بشو خوش دل، بزن لبخند

بشو خوش دل، بزن لبخند

..

حافظه ای کوتاه، مانند ماهی.

یکی از دوستان می گفت که تو مانند ماهی حافظه ات کم شده است.

می گویند حافظه ماهی پانزده ثانیه است.

گفتمش، چه خوب و چه زیبا

به به، چه نعمتی هست این

در دنیائی که پُر از جفا هست و نامردی

در دنیائی که همه اش، دوروئی هست و دل‌سردی

خیلی خوب است که زود فراموش کنی بدی ها را

و دوباره دوستی کنی و در نظر داشته باشی خوبی ها را

از هم صحبتی، دلگیر نیستی، تا با خشم با او صحبت کنی

از همراهی، دل‌سرد نیستی، تا از او دوری کنی

وقتی که رفاقت و دوستی در رابطه را، در پیش داری

ذهنی راحت و فکری آرام، از او، با خویش داری

تو خوبی می کنی، با این که از او، بد به بینی

تو باشی چون فرشته، ز ِ بالا آمده، اندر زمینی

که وزن کینه ها، در دل زیاد است

اگر کاری برایش می کنی، بخشی عناد است

برایم زشت باشد، که در کارم ریا هست

ولی دانم که هر کارش، در آن، نوعی بلا هست

من آن نیستم که بد خواهم، برای ِ کار ِ مردم

به هر حرفی، یکی نیشی زنم، چونان چو کژدم

به دل خواهم که نیک سازم، برای ِ جمله مردم

اگر چه بد دل است او، مشکلی سازد برایِ کار مردم

اگر بینم که با، یک بد دلی، هستم بر این کار

نمی خواهم که در کارش شَوم، هم چون مددکار

چو در کارم، نباشد از برایش بغض و کینه

کنم کاری که گویم از براش، بهتر همینه

خودم راحت، دلم راحت، از این خوبی شدن ها

چو در خلوت رَوَم، بوئی رسد از یاسمن ها

نه دل، از فکر ِ بد های، به روز، در جوش باشد

نه شب چون کوره ای در دل، و لب خاموش باشد

جهان چون بگذرد با دل خوشی، با خنده و شاد

رها کن پس بدی ها را، که در راه تو افتاد

بدی ها، گر که در خاطر تو را، در یاد باشد

چو باری خسته زا، بد بو، تو را همراه باشد

بشو خوش دل، بزن لبخند، که دنیا نیک باشد

گهی روشن، شود راه و، گهی تاریک باشد

..

۰۸ شهریور ۱۳۹۷ –  30.08.2018

Advertisements

پائيز رنگ و وارنگ، ۲

پائيز رنگ و وارنگ، ۲

..

زيبا تر از پائيز، خود ِ پائيز است.

رنگ هاى زيباى برگ ها و درختان،

خنك و نمناك بودن هوا، آميخته با بوى برگ های

تازه خیس شده از باران،

اشتياق نفس كشيدن را بيشتر مى كند

هر چه با اشتياق تر، هواى پائيز را

تنفس مى كنيم باز هم  مشتاق تر مى شويم

كه بيشتر و عميق تر، هواى دل انگيز پائيز را

تنفس كنيم و روحمان را شاد گردانيم

.

در هنگام قدم زدن، روی برگ های زرد و قهوه ای نارنجی،

برگ ها، زیر پا ها، خیریچ خیریچ می کنند، یا هنگام

کنار زده شدن با قدم ها، خیشک خیشک، صدا می دهند،

این صدا ها مانند موسیقی متن برای هوای مرطوب پائیز است

.

به  هر سو كه نگاه مى گردد و چشم می چرخد،‌

رنگى از سبز تيره و روشن،

زرد كم رنگ تا نارنجى و سرخ روشن و پر رنگ

از قهوه اى كم رنگ تا پر رنگ، برگ درختان، چشم ها را

نوازش می دهند و گذر کردن ما را خوش آمد می گویند

.

