ما صاحب مملکت خودمان نیستیم

ما صاحب مملکت خودمان نیستیم
..
بایستی این حقیقت را قبول کنیم که ما مردم ایران، صاحب مملکت خودمان نیستیم.
تعارف هم ندارد، آن چه که نامش ایران است و قسمتی از این کره خاکی هست، و ما
در آن خاک و در آن منطقه به دنیا آمده و بزرگ شده ایم و خود را ایرانی می نامیم و
خود را بدهکار آن سرزمین و مردمانش می دانیم و برای آبادانی و رفاه مردم آن جا
دل می سوزانیم و سعی می کنیم که کاری خوب برای آن چه که وطن نامیده می شود،
انجام دهیم و خود را راضی کنیم که وظیفه خود را نسبت به وطن تا اندازه ای انجام
داده ایم، اما با عجز و ناتوانی و ضعف و قبول این که، کاری از دست ما بر نمی آید،
حیران می مانیم که چه باید بکنیم، چطور می توانیم برای آن مردم، و آن کشور
مفید باشیم که نامش ایران است؟
زور و توان ِ ما به این گروهی که بر ایران مسلط کرده اند نمی رسد، حمایت های
جهانی و همه جانبه ای از این گروه حاکم بر ایران هست، برای این که همین ها
بر سر ِ کار باشند و به وسیله ی همین ها، آن کشور را به نابودی به کشانند
و وابسته به صنعت و علم ِ کشور های به اصطلاح پیشرفته نگه دارند و
منابع معدنی و نفتی و انسانی از آن منطقه از جهان را برای تجارت خودشان
با قیمت های بسیار ارزان ببرند و مردم ما را به بی لیاقتی و بی هویتی متهم
می کنند و خودمان را از خودمان شرمنده بسازند،
که مردمی بی تفاوت و باری به هر جهت هستیم.
گاهی از تلویزیون و گاهی در صفحه های اجتماعی، یکی به عنوان دلسوز مردم
ایران، چند تا به نعل می زند و چند تا به میخ، دلسوزانه از مشکل های پیش آمده
برای مردم ناله سر می دهد و آخر سر می گوید که حق ما همین است، ما مردمی
بی تفاوت هستیم و بعضی ها با بی شرافتی، مردم ایران را به بی غیرتی متهم
می کنند.
مردم ایران چه می‌توانند بکنند؟‌
هان؟
کجا مردم ایران توانستند خودشان کاری از پیش ببرند و در نهایت، کار ها
در دست مردم ایران باقی مانده بود که بتوانند برای خودشان در راهی مفید
برای کشورشان پیش بروند؟
.
قبل از زمان محمد رضا شاه، پدر آن شاه را که چه بسیار برای آباد کردن این
سرزمین کوشید، با نیروی نظامی خارجی که بر ایران مسلط شده بود از ایران
بیرون کردند.
.
قبل از رضا شاه، مردی دلسوز برای این کشور و مردم را، میرزا تقی خان
امیرکبیر را با توطئه و دسیسه ها و دخالت های کشور های خارجی در
حمام فین کاشان کشتند.
و نخست وزیری ایرانی نما ولی با تابعیت انگلیس به جای امیر کبیر نشست.
.
در زمان مصدق، که مردی وطن پرست بود، امریکا از او حمایت کرد، وقتی
انحصار نفت ایران از دست انگلیس خارج شد، امریکا به مصدق گفت که دیگر
نمی توانیم از شما حمایت کنیم، چون کومونیست ها در دولت شما نفوذ زیاد،
بدست آورده اند، و پس از آن امریکا با همان انگلیس شریک شد و مصدق را
