بدنام کردن مردم ایران…  

بدنام کردن مردم ایران…  

با شعر های به ظاهر دلسوزانه

..

شعری در مدیا ها به گردش در آمده است که ایرانی را مقصر 

و گناهکار وضع امروز ایران می نامد.

«یگانه دشمن ایران ِ امروز است ، ایرانی».

این شعر فقط می تواند از سوی دشمن ایرانی باشد.

همه ما می دانیم، آن که زیر علم و کتل، سینه زنان در محرم عزاداری می کند 

و شاید خود را گِل مالی می کند،‌

آنی نیست که برای کوروش در هفت آبان بزرگداشت برگزار می کند.

این خانم ها با قیافه هايی که آرایش غلیظ دارند و لباس هائی که اگر خانم های معمولی 

با این وضع، در شهر و خیابان ظاهر شوند، گشت ارشاد، به علت بدحجابی، آن ها را 

به زور سوار ماشین های گشت می کنند… آمده اند و جلوی علم و بیرق، 

عکس های بد حجابانه می گیرند، 

یا وقتی که «سگ گردانی»، در خیابان ممنوع است و گشت ارشاد سگ ها را 

از صاحبان شان  بزور می گیرد و با خود می برد… 

چطور این خانوم با سگ و با حالت «بد حجاب» در جلوی عَلَم و سلام، ایستاده 

و عکس می گیرد… پس از خودشون هستند و مزدور.

این ها، اون هائی نیستند که برای کوروش بزرگداشت می گیرند و آریا اندیش 

و ایرانی خواه باشند.

رئیس مجلس اسلامی می گوید که ایرانی ها قبل از اسلام وحشی بودند 

و با اسلام متمدن شدند… 

یعنی که این سالوس و عراقی زاده، خود را ایرانی نمی داند و خود را عرب 

و آورنده ی اسلام می داند که می گوید ایرانی ها وحشی بودند،  

و یک زمانی هم گفته بود که کوروش، بیش از یک آدم کش نبوده است.

این ها دشمنان ایران هستند، آیا مردم ایران می خواستند که یک چنین ضد ایرانی، 

رئیس مجلس ایران باشد؟‌

نه که نمی خواستند.

آن که شهنامه می خواند، به دُل دُل و کوفه کاری ندارد.

آن که لنین پرست است که از کوروش، به دستور حزب اش بد می گوید.

شکم باره و بر زبان قرآن، آخوند است و نه مردم عادی.

این یاوه گو، همه را با هم مخلوط کرده  و نمی داند که چه می گوید.

این کدام عقل گُم کرده است 

که ایرانی را با چنگیز و حجاج و عمروعاص یکی می خواند؟

او دیوانه ای بی فرهنگ و دانش و معلومات است که همه چیز را قاطی کرده 

و به ایرانی نسبت می دهد. 

خودش در میان کی و چی و هستی، علاف و ویلان است،‌ نمی داند چه را 

به که، نسبت می دهد.

«ز ِ باد آمد خبر، تاریخ در گوش زمان می گفت»

و این بی سواد و بی فرهنگ، که عشقم را «اشغم»‌ نوشته است،‌

صحبت تاریخ را در گوش زمان شنیده است که می گوید فرزندان ایران خیانت کار هستند 

و روس و انگلیس نه!

معلوم است که این شعر را برای تبرئه روس و انگلیس گفته اند 

که عامل اصلی بدبختی امروز  مردم ایران هستند و به این وسیله و با این شعر 

و موسیقی متن، خود ایرانی را مسئول بدبختی و نابسامان بودن وضع امروز معرفی می کند.

آیا رهبر مذهبی، فرمانده بسیج و… آن ها که دستمال فلسطینی به گردن می اندازند، 

نماینده ی مردم ایران هستند؟‌

نه که نه.

مسئول بیمه های اجتماعی می گوید که ما به مردم غزه و لبنان حق بازنشستگی می دهیم.

مسئول سپاه می گوید که ما در مدت چهل و پنج روز روستاهای غزه و لبنان را 

آباد کردیم و برق دادیم و جاده ها را آسفالت کردیم…

پس چرا به مردم کرمانشاه و سر پل ذهاب پس از زلزله، این سرویس را نمی دهند؟‌

برای این که این ها ایرانی نیستند و فقط به فارسی صحبت می کنند.

