حق وتو، ۴

حق وتو، ۴

..

کشتار مردم سوریه را چه می توان نامید؟…

این نوشته ها که با چند نقطه پشت سر هم…. از یکدیگر جدا شده اند،‌ هرکدام نوعی همدردی

با مردم سوریه و اعتراض به کشتار مردم بیگناه در سوریه است،‌ آیا در واقع چه کسی و

چه نیروئی در جهان می بایست به مردمی کمک کند که در دست دیکتاتور ها… اسیر هستند؟

مردمی که کشته می شوند و هیچ کسی جوابگوی آواره گی شان و از هم پاشیدن خانواده شان و

کشتار عزیزان شان نیست.

آیا عدالت و انسانیت در این جهان… در کجای کار قرار دارد؟

.

سازمان ملل که نمی تواند کمک کند چون:

سازمان ملل در سیاست بین کشور ها، یک نمایش عروسکی و یک دل خوش کُنک

و یک سازمان تو خالی است…

چون اگر یکی… و فقط یکی… از پنج کشور دارای «حق وتو» چیزی را نخواهد…

بقیه اعضا از جمع ۱۹۳ کشور دیگر، حق شان و تصمیم شان و حرف شان، باد هواست

و هیچ کاری نمی توانند بکنند.

پس خاصیت وجودی آن چیست و عضو شدن کشور ها در سازمان ملل به چه دردی می خورد؟

وقتی که ۱۹۲ کشور عضو سازمان ملل، تصمیمی می گیرند ولی یکی از پنج کشور که دارای

«حق وتو» هست، آن تصمیم را قبول ندارد… رای و تصمیم آن کشور ها «وتو- Veto» می شود.

با «وتو» شدن، تصمیم و رای و نظر بقیه ۱۹۲ کشور جهان، به تصویب نمی رسد،

یعنی که رای یک کشور دارای «حق وتو» با ارزش تر و معتبر تر از رای، نظر

و تصمیم بقیه کشور های دنیا هست.

پس عضو شدن و عضو بودن در سازمان ملل، چه خاصیتی دارد؟

پس وقتی که مردم سوریه و یا مردمی از کشورهای دیگر در این جهان، مورد ظلم قرار می گیرند،‌

به کجا و به چه چیزی بایستی رجوع کنند و پناه ببرند؟

یکی از قدم های اساسی و راه های برقرار شدن عدالت در جهان این است که:

بر أساس رای گیری در سازمان ملل، «حق وتو» بی اعتبار شود.

وقتی که «حق وتو» در سازمان ملل وجود نداشته باشد،‌ می توان امیدوار بود که:

نظر و تصمیم مردم دیگر کشور ها، به کشوری که در زیر فشار و ظلم است کمک کند.

باشد که چنین بادا

..

سوز

۰۸ اسفند ۱۳۹۶ – 27.02.2018

……….                …………             /////

حق وتو ۳

در خبر ها آمده بود که:

نیوزلند در تلاش برای پایان بخشیدن به حملات هوایی در سوریه و حلب، قطعنامه‌ ای

جدید را تسلیم شورای امنیت کرد.

قطعنامه پیشین که فرانسه ارائه کرده بود با وتوی روسیه به شکست انجامید.

خب، اگر تمام اعضای سازمان ملل با اجرای قطعنامه ی نیوزلند موافق باشند،‌

آیا روسیه نمی تواند این قطعنامه را هم، وتو کند؟

چرا، می تواند.

پس قطعنامه دادن مشکل را حل نمی کند.

حق وتو، بایستی از بین برداشته شود،‌ چیزی به نام حق وتو نباید وجود داشته باشد.

۲۲ مهر ۱۳۹۵ – 13.10.2016

https://tafakkorazad.blogspot.de/2016/10/blog-post_14.html

………             ………….          ///

آی آدم فضائی ها کمک کنید

یک بام و دو هوا

..

