هپروت

هپروت

..

در عالم هپروت، خوش می گذرد

هپروت، در این جا بودن و در این جا نبودن،

در این جا هستی و مِی می خوری و مزه و ماست خیار 

مِی می بَرَدَت به آنجای دگر که خیال در آن جا خوش است

پس در این جا نیستی و با خیال، در جای دیگری هستی

هم بودن و هم نبودن هم مزه ای ست، بی جواب

بورررو بی ی ی نیم بابااااا

این به شنونده نشان می دهد که در چه حالی هستی

شنونده هم از تو توقعی زیاد نخواهد داشت

خودت هم، خودت را آزاد حس می کنی

چون می بینی که زیاد از تو توقع ندارند و این هم کِیفی دارد

اوون موقع هست که میگی، بی خیال فرش، بیا تو با کفش

و خنده ی پشت سرش، نشان از آزادی دارد

قید و بندی نداری، و در حال گذران با مزه و عرق هستی

چه خوش حالی بُوَد این حال ِ مستی

در این جا نیستی یو، این جا نشستی

الان در حالت ِ اخلاص هستی

..

سوز

۰۷ بهمن ۱۳۹۹ –  26.01.2021

.

بشو خوش دل، بزن لبخند

بشو خوش دل، بزن لبخند

..

حافظه ای کوتاه، مانند ماهی.

یکی از دوستان می گفت که تو مانند ماهی حافظه ات کم شده است.

می گویند حافظه ماهی پانزده ثانیه است.

گفتمش، چه خوب و چه زیبا

به به، چه نعمتی هست این

در دنیائی که پُر از جفا هست و نامردی

در دنیائی که همه اش، دوروئی هست و دل‌سردی

خیلی خوب است که زود فراموش کنی بدی ها را

و دوباره دوستی کنی و در نظر داشته باشی خوبی ها را

از هم صحبتی، دلگیر نیستی، تا با خشم با او صحبت کنی

از همراهی، دل‌سرد نیستی، تا از او دوری کنی

وقتی که رفاقت و دوستی در رابطه را، در پیش داری

ذهنی راحت و فکری آرام، از او، با خویش داری

تو خوبی می کنی، با این که از او، بد به بینی

تو باشی چون فرشته، ز ِ بالا آمده، اندر زمینی

که وزن کینه ها، در دل زیاد است

اگر کاری برایش می کنی، بخشی عناد است

برایم زشت باشد، که در کارم ریا هست

ولی دانم که هر کارش، در آن، نوعی بلا هست

من آن نیستم که بد خواهم، برای ِ کار ِ مردم

به هر حرفی، یکی نیشی زنم، چونان چو کژدم

به دل خواهم که نیک سازم، برای ِ جمله مردم

اگر چه بد دل است او، مشکلی سازد برایِ کار مردم

اگر بینم که با، یک بد دلی، هستم بر این کار

نمی خواهم که در کارش شَوم، هم چون مددکار

چو در کارم، نباشد از برایش بغض و کینه

کنم کاری که گویم از براش، بهتر همینه

خودم راحت، دلم راحت، از این خوبی شدن ها

چو در خلوت رَوَم، بوئی رسد از یاسمن ها

نه دل، از فکر ِ بد های، به روز، در جوش باشد

نه شب چون کوره ای در دل، و لب خاموش باشد

جهان چون بگذرد با دل خوشی، با خنده و شاد

رها کن پس بدی ها را، که در راه تو افتاد

بدی ها، گر که در خاطر تو را، در یاد باشد

چو باری خسته زا، بد بو، تو را همراه باشد

بشو خوش دل، بزن لبخند، که دنیا نیک باشد

گهی روشن، شود راه و، گهی تاریک باشد

..

۰۸ شهریور ۱۳۹۷ –  30.08.2018

پائيز رنگ و وارنگ

پائيز رنگ و وارنگ

..

زيباتر از پائيز، خود ِ پائيز است.

رنگ هاى زيباى برگ ها و درختان،

خنك و نمناك بودن هوا، آميخته با بوى برگ ها

اشتياق نفس كشيدن را بيشتر مى كند

هر چه با اشتياق تر، هواى پائيز را   

تنفس مى كنيم باز هم  مشتاق تر مى شويم

كه بيشتر و عميق تر، هواى دل انگيز پائيز را

تنفس كنيم و روحمان را شاد گردانيم

به  هر سو كه نگاه مى گردد

رنگى از سبز تيره و روشن،

زرد كم رنگ تا نارنجى و سرخ  و پر رنگ

از قهوه اى كم رنك تا پر رنگ

ازبرگ هاى چسب ديوارى كه ديوار را پوشانده

تا درختان جنگل كه از دور به آن نگاه مى كنى

همه رنگارنگ و دل انگيز  و خوشايند است.

روز و شب شاد و دل انگيز

فكر و دل، از مهر لبريز

از كج انديش بايدا، پرهيز، پرهيز

خنده از جان باشدا، لبريز، لبريز

..

سوز

١٠ مهر١٣٩٥-  01.10.2016