در دقیقه 00:02:23 ویدئو، به روسی نوشته… و شعر فارسی، 

با خط نستعلیق اون بالا نوشته و عشق را اشغ نوشته است

و فروغ عشق را «فوروگه ایشک» نوشته و بر فشان را «بر سه شان» نوشته 

و خورشید از دامن را «دومان» یعنی دامن…

این یک سند آشکار از روسی بودن این نوشته و شعر است که خود ایرانی را مقصر 

و گناهکار به نمایاند و به گفته ی شاعر تبهکار… انگلیس و روس بی گناه هستند…

می خواهند مردم ایران را منفعل و شرمنده از خود بکنند که بی عرضه هستند و 

باری به هر جهت…، ولی مردم ایران در مقابل روانشناسی و مردم شناسی های 

انگلیس و روس و پول بی حساب، که خمینی را بزرگ می کنند، چه می توانند بکنند؟‌

.

مثل زمان مصدق که  بدخواهان ایران، می گویند مردم ایران صبح می گفتند 

زنده باد مصدق و شب می گفتند زنده باد شاه…

که یک اتهام بزرگ بر مردم ایران است و حالا می دانیم که مردم صبح 

طرفدار مصدق بودند، 

و  با مردم شب که از سوی «سیا» اجیر شده بودند و با پول امریکائی ها 

لات و لوت های شهرنو  را به خیابان آورده بودند فرق داشتند.

مردم عادی به فکر آب و نان شب شان هستند 

و در فکر و کار سیاست و تعیین روش اداره کردن مملکت نیستند که… 

این کار مردان دوراندیش و سیاسی کشور است، و نه مردم عادی… 

.. 

سوز 

۰۸ مهر ماه ۱۳۹۸ –  30.09.2019 

……                                   ……

سوگنامه برای وطن – 2

سوگنامه برای وطن – 2

..

هر روز با خبری از رادیو، تلویزیون یا اینترنت که مستقیم یا غیر مستقیم راجع به وطن

می شنوم، می بینم یا می خوانم، دردی از تأسف و بی حمایت بودن وطن، بر

دلم چنگ می زند. و چاره ای را برای بهبود آن نابسامانی ها نداشتن، غمگینم می کند.

.

این نوشته برای همه آنهائی است که از میهن، از زادگاه، از خانه پدری ِ خود، دور هستند

ولی دلشان و فکرشان برای آبادانی و رفاه و آسایش مردم کشورشان در تلاتم است و

هر زمان که به فکر سرزمینشان می افتند، با تأثر و از بدون چاره بودن، به صحنه های روزانه

ای که مردم آنجا دارند، سری تکان می دهند که تاسف و بی درمانی را نشان می دهد.

.

مردم، نه تنها در سرزمین من، بلکه در بسیاری از کشور ها با خون دل زندگی می کنند.

مردم  یک یا دو کشور هم نیستند که هر روز با مشکلات بیش از اندازه برای کاری معمولی،

در تلاش زندگی هستند. بسیاری از کشور های بنام جهان سوم، با رنج و زحمت بیش

از اندازه ای معمول، برای هر کاری گرفتار هستند.

.

حالا در بسیاری از کشور ها جنگ هست، جنگ برای هیچ، جنگ برای فکری

و عقیده ای، که در آن کسانی که جنگ می کنند، دمیده شده است. فکری که

در کشوری دیگر اصلن مسئله به حساب نمی آید، چه برسد به آنکه برای آن بجنگند.

.

بزرگان مجهول، کسانی هستند که صحنه گردان اصلی برای ِ این نمایش ها هستند.

کسانی که اسمی از آنها در مدیا ها نیست، کسانی که رئیس جهور ها را، نخست

وزیران را و رهبران را تعیین می کنند. با داستان ها و نمایش هائی، مردم  به واقعی

بودن رأی خود قانع می شوند و قیافه دموکراسی در جامعه به نمایش در می آید

تا جامعه راضی باشد و شکایتی نداشته باشند تا اینان به کار خود راحت تر برسند.

.