در این جریانات سوریه و لیبی در دو کشور، مردم با شرایطی

یکسان به حکومت اعتراض می کنند و در هر دو کشور رهبران

دیکتاتور به مردم شلیک می کنند و مردم معترض را بیگانگان

و یا عوامل بیگانه می خوانند.

در یکی از کشور ها ، سازمان ملل و نماینده گان آنها به لیبی حمله

می کنند . با هواپیما و بعد از آن با هلی‌کوپتر (بالگرد) به نیروهای

دیکتاتور حمله کردند .

دلیلی که سازمان ملل می آورد این است که این رهبر ، مردم

کشور خودش را می کُشد و لیاقت رهبری به آن کشور را ندارد

و باید از حکومت به کنار به رَوَد و اختیار مردم را به دست ِ خود ِ

مردم بدهد.

اما در کشور دیگر ، به رهبری که قاتل ِ مردم ِ آزادی خواه است

فقط توصیه می کنند و خط و نشان می کشند.

31 تیر 1390 – 21.06.2011

https://tafakkorazad.blogspot.de/2011/06/blog-post_22.html

……..                  ………….                   ///

راه حل سازمان مللی

بهتر است گفته شود جنایات جهان سیاست هم چنان ادامه دارد.

چرا بشار اسد، بوق دلقکی، را هم چنان بر سر ِ کار نگهداشته اند؟

جدال منافع در بین چین، روسیه با غرب یعنی اروپا و امریکاست.

19تیر 1391 –  09.07.2012

https://tafakkorazad.blogspot.de/2012/07/blog-post.html

………..               ………….                   ///

شریک های کشتار مردم سوریه

نقل از: سایت اینترنتی صدای آمریکا، پنجشنبه, ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۴ ژوئن ۲۰۱۲

سارا لیا ویتسون، نماینده سازمان دیده بان حقوق بشر می گوید تا زمانی که روسیه و چین

مانع تراشی کنند، کشتار در سوریه ادامه پیدا می کند: «به نظر من روسیه بیشترین سهم

را در ناکامی یک اقدام بین المللی در مورد سوریه دارد. اقدام مناسب و بسیار مهم این است

که اروپا و ایالات متحده سوریه را تحریم کنند. تا زمانی که تحریم های جهانی بر حکومت اسد

اعمال نشوند و تا زمانی که روسیه و چین در این تصمیم شرکت نکنند، دیپلماسی بین المللی

کارآمد و اثرگذار نخواهد بود.»

25 خرداد 1391 –  14.06.2012

https://tafakkorazad.blogspot.de/2012/06/blog-post_15.html

…………               ………….                  ///

سوریه و لاس زدن های بین المللی

این چندمین بار است که شورای امنیت کشتار دولت سوریه را محکوم می کند.

چرا تا این اندازه دنیا و نماینده اش ، سازمان ملل ، دارند با سوریه لاس می زنند؟

در لیبی در مدت کوتاهی ، چند هفته ، بعد از اعتراضات مردم و حمله نیروهای دولتی

به مردم ، نیرو های چند ملیتی به لیبی حمله کردند و دیکتاتور را به فرار وادار کردند.

اما در سوریه هر هفته گزارش های رسمی هست که چند نفر به دست نیروهای دولتی

کشته شدند و سازمان ملل فقط اعلامیه می دهد.

90 خرداد 1391 – 29.05.2012

https://tafakkorazad.blogspot.de/2012/05/blog-post_30.html

………..                  ………                       ///

هرج و مرج در سوریه

در زمان قدیم، کشوری به کشور دیگر حمله می کرد تا از منابع آن کشور دیگر استفاده کند.

حالا دیگر زمان ِ یکی شدن و همیاری با مردم ِ دیگر برای ساختن جهانی برای همه مردم است.

جهانی که همه مردم دنیا در هر کجا، از حداقل خورد و خوراک، بهداشت و سرپناه برخوردار باشند.

.

