آیا واقعن ما ملتی بزرگ هستیم؟

آیا واقعن ما ملتی بزرگ هستیم؟

..

یک نفر در وبلاگش نوشته بود: آیا واقعن ما ملتی بزرگ هستیم؟

بله همینطور است، ملت ایران ملتی بزرگ است.

مشکل اینجاست که ما دارای منابع طبیعی بزرگی هم هستیم.

منابع نفتی از زمان ویلیام ناکس دارسی، چشم ها و فکر ها را برای استفاده از این منابع

به این سرزمین متوجه کرده بود و راه های استفاده از آن منابع حیاتی را

در گیج کردن مردم این سرزمین یافتند.

سرزمین بزرگ و پهناور با امکانات وسیع کشاورزی و دامداری، نوع مرغوب میوه ها و محصولات

کشاورزی هم دلیلی برای دخالت در امور این سرزمین و استفاده از آن در جهت منافع خودشان بود.

از چشم ساکنین ِ سرزمین شمالی ایران،

خاک ایران به عنوان بهترین و نزدیک ترین راه رسیدن به آبهای گرم بود (پطر کبیر).

دومین منابع گاز دنیا در ایران قرار دارد و این هم دلیلی برای مداخله و کنترل این سرزمین

با نام دین و مذهب شده است.

.

و حالا می بینیم که روس ها و چینی ها از یکطرف و اروپا و امریکا از طرف دیگر هرکدام به نوعی

از وضع موجود ایران سود می برند و مسلم است که آنها (که منافعی از وضع موجود ایران می برند)

در حمایت و همکاری با گردانندگان حکومت در ایران با تمام امکانات در تلاش هستند.

ملت ایران در مقابل همکاری عوامل اطلاعاتی و سیاسی و نظامی تمام دنیا تنها هستند.

.

کشور هائی که «به اصطلاح» مدافع آزادی هستند در مدیا ها، هر کدام یک اطلاعیه ای،

اخطاری و تذکری به ایران می دهند و از ایران می خواهند که به حقوق مردم احترام به گذارند.

ولی همان ها در پشت پرده با حمایت های ضمنی و تکنیکی خودشان، به حکومت ایران کمک می کنند.

نوشته بود:

» ۳۲ سال است ما به گروگان رژیم آخوندی درآمده ایم و یک نفر نیست ما را نجات دهد. مشکل هم

همین است چون خودمان عرضه اش را نداریم.»

.

نه خیر! مشکل این جاست که تمام کشور هائی که به سبب وجود این رژیم، منافعشان تامین

می شود، همه نوع تکنیک و اطلاعات را در مقابل دریافت مبالغ چند برابر به این حکومت

تحویل می دهند، زیرا با برقرار شدن یک حکومت ملی و آزادی خواه برای همه مردم ایران،

چنین منافعی برایشان وجود ندارد.

.

از زمان های دور در تاریخ، پادشاهان بسیار بر کشور های مختلف حکومت کرده اند و تنها یک پادشاه

ایرانی بنام کوروش کبیر، آزادی های فردی، مذهبی، کاری و زبانی برای مردم کشور قائل شد.

این تفکر آزادی خواهانه در 2500 سال پیش یک تفکر بی نظیر و بسیار پیشرو در آن زمان بوده است.

.

در زمینه خدا شناسی و مذهب، یک پیامبر یا روشنفکر یا راهنمای دینی یا متفکر اجتماعی،

یا هر عنوانی که بتوان به او به عنوان اندیشمند و پیشرو مذهبی و اعتقادی قائل شد،

به نام زرتشت، تمام مسائل اجتماعی و رفتاری را برای جامعه  با توصیه به

سه اصل ساده، خلاصه کرده است. اندیشه و پندار نیک ، گفتار نیک، کردار نیک.

با رعایت این سه اصل، سلامت جامعه تامین می شود و احتیاج به کتابی بزرگ نیست.

.

ایجاد پُست و چاپار های شاهی و جاده های ارتباطی بین شهر ها، ایجاد راه دریائی بین

دریای سرخ و مدیترانه برای کشتی رانی (کانال سوئز امروزی) در زمان داریوش کبیر،

نبوغی در نوع خود، در آن زمان بوده است.

.

