مدرک پوزلی

مدرک پوزلی

..

«آیا واقعن ما ملتی بزرگ هستیم؟»

.

در جواب یک نفر که حالش از ملت ایران بهم خورده بود.

.

گشتن و پیدا کردن مدرک های مارک دار و رسمی که توطئه جهانی را برای برپا کردن

حکومت آخوندی نشان دهند مشگل است.

در این جا می توان از مدارک پوزلی تایید گرفت. مدرک ِ پوزلی مدرکی است که

شامل اتفاقات، جلسات، گزارش های خبری، خبر های خرید و فروش اسلحه در

نقاط مختلف دنیا هست ولی مثل پوزل، رنگ و فرمی دارد که به این مسئله در جای

دیگر می خورد و با کنار هم قرار دادن آنها تصویری گویا از عملیات انجام شده

در موردی را نشان می دهد.

.

شاه ایران محمد رضا پهلوی، دوست امریکا بود و ملیلیارد ها دلار اسلحه از امریکا

خریده بود. از شوروی هم ذوب آهن خریده بود و باصطلاح شرق و غرب را باهم داشت.

.

در ژاپن از کارتر رئیس جمهور می پرسند چرا از شاه حمایت نکردید؟

کارتر جواب می دهد: ما نمی خواستیم ژاپن دومی داشته باشیم.

همین جواب، گویای بسیاری از مسائل اتفاق افتاده در آن زمان است.

.

رئیس جمهور فرانسه، ژیسکاردستن در کتابش نوشته است که در گوادولوپ

به شاه گفته شد که باید برود.

ابراهیم یزدی سخنگوی آقای خمینی در کتابش نوشته است که، آقای قطب زاده

به گوادولوپ رفت و پیغام آقای خمینی را به آن جلسه برد.

آقای کارتر از قطب زاده می پرسد که آقای خمینی چه می خواهد؟

قطب زاده می گوید آقای خمینی می گوید شاه باید برود! کارتر جواب می دهد:

شاه خواهد رفت، برنامه ِ آقای خمینی چیست؟  بگوئید برنامه شان را اعلام کنند.

.

یک تاریخ نویس می گفت، در اسناد کاخ سفید امریکا هست که آقای جان کندی پس

از مراجعت شاه ایران از امریکا، به «سیا» دستور می دهد که روی آقای خمینی

بعنوان آلترناتیو  یا جانشین بجای شاه کار کنند.

یعنی در سال های 1962/1963 آقای خمینی را بعنوان جانشین برای شاه ایران انتخاب

کرده بودند. یعنی تا سال 1979 حدود شانزده تا هفده سال قبل از باصطلاح

انقلاب اسلامی وقت بود تا شرایط را با عوامل داخل ایران و خارح از ایران هماهنگ

کنند تا باصطلاح «انقلاب مردمی» را سازماندهی کنند.

مردم کوچه و بازار که از این مسائل خبر نداشتند و اگر هم خبر داشتند در مقابل

سرویس اطلاعاتی قوی و جهان گیر «سیا» کاری نمی توانستند انجام دهند.

.

همانطور که، در کودتای 28 مرداد یا بقول بعضی ها انقلاب 28 مرداد، امریکا با عوامل

«سیا» با پولی که شعبان جعفری دادند و با هماهنگی هائی که با رئیس شهربانی

و جاهای دیگر کردند، زمینه را برای فعالیت شعبان جعفری آماده کردند، و بعد آنرا

حرکت خود جوش مردمی نامیدند. و گفته شد خواست و اراده یه مردم بود.

.

با احترام کامل به وطن پرستی و صداقت دکتر محمد مصدق، به نظر می رسد که ملی

شدن صنعت نفت هم با کمک امریکا برای کوتاه کردن ِ دست انگلیس از انحصار نفت در

ایران بود . امریکا از نیت دکتر مصدق حمایت و پشتیبانی کرد تا به کوتاه کردن دست ِ

انگلیس از انحصار نفت درایران کمک کرده باشد.

و بعد از محکومیت انگلیس در دیوان لاهه ، همان امریکا ، دکتر مصدق را کنار گذاشت،

و با انگلیس بطور شراکتی در صدور و فروش نفت ایران همکاری می کردند.

.