جریان مردم و کشور سوریه چیست که در آن جا فقط ، جنگ است؟

۳۱ شهریور ۱۳۹۵ – 21.09.2016

https://tafakkorazad.blogspot.de/2016/09/blog-post_22.html

…..                 ………                     ///

چه کسی کمک خواهد کرد؟

چه کسی، کدام دولت، چه سازمانی، به مردم بیچاره و تنهای سوریه کمک

خواهد کرد؟

دولت سوریه با توپ و تانک و هلی کوپتر به معترضین و مخالفان

دیکتاتور حمله می کند.

آیا مردم سوریه اجازه ندارند خواهان آزادی باشند؟

.

منافع شرق و غرب و بده بستان های اقتصادی و سیاسی باعث شده است

که اهمیتی به این کشت و کشتار نمی دهند.

از چه کسی باید کمک خواست؟

سازمان ملل مثلن برای بررسی و رسیدگی به این مسائل است که آن هم

قدرتی ندارد و اگر همه کشور های دنیا هم در موردی نظر بدهند یک حق

وتو ، می تواند نظر و تصمیم ِتمام کشور های دنیا را بی اثر بکند.

اولین قدم گویا بی اعتبار شناختن حق وتو در سازمان ملل است.

7 مرداد 1391 – 28.07.2012

https://tafakkorazad.blogspot.de/2012/07/blog-post_29.html

Advertisements

نامه اصغر فرهادی به رئیس جمهور

نامه اصغر فرهادی به رئیس جمهور

..

آقای اصغر فرهادی نامه ای نوشته است از روی دلسوزی نسبت به یک گروه از مردم

گرفتار ایران و این نامه تشویق و حسادت عده ای را بر انگیخته است. بیشتر تشویق

کننده‌ گان، در دلشان و پیش خودشان آقای فرهادی را تشویق می کنند ولی

نه در روزنامه ها و صفحه های اجتماعی.

اما حسودان بطور غیر مستقیم و مخالفان مستقیم ، به ایشان حمله می کنند، حمله های

مستقیم خب آشکار است و موضع نویسنده اش معلوم می شود، ولی عده ای آنچه را که

خود نمی کنند و نکرده اند و یا جرات انجام آن را ندارند، از آقای فرهادی توقع دارند

و گویا از ایشان طلب کار هستند!

مثل:

نامه ای که به آقای روحانی نوشته اند، اگر از روی «حسابگری» و یا « بده بستان‌ ها در

عرصه سینما و لطمه به جایگاه این صنف…»‌ نیست! می توان به ایشان تبریک گفت!

به دوستان تان بگوئید در حراج های هنری ساختگی شرکت نکنند!

به این معنا جناب آقای فرهادی… بد نیست مرز خود را، با جریان‌ های سیاسی‌ اقتصادی و

فرهنگی‌ ای که به تثبیت اختلاف طبقاتی، رواج پول شویی و … کمک می‌کنند، پر رنگ‌ تر کنند.

ترتیبی اتخاذ کنند که قرارداد حق پخش فیلم «فروشنده» با … فسخ شود.

آقای فرهادی به آن ها که اصطلاحا» «هنرمندان» نامیده می‌شوند، توصیه کنند

که با غارتگران بیت‌المال، و آقازاده‌ ها همکاری نکنند.

از دو بازیگر فیلم فروشنده… بخواهند از دستمزد های میلیاردی ‌شان، صرفنظر کنند.

از مشهور های صنف خود بخواهند که چنین کنند و چنان نکنند.

از اعتبار بین‌ المللی که به واسطه «همه مردم ایران» به دست آورده‌ اند…

و نه از جلب رضایت مشتی خانم و آقای جشنواره‌ ای…

بدیهی ست، بیان ابعاد فاجعه ‌بار سیاست‌ های نو لیبرالی و …، از زبان ایشان می‌تواند

حجم گسترده‌ تری از نا آگاهان را نسبت به عمق فاجعه جاری در کشور حساس و آگاه کند…

****

معلوم نیست که این نوشته انتقادی در صفحه نگاه نخست در روزنامه جهان، نوشته از خود

نادر فتوره چی هست یا از مدرس علوم  سیاسی، دکتر هرسنی.

