جلوگیری از گرمایش زمین

جلوگیری از گرمایش زمین

.

انتقال آب از دريا به خشكى ها

..

در كنفرانس چند روز پيش ِ سران هفت كشور صنعتى دنيا G7 در اِلما، در آلمان،

يكى از موضوع هاى مورد بحث، جلوگيرى از گرمايش ِ زمين بود.

با وابستگى هاى صنايع و انسان ها به مصرف انرژى، استفاده ای کمتر از انرژى

كارى بسيار دشوار است.

جايگزين كردن ِ انرژى هاى فسيلى، برای کم کردن گرمایش زمین با ديگر انرژى ها،

که کمتر باعث گرم شدن زمین می شوند، زمانى بسيار زياد لازم دارد.

.

سريع ترين و موثر ترين راه برای جلوگیری از گرمایش زمین، پمپ كردن آب هاى دريا ها

و اقيانوس ها، لوله كشى با لوله های بزرگ برای انتقال آب زیاد، از ساحل ها

به منطقه هاى كم آب و خشك، به مقدار زياد است.

.

صاحبان کارخانجات بزرگ وسایل آبرسانی، می توانند دولت ها را به این سیستم

که کمک برای جبران کم آبی می کند، و باعث کمک به خنک تر شدن

هوای زمین می شود، یعنی انتقال آب از دریاها به خشکی ها، راهنمائی…

و علاقه مند… سازند.

استفاده از موتور های برقی، بخاری، توربینی و یا آفتابی، با پمپ هائی با ظرفیت زیاد

آینده ای خوب برای کارخانجات، برای تهیه این وسایل در سطح جهانی دارد.

ساخت لوله های لوله کشی، پایه گذاری لوله های بزرگ، ایستگاه های تقویتی

در مسیر لوله کشی و طراحی و برنامه ریزی برای این کار، باعث ایجاد شغل

و در آمد برای بسیاری از کارخانجات سازنده و کشور ها می باشد.

مقدار پمپ آب، بایستی حدود صد میلیون بشکه در روز باشد. این کاری بزرگ

و در سطح جهانی است و همه کشور های جهان بایستی همکاری کنند.

پمپ های قوی، آب را از اقیانوس ها به دریاچه های محلی پمپ می کنند.

از تبخیر آب در محل، رطوبت و ابری ملایم و خفیف تشکیل می شود.

این لایه خفیف رطوبت، تا اندازه ای مانع تابش آفتاب و در نتیجه، کمی

مانع گرم شدن زمین می شود.

در نتیجه در همان محلی که آب پمپ شده است، لایه ای خفیف از بخار آب

تشکیل شده، زمین و محیط را خنک تر می سازد.

رطوبت در منطقه ها باعث رشد گیاهان در محل می شود.

آب های نفوذ کرده به زیر زمین در اطراف دریاچه های ایجاد شده، در

محل هائی که آب به آنجا پمپ شده است، چاه های محلی را پر آب تر می کند.

مقدار پمپ کردن آب در سطح جهانی و به مقدار زیاد باعث جلوگیری از

گرمایش زمین می شود و صد ها جزیره از بزیر آب رفتن نجات پیدا می کنند.

پمپ کردن ِ آب به مناطق خشک و کم آب، مانع قحطی و خشکسالی

در مناطق کم آب می شود،  و مردم همه جهان از آن بهره می برند.

در شمال افریقا و در خاورمیانه،‌ توفان های شن که بصورت پودر ماسه و ذرات

گرد و خاک،‌ شهر ها را غیر قابل تنفس می کند، بسیار کمتر می شود.

.

بر اساس آمار در روز به مقدار «هشتاد میلیون بشکه» نفت مصرف می شود.

«هشتاد میلیون بشکه» نفت، از چاه ها به تانکر ها و لوله ها و از تانکر ها

به پالایشگاه ها و از پالایشگاه ها به مصرف کننده ها، رسانده می شود.

آماده سازی نفت، از استخراج تا مصرف، بعلت آتش گیری و آلوده ساختن محیط،

با هزینه های زیادی همراه است.

ولی برای انتقال آب از اقیانوس تا دریاچه های محلی، خطر آلوده گی و آتش گیری

وجود ندارد و هزینه ای بسیار کمتر لازم است.

.

چند سال پس از شروع کردن پمپ آب با مقدار زیاد به خشکی ها، می توان

شاهد ِ بهبود شرایط محل های خشک و بهبود شرایط  زمین شد. و گرمتر نشدن

هوای محل و یا خنک تر شدن هوای محل را می توان هر سال اندازه گرفت.