سرنگون کردند، که پس از آن قرارداد هائی که سود فراوان برای خارجی
ها داشت، بسته شد.
.
در زمان مصدق، نیروهای امنیتی انگلیس و امریکا، چند روز با شاه صحبت
کردند و او را برای رفتن به خارج از کشور وادار کردند تا در غیاب او اوضاع
را به حال عادی برگردانند و از سوی دیگر در بین مردم شایع کردند که شاه
ترسو هست و تا اتفاقی می افتد از کشور فرار می کند و به این وسیله مردم
ایران را از داشتن چنین پادشاهی شرمنده و تو سری خور می کردند و اعتماد
مردم را به خودشان، از مردم می گرفتند.
از سوی دیگر، یکی می آید و در تلویزیون و رادیو، این عملیات را توطئه
و خیال بافی می نامد و نا کارآمد بودن مردم را بزرگ می کند و می گوید
که مردم ایران کجا بودند؟
مردم خودشان می توانستند کاری بکنند، چرا نقش مردم را نادیده می گیرید؟
و کارهای برنامه ریزی شده عوامل خارجی را به حساب مردم ایران
می گذارند.
در حالی که مردم نه در جریان کارها بودند و نه از آن چه که پیش خواهد
آمد و به صورت پنهان توسط نیروهای اطلاعاتی و خرابکاری خارجی
انجام می شد، خبر داشتند.
.
زمان محمد رضا شاه که ایران اولین کشور صنعتی در خاورمیانه شده بود،
اقتصاد و پیشرفت آن در جهان سرآمد و یگانه بود و چند سال پشت سر هم،
رشد  اقتصادی بیش از ده درصدی داشت و در زمینه های هنری و صنعتی
پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشت
و از لحاظ نظامی هم قدرتی شده بود…
آیا در زمان محمدرضا شاه، می‌شد بر خلاف نظر شاه حرفی زد
و عملی انجام داد؟
او می گفت حزب رستاخیز و همه باید به این حزب رأی بدهند و هرکه نمی خواست،
می بایست پاسپورت اش را بگیرد و از این کشور برود بیرون…
یکی هم که جرات کرد که بگوید من به حزب رستاخیز رای نمی دهم، پاسپورت
مرا بدهند که بروم، از سوی همکاران و رئیس و حتی آبدارچی مورد نصیحت
قرار گرفت که بابا چرا می خواهی خودت را با ساواک درگیر کنی؟
پدرت را در می آورند،
یک امضا پای این لیست بکن، دیگر نه کسی با تو کاری دارد و نه در واقع
تو عضو حزب رستاخیز هستی که از تو توقعی داشته باشند، امضاء کن،
خودت را راحت کن…
.
به یک باره موجی اعتراضی با رهبری مذهبی و دینی شروع شد و…
پس از آن چه شد؟‌
سرداران رشید و لایق و کارآمد و افراد شایسته و مدیر و متخصص را با تسلط
نیروهای اسلامی، به جوخه های اعدام سپردند و ایران را از افراد لایق و شایسته
و مدیر خالی کردند و گفتند که: ما متخصص نمی‌خواهیم ما متعهد می خواهیم.
متعهد های بی سواد و ناکارآمد بر سر کار ها نشستند و خرابی های بی شمار
به بار آوردند، آیا مردم ایران، مردم کوچه و بازار، مردمی که دل شان برای
ایران و ایرانی می تپید، چه می توانستند بکنند؟‌ وقتی که حاکم کل، یک بی
لیاقت و نادان و خیال پرداز را به عنوان رئیس جمهور تایید می کند
و می گوید که:‌
نظر من به نظر ایشان نزدیک تر است…