یکی از اعضای هیئت مدیره حزب توده تعریف کرده است که در آن زمانی که دکتر مصدق

در تنگنا بود، ما سه روز تمام  به کیانوری دبیر کل حزب توده می گفتیم که الان وقت کمک

کردن به مصدق است و بالاخره کیانوری در روز سوم گفت که باید منتظر جواب از مسکو

باشیم . یعنی که ما بدون اجازه مسکو  نمی توانیم از خودمان تصمیم بگیریم.

.

کارهائی که پیراهن سفید ها، یعنی توده ای ها در آن زمان کردند به نحوی بود که

رئیس جمهور امریکا به دکتر مصدق گفته بود که ما دیگر نمی توانیم از شما حمایت

کنیم چون توده ای ها یعنی کمونیست ها در دولت شما دارای نفوذ زیادی شده اند

و این به ضرر غرب است و این خطر ِ افتادن شما به دامن کمونیزم را زیاد کرده است.

.

در آن زمان هم توده ای ها، که اکثرن وطن پرست بودند ولی توسط رهبرانشان،

به بیراهه رفتند و به ایران و ایرانی خیانت کردند، با نام «خدمت به خلق زحمت کش».

در انقلاب اسلامی هم توده ای ها نقش زیادی در پا گرفتن جمهوری اسلامی

داشتند و در سازمان دهی های مختلف به آنان کمک کردند.

انقلاب 1357 هم نوعی حرکت خود جوش نمای مردمی بود، ولی خیلی از کشور ها

برای پا گرفتن آن همکاری کردند.

.

در جنگ هشت ساله بین ایران و عراق، مجله بازرگانی ایران از منبع های خارجی نوشت

که از این جنگ، 42 کشور سود بردند و به منافعی زیاد و کم دست یافتند.

مجله اتاق بازرگانی نوشته بود طبق آمار سازمان های معتبر، در طی هشت سال

جنگ ایران و عراق، فقط در انگلیس تعداد میلیونر ها از 6,000 به بیش  از 20,000 نفر

افزایش پیدا کرده اند.

.

در حال حاضر با نشان داده شدن مسئولان جمهوری اسلامی به بی منطق بودن و

خود رأی بودن آنها و خطر اتمی شدن ایران،

بعنوان حمایت جهانی، در مقابل خطر  ایران، کشور های مختلف ِ جهان به همسایگان ِ

پولدار ایران، میلیاردها دلار اسلحه فروخته اند. کشور های اطراف ایران، از امریکا و اروپا،

و خود ایران از روسیه و چین اسلحه خریده و می خرند.

.

آیا فکر می کنید کسانی که چنین تجارت نان و آبداری می کنند، می گذارند مردم

ایران اراده شان را دست خودشان بگیرند و بقول معروف مثل آدم زندگی کنند؟

سازمان های اطلاعاتی اروپا و امریکا و روسیه و چین همه دارند باهم همکاری می

کنند تا این سیستم تشنج، سرپا بماند و این تجارت برقرار باشد.

و متاسفانه مردم ایران، یارای مقابله با این سیستم هماهنگ جهانی را ندارند.

مردم ایران شریف و نیک اندیش و نیک رفتار هستند،

و قلب من از این کلمات توهین آمیز به مردم ایران، به غم فشرده می شود.

شما هم مسلم است که دلت برای مردم ایران و بهبود وضع مردم ایران می تپد،

ولی از این که، کاری در این زمینه برای ِ بهبود ِ وضع ِ مردم ِ ایران، پیش نمی رود،

ناراحت و عصبانی هستی، ولی امیدوارم مقداری قانع شده باشی که:

مردم ِ ایران در مقابل جهان هماهنگ و پول دوست تنها هستند.

بقول آقای خمینی که می گفت: شیطان بزرگ امریکاست، در واقع درست هم

می گفت، آنها که از شانزده سال قبل می دانستند که شاه را مجبور به رفتن خواهند

کرد، باز تا آخرین لحظه میلیارد ها دلار از ایران پول گرفتند که اسلحه به ایران بدهند

که آخر سر، 21 یا 22 میلیاردش را هم <هَپل هَپو> کردند.

.

یک زمانی در تاریخ، کشوری به کشور دیگر حمله می کرد و نماینده ای از خودش در

کشور شکست خورده می گذاشت تا اول منافع کشور فاتح را در در نظر داشته باشد.