پر واضح است که از وجود جنگ، تولید کنندگان اسلحه های جنگی منافع زیاد بدست

می آورند. چطور است که در مدیا ها از این مورد ها خبری نیست؟ آیا صاحبان مدیا

ها هم از منافع این جنگ ها سود می برند و  یا گردانندگان این جنگ ها و نا آرامی ها

مدیا ها را هم با پول و زور در کنترل خود دارند؟

.

برای ادامه دادن ِ جنگ، فقط مواد و وسیله های کشت و کشتار نیست که بکار برده

می شود وجود جنگ احتیاج بسیار به وسایل نقلیه، سوخت برای وسایل نقلیه، مثل

کامیون و هواپیما و کشتی و…، وسایل مخابرات، وسایل زندگی مانند کفش و لباس

و محل سکونت لازم دارد. مواد داروئی و پزشکی و جراحی لازم دارد و بقول

بعضی ها، که می گویند جنگ برای ما نعمت است…

گویا برای خیلی ها جنگ نعمت است.

ولی آیا جنگی که باعث کشته شدن هزاران و یا میلیون ها نفر انسان می شود، آیا

ارزش آنرا دارد که نعمت خوانده شود؟

جنگی که باعث از هم پاشیدن خانواده ها شده، باعث از کار افتادگی و نقص عضو

انسان ها شده است، برای چه کسی نعمت است؟

آنانکه از منافع جنگ سود می برند، مانند این است که خشت خانه هاشان را با

خون و خاک درست کرده اند. خشتی معمولی از خاک و آب بصورت گِل می شود و در کوره

ها پخته شده و آجر می شود، ولی خشت های خانه های اینان از خون و خاک درست

شده است. اگر خانه از بتون وسیمان است، بجای آب در سیمان خون ریخته اند.

.

بدون چاره بودن برای بهبود وضع در کشوری که دیکتاتور بالای سر آنهاست، از آنجاست

که بسیاری از کشور های بزرگ، از بودن دیکتاتور ها در آن کشور سود می برند و

در ظاهر هم شاید چند کلامی بر علیه آن دیکتاتور ها صحبت کنند ولی در پنهان

به دیکتاتور ها رسانده اند که

ما باید در ظاهر چنین کنیم تا بتوانیم در پنهان از شما حمایت کنیم.

.

نزدیک ترین جنگ در این زمان در سوریه است، پدر ایشان، حافظ اسد در حدود

بیست و پنج هزار نفر را به قتل رساند و چهل سال حکومت کرد. پسرش بشار،

تا بحال باعث مرگ یکصد و پنجاه هزار نفر شده است و هنوز بر سر ِ کار است.

خیلی واضح و مشخص دیده می شود که کشور هائی که هر کدام در یک طرف

این جنگ از بشار اسد حمایت می کنند، یا بر علیه بشار اسد هستند، هر کدام

بخاطر منافعی که در نظر دارند، در تلاش هستند که خود را بر حق نشان دهند.

.

نمونه ای پوشیده تر و پنهان کارانه تر، سیستمی است که در ایران اداره می شود.

ایران کشوری است که از لحاظ منابع گاز و نفت در دنیا اول و دوم است، برای

دسترسی به این منابع و تامین انرژی، دیده می شود که باصطلاح نارضایتی های

مردم، باعث اعتراض ها و رفتن یک پادشاهی و آمدن حکومتی مذهبی شده است.

مردم جوان در این کشور یا به اعتیاد کشیده می شوند، یا از کشور فرار داده می

شوند و یا چون جنگ هدایت شده ای مثل جنگ ایران و عراق، حدود یک میلیون

نفر کشته و معلول نتیجه اش می باشد.

چه کسی جواب این کشته شده گان را می دهد؟

بسیاری از چیزها در هر دو کشور نابود شده و خسارت مالی و جانی بسیار

به هر دو کشور زده شد که باید با کمک کشور های بزرگ باز سازی شود.

 

از هزاران سال پیش تا همین امروز، جنگیدن با کشتار زیاد، برای بدست آوردن منابع

و استفاده های اقتصادی و نظامی هم چنان ادامه دارد.

