بدنام کردن مردم ایران…  

بدنام کردن مردم ایران…  

با شعر های به ظاهر دلسوزانه

..

شعری در مدیا ها به گردش در آمده است که ایرانی را مقصر 

و گناهکار وضع امروز ایران می نامد.

«یگانه دشمن ایران ِ امروز است ، ایرانی».

این شعر فقط می تواند از سوی دشمن ایرانی باشد.

همه ما می دانیم، آن که زیر علم و کتل، سینه زنان در محرم عزاداری می کند 

و شاید خود را گِل مالی می کند،‌

آنی نیست که برای کوروش در هفت آبان بزرگداشت برگزار می کند.

این خانم ها با قیافه هايی که آرایش غلیظ دارند و لباس هائی که اگر خانم های معمولی 

با این وضع، در شهر و خیابان ظاهر شوند، گشت ارشاد، به علت بدحجابی، آن ها را 

به زور سوار ماشین های گشت می کنند… آمده اند و جلوی علم و بیرق، 

عکس های بد حجابانه می گیرند، 

یا وقتی که «سگ گردانی»، در خیابان ممنوع است و گشت ارشاد سگ ها را 

از صاحبان شان  بزور می گیرد و با خود می برد… 

چطور این خانوم با سگ و با حالت «بد حجاب» در جلوی عَلَم و سلام، ایستاده 

و عکس می گیرد… پس از خودشون هستند و مزدور.

این ها، اون هائی نیستند که برای کوروش بزرگداشت می گیرند و آریا اندیش 

و ایرانی خواه باشند.

رئیس مجلس اسلامی می گوید که ایرانی ها قبل از اسلام وحشی بودند 

و با اسلام متمدن شدند… 

یعنی که این سالوس و عراقی زاده، خود را ایرانی نمی داند و خود را عرب 

و آورنده ی اسلام می داند که می گوید ایرانی ها وحشی بودند،  

و یک زمانی هم گفته بود که کوروش، بیش از یک آدم کش نبوده است.

این ها دشمنان ایران هستند، آیا مردم ایران می خواستند که یک چنین ضد ایرانی، 

رئیس مجلس ایران باشد؟‌

نه که نمی خواستند.

آن که شهنامه می خواند، به دُل دُل و کوفه کاری ندارد.

آن که لنین پرست است که از کوروش، به دستور حزب اش بد می گوید.

شکم باره و بر زبان قرآن، آخوند است و نه مردم عادی.

این یاوه گو، همه را با هم مخلوط کرده  و نمی داند که چه می گوید.

این کدام عقل گُم کرده است 

که ایرانی را با چنگیز و حجاج و عمروعاص یکی می خواند؟

او دیوانه ای بی فرهنگ و دانش و معلومات است که همه چیز را قاطی کرده 

و به ایرانی نسبت می دهد. 

خودش در میان کی و چی و هستی، علاف و ویلان است،‌ نمی داند چه را 

به که، نسبت می دهد.

«ز ِ باد آمد خبر، تاریخ در گوش زمان می گفت»

و این بی سواد و بی فرهنگ، که عشقم را «اشغم»‌ نوشته است،‌

صحبت تاریخ را در گوش زمان شنیده است که می گوید فرزندان ایران خیانت کار هستند 

و روس و انگلیس نه!

معلوم است که این شعر را برای تبرئه روس و انگلیس گفته اند 

که عامل اصلی بدبختی امروز  مردم ایران هستند و به این وسیله و با این شعر 

و موسیقی متن، خود ایرانی را مسئول بدبختی و نابسامان بودن وضع امروز معرفی می کند.

آیا رهبر مذهبی، فرمانده بسیج و… آن ها که دستمال فلسطینی به گردن می اندازند، 

نماینده ی مردم ایران هستند؟‌

نه که نه.

مسئول بیمه های اجتماعی می گوید که ما به مردم غزه و لبنان حق بازنشستگی می دهیم.

مسئول سپاه می گوید که ما در مدت چهل و پنج روز روستاهای غزه و لبنان را 

آباد کردیم و برق دادیم و جاده ها را آسفالت کردیم…

پس چرا به مردم کرمانشاه و سر پل ذهاب پس از زلزله، این سرویس را نمی دهند؟‌

برای این که این ها ایرانی نیستند و فقط به فارسی صحبت می کنند.