آیا کسی از مردم ایران، جرأت مخالفت و مقاومت در مقابل رهبر را داشت که
بتواند از مسلط شدن این آدم بی سواد،‌ بی تدبیر و… بر سر کار، مانع باشد؟‌
آیا کسی می توانست جلوگیری کند از این که بیست سال تمام پول مردم ایران
را برای غنی کردن اورانیوم خرج کردند و شعار های حکومتی می دادند که
«انرژی هسته ای حق مسلم ماست»؟
پس از این همه پول که برای غنی کردن اورانیوم خرج کردند چه شد؟
جامعه جهانی پخ کردند و همه این ها، ترسیدند و جا زدند و همه آن چه که
رشته بودند پنبه کردند و اورانیوم غنی شده را با خرج هزینه های دوباره،
به اورانیوم های زیر چهار درصد برگرداند.
آیا مردم ایران، مردمی که دلسوز هدر رفتن سرمایه های ملی بودند، مردمی
که این غنی سازی را برای ایران نامفید می دانستند، آن ها که  مردم ایران
می نامند شان، چه می توانستند بکنند؟
آیا می توانستند جلوی غنی شدن اورانیوم را بگیرند و هزینه سنگین و بسیار
بالای آن غنی کردن را برای آباد کردن کشور بکار گیرند؟‌
نه که نمی توانستند.
.
در زمان آقای خمینی، ایشان به مردم و ارتش عراق خط می داد که بر علیه
صدام قیام کنید، آیا مردم ایران می توانستند و یا توانستند که آقا را وادار کنند
که این حرف ها را نزند؟
خب نه، و جنگ هشت ساله با عراق، خرابی ها و کشته شدن جوانان را
به دنبال داشت و خسارت هائی به ایران زد که هنوز هم این خرابی ها
درست نشده است.
آیا مردم ایران چه می توانستند بکنند، وقتی که رهبر مذهبی و انقلابی
می گوید که اگر سی و پنج میلیون هم بگویند آری، من می گویم نه…
خب پس چه زمانی مردم ما برای کشور خودشان می توانستند کاری بکنند
که بشود گفت که صاحب مملکت خودشان بوده اند؟‌
پیش از انتخابات، رهبر مذهبی، مردم ایران را دعوت به رای دادن می کند
ولی پس از انتخابات نماینده ایشان می گوید مردم که حقی ندارند، مردم
بایستی هر چه که رهبر یا ولی فقیه گفت انجام دهند و مردم نمی توانند رهبر
یا ولی فقیه را انتخاب کنند و ایشان از جانب خدا انتخاب می شود!
در سوریه پول های فراوانی خرج می کنند و نیرو برای حمایت از حاکم
سوریه می فرستند که پس از سال ها مردم تازه می فهمند که پول های شان
در کجا خرج می شود، پولی که برای مردم این کشور بایستی خرج شود را
به میل و اراده ای که از سوی مردم ایران نیست برای جاهای دیگر
در دنیا خرج می کنند.
آیا مردم می توانند مانع این خرج ها بشوند؟
آیا مردم ایران می توانند مانع شوند که پول مردم ایران در یمن و سوریه و
لبنان و سودان و… خرج نشود،‌ بلکه برای بهبود وضع مردم خوزستان و
سیستان و بلوچستان و هزار جای دیگر ِ ایران که احتیاج به بازسازی و
نوسازی دارد خرج بشود؟
نه که نمی توانند، تصمیم ها گرفته می شود و اجرا می شود، بدون این
که مردم ایران در تصمیم های گرفته شده سهمی داشته باشند و بتوانند
نظر بدهند.
..
سوز
۱۹ تیرماه ۱۳۹۸ –  10.07.2019

