به ایران درود4

به ایران درود4

..

به زن ها و مردان ِ آزاده در بند ِ دیوان درود

به آنان ِ راستین که خواهان ِ نیک اند ، درود

به آنان که پایدار ، به اخلاق نیک اند درود

و کج را نکوهش کنان ، باز سختی به بینند درود

به آنان که بَهر ِ خوشایند ِ بدکار ، تملق نگویند درود

به آنان که زیر ِ شکنجه ، ز ِ بَد ، بَد بگویند درود

به آنان که زندان ِ ظالم ، تب و درد ِ شلاق

تحمل نموده ، ز ِ بَد بودن ِ حاکمی بد ، بگویند درود

به آنان که فرزند وُ همسر ، پدر یا که مادر

به سختی به بینند وُ باز هم نکوهش ز ِ بد ها بگویند درود

به آنان که مردم و میهن ، ز ِ هَر چیز ، بالا بدانند درود

به آنان که در راه ِ میهن ، به سختی و دشوار ، پااایدارند درود

ز ِ بَد ، بَد بگویند ، اگرچه به سر ، تاااج یا که عمامه است

عمل پاس بدارند و از ظاهری خوش نما ، رو بگردند درود

به آنان که با وعده های فریب و نشان و مکان

ز ِ اخلاق ِ نیکو ، نگردند وُ پایدار به خوبی بمانند ، درود

..

سوز

24 بهمن 1390 – 13.02.2012

به افتخار زنان و به پاس احترام به زنان، این شعر را اصلاح می کنم و تقدیم به

زنان و مردان راستین و مبارز و آزادی خواه می کنم.

در اصل چنین بود:

به مردان ِ آزاده در بند ِ دیوان درود

به مردان ِ راستین که خواهان ِ نیک اند ، درود

08.03.2013

Advertisements

نور راستی

نور ِ راستی

..

نور خورشید را از تو پنهان می دارند ، با گسترش ِ قباهاشان یا عباهاشان ،

ولی واضح و معلوم است که نوری در پشت ِ آن باشد که می تابد.

با دور شدن از زیر ِ آن سایه ، نور را و گرمای ِ روشنائی را ،

بر روی ِ پوست ِ طالب ِ روشنائی خود ، حس خواهی کرد.

باید که به خواهی که از زیر ِ سایه خارج شوی.

.

و به راستی که ولترحقیقت را گفته است که:

اولین روحانی ، شیادی بود که اولین آدم ِ ساده لوح و زود باور را پیدا کرد.

زیرا آنچه را خود بدان باور نداشت ، با ترساندن ِ آن ساده لوح از آن دنیای نادیده ،

و نمایاندن خوشی ها از آن دنیای خیالی ، او را اسیر ِ کلمات ِ خود کرد و از این راه ،

جیب ِ آن ساده لوح را خالی و جیب ِ خود را پُر کرد.

.

و خداوند می فرماید و خدا فرموده است ، جمله ای است

که ترس در دلها ایجاد می کند و گوینده یه آن از بی پایه بودن ِ آن کاملن خبر دارد ،

و از پُر اثر بودن ِ آن ، و ترس آور بودن ِ آن برای شنونده خیلی خوب با خبر است.

.

و به تو خواهند گفت که می دانیم به چه می اندیشی.

گفته های تو سراپاست دروغ .

اما به تو گفتیم که میدانیم به چه می اندیشی.

بنویس ! آنچه از فکر ، تو ، به اندیشه نهان می داری.

که ما اندیشه یه پنهان تو را می دانیم.

به نویس آنچه نهان می داری!

و اگر ، آن چیزی که به کاغذ آری ،

آن نباشد که من از اندیشه یه تو می دانم ،

با شکنجه ها ، آری را به زبان ، تو به من خواهی گفت ،

و خواسته های مرا تایید خواهی کرد.

..

سوز

07 فروردین 1390 – 27.03.2011

آزاده گان

آزاده گان

..

در کشور های دیکتاتوری و یا رهبر مداری

آزاده گان انسان هائی هستند که بجرم انسان دوستی، بجرم اعتراض

به نادرستی در کار ِ قدرت مداران، از اجتماعی آزاد، جدا نگهداشته

می شوند. از داشتن آزادی های طبیعی و معمولی محروم میشوند،

برای خوابیدن شان و بیدار بودن شان زمان گذاشته شده است.

برای خوردنشان تصمیم گرفته می شود، برای دستشوئی رفتن شان

زمان و تعداد تعیین شده است. با تحقیر با آنها صحبت می شود، با

تهدید با آنها صحبت می شود.

وعده های برگشتن به حق استفاده از آزادی های معمولی بهشان

داده می شود. امید های بدست آوردن امکانات ِحمایت و برخورداری

از مزایائی دیگر، بآنها وعده داده می شود، و اگر قبول کردند که به

اشتباه خود اقرار کنند و بی نقص بودن پیشوا و رهبر را تایید کنند:

فیلم و داستان از آنها بدیگران نشان میدهند که دیگران را از اقدام

به چنین اعتراضی باز دارند و آنهای دیگر را که اعتراض کرده اند و

هنوز مقاومت می کنند به همکاری راغب و مایل سازند.

