وقت عمل است، جنبش پدافندی، دفاعی

 وقت عمل است

جنبش پدافندی، دفاعی

..

حالا وضع به جائی رسیده است که مردم ایران بایستی هر کدام، به هر وسیله ای

که بتوانند، یکی از دشمنان ایران را حذف کنند.

دیگر گفتگو کردن از مروت و جوانمردی و رحم کردن به دشمن های ایران،

جائی از صحبت ندارد.

در جائی که حکومت با شلیک تیر مستقیم بین مردمی بدون اسلحه، بار ها و

بار ها دیده شده است، دیگر سخن از رحم و مروت به دشمن بی فایده است

و مسخره و خنده دار به نظر می آید.

وقتی حکومت به گفته های خودشان، بیگانه های غیر ایرانی را با پول زیادی

که می دهد، در لباس ماموران حکومتی برای کشتن مردمی که به این سیستم

اعتراض دارند، در خدمت دارد، دیگر رحم کردن به این اجیران و مزدوران،

مانند رحم کردن به پلنگ تیز دندان است که ستم و ظلم بر گوسفندان است.

.

آیا نباید ماموران تیرانداز را درجا حذف کرد؟‌ و یا مقامات دولت را هرجور

که شده حذف کرد؟ راه بسیار است.

حالا خبر رسیده است که ماموران حکومت، با پوشیدن لباس اورژانس ۱۱۵

به جمع آوری کردن زخمی های اعتراض کننده ها پرداخته اند که آن ها را

به هر کجا که می خواهند به برند و شاید سر به نیست کنند.

قبل از این، فیلم هائی آمده بود که با ماشین های اورژانس، ماموران سرکوب

و دستگیر شده ها را جا به جا می کنند.

.

حالا کار به جائی رسیده است که در مجلس جمهوری اسلامی که بایستی

نمایندگان مردم باشد، با صدای بلند می گویند که اعتراض کننده ها را

اعدام کنید!

این ها نماینده های مردم نیستند، این ها نماینده های حکومت و دولتی

غاصب و چپاولگر هستند که به اسم نماینده بودن مردم، صورت قانونی

به کار های خلاف حکومت می دهند.

آیا نماینده گانی که رای به اعدام اعتراض کننده ها داده اند، نباید حذف شوند؟

.

دختر فلان سردار، آنقدر پول از مال مردم ایران را در اختیار دارد که

میلیون ها دلار در لبنان برای جهیزیه، به لبنانی ها می دهد، در حالی که

بسیاری از دختر های ایرانی، نان برای خوردن ندارند و به فاحشه گی

کشانده می شوند. کفش برای پوشیدن ندارند، مدرسه برای درس خواندن

ندارند، یک اتاق ساده هم ندارند و در زیر سایه درخت روی سنگ ریزه

ها و خاک نشسته اند و درس می خوانند.

.

این ها که در جمهوری اسلامی، اختیار پول ایران را در دست دارند،

دشمنان مردم ایران هستند و پول های مردم ایران را در جاهای دیگر

جهان خرج می کنند، و نه برای مردم ایران.

به مردم ایران چه مربوط است که در ونزوئلا هزارن خانه بسازند،

حالا هر که مسئولش بوده است، بدون موافقت بالاترین مقام نبوده است.

.

به دختر های افریقائی هم، از ایران پول جهیزیه می دهند و دختران

ایران را می فرستند به شیخ نشین ها برای فاحشه گی.

این ها ایران برباد ده هستند.

هرچه زودتر بایستی یکا یک شان حذف شوند.

امروز بهتر از فردا هست.

..

سوز

۱۹ آبان ۱۴۰۱ –  10.11.2022 

………….           

مدرسه ای در بلوچستان ایران – آبان ۱۳۹۸

.

بدنام کردن مردم ایران…  

بدنام کردن مردم ایران…  

با شعر های به ظاهر دلسوزانه

..

شعری در مدیا ها به گردش در آمده است که ایرانی را مقصر 

و گناهکار وضع امروز ایران می نامد.

«یگانه دشمن ایران ِ امروز است ، ایرانی».

این شعر فقط می تواند از سوی دشمن ایرانی باشد.

همه ما می دانیم، آن که زیر علم و کتل، سینه زنان در محرم عزاداری می کند 

و شاید خود را گِل مالی می کند،‌

آنی نیست که برای کوروش در هفت آبان بزرگداشت برگزار می کند.

