‏‫‫فرعون زمان ‏

‫‫فرعون زمان

‫..

‫وقتی صحبت از فرعون می‌شود ، خیلی ها او را می‌شناسند.

‫از رفتار او خیلی ها بد می‌گویند، تقریبا همیشه از او به بدی

‫شنیده ام، کسی تعریفی از فرعون نمی‌کند.

‫راستی کدامیک از مردمان بعد از او که از فرعون بد می‌گویند،

‫او را ‫دیده اند؟

‫‫آیا قیافه او یادشان می‌آید، آیا شکل ظاهری او را می‌شناسند؟

‫ولی اکثرا به بدی از او صحبت می‌کنند. آنچه از فرعون باقی

‫مانده است، یادی از رفتار ِ بد و ظالمانه و غیر انسانی اوست.

‫در این چند هزار ساله کسی با او تماسی نداشته است ، ولی

‫از پس دیوار هزاران سال، خاطره و یاد‌ بود او، یاد و نام و شهرت

‫فرعون با بدی و ظلم همراه است و کسی مایل نیست

‫برای فرعون دلسوزی یا هم دردی بکند.

‫آنچه از فرعون بجا مانده، رفتار و شیوه و نوع این رفتار است.

‫.

‫رفتارهای صاحبان قدرت در حکومت های امروز هم،

‫گاهی با رفتار فرعون مقایسه می‌شود.

‫فرعون بودن شکل و قیافه یه خاصی نمی‌خواهد.

‫رفتار و کردار شخص حاکم، او را مشابه فرعون قرار می‌دهد.

‫اگر حاکم، کلاه یا عمامه یا تاج به سرش بگذارد هم،

‫فرقی نمی‌‌کند، او را به فرعون مشابه می‌دانند

‫و رفتارش را نمی‌پسندند.

‫پس از مرگ یکنفر، یاد‌آوری کردن از فرد از دنیا رفته،

‫وقتی با خوبی یاد می‌شود، خوشایند یاد‌آورنده است

که خوبی های شخص بآن دنیا رفته را بیاد می‌آورد‫.

‫و اگر به زشتی های رفتار و اعمال شخصی که

‫بآن دنیا رفته است فکر کنند یا در باره یه آن صحبت

‫کنند، گوینده و شنونده صورتشان را در هم می‌کشند

و با حرص و غضب و حالت فحش‌آلود‫ در باره آن

‫صحبت می کنند.

‫آنچه بیاد می‌ماند، نه کاخ و نه قیافه و شکل است.

نوع ِ رفتار، و یادی از آن رفتار، بیاد می‌ماند‫

‫بقول شاعر و فیلسوف بزرگوار مان سعدی

‫نام نیکت گر بماند برقرار

‫به کزآن ماند سرای زر نگار

‫..

‫سوز

 ۱۶ دی ۱۳۸۸ − 06.01.2010

شیوه استالینی

شیوه استالینی محکوم است.

آیا مردم با اسم استالین مخالف هستند ، یا با شیوه عمل او

در مورد مردم و کشتارهای دسته جمعی اش؟

‫مسلم است که با شیوه عمل او مخالفت می شود.

‫آیا اگر اسم او مثلاْ بجای استالین − امیروف بود − آیا روش او

‫مورد انتقاد نبود؟

‫چرا ، آنموقع هم مردم از شیوه و روش – امیروفی – ‫انتقاد می کردند.

‫پس « شیوه عمل » بطور کلی مورد انتقاد است و برای شناسائی

شیوه و روش ، نام معروفترین استفاده کننده از آن شیوه را بر

‫روی آن روش گذاشته اند.

‫روش استالین ، وادار کردن مخالفین خودش ، ‫به زور ،  به تایید

‫او و راه او و سیستم اداره کردن او بود.

آیا اگر استالین ریش می گذاشت و لباس یک کشیش را می پوشید ،

‫یا لباس یک ملای مسلمان را بخود می پوشید ،

‫و قیافه مردانی را که در راه راهنمائی مردم بسوی خدا ‫، کار می کنند

‫بخود می گرفت ، آیا عمل و روش او مورد تائید قرار می گرفت ؟

‫مسلما نه ، همانطور که از کشیش های متعصب قرون وسطای اروپا

‫ابراز تنفر می شود.

