عقل را آور به پیش

عقل را آور به پیش

.. 

هیچ دینی را ندار، آداب خویش

عقل را در پیش دار بر کار خویش

گر خدا می خواست، نامش گسترد

پس نمی آمد هزار، ایمان و کیش

.

آن یکی گفتا که «یهوه» نام اوست

آن دگر گفتا، «پدر» در شان اوست

یک دگر گفت که به جز «الله» نیست

پس چه نامی، بر خدای ما نکوست

.

اهورامزدا و شیوا و نام،‌ بسیار هست

هر کجا یک شیوه ای بر مردمانش چیره است 

در محبت کردن و یاری، کمک بر دیگران

راه بسیار ساده و، کوته و هم، هموار هست

..

سوز

۰۵ خرداد ۱۴۰۱ –  26.05.2022 

.

شرایط

شرایط

‫..

‫برای انجام کاری یا استفاده از چیزی باید شرایط آن مهیا باشد.

‫دو نفر با هم صحبت می کردند ، اولی می گفت: بعضی ها از عقلشون

‫استفاده نمی کنند و فکر نمی کنند تا یک کاری را درست انجام بدهند.

‫دومی بشوخی گفت: باید یکی عقل داشته باشد که بتواند از آن استفاده

‫کند. بعد ادامه داد ، واقعا باید دید یکی هم که عقل دارد آیا بلد هست از

‫عقل خود به موقع استفاده کند؟

‫شرایط مختلفی برای استفاده از چیزی وجود دارد:

‫۱ − اول باید شخصی چیزی داشته باشد که بتواند از آن استفاده کند.

‫۲ − آن چیزی را که دارد ، آیا بلد هست یا می داند که چطور از آن استفاده کند؟

‫۳ − اگر بلد هستند که چطور استفاده کنند ، آیا شرایط استفاده از آن مهیا هست؟

‫۴ − آیا میل به استفاده از آن وجود دارد ، با توجه به شرایط شخص یا شرایط محیط

‫ و با فکر به زحماتی که برای استفاده از آن چیز وجود دارد ، آیا باز هم به زحمتش

‫ می ارزد که از آن چیز استفاده کرد؟

‫۵ − آیا مانع ها و مشکل هائی که سر راه ِ استفاده از این چیز بوجود می آید یا

‫ می آورند قابل رفع کردن هست که بتوان از آن چیز استفاده کرد؟

‫..

‫سوز

 ۲۰ خرداد ۱۳۸۸ − 10.06.2009 ‫

نور اندیشه

نور اندیشه

..

نوشته بود ، خدا کمی از نور خود را به کرم شب تاب داد…..

 

بنظر :

» ‫و نوری که در اند یشه انسان قرار داده شده نور راهنما هست . «‫

‫نوری که از خواندن یک نوشته ، یک شعر ، به گوشه های ‫ ‫ذهن میتابد ،

نوری است روشنگر ، گرما دهنده و امید بخش ‫ ‫و شاید مایوس کننده .

نوری که از اندیشه یه یک شاعر یا ‫ ‫نویسنده در پیچ و خم های فکر

و ذهن ما میتابد ، مانند نوری و چراغی است ‫ ‫که آنرا با خود به

گوشه های فکر و عقل می بریم و با روشن شدن ‫ ‫آن قسمت از فکر و ذهن ،

آن بخش را کشف می کنیم و از وجود آن با خبر می ‫ ‫شویم یا آن را

بهتر می توانیم به بینیم ، ‫آن را سبک سنگین می کنیم ‫

‫و راجع بآن نظری ‫برایش پیدا می کنیم . ‫

‫و چه زیبا خواهد بود که این نور روشنگر ، در جهت امیدوار کردن

و بسوی ‫ ‫سازندگی کشیدن باشد . ‫ ‫

وقتی نوری رنگی ، بر شیشه ای فرم دار می افتد ، آن جسم شیشه ای ،

رنگ آن نور را نشان می دهد ، و به نسبت نور تابیده شده بآن ، و قوی یا ‫

‫ضعیف بودن آن ، آن جسم شیشه ای ، بیشتر یا کمتر ، آن رنگ را نشان میدهد.

.

‫همانند شعر و نوشته خوب و پذیرای ما ، نور آن نوشته جسم ما را فرامیگیرد

‫و جان ما را با آن نور روشن میکند ، و مدتی ما ،

رنگ آن اند یشه را در خود ‫ ‫حس میکنیم ،

و هرچه نور آن اندیشه قوی تر باشد ،

بیشتر خود را فراگرفته ‫ ‫شده یه آن اندیشه و احساس ‫می بینیم ،

و چه بسا از این احساس لذت می بریم .

..

سوز

12.10.2008  –  01:55