.

در حال حاضر برنامه ریزی و سازماندهی هائی انجام می شود و باصطلاح خود مردم

افرادی را انتخاب می کنند، ولی در اصل نمایندگان کشورهای فاتح در این کشور های

ظاهرن مستقل دارند حکومت می کنند و به جای منافع مردم ، منافع اربابانشان را

پاسداری می کنند.

.

در کشور های بزرگ هم که مهد آزادی و استقلال هستند، باز مردم را رَنگ می کنند

و صاحبان کارخانجات جنگی و کلان پولدار ها دارند حکومت می کنند ولی در ظاهر دولت

وجود دارد و انتخابات می کنند و مردم رئیس جمهور را انتخاب می کنند.

در انتخابات ریاست جمهوری امریکا بین بوش ِ پسر، و الگور، صحبت از تقلب در انتخابات

شد و صدای مردم در آمد و شروع به شمارش مجدد آرا کردند.

ولی بوش ِ پدر به دادستان کل گفت که شمارش را قطع کنید چون دیگر رئیس جمهور

انتخاب شده است و بدین ترتیب بوش ِ پسر شد رئیس جمهور امریکا. چون الگور ِ

دوستدار محیط زیست و فردی آرام، نمی توانست دستور حمله به عراق را بدهد و

این در برنامه بود و الگور نمی توانست آنرا انجام دهد. بعدش هم با تبلیغات گسترده

موضوع را ماست مالی کردند و همه چیز روبراه به نظر می رسید.

.

آیا اینجا هم، حال شما از مردم آمریکا بهم می خورد، یا اینکه قبول می کنید که

سیستم آنچنان عمل می کند که بقول معروف آب از آب تکان نمی خورد،

و مردم متوجه اصل قضیه نمی شوند؟

و در واقع مردم در بی خبری نگه داشته شده اند و دلیل ِ نفهمی آن ها نیست.

..

