خزان عمر

خزان ِ عمر

..

ساقی بیار باده که وقت ِ خزان رسید

از عمر بسی نماند و ، سستی بر توان رسید

بر سقف پیکرم برف ِ سپید ِ پیری نشسته است

با گرمی یه می ، از سردی یه زمان ، شاید توان رهید

..

سوز

11 تیر 1390 – 02.07.2011

خزان

خزان

..

زردی یه برگ ِ خزان، فرش گشت، روی زمین هم دیدنی است

بوی باران، نم ز ِ برگ های خزان، بوئیدنی است

خش خش ِ برگ های خشک، روی زمین، راه رفتنی است

برگ ها سرخ، قهوه ای، زرد از درخت ِ نیمه لخت، یاد ماندنی است

..

سوز

 اول مهر 1389 –  22.09.2010