آیا بقول سهراب سپهری :
‫چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید .

‫سازمان ملل دیگری باید ساخت ، جور دیگر باید داشت ،
‫یک سازمان ملل لازم است به معنای سازمانی که برای
‫رفاه ملت ها ( یعنی مردم ) در تلاش است و اگر در کشوری
‫حاکمان به مردمان ظلم می کنند ، گوش آن حاکمان را بگیرد
‫و به زباله دانی پرت کند و حاکمانی را حمایت کند
‫که اکثر ‫مردم مایل به آنها هستند و
‫اکثر مردم ، این افراد متعادل وصلح جو را می خواهند . ‫
‫در همین سازمان ملل می توان بخشی را تاسیس کرد که
‫نظارت بر اداره کشورها از نظر حقوق بشر را کنترل می کند.
‫اگر حکومتی مردمانش را تحت فشار قرار داد و آشکار و پنهان
‫مردم کشور را از بین می برد ، یک اطلاعیه و اخطاریه و در صورت
‫ادامه با یک نیروی متحد نظامی جهانی ، بلافاصله در یک
‫اقدام سریع و فوری‌، حکومت را ساقط کنند و حکومتی
‫نو برپا دارند.
این دولت را باید شست ، دولتی دیگر باید ساخت.

‫در افریقا یک دیکتاتور در کشوری دویست سیصد هزار نفر
‫از مردم را کشت. ‫چند تا محکومیت شفاهی و کتبی
‫از طرف سازمان ملل باو داده شد ‫و دیگر هیچ‫ .
‫این چاره درد نیست.

‫اداره امور نظارت بر دولت ها در سازمان ملل
‫در مورد حقوق بشر و کارکرد ‫آن دولت ها ، می تواند ‫نظر بدهد
‫که این دیکتاتور در این کشور مردمانش را کشته ، حقوق بشر
‫را نادیده گرفته است و به اخطار ها توجه نکرده است و در
‫یک جلسه اضطراری تصمیم گرفته شود و با استفاده از نیروهای
مختلف سیاسی محلی ، حتی نظامی ، آن کشور را از وجود
‫آن دیکتاتور پاک کنند و مردم را به مدیریت مورد نظرشان برسانند.‫

‫در همه جای دنیا می توان چنین نظارتی بر حکومت ها داشت ،
‫تا همه مردم جهان بهره مند از حقوق و آزادی های بشری باشند.‫
‫‫..
‫سوز

9 دی 1388 – 30.12.2009