سوز

دوم بهن 1390 – 22.01.2012

تصور، حادثه یا تئاتر – 1

تصور، حادثه یا تئاتر – 1
..
این نوشته ، نظر و برداشت وپندار شخصی
از مسائل و حوادث جاری درجهان است .
خیلی دلم میخواهد آنچه را که در این مورد تقریباً قبول
کرده ام ونسبتاً بهش اعتقاد پیدا کرده ام ، باور نکنم.
» خیلی دلم می خواهد خودم آنرا باور نکنم «
این یک پیش بینی با نظری به گذشته نزدیک ، از وضع آینده
نزدیک است که مراجع و دلایل آن بر اساس مدرک پوزلی هست.
مدارک پوزلی ، نزدیک هم قرار دادن وقایعی است که با واقعه
دیگری هماهنگ یا همرنگ است و یا آن واقعه را تکمیل می کند
یا مربوط به آن و دنباله یه واقعه یه قبلی است.
این مدرک پوزلی نمی تواند سندی کتبی بدست بدهد که علت واقعه
از کجا ناشی شده و چه کسی آن را راه انداخته است ،
ولی از منافعی که به عده ای میرسد ، یا به جائی از این واقعه سودی
میرسد و به نفع آن کشوریا آن گروه می شود ، چنین بر می آید که
این کار ووقایع از سوی آن گروه یا کشور ها می تواند باشد ، یا حداقل
اگر خودشان هم عامل این وقایع نبوده اند ، در مقابل آن هم مانعی
ایجاد نکرده اند و نخواسته اندجلوی آنرا به گیرند
………. ………
در زمان پرزیدنت بوش ِ پسر، بنا به دعوتی که ازآقای پوتین شد ،
ایشان به ملک شخصی بوش ها رفت و یک عکس چهار نفره گرفتند
که آقایان هیچکدام کراوات نداشتند و با پیراهن های آستین کوتاه
کنارخانم بوش ( همسر، مادر) عکس یادگاری گرفتند.
کمی پس از مراجعت آقای پوتین از امریکا به روسیه ،
از طرف روسیه اعلام شد که نیروگاه اتمی بوشهرکه قرار بود تا
یکی دوماه دیگر تمام شود، یکسال دیگر طول خواهد کشید تا تمام شود.
یکی دوماه بعد ، اعلام شد ایران از روسیه هواپیمای جنگی و
تجهیزات جنگی به مبلغ بیست میلیارد دلارخریداری می کند.
از این خبر هنوز دوماه نگذشته بود که آقای بوش از کنگره امریکا
اجازه گرفت که عربستان را تجهیزکند ، چون ایران از روسیه هواپیما
و … خریداری کرده و تعادل قوا در منطقه باید حفظ شود وگرنه
وجود ایران قوی خطرناک است. و قرارداد فروش
بیست میلیارد دلاری هواپیمای جنگی و تجهیزات به عربستان بسته شد.
« چه کسی بهتر ازاین حاکمان در ایران می توانداین طور
به تجارت آنها رونق به بخشد؟ »
معروفترین دانشمندِ اتمی پاکستان ، یکسال تمام درایران بود و
یعنی مثلا ً هیچکدام از سازمانهای اطلاعاتی دنیا خبری از آن نداشتند،
چند هزارسانتریفیوژ در طول چند سال بایران فروخته شدو
مثلا هیچکس از آن خبر نداشت.
پس از چند سال ، سازمانهای اطلاعاتی و مراکز مطالعات استراتژیک
کشور ها ، یکدفعه از خواب بیدار شدند وسرو صدای زیادی کردند
که ایران می خواهد اسلحه اتمی داشته باشد و گرنه این نوع
فعالیت خود رامخفی نگاه نمی داشت.
وقتی خطر اتمی شدن ایران علنی شد ودرذهن افکار عمومی دنیا
جا افتاد ، حالا صحبت این بود که سلاح اتمی
در دست سران ایران که آدمهای رادیکال و غیر منطقی هستند
بسیارخطرناک است. هم زمان یک سری سخنرانیهای تند و تهاجمی
توسط رئیس جمهور ایران ، برای نابودی اسرائیل و محو آن
از روی نقشه جغرافیا ، این خطرناک بودن ایران اتمی را بیشتر
درافکار عمومی دنیا جا انداخت.
چندتا ازاین همسایگان ایران هم قرار داد های نیروگاههای اتمی را
با کشور های مختلف بستند .
ایران مسلح به سلاح های روسی در شمال خلیج فارس و
ادعاهای خلیج یا خلیج عربی از سوی اعراب ، ادعای یکی از
مسئولین ایران بر مالکیت بحرین وحالت های تند بین ایران و
کشورها یاامیرنشین های حاشیه جنوبی خلیج فارس؟
نتیجه: خرید های چند میلیارد دلاری هواپیما و سلاحهای جنگی
توسط امیر نشین ها برای تجهیز خوددر مقابل ایران ، در حالی
که حتی خلبان برای هواپیماهاشان ندارند
و احتمالا خلبان هم باید اجاره کنند.
« چه کسی بهتر ازاین حاکمان در ایران می توانداین طور
به تجارت آنها رونق به بخشد؟ »
این نگرانی های اتمی جهانی دلیلی شد که امریکا خواست
در کشور چک و لهستان ، یک سپر دفاعی موشکی و الکترونیکی
به مبلغ هفده میلیارد دلار در مقابل حمله اتمی موشکی ایران بسازد.
حمله ایران به لهستان؟
اینهمه فاصله بین دو کشور، بدون هیچ گونه سابقه ای از برخورد