و با گرمتر نشدن هوای محل و یا خنک تر شدن هوای محل، سیستم پمپ کردن

آب از ساحل به خشکی را، می توان برای محل های دیگر در کره زمین ادامه داد،  

و در نتیجه کمک به گرم تر نشدن زمین کرد.

یعنی مانع زیر آب رفتن بسیاری از جزیره ها در دنیا شده و مانع بالا آمدن آب

در ساحل های دریا شده و از به زیر آب رفتن ِ خانه های ِ کنار ساحل جلوگیری

می شود، که در حال حاضر حساب می شود که هزینه بسیار زیادی برای

شهر ها و دولت ها خواهد داشت، در صورتیکه آب در ساحل ها بالا بیاید.  

.

پیش بسوی پمپ کردن آب از دریاها به خشکی ها.

..

سوز

٢٥ خرداد ١٣٩٤ – 15.06.2015

Advertisements

رستاخیز خدا

رستاخیز ِ خدا

..

روز ِ رستاخیز‌، به بارگاه ِ خدا

من از  او چند سئوال خواهم کرد

پس چرا راحت و نعمت نه نهادی پیشم

من به خود نآمدم اینجا‌‌، که کِشَم رنج و عذاب

خود فرستادی ام این جا‌‌‌‌، روی ِ این خاک ِ‌ زمین

همچو باغبان‌، که آماده نمود خاک و زمین

تا نهالی که نشاند اندر باغ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، دوور مانَد از‌، سنگ و کلوخ

آب داد و هم او‌، کود به پایش آورد

بایدم راحت و نعمت‌، به بَرَم خوب و مهیا‌، می بود

تا که جان ِ من وُ جسم‌، در آن می آسود

قحطی یو‌، زلزله وُ‌، ‌سیل وَ یا خشکسالی

همزمان دفع ِ بلا‌، از مرض و از سرطان

روز و شب در طلب ِ‌ لقمه یه نان‌، در کوشش

با همه سعی یو تلاش‌‌، بآز فراوان نقصان

این همه درد و مرض‌، بهر ِ چه چیز آوردی

مردمان در همه دوران‌، همه در ظلم‌، همه در خفقان

سر به میلیون زند‌، انسان ِ‌ گرسنه‌، در زمین

تو چه داری که بگوئی بجز این: همه اند‌، در امتحان

این همه جوُر وُ ستم‌،‌ پُر شده در شهر‌، و در کشور ها

رحم نیست در دل ِ حاکم‌، به بزرگ یا به زنان یا طفلان

گر خداوند ِ زمینی یو زمان‌، در هر حال

گُنه از توست‌، که جهان پُر شده از گرسنگان

جنگ به پا کرده دو سه‌، تاجر ِ طماع و حریص

چند کرور کشته شدند‌، بهر ِ دو سه‌، بی وجدان

گر تو می خواستی‌، آنوقت «دو سه تا» می مُردند

دست بیرون ننمودی‌، وَ به پشت ِ‌ کمرت شد پنهان

گفته شد‌، اَجر وُ جزا‌، توی ِ جهان ِ‌ دگری است

خوبی یو‌، کار به جهان ِ‌ اول‌ وُ‌، وعده اش در رضوان

در بلا ها که طبیعت به سر ِ‌ مردم زد

از همه جای ِ جهان جمع شدند‌،‌ هم به کمک، هم‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌درمان

خدمت ِ مردم وُ مشگل بگشودن‌‌‌‌، هنری والا هست

خدمتت چیست و چه مشگل تو گشودی ز ِ انسان

کار ِ‌ گمراه نمودن‌، تو اجازت دادی

ور نه از روز ازل‌، جان بشدی از شیطان

من اگر جای ِ تو این جا‌‌، به توان می بودم

همه در صلح و صفا‌‌، همه در امن و امان

نمره یه کار ِ تو را «صفر» دَهَم‌، مردودی

درس ِ انصاف برو یاد بگیر‌، از انسان

..

سوز

26 آذر 1391 – 16.12.2012

گرسنگان افریقا

گرسنگان ِ افریقا

..

ما در کجا زندگی می کنیم؟

میلیون ها انسان در افریقا از قحطی و گرسنگی با حالتی نزار و رقت بار جان می دهند

و عده ای در فکر بستن قرارداد های فروش اسلحه و فروش های میلیارد دلاری هستند.

در افریقای گرسنه ، دسته های مختلف به جان یکدیگر افتاده اند و دارند

باهم جنگ می کنند، با اسلحه هائی که دنیای متمدن برای آنها می فرستد.

.

پول ِ این اسلحه های فروخته شده ، کاخ های صاحبان کارخانجات اسلحه سازی را

سرپا نگه میدارد. گل های باغچه هاشان با خون مردم آبیاری می شود.