آیا نادر فتوره چی خود را پشت اسم این مدرس علوم سیاسی مخفی کرده است

و یا مقاله از  آقای هرسنی هست؟

اگر مطلب را آقای مدرس علوم سیاسی نوشته باشد که به دو دلیل نبایستی می نوشت:

یک، استاد علوم سیاسی است. دو، در ایران زندگی می کند و می داند که نمی شود

هیچکدام از این تمایلات نویسنده را از آقای فرهادی توقع داشت.

اگر هم خود آقای نادر فتوره چی نوشته است که پُر از عقده است و توقعات بی جا و تهمت.

آیا شما می توانید برای دوستان خود تکلیف تعیین کنید که چه بکنند که از آقای فرهادی

توقع آن را دارید؟

نه اتهام «از روی حسابگری» به فرهادی بزنید و نه تمایل به تشویق را نشان بدهید.

حالا توقع دارید که آقای فرهادی با سازمان ها در گیر شود که چرا پول شوئی می شود؟

در حالی که رهبر کشور گفت که این قضیه ها را کش ندهید، فرهادی چه کاره هست

که بتواند کاری بکند؟

فسخ قرار داد پخش فیلم، که کلی خسارت و زیان بدنبال دارد و چرا؟

از بازیکنان فیلم فروشنده بخواهد که دستمزد کار خود را نگیرند چون سرمایه گذاری

مشکوک است.

به هنرمندان بی احترامی کرده و آن ها را «به اصطلاح هنرمند» نامیده است.

مگر آقای فرهادی چه موقعیتی دارد که از هنرمندان بخواهد که چنین کنند و چنان نکنند.

خب، حالا که آقای اصغر فرهادی یکی از فاجعه ها را بیان کرده است، خیلی ها بیش از کیهان

شریعتمداری با بهانه هايی بیشتر، به آقای اصغر فرهادی تاخته اند که چرا چنین است

و چرا چنان نه…

/////

آقای اصغر فرهادی هنرمندی است که نامش و کارش برای ایران افتخار آورده است و

ما می بایستی به عنوان ایرانی به وجود ایشان افتخار کنیم و

نه اینکه با مخالفان ایشان هم صدا شویم.

آقای فرهادی به یکی از بلاها و مشکلات بزرگی که در ایران وجود دارد اشاره کرده است،

آیا شما انتقاد کنندگان به فرهادی، خودتان در جائی به یکی از این صد ها بلا و مشکل

ایراد گرفته اید و اعتراض کرده اید؟ مثل:

بیکاری مردم و فراوانی و ارزان بودن مواد مخدر در کشور و اعتیاد تعداد زیادی از مردم

و حتی بچه های مدرسه.

اختلاس های فراوان و همه جانبه در همه جای کشور و بی توجهی به اختلاس کننده ها.

هنوز خراب ماندن خوزستان نزدیک به سی سال بعد از جنگ با عراق و در همین زمان

آباد شدن مجدد لبنان با پول ایران.

کم آبی و بی توجهی های مسئولین به آب آشامیدنی آلوده و گل آلود در شهر های مختلف.

هزینه و خرج ساختن سی هزار خانه و بیمارستان و پنج مدرسه فقط در کشور مالزی، کاراکاس.

ساختن خانه ها و بیمارستان ها و جاده ها در کشور های مختلف جهان با پول ایران.

نداشتن امکانات در مدرسه ها و بیمارستان ها در بسیاری از نقاط کشور خودمان.

هزینه کردن بیش از دویست میلیارد دلار برای انرژی اتمی که از شعار های روز شده بود، –

انرژی هسته ای حق مسلم ماست. چی شد؟ همه را پوف کردند و به هوا دادند.

چندین مورد آشکار و درد آور دیگر که در این جا نوشته نشده است.