آنچه تغییر کرده است، نوع این جنگیدن و کشتار است. دیگر مثل سابق لشگر

کشی با اسب و قاطر و پیاده نظام نیست، بلکه با فعالیت سیستم اطلاعاتی

و جاسوسی و هزینه کردن پول در حمایت از گروهی و هواداری از این گروه و

مسلط کردن آن گروه بنام انقلابی و آزادی خواه با شعار های خوش آیند

و با گماردن یک یا چند نفر در یک کشور بعنوان رهبر و یا رئیس جمهور، آنچه می

خواستند بدست می آورند و احتیاجی به آن لشگر کشی های پر هزینه نیست.

یا از آنطرف برای حکومتی موجود، گروهی بنام اپوزیسیون و مخالف با آن رهبر، و

گروه های باصطلاح آزادی خواه، را مسلح می کنند و در کشور آشوب می کنند.

.

و از آنجا که کشوری مثل ایران با اهمیت مکانی و نظامی و اقتصادی برای بسیاری

از کشور های قوی و صنعتی در دنیا دارای منافع و مزایائی است، با افسوس باید

گفت که امیدی به بهتر شدن وضع مردم ایران نیست و بر سر قدرت بودن دیکتاتور های

مذهبی هم چنان ادامه خواهد داشت و مردم در زیر فشار خواهند بود و هر صدای آزادی

خواه را به زور یا پول خاموش خواهند کرد. و آنچه مهم نیست مردم ایران است.

.

این نوشته نه برای دلسرد کردن مردمی است که برای آزادی مردم  در تلاش هستند،

بلکه نا امیدی از این است که آنقدر امکانات و پول و رابطه نداریم که درمقابل تمام

کشور های دنیا مبارزه کنیم.

.. 

سوز 

29 فروردین 1393 –  18.04.2014

سوگنامه برای وطن – 1

سوگنامه برای وطنم

..

وقتی به ملت بیچاره ایران گفته می شود، ملت در خواب یا ملت بی عرضه،

قلبم از ناراحتی فشرده می شود.

این مردم نیک اندیش و خیر خواه و آماده برای کمک به هر درمانده و محتاج کمکی، با

اخلاق مهمان نوازی و روحیه ای شادی نوازی،

شایسته است زندگی اش بسیار بهتر از این باشد که هست.

این ملت بیچاره از طرف همه کشور های بزرگ بطور پنهانی دارد به نابودی کشیده می شود.

عوامل مالی و سیاسی و جاسوسی همه کشور های بزرگ دست بدست هم داده اند و

با همکاری یکدیگر، و برای پایدار نگهداشتن منافعی که از ایران به آنها می رسد، ملت ایران را

در فشار و محرومیت و تهمت و افترا و زندان و شکنجه، و تبعیدی خود خواسته، و

یا مرگی نا خواسته هدایت می کنند.

و ایرانی نما هائی که قیافه ای ایرانی دارند و به فارسی صحبت می کنند بنام ایرانی

در قدرت و بر سر کار ها هستند و دزدی ها و اختلاس هاشان را یاری داده می شود

ولی مخالفان دزدی ها و مخالفان نابکاران سرکوب می شوند.

.

دستگاه های مدرن برای رد یابی و پیدا کردن مردمی که بر علیه تقلب در انتخابات فعال بودند

را چه کسانی در اختیار حکومت قرار دادند؟ دوربین های جرثقیلی را که از یکی دو کیلومتری

افراد را شناسائی می کردند از کجا بدست آوردند. روش شناسائی و رد گیری و پیگیری را

از که آموختند؟ روس و چین و امریکا و اروپا،

بطور کلی، کدام یک بهتر از دیگری هست؟ هیچکدام.

امریکا از زمان کلینتون می گفت ما با مردم ایران هستیم. بوش هم همین حرف را می زد.

اوباما هم چنین گفت. و دیده شد که در همه زمانهای این رئیس جمهور ها، بطور مخفی با

مقامات جمهوری اسلامی در تماس بوده اند.

در طول هیجده بیست سال گذشته، فعالیت های اتمی ایران بطور غیر مستقیم یاری شد

و در طول این زمان دستگاه های مربوطه به آن را به ایران فروختند. آنطور که گفته می شود

حدود دویست میلیارد دلار برای این انرژی هسته ای از طرف ایران خرج شده است.