گوشتی که آنها به دندان می کشند ، گوشت انسان ها و قربانیان ِ

تجارت ناجوانمردانه ای است، که آنها بوجود آورنده اش هستند.

.

به جای این همه تحقیق و پژوهش و سرمایه گذاری در ساخت اسلحه جنگی ،

می توان در زمینه هائی کوشید که آب را از دریاها و اقیانوس ها به نقاط کم آب

منتقل کرد تا جلوی خشکسالی و کمبود باران را بگیرند.

.

می شود از این راه هم پول در آورد و دیوار های کاخ های جدید را بالا بُرد.

.

برای مبارزه با خشکسالی می توان با پمپ کردن آب از اقیانوس ها به مناطق کم آب،

کمبود آب را جبران کرد ، یا با ایجاد ابرهای مصنوعی باعث خنک شدن خاک

و تبخیر کمتر آب شد و یا شاید بتوان بطور مصنوعی از ابر ها، باران بارانید.

شاید بتوان ابرهای باران زا را از جائی به جائی دیگر کشانید . در آن صورت در منطقه

های قبلی سیل نمی آید و در منطقه جدید کمبود باران جبران می شود.

.

در آن صورت گیاهان مورد مصرف انسان و حیوانات به آسانی رشد می کنند و

به راحتی در دسترس خواهند بود.

در آن صورت گرسنگی و قحطی و خشکسالی اثر نابود کننده اش بسیار بسیار

کم تر خواهد شد.

..

سوز

05 امرداد 1390 – 27.07.2011

خدمت 2

خدمت 2

..

وقتی به ، این همه نا آگاهی و نمیدانم ها می رسم ، آنقدر با شراب

خودم را پُر می کنم ، تا جائی که شراب ، بر من ، خواسته و میل ِ من

مسلط می شود ، تا این که راه رفتن و فکر کردن و دیدن برایم مشگل است

و تنها رضایتی که می توانم به دست بیاورم ، خوابیدن است.

.

با خوابیدن ، از دیدن و فکر کردن آسوده می شوم و به پوچی و بیهودگی

یه زندگی فکر نمی کنم.

شروع و انتهائی برایه جهان نمی بینم.

.

وجودمان را شروع ، و پایان زندگی مان را مفهومی نمی توانم داد.

.

بنابر این مفهومی برای آن می سازم ، و دلیلی برای ِ آن می تراشم

و آن را یک دلیل مورد قبول و منطقی می توان دانست :

که از وجودمان برای ِ خدمت به دیگران استفاده کنیم.

که وجود ما برای خدمت به دیگران است.

این دلیل می تواند بیهودگی و پوچی یه زندگی مان را رنگی منطقی بدهد.

.

اگر هم هیچ دلیل ِ منطقی و منظورداری ، برای زندگی ، تولد و مرگ نتوان یافت ،

خدمت به دیگران از بودنمان ، فایده ای را نتیجه می دهد که خالق را هم

در مقابل عمل انجام شده قرار می دهد.

وقتی هر شخص و هر انسانی سعی در کمک به دیگری داشته باشد

تا گذران ِ زندگی را برای دیگری آسان تر کند ، می شود گفت حاصل و

نتیجه ای از زنده بودن داشته است.

اگر چه در انتها برای این مفهوم از خلق شدن ها و خدمت کردن ها هم ،

بر آورد عقلانی و منطقی نمی توان تصور کرد . ولی ما با خدمت به دیگران

به زندگی مفهوم و معنا می دهیم ، تا آمدن و شدنمان را مفید دانسته باشیم.

و خالق را در مقابل این مفهوم زیبا « خدمت » شرمسار سازیم.

.

لازم نیست که خود را گول به زنیم و به خود به گوئیم که خدا به ما وظیفه

داده است و به ما قدرت داده است که به ضعیفان و محتاجان کمک کنیم.

ما می بینیم که به مردم ِ محتاج ِ کمک ، باید کمک کنیم و در اندازه یه توان و

امکانات خودمان به محتاجان ، کمک می کنیم.

اگر خدا می خواست ، می توانست خیلی راحت تر از ما انسانها

به انسانهای دیگر کمک کند ، (آنطور که راهنمایان بهشت ندیده

و نشناخته برای خدا ، امکان قدرت قائل می شوند)

.