جهان سوم

جهان سوم
..
یک آقائی که به قول دوست ما، دلش پُر است این را نوشته است:
« وقتی دنیا به فکر تسخیر فضــــــــــــا بود، ما به این می اندیشیدیم که انگشتر عقیق در کدام
انگشت، ثواب بیشتری دارد… ًاین جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند….!!!
آدمها هستند که آن را می سازند! جهان سوم جا نیست، شخص است. جهان سوم منم، جهان سوم
تویی، جهان سوم طرز تفکر ماست، نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم ! جهان سوم
جاییست که درآمد یک دعا نویس از یک برنامه نویس بیشتر است. جهان سوم جاییست که مردمش
جهان سومی فکر میکنندجهان سوم جایی است که بسیاری ازمردمانش با يک «استخاره»
هدف تعيين ميکنند ! و با يک » عطسه » از هدف خود دست ميکشن»
……………       ………………                   ………………
به قول آقای خمینی، نمی توان گفت کشور های عقب افتاده، و باید گفت کشور های عقب نگه داشته شده.
تایید این حرف آقای خمینی، دلیل تایید خود آقای خمینی و کارهایش نیست، ولی حرف بجا و درستی هست.
کشور های جهان سوم را با مطالعه در روحیات و اخلاق مردم، و با پرداختن پول و استخدام کارشناس و پیدا
کردن افرادی که به سیستم عقب نگه داشتن یک کشور کمک می کنند، یک کشور را جهان سومی نگه
می دارند.
چه کسی میرزا تقی خان امیر کبیر را کشت؟ همکاری انگلیس و روسیه و باج خور های درباری.
چه کسی دکتر حسین فاطمی وزیر خارجه دکتر محمد مصدق را ترور کرد؟ همکاری های امریکا و انگلیس
و باج خور های کوچه بازاری و اسلامی های گوش به فرمان انگلیس.
چه کسی دکتر محمد مصدق را ناتوان کرد و از کار انداخت؟ همکاری های امریکا و روسیه با گروه سر به
فرمان شوروی یعنی حزب توده و آیت الله کاشانی با راهنمائی های انگلیس…
چه کسی احمد کسروی، روشنفکر شرق را کشت؟ دستور از نا کجا آباد و اسلامی های وابسته به
فراماسون های انگلیسی که از قاهره دستور می گرفتند و نام فدائیان اسلام را بخود داشتند و به
دست نواب صفوی و گروهش کشته شد. و…
وقتی یک شخص، یک روزنامه، یک رادیو و یا تلویزیون، مردم را مقصر در عقب افتادگی و بیچارگی های
موجود در ایران می دانند و یا عنوان می کند، این گفته ها به نظر ، از همان سازمان هائی که مردم
را به بدبختی کشانده اند و خودشان باعث و عامل این بدبختی ها هستند، می آید.
چه کسی به شاه ایران گفت باید ایران را ترک کند؟ کارتر که به ناحق جایزه صلح نوبل گرفت.
چه کسی به آقای خمینی اوکی داد که شاه خواهد رفت، بگوئید ایشان برنامه شان را اعلام کنند، کارتر.
چه کسی به ارتش ایران دستور داد در مقابل تظاهرات اسلامی کاری نکنند؟ ژنرال هایزر و فرمانده کل
ارتش ،تیمسار خائن، قره باغی بود.
تمام کشور های جهان با هم هماهنگ شدند و برای رفتن شاه ایران تصمیم گرفتند که،
می گفت از سال 1979 ما نفت را به قیمتی که خودمان تعیین می کنیم می فروشیم.
آیا مردم ایران در مقابل کارهای سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی امریکا انگلیس و روسیه و اروپا
و فشاری که آنها بر عوامل قدرت می آورند و پولی که در این راه خرج می کنند، چه اقدامی
می توانند یا می توانستند بکنند؟
مردم از مسئله های پشت صحنه آگاه نبودند و نمی دانستند چه خبر است.
و باز به قول آقای خمینی، این کشور های غربی، اخلاق ما را بهتر از خود ما می دانند.
عوامل کشور های غربی و شرقی به اسم حاج آقا… و دکتر مهندس… به اسم و شکل و
ظاهر ایرانی ولی به نیت تامین منافع خارجی در میان مردم بودند، و کارهای جابجائی را
انجام می دادند.
مقصر دانستن مردم در این جریانات، همراهی کردن با سیستم های مخفی و خرابکار است.
.
یکی از مدیران ساواک در تلویزیون می گفت: هزار جوان از انگلیس وارد اصفهان شده بودند و
به فارسی صحبت می کردند، این خبر را به شاه رساندیم، که مدیران ساواک خیلی سعی
کردند که این خبر به گوش شاه نرسد، و وقتی این خبر به شاه رسید چند روز از این گذشته بود،
شاه به انگلیس اعتراض کرده بود که چرا بدون توافق و بدون اطلاع این افراد را به ایران فرستاده
اید؟ جوابی بی سر و ته آمد که …
مثل جواب هائی که برای بی بی سی می گویند که این یک موسسه مستقل است و…
آیا وقتی تظاهراتی به راه می افتد و هزار نفر لابلای مردم یک شعاری را سر می دهند، این
شعار از طرف خیلی های دیگر، تکرار نمی شود؟ و آیا این شعار به حساب شعار مردم نوشته
نمی شود؟
جریان «سینوهه حکیم» است که برای فرعون، عده ای را آموزش داد و در میان چند هزار مردم
عادی پخش کرد و گفت وقتی من این را در مورد فلانی گفتم شما به اون فحش بدهید و مرگش
را فریاد کنید، دیگر مردم بی خبر و بی اطلاع هم، با صداهای اطراف خود همراهی کردند و فرعون
به اصطلاح « با رای مردم » توانست کارش را پیش به برد.
مردم ایران شریف، مهربان و ساده و آماده به کمک هستند.
این مردم پاک و شریف را با مواد مخدر و زندانی کردن و فرار از کشور، به نابودی کشانده اند،
و از این سو هم با مقصر دانستن و محکوم کردن خود مردم در مدیا ها، مردم را به حالت انفعالی
می کشانند تا جنایت و خیانت جهانی را نسبت به مردم به پوشانند.
درود بر مردم ِ پاک سرشت و نیک اندیش و خوب ایران باد.
..
سوز
25 دی 1393 – 15.01.2015