این ها چند مثال از بزرگی ملت ایران است، فردوسی و سعدی و حافظ و مولوی و ابوعلی سینا و خیام

و ابوریحان بیرونی (که فاصله بین ماه و زمین را با چند متر اختلاف با وسایل آنروزی تعیین کرده بود)

هم از نام های افتخار آفرین برای ایرانی و دلیل بر بزرگی ملت ایران است.

.

ملت ایران تنها ملت بزرگ دنیا نیست، ملت های بزرگ با مردمان بزرگ دیگر هم هستند، ولی

این نوع رفتار و این نوع حکومت برای ملت ایران شایسته و مناسب نیست.

.

مشکل، مردم ایران نیستند.

مشکل، تنها بودن مردم آزادی خواه ایران در مقابل تمام جهان و کشور های صنعتی و سود طلب است.

..

سوز

13 تیر 1390 – 04.07.2011

Advertisements

جشن نوروز ۱۳۹۰

جشن  نوروز ۱۳۹۰

..

فرا رسیدن سال نو  و جشن نوروز باستانی بر همه ایرانیان و ایران دوستان

و همه انسان های نیک اندیش و نیکو کار و درست کردار و خدمت کار  ِ مردم ،

در همه جای جهان از هر دین و مذهبی مبارک بادا .

..

سوز

29 اسفند 1389 – 20.03.2011

 

 

باورهای دینی2

باورهای دینی2

..

دین داشتن ، اعتقاد به نیروئی قوی تر و مورد ِ اعتماد ، به نام خدا بسیار خوب است .

داشتن ِ ایمان به اینکه نیروئی برتر و موجود در همه جا هست ، احساس امنیت

به شخص می دهد.

داشتن ِ ایمان به خدائی با آگاهی های همه جانبه و اِعمال قدرتش در همه جا و

ناظر بودنش در همه جا ، یک حالت ِ پشتیبانی به شخص می دهد.

انسان با دعا هایش ، یعنی با خواستن از خدا ، با زبان و دل ، امیدوار به برآورده

شدن ِ نیاز و کمبودش می شود.

.

ایمان داشتن به این که او ، خدا ، دوستدار ِ محبت و مهربانی و کمک به ضعیفان

و درماندگان است ، تشویق می کند که انسان محبت و مهربانی را پیشه کند و

در صورت ِ مشاهده کردن ِ درمانده و محتاج به کمک ، آن شخص هم سعی در

کمک و رفع ِ نیاز ِ فرد ِ درمانده می کند.

.

باور داشتن به اینکه با انجام ِ عمل ِ بد در موردی ، خدا او را مجازات خواهد کرد و

برایش بد خواهد آورد ، حالتی ترمز مانند در مقابل انجام عمل بد دارد.

این حالت ِ پلیس ِ مراقب ِ ذهنی ، پلیس ِ مراقب ِ داخلی باعث می شود افراد

سعی کنند تا حد ِ توان از انجام ِ کارهای ِ بد دوری کنند و سعی در انجام ِ کار

های خوب کنند ، یا حداقل اگر کارهای خوب را داوطلبانه انجام نمی دهند ، از

انجام ِ کارهای بد ، تا حد ِ امکان خودداری کنند.

.

در بسیاری موارد انسان تنهاست و به تنهائی تصمیم می گیرد . این مراقب ِ ذهنی

در درون ِ اندیشه ، هنگام ِ فکر و همزمان باعمل ، باز دارنده یه خوبی برای ِ

جلوگیری از بدی هاست و مشوق ِ خوبی برای ِ انجام ِ کارهای خوب و خوش آیند ِ

خودش و جامعه است.

.

وقتی انسان در انجام ِ کاری درمانده است و تقریباً امیدی به انجام ِ آن کار ندارد  ،

به پشتیبان ِ بزرگ و قوی فکر کردن ، به آن شخص آرامش می دهد و فشار روحی

اش را کم می کند ، شخص در امید به کمک و یاری از آن نیروی بالاتر خودش را

خیلی نمی بازد.

و اگر اعتقاد و ایمان به این هم باشد که مصلحت و یا قسمت هم در کارش دخیل

است ، خیلی خود را در فشار و تنگنای نداشتن و یا نشدن نمی بیند و دل خود را

با دلیل ِ این که شاید صلاح و یا قسمت نبوده است آرامش می دهد.