چه کسی این وسایل را به ایران فروخته است هر قسمتی را کشوری…،

همه از وضع فعلی ایران سود می برند،

چین یک جور روسیه جوری دیگر، امریکا یک جور و اروپا یک جور دیگر،

مواد مخدر جدید و خطرناکتر مثل کراک و شیشه به مقدار فراوان و ارزان در همه جا هست.

ارزان تر از یک بسته سیگار!؟

و جوانان را در جاهای عمومی اذیت می کنند و جوانان و مردم را بسوی خانه ها و محفل

های خانگی هول میدهند. و این محفل های خانگی محل مصرف الکل، تریاک و گوش کردن

به موسیقی دلخواهشان است. مصرف شیشه و کراک بعد از سه سال باعث مرگ می شود.

کارگاه ها و کارخانه ها، به تعطیلی کشانده شده اند و همان محصول ها توسط همکاران و

همراهان از گروه مسلط بر کشور، وارد می شود. در این میان کارگران و خانواده هاشان به

هیچ گرفته می شوند و اگر اعتراض کنند به عنوان مخالف نماینده خدا مجازات می شوند.

حداقل چهل در صد از مردم زیر خط فقر هستند، در کشوری که منبع های گاز و نفت آن

در جهان، مقام اول را دارد.

و در نهایت ملت ایران به بی عرضه گی و یا خواب بودن متهم می شود.

مدیا های خارجی به زبان پارسی، در روزنامه هایشان یا در رادیو های خودشان هرکدام به نوعی

مردم ایران را متهم می کنند، خیال پرداز و پر مدعا و راحت طلب و بی خیال نشان می دهند.

و با تأسف باید گفت که هنوز در آینده ای نزدیک، برای مردم ایران راحتی و آسایش

و آرامش دیده نمی شود.

و با تأسف بیشتر، راه و روشی چاره ساز برای فرار از این بیچاره گی و بدبختی به نظر نمی رسد.

و امید به بهبودی در وضع مردم ایران با شرایط موجود دیده نمی شود.

اگرچه عده ای بعنوان مخالف دولت صحبت می کنند و رادیو یا تلویزیونی در اختیار دارند ولی

در چند جا، عملکرد اینان مانند کلک مرغابی است که خود را مخالف نشان می دهند تا اینکه

عده ای مخالف واقعی را گول بزنند و بسوی خودشان بکشانند تا شناسائی شوند.

.

مردم ایران در بی وسیله گی و بی امکانی و محاصره از هر سو، هم چنان در فشار هستند

و تا زمانی که منافع بسیار از ایران بدست غیر ایرانی ها می رسد، وضع بهتر نخواهد شد.

که اگر قرار بود وضع ایران بهتر شود، از حکومتی مذهبی دیکتاتوری در ایران حمایت نمی شد.

با یک نفر در راس کار ها و رساندن او تا درجه ای که هر کاری بخواهد می کند و به هیچکس

جواب نمی دهد و هر کاری که اراده می کند برای همه واجب است که اجرا کنند…

و چنانچه می بینیم، این گناهی بزرگ است، در ایراد گرفتن از این خدای بادکنکی که

جرمی سنگین دارد و دلیلی می شود که ایراد گیرنده را به بدترین

جرم محکوم کنند و از فعالیت دور نگهدارند.

با تمام وجودم آرزو می کنم که این برداشت، نادرست باشد و مردم ایران بزودی از

آرامش و آسایش و امنیت برخوردار شوند.

باشد که چنین بادا

دشمنان ایران پر زور

دست مردم از امکان رهائی دور

اشک ریختن، دردی از مردم را دوا نمی کند

خدا هم، هزاران سال است که کاری نمی کند

نه امید به خدا، چاره ساز است

و نه اشک مردم محروم براشان دل گداز است

نه پولی برای خرید اسلحه داریم

نه در همکاری با آنکه همفکر نیست، حوصله داریم

مردمی چون درخت ِ بید مجنون سر بزیر و افراشته

هر باد کوچک شاخه ها را به سوئی برداشته

باد شدید و توفان شاخه ها را به اطراف فوو می کند

بعد از گذشت ِ توفان، آنچه بر جا و بر پا می ماند،

درخت است و شاخه هایش، که خود را رو می کند.

..

سوز

29 اردیبهشت 1393 – 19.05.2014