سیاهی به پیشانی

سیاهی به پیشانی

..

تو دادی سیاهی‌، به پیشانی ات

که مردم‌، فریبی به دین داری ات

به هشتاد و چندی‌، نگشت عابدان را چنین

برابر دو تا شد‌‌، فریب کاری ات

.

ز ِ سعدی است‌، چو او‌، کس نبودست و نیست‌:

عبادت به جز خدمت ِ‌ خلق نیست

تو اِی لکه از مُهر‌‌، تظاهر‌، به پیشانی ات

صداقت به تسبیح و سجاده و دلق نیست

.

ازین لکه‌‌، برهان شده مردمان را چنین

که مُهر ِ ریا دارد این نابکار بر جبین

که او نادرست است‌، به اعمال و کار

خیانت به سر‌، رفته است در کمین

..

سوز

3 دی 1391 – 23.12.2012

Advertisements