 

«همیشه روش ِ کار در مورد مخالفان دیکتاتور یکسان است.»

 

مقاومت کردن در مقابل قبول نادرستی، باعث شکنجه های بیشتر ِ روحی و

بدنی  میشد و میشد تا جائی که توان ایستادگی در آن ساعت

تمام می شد و فرد مقاوم، بی هوش و بی حرکت باقی بماند،

آنوقت فرصتی داده می شد تا بدن، خود را باز سازی کند ،

و وقتی که توان تحمل شکنجه را داشت،

دوباره شکنجه آغاز می شد.

در نهایت شکنجه ها، فرد را از خود بیگانه می ساخت و به قبول ِ

هر چیزی راضی می شد. یا این که روح مقاومت آنقدر بالا بود

که شکنجه، عمر فرد مقاوم را به پایان می رساند.

بسیار بسیار کم پیش آمده است که مقاومت کننده ها،

شکنجه گر را از رو برده باشند، زیرا شکنجه گر همواره به نوع

دیگری از شکنجه روی می آورده که امید داشته توسط آن

بتواند مقاومت فرد آزادی خواه و مبارز را در هم بشکند.

 

آدمهای خطاکار ِ دیگری، مثل دزد و متقلب و خلاف کاران دیگر،

غیر از مخالفان سیاسی، در زندان شکنجه دریافت نمی کنند.

 

در یک کشور دیکتاتوری، آزادگان در بند هستند.

شکنجه برای وادار کردن افراد آزاد اندیش، آزاد فکر،

و آزادی خواه است، تا حاکم منطقه یا کشور را تایید کنند و

از او اطاعت کنند و بکار او ایراد نگیرند.

پس وجود کشور های دیکتاتوری مخالف آزادی است

پس کشور های دیکتاتوری اصلا نباید وجود داشته باشند.

..

سوز

۲۰ اردیبهشت ۱۳۸۹ –  10.05.2010

شیوه استالینی

شیوه استالینی محکوم است.

آیا مردم با اسم استالین مخالف هستند ، یا با شیوه عمل او

در مورد مردم و کشتارهای دسته جمعی اش؟

‫مسلم است که با شیوه عمل او مخالفت می شود.

‫آیا اگر اسم او مثلاْ بجای استالین − امیروف بود − آیا روش او

‫مورد انتقاد نبود؟

‫چرا ، آنموقع هم مردم از شیوه و روش – امیروفی – ‫انتقاد می کردند.

‫پس « شیوه عمل » بطور کلی مورد انتقاد است و برای شناسائی

شیوه و روش ، نام معروفترین استفاده کننده از آن شیوه را بر

‫روی آن روش گذاشته اند.

‫روش استالین ، وادار کردن مخالفین خودش ، ‫به زور ،  به تایید

‫او و راه او و سیستم اداره کردن او بود.

آیا اگر استالین ریش می گذاشت و لباس یک کشیش را می پوشید ،

‫یا لباس یک ملای مسلمان را بخود می پوشید ،

‫و قیافه مردانی را که در راه راهنمائی مردم بسوی خدا ‫، کار می کنند

‫بخود می گرفت ، آیا عمل و روش او مورد تائید قرار می گرفت ؟

‫مسلما نه ، همانطور که از کشیش های متعصب قرون وسطای اروپا

‫ابراز تنفر می شود.

‫چند ماه پیش ، دادگاه بین المللی رهبری آفریقائی را به جنایت علیه بشریت‫ محکوم کرد .

‫مردی با کت شلوار و کراوات که ۲۰۰,۰۰۰ نفر را به کشتن داده بود.

‫فرقی‫ نمی کند که شخص رهبر ، چه لباسی بر تن ، و چه ظاهری داشته باشد.

‫و در کجای دنیا باشد ،

‫باید رفتارش ، عملش و گفتارش مورد قبول و پسند مردم و جامعه باشد.

‫با اظهار اینکه ، من چنین کارهائی را برای خدا انجام میدهم و همه باید

‫دنباله رو ، راهی باشند که من نشان میدهم و اگر موافق نظر من نباشند ،

‫مردم را بدستور من ‫کتک می زنند ، بازداشت می کنند و اگر

‫بازهم بر عقیده خود پافشاری کنند ، ‫کشته می شوند . این شخص دارد

بنام خدا ، با ظاهر فریبی و ‫عوام فریبی و ادعای خدمت به خدا ،

‫کاری خلاف انسانیت و بشریت می کند و او محکوم است ، حالا هرچقدر هم

‫میخواهد ریش داشته باشد و هر چقدر می خواهد عمامه اش بزرگ باشد.

‫مَثلی است معروف : الاعمالُ بالنیات .

‫نیت های مردم و منظورشان با ، عملشان مشخص می شود.

‫اگر کسی مردم را با زجر و شکنجه و کشتار ، وادار به کاری می کند ،

‫او نیتش پلید است و کارش خطاست ، اگر چه به زبان می گوید این

‫کار ها را برای خیر و صلاح مردم و رضای خدا انجام می دهم.

‫..

‫سوز

 ۳۰ امرداد ۱۳۸۸ − 21.08.2009