در دقیقه 00:02:23 ویدئو، به روسی نوشته… و شعر فارسی، 

با خط نستعلیق اون بالا نوشته و عشق را اشغ نوشته است

و فروغ عشق را «فوروگه ایشک» نوشته و بر فشان را «بر سه شان» نوشته 

و خورشید از دامن را «دومان» یعنی دامن…

این یک سند آشکار از روسی بودن این نوشته و شعر است که خود ایرانی را مقصر 

و گناهکار به نمایاند و به گفته ی شاعر تبهکار… انگلیس و روس بی گناه هستند…

می خواهند مردم ایران را منفعل و شرمنده از خود بکنند که بی عرضه هستند و 

باری به هر جهت…، ولی مردم ایران در مقابل روانشناسی و مردم شناسی های 

انگلیس و روس و پول بی حساب، که خمینی را بزرگ می کنند، چه می توانند بکنند؟‌

.

مثل زمان مصدق که  بدخواهان ایران، می گویند مردم ایران صبح می گفتند 

زنده باد مصدق و شب می گفتند زنده باد شاه…

که یک اتهام بزرگ بر مردم ایران است و حالا می دانیم که مردم صبح 

طرفدار مصدق بودند، 

و  با مردم شب که از سوی «سیا» اجیر شده بودند و با پول امریکائی ها 

لات و لوت های شهرنو  را به خیابان آورده بودند فرق داشتند.

مردم عادی به فکر آب و نان شب شان هستند 

و در فکر و کار سیاست و تعیین روش اداره کردن مملکت نیستند که… 

این کار مردان دوراندیش و سیاسی کشور است، و نه مردم عادی… 

.. 