در کدام یک از این مورد ها، قدم پیش گذاشته و اعتراض کرده اید که حالا به یکی مثل

اصغر فرهادی که یکی از این درد ها را بیان کرده است، ایراد می گیرید و اعتراض می کنید

که چرا بقیه درد ها را نمی گوئی؟

جعفر پناهی به دلیل این که گویا می خواسته فیلمی بسازد که انتقادی و بر علیه ایران

می توانسته باشد به بیست سال محرومیت از فیلم سازی محکوم شد،

ممنوع الخروج از کشور و ممنوع المصاحبه شد.

این جا ایران است.

به اصغر فرهادی ها ایراد نگیرید، بفرمائید خودتان نامه بدهید و اعتراض کنید.

..

سوز

۱۵ دی ۱۳۹۵- 04.01.2017

 

توجیه

توجیه

‫..

‫توجیه عمل ِ ناپسند ، گول زدن وجدان پاک است.

‫توجیه کردن  ِ عمل نادرست ، نادرستی و دروغ را به درست بودن

‫تعبیر می کند و می خواهد وجدان ِ عمل کننده ‫یا ‫گوینده یا

‫نظر شنونده را ، ‫در کار  ِ انجام شده به درست بودن آن قانع کند.

‫چه بسا که خود گوینده هم در ترازوی وجدان ، سبک بودن کالا

‫و ناروا بودن عمل را نسبت به حقیقت و انصاف می بیند ،

‫ولی می خواهد وجدان ِ خود را ، و یا نظر دیگری را نسبت به

‫درست بودن آن کار راضی کند .

‫یعنی که ، اگر این کار را ‫کردم برای این بود که …

‫وگرنه من که مایل نبودم چنین کاری را ‫انجام دهم.

ترازو ی ِ وجدان در وجود انسان، شاهد و ناظر درستی ها است.

‫وجدان پاک یا » ترازوی ِ وجدان » ، به علت ِ کار انجام شده ،

که در اثر ‫ گرسنه بودن ، بی پول ‫بودن ، ضعیف بودن

‫یا قوی و زورمند بودن است ، کاری ندارد.

‫وجدان پاک ، عمل انجام شده را فوراً‌ می سنجد و به ما

‫نشان می دهد که این عمل به سمت ِ ناروا بودن یا

‫نادرست بودن تمایل دارد و با حقیقت و انصاف و عدالت

‫فاصله دارد و هنوز به حالت مساوی بودن با حقیقت و

‫عدالت و انصاف نرسیده است.

‫وجدان پاک حالت اجرائی ندارد » اینطور بنظر می رسد »

‫ولی حالت یاد آوری آن دائم و همیشگی است ، همیشه

‫به یادتان می آورد که آن کار شما درست نبوده است.

‫برای راضی کردن ِ وجدان پاک شروع به توجیه آن می کنیم،

در فکر خود ، یا برای شخص دیگری که آن عمل را شاهد

‫بوده‫ است ، و یا وقتی کِسی با ما راجع به آن کار صحبت

‫می کند یا از ما سئوال می کند ، با جواب توجیهی گوشه

‫چشمی به شنونده است که به بینیم آیا قانع شده است

‫یا نه ، آنوقت گوشه چشمی هم به وجدان بیدار می اندازیم

‫ و با تبسمی سئوالی  و تکان دادن سر به حالت تایید ،

می خواهیم او را هم به بینیم که

‫مثل آن شخص دارد قانع می شود و وجدان بیدار اجازه

‫دهد که این کار ، به حقیقت نزدیکتر تلقی شود و از

‫ملامت نگاهش به رفتار ما کمی کم کند.

‫شاید بهترین روش راضی نگان داشتن ِ وجدان ِ پاک ،

‫اجرای مثل معروف باشد که :

‫آنچه به خود نمی پسندی ، به دیگران نیز مپسند.

‫آنوقت نباید از وجدان معذرت بخواهیم و سعی کنیم

‫یک جوری کار خود را توجیه کنیم.

‫..

‫سوز

 اول تیر ۱۳۸۸ − 22.06.2009