‫چند ماه پیش ، دادگاه بین المللی رهبری آفریقائی را به جنایت علیه بشریت‫ محکوم کرد .

‫مردی با کت شلوار و کراوات که ۲۰۰,۰۰۰ نفر را به کشتن داده بود.

‫فرقی‫ نمی کند که شخص رهبر ، چه لباسی بر تن ، و چه ظاهری داشته باشد.

‫و در کجای دنیا باشد ،

‫باید رفتارش ، عملش و گفتارش مورد قبول و پسند مردم و جامعه باشد.

‫با اظهار اینکه ، من چنین کارهائی را برای خدا انجام میدهم و همه باید

‫دنباله رو ، راهی باشند که من نشان میدهم و اگر موافق نظر من نباشند ،

‫مردم را بدستور من ‫کتک می زنند ، بازداشت می کنند و اگر

‫بازهم بر عقیده خود پافشاری کنند ، ‫کشته می شوند . این شخص دارد

بنام خدا ، با ظاهر فریبی و ‫عوام فریبی و ادعای خدمت به خدا ،

‫کاری خلاف انسانیت و بشریت می کند و او محکوم است ، حالا هرچقدر هم

‫میخواهد ریش داشته باشد و هر چقدر می خواهد عمامه اش بزرگ باشد.

‫مَثلی است معروف : الاعمالُ بالنیات .

‫نیت های مردم و منظورشان با ، عملشان مشخص می شود.

‫اگر کسی مردم را با زجر و شکنجه و کشتار ، وادار به کاری می کند ،

‫او نیتش پلید است و کارش خطاست ، اگر چه به زبان می گوید این

‫کار ها را برای خیر و صلاح مردم و رضای خدا انجام می دهم.

‫..

‫سوز

 ۳۰ امرداد ۱۳۸۸ − 21.08.2009

‫ندا Neda

 ‫ ندا Neda

‫..

‫ندا ، را بی ندا کردی بسیجی

‫تو ، کا‫ری بی خدا کردی بسیجی

‫چو ، سر دسته ، نهیبی بر شما زد

‫تَنی از جان ، جدا کردی بسیجی

.

‫ترا گفتند ، دشمن در کمین است

‫پسر یا دختری ، شاید همین است

‫بهشت و حوری اش ، در خاطر آور

‫رسیدن هم به آن ، راهش همین است

.

‫که کشتن در رَه ، اَل لَه ، ثواب است

‫امام  ِ غایبت ، پا در رکاب است

‫همو ناظر، به مُلک و اُمت خود

‫که رهبر ، نایبش ، در رأس کار است

.

امام  ِ جمعه و آخوند و رهبر

‫همه دارند ، بسی اموال در بَر

‫خورند از مال مردم تا به تیهو

‫سرابت می دهند ، از آب کوثر

.

‫بسیجی جان تو هم فرزند مائی

‫ازین بوم و ، تو هم از این سرائی

‫فریبت می دهند ، آخوند و ملا

‫حقیقت در کجا ، تو در کجائی

.

‫کدام آخوند ، در شهر و کناره

‫به جنگ ِ هشت سال ، فرزند داده

‫بهشت و حوری اش شیرین نماید

‫تو را آهو به دشت ، نگرفته داده

.

‫‫‫بسیجی ، مِهر دید ، اندر اسارت

‫پس از تیری که او زد ، با جهالت

‫ندامت در دلش ، آتش بر او زد

‫هزار افسوس بود ، سیما و حالت

.

‫ندا ، چون خواهرم ، صغرا ، سکینه

‫بمن ، فرمانده گفت ، دشمن همینه

‫بزن !!! سهمی به بَر از آب کوثر

بجایش داده اند ، آب خزینه

‫‫..

‫سوز

۹ تیر ۱۳۸۸ − 30.06.2009