آن شخص خیلی خود را پاک باخته و یا مقصر در نشدن یا نداشتن نمی شناسد ،

پس خودش را کمتر ملامت می کند ، به خودش نهیب نمی زند که بی عرضه

بوده ام ، تنبل بوده ام و از فشار بر شخصیت درونی ِ خودش کم می کند.

یعنی تقریبا تقصیر را به گردن ِ دیگری می اندازد و تقصیر را به گردن ِ اراده و

خواست ِ فردی یا منبعی یا جائی بسیار قوی تر از خود می اندازد و از سر زنش و

خود خوری اش کم می کند.

.

سلامت ِ روانی یه متوسط در این افراد ِ معتقد بیشتر حفظ می شود.

شخص برای ِ شدن یا نشدن یا انجام ِ چیزی ، کمتر به راههای غیر اخلاقی و

دور از انصاف روی می آورد و همین خود نوعی رعایت و بهبود ِ وضع جامعه است.

شخص سعی نمی کند به دیگران ضرر به زند تا اینکه خواسته و میل خود را

به پیش به بَرَد.

افراد با اعتقاد به نیروی ِبالاتر و عادل و ناظر به همه چیز ، خیلی دچار یأس و

درماندگی یه روحی نمی شوند تا جائیکه دست از زندگی به شویند.

کمتر دچار ِ پوچی و بیهودگی می شوند و دست از زندگی نمی شویند.

.

القاء پوچی وبیهودگی در میان ِ افراد با توانائی های کم ، آنها را سرخورده می کند

تا جائیکه یک دفعه به این فکر می کنند که ادامه دادن به این زندگی چه لزومی

دارد و تصمیم ِ خطرناکی را برای پایان دادن به زندگی می گیرند و افراد وابسته

به خود را در فشار و اندوه قرار می دهند.

.

پای بند بودن به مبانی اخلاقی و مذهبی و دینی وقتی با خرافات و زوائد زیادی

برای رعایت آن دین و مذهب همراه نباشد ، یعنی افراطی نباشد ،

برای جامعه مفید است.

..

سوز

27.01.2011

به کجا ؟

به کجا ؟

..

آخه این بی چاره خواننده ها و هنرمندان معروف چکار باید بکنند؟

اگر به طرف حکومت تمایل نشان بدهند و عکس یا حدیثی در مورد ِ

تماس یا ملاقات با سران حکومت از ایشان منتشر شود، مردم او را

از خود می رانند و با غضب و با لحن نا مهربان در باره او صحبت

می کنند. مثل آقای علیرضا افتخاری که خوب، درحد خود از هنرمندان ِ

خوب ِ کشور است. ولی مردم او را به خاطر روبوسی با رئیس جمهور

احمدی نژاد در یک مجلسی، سرزنش می کنند.

.

و اگر به حکومتی ها روی خوش نشان ندهند و به سمت و سوئی

که مورد دلخواه اکثر مردم است، تمایل نشان بدهند و نشانی، در یک

گردهم آیی، از آنها دیده شود که تمایل به سوی مردم رانشان می دهد،

آنوقت از طرف حکومت با بهانه های مختلف ِ ( چون، اما، اگر )

مورد اذیت و آزار قرار می گیرند و به زندان می افتند.

مثل جعفر پناهی. این هنرمند با انداختن  ِ یک شال سبز به گردن،

در یک فستیوال خارج از ایران، آنچنان مورد غضب حکومت قرار گرفته

است که دوتا فستیوال هنری و سینمائی را در زندان بود.

حالا هم که از زندان آزاد شده، ممنوع الخروج شده و نگذاشتند

به سومی هم برود، که فستیوال فیلم ونیز بود.

.

خوب، این هنرمندان یا بطور کلی افراد مشهور جامعه که حرکات

و اعمالشان بیشتر مورد توجه مردم و رسانه هاست،

چه باید بکنند؟

.

به نظر می رسد، اصلا چنین حکومتی (عقیدتی) نباشد بهتر است،

که هواداری از خود را، و این گونه مسائل را در مورد مردم در نظر نگیرد.