مدرک پوزلی

مدرک پوزلی

..

«آیا واقعن ما ملتی بزرگ هستیم؟»

.

در جواب یک نفر که حالش از ملت ایران بهم خورده بود.

.

گشتن و پیدا کردن مدرک های مارک دار و رسمی که توطئه جهانی را برای برپا کردن

حکومت آخوندی نشان دهند مشگل است.

در این جا می توان از مدارک پوزلی تایید گرفت. مدرک ِ پوزلی مدرکی است که

شامل اتفاقات، جلسات، گزارش های خبری، خبر های خرید و فروش اسلحه در

نقاط مختلف دنیا هست ولی مثل پوزل، رنگ و فرمی دارد که به این مسئله در جای

دیگر می خورد و با کنار هم قرار دادن آنها تصویری گویا از عملیات انجام شده

در موردی را نشان می دهد.

.

شاه ایران محمد رضا پهلوی، دوست امریکا بود و ملیلیارد ها دلار اسلحه از امریکا

خریده بود. از شوروی هم ذوب آهن خریده بود و باصطلاح شرق و غرب را باهم داشت.

.

در ژاپن از کارتر رئیس جمهور می پرسند چرا از شاه حمایت نکردید؟

کارتر جواب می دهد: ما نمی خواستیم ژاپن دومی داشته باشیم.

همین جواب، گویای بسیاری از مسائل اتفاق افتاده در آن زمان است.

.

رئیس جمهور فرانسه، ژیسکاردستن در کتابش نوشته است که در گوادولوپ

به شاه گفته شد که باید برود.

ابراهیم یزدی سخنگوی آقای خمینی در کتابش نوشته است که، آقای قطب زاده

به گوادولوپ رفت و پیغام آقای خمینی را به آن جلسه برد.

آقای کارتر از قطب زاده می پرسد که آقای خمینی چه می خواهد؟

قطب زاده می گوید آقای خمینی می گوید شاه باید برود! کارتر جواب می دهد:

شاه خواهد رفت، برنامه ِ آقای خمینی چیست؟  بگوئید برنامه شان را اعلام کنند.

.

یک تاریخ نویس می گفت، در اسناد کاخ سفید امریکا هست که آقای جان کندی پس

از مراجعت شاه ایران از امریکا، به «سیا» دستور می دهد که روی آقای خمینی

بعنوان آلترناتیو  یا جانشین بجای شاه کار کنند.