سوز 

۰۸ مهر ماه ۱۳۹۸ –  30.09.2019 

……                                   ……

ما صاحب مملکت خودمان نیستیم

ما صاحب مملکت خودمان نیستیم
..
بایستی این حقیقت را قبول کنیم که ما مردم ایران، صاحب مملکت خودمان نیستیم.
تعارف هم ندارد، آن چه که نامش ایران است و قسمتی از این کره خاکی هست، و ما
در آن خاک و در آن منطقه به دنیا آمده و بزرگ شده ایم و خود را ایرانی می نامیم و
خود را بدهکار آن سرزمین و مردمانش می دانیم و برای آبادانی و رفاه مردم آن جا
دل می سوزانیم و سعی می کنیم که کاری خوب برای آن چه که وطن نامیده می شود،
انجام دهیم و خود را راضی کنیم که وظیفه خود را نسبت به وطن تا اندازه ای انجام
داده ایم، اما با عجز و ناتوانی و ضعف و قبول این که، کاری از دست ما بر نمی آید،
حیران می مانیم که چه باید بکنیم، چطور می توانیم برای آن مردم، و آن کشور
مفید باشیم که نامش ایران است؟
زور و توان ِ ما به این گروهی که بر ایران مسلط کرده اند نمی رسد، حمایت های
جهانی و همه جانبه ای از این گروه حاکم بر ایران هست، برای این که همین ها
بر سر ِ کار باشند و به وسیله ی همین ها، آن کشور را به نابودی به کشانند
و وابسته به صنعت و علم ِ کشور های به اصطلاح پیشرفته نگه دارند و
منابع معدنی و نفتی و انسانی از آن منطقه از جهان را برای تجارت خودشان
با قیمت های بسیار ارزان ببرند و مردم ما را به بی لیاقتی و بی هویتی متهم
می کنند و خودمان را از خودمان شرمنده بسازند،
که مردمی بی تفاوت و باری به هر جهت هستیم.
گاهی از تلویزیون و گاهی در صفحه های اجتماعی، یکی به عنوان دلسوز مردم
ایران، چند تا به نعل می زند و چند تا به میخ، دلسوزانه از مشکل های پیش آمده
برای مردم ناله سر می دهد و آخر سر می گوید که حق ما همین است، ما مردمی
بی تفاوت هستیم و بعضی ها با بی شرافتی، مردم ایران را به بی غیرتی متهم
می کنند.
مردم ایران چه می‌توانند بکنند؟‌
هان؟
کجا مردم ایران توانستند خودشان کاری از پیش ببرند و در نهایت، کار ها
در دست مردم ایران باقی مانده بود که بتوانند برای خودشان در راهی مفید
برای کشورشان پیش بروند؟
.
قبل از زمان محمد رضا شاه، پدر آن شاه را که چه بسیار برای آباد کردن این
سرزمین کوشید، با نیروی نظامی خارجی که بر ایران مسلط شده بود از ایران
بیرون کردند.
.
قبل از رضا شاه، مردی دلسوز برای این کشور و مردم را، میرزا تقی خان
امیرکبیر را با توطئه و دسیسه ها و دخالت های کشور های خارجی در
حمام فین کاشان کشتند.
و نخست وزیری ایرانی نما ولی با تابعیت انگلیس به جای امیر کبیر نشست.
.
در زمان مصدق، که مردی وطن پرست بود، امریکا از او حمایت کرد، وقتی
انحصار نفت ایران از دست انگلیس خارج شد، امریکا به مصدق گفت که دیگر
نمی توانیم از شما حمایت کنیم، چون کومونیست ها در دولت شما نفوذ زیاد،
بدست آورده اند، و پس از آن امریکا با همان انگلیس شریک شد و مصدق را
سرنگون کردند، که پس از آن قرارداد هائی که سود فراوان برای خارجی
ها داشت، بسته شد.
.
در زمان مصدق، نیروهای امنیتی انگلیس و امریکا، چند روز با شاه صحبت
کردند و او را برای رفتن به خارج از کشور وادار کردند تا در غیاب او اوضاع
را به حال عادی برگردانند و از سوی دیگر در بین مردم شایع کردند که شاه
ترسو هست و تا اتفاقی می افتد از کشور فرار می کند و به این وسیله مردم
ایران را از داشتن چنین پادشاهی شرمنده و تو سری خور می کردند و اعتماد
مردم را به خودشان، از مردم می گرفتند.
از سوی دیگر، یکی می آید و در تلویزیون و رادیو، این عملیات را توطئه
و خیال بافی می نامد و نا کارآمد بودن مردم را بزرگ می کند و می گوید
که مردم ایران کجا بودند؟
مردم خودشان می توانستند کاری بکنند، چرا نقش مردم را نادیده می گیرید؟
و کارهای برنامه ریزی شده عوامل خارجی را به حساب مردم ایران
می گذارند.
در حالی که مردم نه در جریان کارها بودند و نه از آن چه که پیش خواهد
آمد و به صورت پنهان توسط نیروهای اطلاعاتی و خرابکاری خارجی
انجام می شد، خبر داشتند.
.
زمان محمد رضا شاه که ایران اولین کشور صنعتی در خاورمیانه شده بود،
اقتصاد و پیشرفت آن در جهان سرآمد و یگانه بود و چند سال پشت سر هم،
رشد  اقتصادی بیش از ده درصدی داشت و در زمینه های هنری و صنعتی
پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشت
و از لحاظ نظامی هم قدرتی شده بود…
آیا در زمان محمدرضا شاه، می‌شد بر خلاف نظر شاه حرفی زد
و عملی انجام داد؟
او می گفت حزب رستاخیز و همه باید به این حزب رأی بدهند و هرکه نمی خواست،
می بایست پاسپورت اش را بگیرد و از این کشور برود بیرون…
یکی هم که جرات کرد که بگوید من به حزب رستاخیز رای نمی دهم، پاسپورت
مرا بدهند که بروم، از سوی همکاران و رئیس و حتی آبدارچی مورد نصیحت
قرار گرفت که بابا چرا می خواهی خودت را با ساواک درگیر کنی؟
پدرت را در می آورند،
یک امضا پای این لیست بکن، دیگر نه کسی با تو کاری دارد و نه در واقع
تو عضو حزب رستاخیز هستی که از تو توقعی داشته باشند، امضاء کن،
خودت را راحت کن…
.
به یک باره موجی اعتراضی با رهبری مذهبی و دینی شروع شد و…
پس از آن چه شد؟‌
سرداران رشید و لایق و کارآمد و افراد شایسته و مدیر و متخصص را با تسلط
نیروهای اسلامی، به جوخه های اعدام سپردند و ایران را از افراد لایق و شایسته
و مدیر خالی کردند و گفتند که: ما متخصص نمی‌خواهیم ما متعهد می خواهیم.
متعهد های بی سواد و ناکارآمد بر سر کار ها نشستند و خرابی های بی شمار
به بار آوردند، آیا مردم ایران، مردم کوچه و بازار، مردمی که دل شان برای
ایران و ایرانی می تپید، چه می توانستند بکنند؟‌ وقتی که حاکم کل، یک بی
لیاقت و نادان و خیال پرداز را به عنوان رئیس جمهور تایید می کند
و می گوید که:‌
نظر من به نظر ایشان نزدیک تر است…
آیا کسی از مردم ایران، جرأت مخالفت و مقاومت در مقابل رهبر را داشت که
بتواند از مسلط شدن این آدم بی سواد،‌ بی تدبیر و… بر سر کار، مانع باشد؟‌
آیا کسی می توانست جلوگیری کند از این که بیست سال تمام پول مردم ایران
را برای غنی کردن اورانیوم خرج کردند و شعار های حکومتی می دادند که
«انرژی هسته ای حق مسلم ماست»؟
پس از این همه پول که برای غنی کردن اورانیوم خرج کردند چه شد؟
جامعه جهانی پخ کردند و همه این ها، ترسیدند و جا زدند و همه آن چه که
رشته بودند پنبه کردند و اورانیوم غنی شده را با خرج هزینه های دوباره،
به اورانیوم های زیر چهار درصد برگرداند.
آیا مردم ایران، مردمی که دلسوز هدر رفتن سرمایه های ملی بودند، مردمی
که این غنی سازی را برای ایران نامفید می دانستند، آن ها که  مردم ایران
می نامند شان، چه می توانستند بکنند؟
آیا می توانستند جلوی غنی شدن اورانیوم را بگیرند و هزینه سنگین و بسیار
بالای آن غنی کردن را برای آباد کردن کشور بکار گیرند؟‌
نه که نمی توانستند.
.
در زمان آقای خمینی، ایشان به مردم و ارتش عراق خط می داد که بر علیه
صدام قیام کنید، آیا مردم ایران می توانستند و یا توانستند که آقا را وادار کنند
که این حرف ها را نزند؟
خب نه، و جنگ هشت ساله با عراق، خرابی ها و کشته شدن جوانان را
به دنبال داشت و خسارت هائی به ایران زد که هنوز هم این خرابی ها
درست نشده است.
آیا مردم ایران چه می توانستند بکنند، وقتی که رهبر مذهبی و انقلابی
می گوید که اگر سی و پنج میلیون هم بگویند آری، من می گویم نه…
خب پس چه زمانی مردم ما برای کشور خودشان می توانستند کاری بکنند
که بشود گفت که صاحب مملکت خودشان بوده اند؟‌
پیش از انتخابات، رهبر مذهبی، مردم ایران را دعوت به رای دادن می کند
ولی پس از انتخابات نماینده ایشان می گوید مردم که حقی ندارند، مردم
بایستی هر چه که رهبر یا ولی فقیه گفت انجام دهند و مردم نمی توانند رهبر
یا ولی فقیه را انتخاب کنند و ایشان از جانب خدا انتخاب می شود!
در سوریه پول های فراوانی خرج می کنند و نیرو برای حمایت از حاکم
سوریه می فرستند که پس از سال ها مردم تازه می فهمند که پول های شان
در کجا خرج می شود، پولی که برای مردم این کشور بایستی خرج شود را
به میل و اراده ای که از سوی مردم ایران نیست برای جاهای دیگر
در دنیا خرج می کنند.
آیا مردم می توانند مانع این خرج ها بشوند؟
آیا مردم ایران می توانند مانع شوند که پول مردم ایران در یمن و سوریه و
لبنان و سودان و… خرج نشود،‌ بلکه برای بهبود وضع مردم خوزستان و
سیستان و بلوچستان و هزار جای دیگر ِ ایران که احتیاج به بازسازی و
نوسازی دارد خرج بشود؟
نه که نمی توانند، تصمیم ها گرفته می شود و اجرا می شود، بدون این
که مردم ایران در تصمیم های گرفته شده سهمی داشته باشند و بتوانند
نظر بدهند.
..
سوز
۱۹ تیرماه ۱۳۹۸ –  10.07.2019