حالا اگر کسی مایل به تایید ِ روش اداره کردن یک رئیس جمهور

نیست، چه باید بکند، آیا باید از همه امکانات و آزادی های فردی

و اجتماعی محروم باشد؟

اصلا اداره کردن یک کشور و سیستم اداری در آن، چرا باید با یک

سایه ای الهی همراه خوانده شود، که تایید نکردن این سیستم

اداری را به حساب ِ  برخلاف خواست ِ خدا عمل کردن به نامند

و برای آن مجازات تعیین به کنند.

سیستم حکومتی اشکال دارد، مبلغین خدا پرستی و

راهنمایان بهشت باید بروند و در محل های مخصوص برای

پرستش خدا به کار «دعوت مردم به خدا» مشغول شوند.

.

نه حکومت بی خدائی و به نام کارگران بودن کشور،

سیستم کشور را اصلاح می کند ( هفتاد سال شوروی)

و نه با نام خدا و احکام هزارو چهارصد سال پیش، حکومت کردن،

سیستم کشور را اصلاح می کند ( جمهوری اسلامی ).

سیستم اداره یک کشور باید بصورت بی طرف اداره شود.

سیستم اداره کشور باید با توجه به نیازهای مردم اداره شود،

و با توجه به امکانات موجود و روش های تامین کمبود ها و

نیازهای مردم کار کند، و انتخاب برای در خدمت گرفتن مردم

برای کارها، به روش برتری های علمی و توانائی ها

و استعدادها  و قابلیت های خدمتی آنها باشد،

بدون اینکه دین و مذهب و عقیده مردم را در نظر به گیرند.

..

سوز

16 شهریور 1389 –  07.09.2010

‫نیک روش

‫نیک روش

‫..

‫یکی از دوستان وبلاگی ، نوشته بود :

اگر میشه گناه کرد و جوابگو نبود ؟ چرا ما گناه نکنیم ؟

‫ ‫−− −−−

‫گناه بخودی خود تعریف و نمودار عمل ناپسند و نکوهیده ای است

‫که نباید انجام داد ه شود .

دوست عزیز ، اگر بچه ای از کیف پدر یا مادرش پولی بدزدد

‫باحتمال زیاد ، والدین تا مدتی متوجه نخواهند شد .

‫آیا این عمل درست است ؟ مسلم است که نه ، درست نیست.

.

ما ایرانی هستیم و در سابقه یه تاریخی و فرهنگی و دینی مذهبی

‫خود گنجینه ای بس گرانبها دار یم ، که سر آمد شاید همه یه ‫ ‫

آموزش های دینی و اخلاقی است که تا بحال موجود بوده است.

‫این روش و پایداری آن ، در حالی که ساده است ، بسیار هم کامل است

‫و شامل تمام مسائل و جریانات زندگی می شود ، حتی مسائل فردا ‫

‫این سه گوش نیکی ، این مثلث سه نیک ، پنجره ای بسوی نیکی هاست

.

«» ‫پندار نیک ، گفتار نیک ، کردار نیک «»

.

از درون آن به جهان و همه یه اعمالی که انجام می دهیم

یا انجام می دهند ‫نگاه کنید .

آن یک مقیاس و الگو برای قضاوت در مورد همه یه اعمال است .

.

‫درون وجود هر انسان یک شاخص قرار دارد بنام » وجدان و انصاف «

هر فرد انسان برای اعمال خود بلافاصله یک مقایسه ‫سریع

با این شاخص ‫درونی دارد .

هر شخص خودش میداند عملش تا چه اندازه درست بوده است

‫ولی شرایط موجود او را بآن وامیدارد که جور دیگری آنرا وانمود کند

و از عمل ‫زشت خود دفاع کند ، یا خجالت از اطرافیان ،

خوش خدمتی برای رئیس ، ‫فکر تأ مین فردای خانواده ،

و یا سودی که در آن کار هست و علت های دیگر .

.

‫ما بعنوان یک انسا ن وظیفه داریم اصول اخلاقی خود را حفظ کنیم .

‫از لقمان حکیم پرسیدند : ادب از که آموختی؟ گفت : از بی ادبان

‫ما ایرانیها در طول تاریخ نشان داده ایم

‫که به اعراب وحشی مدنیت را آموخته ایم

‫به مغول های وحشی مدنیت را آموخته ایم

.