یعنی در سال های 1962/1963 آقای خمینی را بعنوان جانشین برای شاه ایران انتخاب

کرده بودند. یعنی تا سال 1979 حدود شانزده تا هفده سال قبل از باصطلاح

انقلاب اسلامی وقت بود تا شرایط را با عوامل داخل ایران و خارح از ایران هماهنگ

کنند تا باصطلاح «انقلاب مردمی» را سازماندهی کنند.

مردم کوچه و بازار که از این مسائل خبر نداشتند و اگر هم خبر داشتند در مقابل

سرویس اطلاعاتی قوی و جهان گیر «سیا» کاری نمی توانستند انجام دهند.

.

همانطور که، در کودتای 28 مرداد یا بقول بعضی ها انقلاب 28 مرداد، امریکا با عوامل

«سیا» با پولی که شعبان جعفری دادند و با هماهنگی هائی که با رئیس شهربانی

و جاهای دیگر کردند، زمینه را برای فعالیت شعبان جعفری آماده کردند، و بعد آنرا

حرکت خود جوش مردمی نامیدند. و گفته شد خواست و اراده یه مردم بود.

.

با احترام کامل به وطن پرستی و صداقت دکتر محمد مصدق، به نظر می رسد که ملی

شدن صنعت نفت هم با کمک امریکا برای کوتاه کردن ِ دست انگلیس از انحصار نفت در

ایران بود . امریکا از نیت دکتر مصدق حمایت و پشتیبانی کرد تا به کوتاه کردن دست ِ

انگلیس از انحصار نفت درایران کمک کرده باشد.

و بعد از محکومیت انگلیس در دیوان لاهه ، همان امریکا ، دکتر مصدق را کنار گذاشت،

و با انگلیس بطور شراکتی در صدور و فروش نفت ایران همکاری می کردند.

.

یکی از اعضای هیئت مدیره حزب توده تعریف کرده است که در آن زمانی که دکتر مصدق

در تنگنا بود، ما سه روز تمام  به کیانوری دبیر کل حزب توده می گفتیم که الان وقت کمک

کردن به مصدق است و بالاخره کیانوری در روز سوم گفت که باید منتظر جواب از مسکو

باشیم . یعنی که ما بدون اجازه مسکو  نمی توانیم از خودمان تصمیم بگیریم.

.

کارهائی که پیراهن سفید ها، یعنی توده ای ها در آن زمان کردند به نحوی بود که

رئیس جمهور امریکا به دکتر مصدق گفته بود که ما دیگر نمی توانیم از شما حمایت

کنیم چون توده ای ها یعنی کمونیست ها در دولت شما دارای نفوذ زیادی شده اند

و این به ضرر غرب است و این خطر ِ افتادن شما به دامن کمونیزم را زیاد کرده است.

.

در آن زمان هم توده ای ها، که اکثرن وطن پرست بودند ولی توسط رهبرانشان،

به بیراهه رفتند و به ایران و ایرانی خیانت کردند، با نام «خدمت به خلق زحمت کش».

در انقلاب اسلامی هم توده ای ها نقش زیادی در پا گرفتن جمهوری اسلامی

داشتند و در سازمان دهی های مختلف به آنان کمک کردند.

انقلاب 1357 هم نوعی حرکت خود جوش نمای مردمی بود، ولی خیلی از کشور ها

برای پا گرفتن آن همکاری کردند.

.

در جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، مجله بازرگانی ایران از منبع های خارجی نوشت

که از این جنگ، 42 کشور سود بردند و به منافعی زیاد و کم دست یافتند.

مجله اتاق بازرگانی نوشته بود طبق آمار سازمان های معتبر، در طی هشت سال

جنگ ایران و عراق، فقط در انگلیس تعداد میلیونر ها از 6,000 به بیش  از 20,000 نفر

افزایش پیدا کرده اند.

.

در حال حاضر با نشان داده شدن مسئولان جمهوری اسلامی به بی منطق بودن و

خود رأی بودن آنها و خطر اتمی شدن ایران،

بعنوان حمایت جهانی، در مقابل خطر  ایران، کشور های مختلف ِ جهان به همسایگان ِ

پولدار ایران، میلیاردها دلار اسلحه فروخته اند. کشور های اطراف ایران، از امریکا و اروپا،

و خود ایران از روسیه و چین اسلحه خریده و می خرند.