از برگ هاى چسب ديوارى كه با رنگ های سبز تیره و

زرد و نارنجی و قرمز کم رنگ و قرمز پر رنگ، ديوار را

پوشانده اند،

تا درختان جنگل كه از دور به آن نگاه مى كنى و کُپه کُپه

رنگ های سبز روشن، سبز تیره و نارنچی و زرد و قرمز و

قهوه ای و قرمز تیره،

همه رنگارنگ و دل انگيز و خوشايند است.

.

روز ها شاد و دل انگيز

قرمز و سبز ، زرد پائیز

می وزد باد، بر درختان

شاخه ها گشتند برگ ریز

..

سوز

۰۹ مهر ۱۳۹۶ –  01.10.2017

نوروز سال ۱۳۹۶

نوروز سال ۱۳۹۶

..

نوروز فرخنده و سال نو در همه جای جهان خجسته باد…

خجسته بر ایرانیان، ایران دوستان و پارسی زبانان

و همه مردم نیک اندیش و نیک رفتار و نیک کردار

و مردمی که بفکر یاری رساندن به دیگرانی هستند

که در راه خوب احتیاج به کمک دارند.

سلامت و شاد باشید و امیدوار

سال نو ایرانی در همه جای جهان در یک لحظه آغاز می شود

و نه چندین بار و در هر کشوری که دوازده شب می شود.

سال نو ایرانی سالی جهانی است و برای تمام کره زمین است.

..

سوز

۲۸ اسفند ۱۳۹۵ – 18.03.2017

پائيز رنگ و وارنگ

پائيز رنگ و وارنگ

..

زيباتر از پائيز، خود ِ پائيز است.

رنگ هاى زيباى برگ ها و درختان،

خنك و نمناك بودن هوا، آميخته با بوى برگ ها

اشتياق نفس كشيدن را بيشتر مى كند

هر چه با اشتياق تر، هواى پائيز را   

تنفس مى كنيم باز هم  مشتاق تر مى شويم

كه بيشتر و عميق تر، هواى دل انگيز پائيز را

تنفس كنيم و روحمان را شاد گردانيم

به  هر سو كه نگاه مى گردد

رنگى از سبز تيره و روشن،

زرد كم رنگ تا نارنجى و سرخ  و پر رنگ

از قهوه اى كم رنك تا پر رنگ

ازبرگ هاى چسب ديوارى كه ديوار را پوشانده

تا درختان جنگل كه از دور به آن نگاه مى كنى

همه رنگارنگ و دل انگيز  و خوشايند است.

روز و شب شاد و دل انگيز

فكر و دل، از مهر لبريز

از كج انديش بايدا، پرهيز، پرهيز

خنده از جان باشدا، لبريز، لبريز

..

سوز

١٠ مهر١٣٩٥-  01.10.2016

دریا چشم

‫ ‫دریا چشم

‫..

‫چو دریا بود چشمان سبز و آبی رنگ معنی دار

‫او در یکی از صندلی های سالن انتظار فرودگاه نشسته بود

‫و منتظر بود تا همه برای پرواز خوانده شوند.

‫چشمان سبز و آبی رنگ و حالتی مهربان داشت. چشمان آبی،

‫دریائی عمیق را می‌مانست ، و خود در افکار خود غرق بود.

‫دریائی بود که در دریا غرق بود ،

‫دریای چشم های سبز و آبی ‫در دریای افکار عمیق و دور غرق بود.

‫ولی گویا حالتی مطمئن داشت ‫که کاملاً غرق نخواهد شد ،

‫و اگر آن ریسمان بسته به زمان حال را ‫بسوی خود به کشاند ،

‫بلافاصله به زمان حال و به روی نیمکت خود بر خواهد گشت.

‫.

‫وسوسه یه رفتن در این دریا جذاب ‫بود ،

‫او فهمید که پای‌ِ قلبم سُر خورده و دارم در این دریا فرو میروم.

گویا می دید که دارم در این دریا غرق می شوم. جلوی من را نگرفت

نگاهش را ندزدید و پس ازنگاهی کوتاه به من ،

‫همچنان به نقطه ای ثابت نگاه میکرد.