‫بنابر این ، ما روش نیک خود را حفظ می کنیم اگر چه ،

‫عده ای کم ، از افراد ریا کار با نام دین و مذهب و نمایندگی یه خدا

‫قدرتی در دست دارند و آنچه می کنند بر خلاف خدا ،

‫دین ، مذهب ، اخلاق و انسانیت است.

‫..

‫سوز

‫۸ بهمن ۱۳۸۷- ‫27.01.2009 

کتک

‫‫کتک

..

‫ ‫امروز صبح صحنه ای از برخورد ماموران انتظامی

با ‫یک جوان را در ایران می دیدم .

‫‫لقمه ای که توی دستم بود نیمه راه در هوا ما ند ، نمیتوانستم

‫‫از تأ ثر ، بخوردن ادامه بدهم ، احساس گناه میکردم که من

‫‫اینجا نشسته ام قهوه ام آماده روی میز و در آنجا ، اون جوان

‫‫دارد با دست بسته از سه نفر که با چوب یا با توم مجهز بودند

‫‫کتک می خورد . آن جوان روی زمین دراز کش از درد بخود

می پیچید و ماموران بین فاصله کتک زدن ها شلوار جوان راهم

از پایش در آوردند ، پیراهنش هم که تکه پاره شده بود . بدن

لخت هم ، بسبب روی زمین کشیده شدن زخمی و خون آلود .

آیا چرا باید یکنفر آنچنان کتک بخورد ؟

‫و از درد کتک ، از ته دل ، ناله و فریاد کند ؟

‫‫هیچ جرمی نیست که مجازات آن اینگونه کتک خوردن باشد .

‫‫مخالفت با دین و مذهب ، مخالفت با رؤ سای کشور و یا مخالفت با

‫‫هر چیز دیگری ، سزاوار کتک خوردن نیست ، حتی مثلا خوردن شراب .

‫‫در خیلی از نقاط دنیا ، برای انتقاد از رؤ سای کشور فیلم کمدی میسازند

‫و نظر مخالف خودرا علنی اعلام میکنند ، شنوندگان وخوانندگان

‫خودشان می فهمند که ، تا چه حد حرف گوینده درست است .‫

‫‫بقول منا دیان دین و راهنما یان بهشت ، هر کسی را بخاطر اعمال

‫‫خودش مجازات خواهند کرد .

برادری را بجرم برادر دیگرش مجازات ‫نخواهند کرد.

پس دیگر چه اصراری هست که عده راه بیافتند و

‫برای بردن مردم به بهشت ،

توی سر آنمردم بزنند و به آنها برای اعما لشان ‫ایراد بگیرند

و آنها را کتک بزنند به این عنوان که این عمل شما مخالف

‫‫رفتن به بهشت هست .

‫ ..

‫سوز

‫11.11.2008

دیار

دیار

..

باشد چو ما دیاری … در دام مانده باشد

از دست دین خروشان… ایمان ش رفته باشد باشد

کان دین باستانی… با زور گشت هلالی

آن را ز دست داده… زین وا مانده باشد

.

بت را شکست آنجا ، کین دست ساز ما هست

بت را ساخت خیالی ، چون دیدنش محال است

آنرا که آرزو بود ، پیرایه یه خدا ساخت

از مهر و از توانش ، آنچه پسند ما هست

.

از زلزله بمردند ، با سیل جان بدادند

توفان برُفت با باد ، جانها و مال دادند

از مهر او سؤال شد ، موهبت اش کجا رفت

قسمت ، ز بی جوابی ، این ظلم نام دادند

.

هر چیز مال اوی است ، فرزند یا که خواسته

گر شد ، توانگری سر ، گفتند خدای خواسته

فرزند و مال چون رفت ، قحطی یو خشکسالی

چون چاره ای نداشتند ، گفتند خدای خواسته

.

در لطف او نگنجد ، بر نیک داده فرمان

نابودی یه هزاران ، چنین زیان و خسران

نیکش گرام داریم ، از فکر و گفت و کردار

در یاوری به مردم ، کوشیم تا رود جان

..
سوز

12:40 28.05.2008