این خانم ها با قیافه هايی که آرایش غلیظ دارند و لباس هائی که اگر خانم های معمولی 

با این وضع، در شهر و خیابان ظاهر شوند، گشت ارشاد، به علت بدحجابی، آن ها را 

به زور سوار ماشین های گشت می کنند… آمده اند و جلوی علم و بیرق، 

عکس های بد حجابانه می گیرند، 

یا وقتی که «سگ گردانی»، در خیابان ممنوع است و گشت ارشاد سگ ها را 

از صاحبان شان  بزور می گیرد و با خود می برد… 

چطور این خانوم با سگ و با حالت «بد حجاب» در جلوی عَلَم و سلام، ایستاده 

و عکس می گیرد… پس از خودشون هستند و مزدور.

این ها، اون هائی نیستند که برای کوروش بزرگداشت می گیرند و آریا اندیش 

و ایرانی خواه باشند.

رئیس مجلس اسلامی می گوید که ایرانی ها قبل از اسلام وحشی بودند 

و با اسلام متمدن شدند… 

یعنی که این سالوس و عراقی زاده، خود را ایرانی نمی داند و خود را عرب 

و آورنده ی اسلام می داند که می گوید ایرانی ها وحشی بودند،  

و یک زمانی هم گفته بود که کوروش، بیش از یک آدم کش نبوده است.

این ها دشمنان ایران هستند، آیا مردم ایران می خواستند که یک چنین ضد ایرانی، 

رئیس مجلس ایران باشد؟‌

نه که نمی خواستند.

آن که شهنامه می خواند، به دُل دُل و کوفه کاری ندارد.

آن که لنین پرست است که از کوروش، به دستور حزب اش بد می گوید.

شکم باره و بر زبان قرآن، آخوند است و نه مردم عادی.

این یاوه گو، همه را با هم مخلوط کرده  و نمی داند که چه می گوید.

این کدام عقل گُم کرده است 

که ایرانی را با چنگیز و حجاج و عمروعاص یکی می خواند؟

او دیوانه ای بی فرهنگ و دانش و معلومات است که همه چیز را قاطی کرده 

و به ایرانی نسبت می دهد. 

خودش در میان کی و چی و هستی، علاف و ویلان است،‌ نمی داند چه را 

به که، نسبت می دهد.

«ز ِ باد آمد خبر، تاریخ در گوش زمان می گفت»

و این بی سواد و بی فرهنگ، که عشقم را «اشغم»‌ نوشته است،‌

صحبت تاریخ را در گوش زمان شنیده است که می گوید فرزندان ایران خیانت کار هستند 

و روس و انگلیس نه!

معلوم است که این شعر را برای تبرئه روس و انگلیس گفته اند 

که عامل اصلی بدبختی امروز  مردم ایران هستند و به این وسیله و با این شعر 

و موسیقی متن، خود ایرانی را مسئول بدبختی و نابسامان بودن وضع امروز معرفی می کند.

آیا رهبر مذهبی، فرمانده بسیج و… آن ها که دستمال فلسطینی به گردن می اندازند، 

نماینده ی مردم ایران هستند؟‌

نه که نه.

مسئول بیمه های اجتماعی می گوید که ما به مردم غزه و لبنان حق بازنشستگی می دهیم.

مسئول سپاه می گوید که ما در مدت چهل و پنج روز روستاهای غزه و لبنان را 

آباد کردیم و برق دادیم و جاده ها را آسفالت کردیم…

پس چرا به مردم کرمانشاه و سر پل ذهاب پس از زلزله، این سرویس را نمی دهند؟‌

برای این که این ها ایرانی نیستند و فقط به فارسی صحبت می کنند.

در دقیقه 00:02:23 ویدئو، به روسی نوشته… و شعر فارسی، 

با خط نستعلیق اون بالا نوشته و عشق را اشغ نوشته است

و فروغ عشق را «فوروگه ایشک» نوشته و بر فشان را «بر سه شان» نوشته 

و خورشید از دامن را «دومان» یعنی دامن…

این یک سند آشکار از روسی بودن این نوشته و شعر است که خود ایرانی را مقصر 

و گناهکار به نمایاند و به گفته ی شاعر تبهکار… انگلیس و روس بی گناه هستند…

می خواهند مردم ایران را منفعل و شرمنده از خود بکنند که بی عرضه هستند و 

باری به هر جهت…، ولی مردم ایران در مقابل روانشناسی و مردم شناسی های 

انگلیس و روس و پول بی حساب، که خمینی را بزرگ می کنند، چه می توانند بکنند؟‌

.