در حالی که در رویای خود بود، مرا هم زیر نظر داشت ، ‫

‫و ایستاد به تماشا ‫که چگونه غرق میشوم‫.

‫.

‫ترس آن بود که اگر به دریای چشمانش راه یابم،

‫این دریا چنان ‫عمیق است که مبادا در آن غرق گردم ،

‫ولی تجسم این غرق ‫شدن هم زیبا بود ،

‫غرق شدن در دریای‌ِ محبت چشمانش ، غرق شدن

‫در لذت‌ِ پذیرفته شدن و مورد قبول واقع شدن زیباست.

‫چنین غرق شدنی ، غرق شدن در احساس اعتماد دیگری نسبت

‫بخودت است. لذت از پذیرفته شدن‌ِ تو ، توسط دیگری است.

‫.

‫تبسمی که بر لب داشت و در رویا بود ، نشان می‌داد که گویا

‫او هم غرق شدن ‫تو را در دریای چشمانش حس می‌کرد و از اینکه

‫در این ‫غرق شدن ، تلاشی برای نجات نمی کردی و شاد بودی

‫از این حالت، راضی بودی ازین غوطه ور شدن در دریای‌ِ محبت او ،

‫او هم از لذت تو و از اینکه جائی یا موقعیتی برای شاد ساختن تو

‫داشت و عرضه کرده بود ، راضی بود.

‫..

سوز

‫دیترویت ۱۵ فروردین ۱۳۸۸ − 16:30 , 04.04.2009

یلدا

یلدا

..

شب یلدا به یادت ، شاد دارم

به خاطر چهره ات ، همراه دارم

ز اجدادم ، ز پیشین ، یاد دارم

سده ، یلدا و نوروز ، یار دارم

..

سوز

۳۰−۰۹−۱۳۸۷ ‫20.12.2008 

احساس

احساس

..

نوشته ای

» همیشه خیابانی هست که مرا بسمت دریا ببرد . »

می نویسم

همیشه عشقی هست که مرا بسمت رویا ببرد .

درون پوستین گرم عشق که مرا چشم پوشیده بسویی می کشاند ،

خود را رها شده و شاد حس می کنم ، دوست دارم

وقتی ‫چشم باز می کنم ،

خود را در جایی به بینم که زیبا تر از ‫آنست که تصور می کردم .

دوست دارم درون این فضایی که عشق می نامندش ،

خود را آنچنان مطمئن و راحت حس کنم

که فقط به دوست داشتن و دوست داشته شدن فکر کنم ،

دوست دارم فکر کنم آنقدر  ،

دوست داشته می شوم که نمی توانستم تصور کنم .

و وقتی بزرگی و فراوانی دوست داشته شدنم را به بینم ،

تعجب کنم ، که ، یعنی عشق اینقدر دوست داشتنی هست ؟

اون و قت به فکر بیافتم ، که یعنی میشود اینقدر دوست داشت ؟

و وقتی بخودم قبولاندم که ، آره …. ، اون وقت بخودم مطمئن می شوم

از زندگی راضی می شوم ، همه چیز دنیا برایم زیبا می نماید .

دوست دارنده ام را دوست دارم ،

از گر به ای که از روی دیوار حیاط رد می شود خوشم می آید ،

راه رفتن آن برایم موزون است .

لطافت هوا دل انگیز است ،

روشنایی روز شیری رنگ و در خاطر ماندنی است.

گویی ا ز پشت سرم ، موسیقی ملایم و خیال انگیر، دمنده یه رویا

و زیبایی ها نواخته میشود .

دوست دارم همه اش همیین جوری بماند ، اما با تردید این آرزو را دارم .

این تردیدم را بشکن ، مرا امیدواری ده که همیشه می تواند ‫چنین بماند.

زندگی زیباست ای زیبا پسند  — زنده اندیشان به زیبایی رسند . ( ه.ا. سایه )

..

سوز

01:30  –  23.10.2008