پس چرا خدا ، به مردم ِ بیچاره در دنیا ، در  آسیا ، در شمال و جنوب امریکا و

در افریقا ، به مردم  ِ محتاج و گرسنه و دچار قحطی و خشکسالی ، کمک نمی کند؟

یا خدا ناتوان است ، یا نمی بیند و یا اصلا آنطور که برای ما توضیح می دهند و در

ذهن ما جا انداخته اند ، نیست؟

خدائی برای ما ساخته اند که قادر و توانا و مهربان و آگاه به همه چیز است و

حتا یک عده می گویند برگ درختی از شاخه نمی افتد مگر به اجازه یه خدا ،

پس مرگ ِ این همه آدم در اثر گرسنگی ، سیل ، زلزله ، با چه حکمتی قابل توجیه

و قابل درک است؟

برای راحت کردن خود از فکر کردن و یا از ترس ِ از دست دادن ِتصّور  ِ ، خدائی که با آن همه

عظمت و بزرگی برای خود ساخته ایم ، مسائل را و علت ها را به گردن خدا می اندازیم

و اینکه حکمت اوست و ما نمی فهمیم ، از موضوع رد می شویم و می گذریم؟

چه حکمت و فلسفه و توجیهی برای مرگ یکباره و در عرض دو سه ساعت

و برای عده ای حدود دویست وپنجاه هزار تا سیصد هزار نفر ،

در حادثه یه سونامی ، می توان تصور کرد؟

.

چرا یک افریقائی ِ گرسنه در محیطی به دنیا می آید که خشکسالی هست

و او با گرسنگی و فقر و کمبود های زندگی به سر می بَرَد.

چرا بسیاری از انسانها در این سرزمین از گرسنگی می میرند؟

آیا خالق ، آفریدگار یا خدا ، توانائی یه آن را ندارد که به این بیچارگان کمک کند؟

.

ما انسانها ، با کمک به این افراد محتاج ِ کمک ، خالق را شرمسار می کنیم .

به او نشان می دهیم که ، یا توانائی ندارد که به انسانهائی که خلق کرده است

امکانات زندگی بدهد ، و یا مهربان نیست ، چون مردمی را که خلق کرده است ،

با گرسنگی می کُشد.

اگر قدرتی را که راهنمایان بهشت ، برای خدا متصور هستند واقعی بود ،

او با یک اشاره ، یا با یک اراده ای که می کرد ، می توانست در آن سرزمین ها

باران به باراند ،می توانست گاو و گوسفند و مرغ و خروس به این سرزمین ها

روانه کند و مردم محتاج خوراکی را از گرسنگی نجات دهد.

.

بسیاری از مردم خود را از فکر کردن فرار می دهند ، می گویند این حکمت خدا هست!

فکر کردن کار مشگلی ست ، و اکثر مردم دوست دارند پیش آمد ها و

کاستی ها را به حساب حکمت خدا به گذارند ، تا از بی دلیل و بی منطق بودن و

ندانستن علت ِ پیش آمد ها فرار کنند و خود را با به اصطلاح با اراده و خواست ِ خدا در گیر نسازند .

پس :

از هر زمانی که می توانیم ، و در هر زمانی که می توانیم ، و بهر اندازه که

می توانیم ، وظیفه یه ما ،

خدمت به دیگران و آسان تر کردن ِ گذران زندگی یه دیگران است.

.

به قول سعدی بزرگ اندیشه و دقیق بین ،

عبادت به جز خدمت ِ خلق نیست — به تسبیح و سجاده و دلق نیست

..

سوز

18 آبان 1389 – 09.11.2010


دیار

دیار

..

باشد چو ما دیاری … در دام مانده باشد

از دست دین خروشان… ایمان ش رفته باشد باشد

کان دین باستانی… با زور گشت هلالی

آن را ز دست داده… زین وا مانده باشد

.

بت را شکست آنجا ، کین دست ساز ما هست

بت را ساخت خیالی ، چون دیدنش محال است

آنرا که آرزو بود ، پیرایه یه خدا ساخت

از مهر و از توانش ، آنچه پسند ما هست

.

از زلزله بمردند ، با سیل جان بدادند

توفان برُفت با باد ، جانها و مال دادند

از مهر او سؤال شد ، موهبت اش کجا رفت

قسمت ، ز بی جوابی ، این ظلم نام دادند

.

هر چیز مال اوی است ، فرزند یا که خواسته

گر شد ، توانگری سر ، گفتند خدای خواسته

فرزند و مال چون رفت ، قحطی یو خشکسالی

چون چاره ای نداشتند ، گفتند خدای خواسته

.

در لطف او نگنجد ، بر نیک داده فرمان

نابودی یه هزاران ، چنین زیان و خسران

نیکش گرام داریم ، از فکر و گفت و کردار

در یاوری به مردم ، کوشیم تا رود جان

..
سوز

12:40 28.05.2008