مثل زمان مصدق که  بدخواهان ایران، می گویند مردم ایران صبح می گفتند 

زنده باد مصدق و شب می گفتند زنده باد شاه…

که یک اتهام بزرگ بر مردم ایران است و حالا می دانیم که مردم صبح 

طرفدار مصدق بودند، 

و  با مردم شب که از سوی «سیا» اجیر شده بودند و با پول امریکائی ها 

لات و لوت های شهرنو  را به خیابان آورده بودند فرق داشتند.

مردم عادی به فکر آب و نان شب شان هستند 

و در فکر و کار سیاست و تعیین روش اداره کردن مملکت نیستند که… 

این کار مردان دوراندیش و سیاسی کشور است، و نه مردم عادی… 

.. 

سوز 

۰۸ مهر ماه ۱۳۹۸ –  30.09.2019 

……                                   ……

سوگنامه برای وطن – 2

سوگنامه برای وطن – 2

..

هر روز با خبری از رادیو، تلویزیون یا اینترنت که مستقیم یا غیر مستقیم راجع به وطن

می شنوم، می بینم یا می خوانم، دردی از تأسف و بی حمایت بودن وطن، بر

دلم چنگ می زند. و چاره ای را برای بهبود آن نابسامانی ها نداشتن، غمگینم می کند.

.

این نوشته برای همه آنهائی است که از میهن، از زادگاه، از خانه پدری ِ خود، دور هستند

ولی دلشان و فکرشان برای آبادانی و رفاه و آسایش مردم کشورشان در تلاتم است و

هر زمان که به فکر سرزمینشان می افتند، با تأثر و از بدون چاره بودن، به صحنه های روزانه

ای که مردم آنجا دارند، سری تکان می دهند که تاسف و بی درمانی را نشان می دهد.

.

مردم، نه تنها در سرزمین من، بلکه در بسیاری از کشور ها با خون دل زندگی می کنند.

مردم  یک یا دو کشور هم نیستند که هر روز با مشکلات بیش از اندازه برای کاری معمولی،

در تلاش زندگی هستند. بسیاری از کشور های بنام جهان سوم، با رنج و زحمت بیش

از اندازه ای معمول، برای هر کاری گرفتار هستند.

.

حالا در بسیاری از کشور ها جنگ هست، جنگ برای هیچ، جنگ برای فکری

و عقیده ای، که در آن کسانی که جنگ می کنند، دمیده شده است. فکری که

در کشوری دیگر اصلن مسئله به حساب نمی آید، چه برسد به آنکه برای آن بجنگند.

.

بزرگان مجهول، کسانی هستند که صحنه گردان اصلی برای ِ این نمایش ها هستند.

کسانی که اسمی از آنها در مدیا ها نیست، کسانی که رئیس جهور ها را، نخست

وزیران را و رهبران را تعیین می کنند. با داستان ها و نمایش هائی، مردم  به واقعی

بودن رأی خود قانع می شوند و قیافه دموکراسی در جامعه به نمایش در می آید

تا جامعه راضی باشد و شکایتی نداشته باشند تا اینان به کار خود راحت تر برسند.

.

پر واضح است که از وجود جنگ، تولید کنندگان اسلحه های جنگی منافع زیاد بدست

می آورند. چطور است که در مدیا ها از این مورد ها خبری نیست؟ آیا صاحبان مدیا

ها هم از منافع این جنگ ها سود می برند و  یا گردانندگان این جنگ ها و نا آرامی ها

مدیا ها را هم با پول و زور در کنترل خود دارند؟

.

برای ادامه دادن ِ جنگ، فقط مواد و وسیله های کشت و کشتار نیست که بکار برده

می شود وجود جنگ احتیاج بسیار به وسایل نقلیه، سوخت برای وسایل نقلیه، مثل

کامیون و هواپیما و کشتی و…، وسایل مخابرات، وسایل زندگی مانند کفش و لباس

و محل سکونت لازم دارد. مواد داروئی و پزشکی و جراحی لازم دارد و بقول

بعضی ها، که می گویند جنگ برای ما نعمت است…

گویا برای خیلی ها جنگ نعمت است.

ولی آیا جنگی که باعث کشته شدن هزاران و یا میلیون ها نفر انسان می شود، آیا

ارزش آنرا دارد که نعمت خوانده شود؟

جنگی که باعث از هم پاشیدن خانواده ها شده، باعث از کار افتادگی و نقص عضو

انسان ها شده است، برای چه کسی نعمت است؟

آنانکه از منافع جنگ سود می برند، مانند این است که خشت خانه هاشان را با

خون و خاک درست کرده اند. خشتی معمولی از خاک و آب بصورت گِل می شود و در کوره

ها پخته شده و آجر می شود، ولی خشت های خانه های اینان از خون و خاک درست

شده است. اگر خانه از بتون وسیمان است، بجای آب در سیمان خون ریخته اند.