.

آیا فکر می کنید کسانی که چنین تجارت نان و آبداری می کنند، می گذارند مردم

ایران اراده شان را دست خودشان بگیرند و بقول معروف مثل آدم زندگی کنند؟

سازمان های اطلاعاتی اروپا و امریکا و روسیه و چین همه دارند باهم همکاری می

کنند تا این سیستم تشنج، سرپا بماند و این تجارت برقرار باشد.

و متاسفانه مردم ایران، یارای مقابله با این سیستم هماهنگ جهانی را ندارند.

مردم ایران شریف و نیک اندیش و نیک رفتار هستند،

و قلب من از این کلمات توهین آمیز به مردم ایران، به غم فشرده می شود.

شما هم مسلم است که دلت برای مردم ایران و بهبود وضع مردم ایران می تپد،

ولی از این که، کاری در این زمینه برای ِ بهبود ِ وضع ِ مردم ِ ایران، پیش نمی رود،

ناراحت و عصبانی هستی، ولی امیدوارم مقداری قانع شده باشی که:

مردم ِ ایران در مقابل جهان هماهنگ و پول دوست تنها هستند.

بقول آقای خمینی که می گفت: شیطان بزرگ امریکاست، در واقع درست هم

می گفت، آنها که از شانزده سال قبل می دانستند که شاه را مجبور به رفتن خواهند

کرد، باز تا آخرین لحظه میلیارد ها دلار از ایران پول گرفتند که اسلحه به ایران بدهند

که آخر سر، 21 یا 22 میلیاردش را هم <هَپل هَپو> کردند.

.

یک زمانی در تاریخ، کشوری به کشور دیگر حمله می کرد و نماینده ای از خودش در

کشور شکست خورده می گذاشت تا اول منافع کشور فاتح را در در نظر داشته باشد.

.

در حال حاضر برنامه ریزی و سازماندهی هائی انجام می شود و باصطلاح خود مردم

افرادی را انتخاب می کنند، ولی در اصل نمایندگان کشورهای فاتح در این کشور های

ظاهرن مستقل دارند حکومت می کنند و به جای منافع مردم ، منافع اربابانشان را

پاسداری می کنند.

.

در کشور های بزرگ هم که مهد آزادی و استقلال هستند، باز مردم را رَنگ می کنند

و صاحبان کارخانجات جنگی و کلان پولدار ها دارند حکومت می کنند ولی در ظاهر دولت

وجود دارد و انتخابات می کنند و مردم رئیس جمهور را انتخاب می کنند.

در انتخابات ریاست جمهوری امریکا بین بوش ِ پسر، و الگور، صحبت از تقلب در انتخابات

شد و صدای مردم در آمد و شروع به شمارش مجدد آرا کردند.

ولی بوش ِ پدر به دادستان کل گفت که شمارش را قطع کنید چون دیگر رئیس جمهور

انتخاب شده است و بدین ترتیب بوش ِ پسر شد رئیس جمهور امریکا. چون الگور ِ

دوستدار محیط زیست و فردی آرام، نمی توانست دستور حمله به عراق را بدهد و

این در برنامه بود و الگور نمی توانست آنرا انجام دهد. بعدش هم با تبلیغات گسترده

موضوع را ماست مالی کردند و همه چیز روبراه به نظر می رسید.

.

آیا اینجا هم، حال شما از مردم آمریکا بهم می خورد، یا اینکه قبول می کنید که

سیستم آنچنان عمل می کند که بقول معروف آب از آب تکان نمی خورد،

و مردم متوجه اصل قضیه نمی شوند؟

و در واقع مردم در بی خبری نگه داشته شده اند و دلیل ِ نفهمی آن ها نیست.

..

سوز

دوم بهن 1390 – 22.01.2012