یا حتی گفتگوی تند ! برای چه ؟
این کشور ها همسایه هم که نیستند ،
چند تا کشور هم بین آنها فاصله است!؟
در فاصله های چند ماهه ، آزمایش های موشکی با بُرد 2000 کیلومتر
و بعد 3000 کیلومتری این توانائی ایران را نشان می داد که می تواند
برای اروپای شرقی هم خطرناک باشد.
« چه کسی بهتر ازاین حاکمان در ایران می توانداین طور
به تجارت آنها رونق به بخشد؟ »
……. ……….
در کشوری که عامل ایجاد نا آرامی ها در منطقه است، و سران آن
غیر منطقی عمل می کنند و مورد احترام دنیا نیستند ،
انتخابات ریاست جمهوری در پیش است.
کاری که در آن کشور سابقه نداشته ، دوئل تلویزیونی است.
در این مناظره ها ، بین چهار کاندیدای از پیش تعیین شده ،
بعد از هر مناظره ، آمار هائی که داده میشود ، نشان می دهد
که رئیس جمهور شاغل ، نفر اول نیست ، چه بسا نفر سوم است.
شخصی که بیست سال قبل نخست وزیر بوده است بعنوان نفر اول
با شانس بسیار و اختلاف زیاد با دیگران ، برآورد نظر سنجی هاست.
تبلیغاتی که می شود ، مردم را به
رای دادن به کاندید مورد نظرشان تشویق می کنند
و چنین گفته می شود که اگر همه مردم رای ندهند ،
احتمال انتخاب رئیس جمهور شاغل و نا مطلوب بیشتر است.
اگرچه نخست وزیر سابق فرد مطلوب جامعه نیست ،
ولی بین انتخاب: » بد و بد تر» مردم ِ انتخاب کننده ،
برای انتخاب نشدن » بدتر » رفتند و به » بد » رای دادند.
ولی با تقلب های آشکار و وقیحانه ،
کاندید نفر سوم را بعنوان برنده اول انتخابات نشان دادند.
مردم برای اعتراض به خیابان ها آمدند و بطورمسالمت آمیز
راه پیمائی کردند که با چوب وچماق به آنها حمله شد ، چندین نفر
هم به ضرب گلوله از پای در آمدند و خیلی ها هم دستگیر شدند.
با این کار رهبر نشان داد که آهای مردم! بی خودی رای داده اید ،
من که سال پیش گفته بودم :آقای رئیس جمهور خودت را برای
پنج سال خدمت در آینده آماده کن. یعنی ، چه تو را انتخاب بکنند
یانکنند ، فرقی نمی کند ، من تو را انتخاب کرده ام.
حالا هم که می گوئید تقلب شده ، بی جا کرده اید ، تقلب در کار نبوده
و من می گویم که در انتخابات درست کار شده، شما هم باید قبول کنید
وگرنه هرکس اعتراض بکند با او بر خورد شدید خواهد شد.
نماینده اش هم هفته بعدش در نماز جمعه می گوید:
همه معترضین به رای » آقا » باید اعدام شوند.
در این رابطه سران کشورهای صنعتی ، به رفتاردولت ایران
در مقابل مردم، اعتراض می کنند. ولی آیا این
اعتراض های کشو
ر ها ،کمکی به بهبود وضع مردم می کند؟
رهبر مذهبی سیاسی ، در صحبت هایش اظهارمی کند که
این شلوغی ها برای انتخابات لزومی ندارد ، در آینده
اصلا ً انتخاباتی نخواهد بود وآن را که من می گویم ،
می شود رئیس جمهور.
خوب دیگه دارد درست می شود ، از شمال افریقا به اینطرف :
لیبی ، مصر… و سوریه هرکدام رئیس جمهور های مادام العمر دارند
و در بعضی هم که ریاست جمهوری به پسر به ارث می رسد.
حالا این منطقه هم باید یک دست بشود که آدم بداند با چه کسی
طرف است و برای چندین سال خیالش راحت باشد.
عربستان و کویت و امارات مجاورایران ، دارای امیر هستند ،
یا کشور بنام پادشاه و یک خانواده است و تمام امور مملکت را با آن
چند نفر معدود که در راس هستند ، می توان سر و سامان داد .
برای ایران هم یک رهبر و یک رئیس جمهور مادام العمر
تعیین می شود . تمام شد و رفت .
چه کاری است که هر چهار سال ، اینور اونور بشود ،
بررسی شود که چه کسی می خواهد رئیس جمهور بشود ،
چه کاره است ، اخلاقش چیست ، و وفاداری اش تا حدی است
یا چقدر می توان باو اطمینان کرد.
از طرف جامعه جهانی برای افکار عمومی جهان و ایران ،
چند تا خط و نشان برای رفتار حکومت ایران کشیده می شود
و بعدش هم می گویند : خوب ، مسئله داخلی است وما که
نمی توانیم به آنجا لشگر کشی کنیم چون عده ای ناراضی
درآن کشور هستند .آن ها خودشان می دانند و هر کسی را که
بعنوان رئیس جمهور معرفی کنند ، ما با او صحبت می کنیم
و لاس خشکه های اتمی و غیر اتمی را با او می زنیم تا بشود
معامله های مختلف را پشت صحنه انجام داد.
از ته قلب دلم می خواهد چنین نباشد
سوز
  ۱۴ تیر ۱۳۸۸ – 05.07.2009