.

بدون چاره بودن برای بهبود وضع در کشوری که دیکتاتور بالای سر آنهاست، از آنجاست

که بسیاری از کشور های بزرگ، از بودن دیکتاتور ها در آن کشور سود می برند و

در ظاهر هم شاید چند کلامی بر علیه آن دیکتاتور ها صحبت کنند ولی در پنهان

به دیکتاتور ها رسانده اند که

ما باید در ظاهر چنین کنیم تا بتوانیم در پنهان از شما حمایت کنیم.

.

نزدیک ترین جنگ در این زمان در سوریه است، پدر ایشان، حافظ اسد در حدود

بیست و پنج هزار نفر را به قتل رساند و چهل سال حکومت کرد. پسرش بشار،

تا بحال باعث مرگ یکصد و پنجاه هزار نفر شده است و هنوز بر سر ِ کار است.

خیلی واضح و مشخص دیده می شود که کشور هائی که هر کدام در یک طرف

این جنگ از بشار اسد حمایت می کنند، یا بر علیه بشار اسد هستند، هر کدام

بخاطر منافعی که در نظر دارند، در تلاش هستند که خود را بر حق نشان دهند.

.

نمونه ای پوشیده تر و پنهان کارانه تر، سیستمی است که در ایران اداره می شود.

ایران کشوری است که از لحاظ منابع گاز و نفت در دنیا اول و دوم است، برای

دسترسی به این منابع و تامین انرژی، دیده می شود که باصطلاح نارضایتی های

مردم، باعث اعتراض ها و رفتن یک پادشاهی و آمدن حکومتی مذهبی شده است.

مردم جوان در این کشور یا به اعتیاد کشیده می شوند، یا از کشور فرار داده می

شوند و یا چون جنگ هدایت شده ای مثل جنگ ایران و عراق، حدود یک میلیون

نفر کشته و معلول نتیجه اش می باشد.

چه کسی جواب این کشته شده گان را می دهد؟

بسیاری از چیزها در هر دو کشور نابود شده و خسارت مالی و جانی بسیار

به هر دو کشور زده شد که باید با کمک کشور های بزرگ باز سازی شود.

 

از هزاران سال پیش تا همین امروز، جنگیدن با کشتار زیاد، برای بدست آوردن منابع

و استفاده های اقتصادی و نظامی هم چنان ادامه دارد.

آنچه تغییر کرده است، نوع این جنگیدن و کشتار است. دیگر مثل سابق لشگر

کشی با اسب و قاطر و پیاده نظام نیست، بلکه با فعالیت سیستم اطلاعاتی

و جاسوسی و هزینه کردن پول در حمایت از گروهی و هواداری از این گروه و

مسلط کردن آن گروه بنام انقلابی و آزادی خواه با شعار های خوش آیند

و با گماردن یک یا چند نفر در یک کشور بعنوان رهبر و یا رئیس جمهور، آنچه می

خواستند بدست می آورند و احتیاجی به آن لشگر کشی های پر هزینه نیست.

یا از آنطرف برای حکومتی موجود، گروهی بنام اپوزیسیون و مخالف با آن رهبر، و

گروه های باصطلاح آزادی خواه، را مسلح می کنند و در کشور آشوب می کنند.

.

و از آنجا که کشوری مثل ایران با اهمیت مکانی و نظامی و اقتصادی برای بسیاری

از کشور های قوی و صنعتی در دنیا دارای منافع و مزایائی است، با افسوس باید

گفت که امیدی به بهتر شدن وضع مردم ایران نیست و بر سر قدرت بودن دیکتاتور های

مذهبی هم چنان ادامه خواهد داشت و مردم در زیر فشار خواهند بود و هر صدای آزادی

خواه را به زور یا پول خاموش خواهند کرد. و آنچه مهم نیست مردم ایران است.

.

این نوشته نه برای دلسرد کردن مردمی است که برای آزادی مردم  در تلاش هستند،

بلکه نا امیدی از این است که آنقدر امکانات و پول و رابطه نداریم که درمقابل تمام

کشور های دنیا مبارزه کنیم.

.. 

سوز 

29 فروردین 1393 –  18.04.2014