​​درود بر مردم سر فراز ایران

​​درود بر مردم سر فراز ایران

..

دوستی از دوستان، عکسی از سال ۱۳۵۵ در آلمان را با ایمیل باز فرست کرده بود که

روی قطار های شهری، تبلیغی از هواپیمائي هما را داشت و زیرش نوشته بود:

آگهی شرکت هواپیمایی هما در آلمان زمانیکه نه امارات و نه قطر هواپیمایی داشتند

و نه کره جنوبی ماشین تولید میکرد.

داشتن هر چیز شایستگی می خواهد که ملت ایران نداشت.

……..             ………..

و ارسال کننده ایمیل، نوشته بود که با نوشته زیر فرتور «عکس» هم رای هستم:

داشتن هر چیز شایستگی می خواهد که ملت ایران نداشت.

.

این سطر آخر در زیر عکس، جگر سوز بود و توهین آمیز.

 

و مثلا یکی که دلش برای مردم ایران می سوخت و ناراحت وضع موجود در ایران بود، نوشته بود.

………………….                      ………….                                       ………

این نوشته از آن نوشته هائی است که مانند تیری غمگین ساز، دلی بی هم آواز، را شکاف میدهد.

در فضای بی سرانجامی و هوای بی چاره گی، یعنی نداشتن چاره ای برای جلوگیری از آن،

آدمی را هاج و واج با شانه های خسته و وامانده و حالتی بی پناهی از چه کنم، بر زمین نامردی،

با سنگلاخ های درشت و پاهای برهنه مان، زمین گیر، می کند.

تشنه‌گی در بیابان ِ پیش رو، در نظر نیست، دور بودن مقصد و هدف، و دوری از راه رسیدن

به آن در نظر نیست، بلکه از نامردمی ها و از بی حرمتی ها و از بی شعور حساب کردن مردم

یک کشور است، با روحی درمانده و خشمگین و دشمنی سهمگین و دستی خالی، یاری را در کنار

نمی بینی و دوستی را غم خوار نمی یابی.

.

دشمن… دشمن حیله گر و با سیاست و حسابگر و با نفوذ، که سال ها پول ها خرج کرده و آدم هائی

را برای هدف های دوور و بزرگ خود، برای نقشه اش نگه داشته است، برنامه اش را با تبلیغ های

گسترده اجرا می کند و آنگاه که می بینی که روشن فکران جامعه را که امید به درک آنان داری،

در حالی که انتظار داشتی که اینان دیگر می بایست بدانند و نمی دانند و اینان دیگر بایست بفهمند

ولی گفتار آنان گویای آن است که در باغ نیستند…

درد و غم و بی چاره بودن و بی چاره گی، یعنی بدون راه حل بودن را بیشتر حس می کنی

و دلِ غمگین و درد قبلی ات بیش از پیش، غمگین تر می شود و دل ات بیشتر به درد می آید

و نداشتن «راه در رو»، را بیشتر حس می کنی.

.

این نوشته، توهین به ملتی پاک و شریف است که همواره در کوشش برای کمک به دیگران بوده اند،

مردمی که اگر خودشان اندک نانی برای خوردن داشته باشند، باز هم قسمتی از آن را

به گرسنه ای دیگر می دهند.

.

این ملت نیک اندیش و نیک خواه، توان و قدرت مبارزه با نیروهای امنیتی و مخفی و عوامل

اجیر شده و خود فروش و گوش به فرمان خارجی ها را ندارند، در زمان شاه پهلوی، از

سناتور ها و وزیر ها که نگاه می کنی فراماسون یا وابسته های مالی و یا سیاسی به کشور های

دیگر بودند، به ارتش که نگاه می کنی از گوش به فرمان ها برای کشور های دیگر بودند و مردم،

مردم کوچه و بازار،

نه توان شناسائي و نه توان جابجا کردن این سر سپرده گان به بیگانگان را داشتند.

.

در مدارک کاخ سفید امریکا هست که پس از مراجعت شاه ایران از امریکا، جان کندی

به سازمان سیا گفته بود که روی خمینی به عنوان آلترناتیو به جای شاه کار کنند…

زمانی حدود  ۱۷ -۱۶ سال قبل از انقلابی… به اصطلاح اسلامی…

و سی سال پس از انقلاب اسلامی… مدارک نشان داد که به آقای خمینی، میلیون ها دلار از

سوی کارتر رئیس جمهور امریکا کمک شده بود و سران به اصطلاح انقلاب… با ریگان

رئیس جمهور، تماس های مخفی داشته اند…

.

مردم ایران، شایسته و لایق بسیار بهتر از زمان شاه هستند،

ولی کشور های مختلف صنعتی و قوی در جهان… امریکا و اروپا و چین و روسیه…

همه شان منافع شان در این است که این چنین رهبرانی را در ایران، بر سر ِ کار نگه دارند

تا امورات شان بهتر بگذرد.

.

اگر جمهوری اسلامی و کارهای دیوانه وارش و بازی با کارهای اتمی اش نبود،

آیا امریکا می توانست به عربستان ۱۱۰ میلیارد دلار و به قطر ۹۰ میلیارد دلار اسلحه بفروشد؟

کشور های مختلف جهان در طول ۱۸ سال، برای کارهای اتمی در ایران کمک می کردند،

آیا می توان باور داشت که از این تشکیلات و این کارهای اتمی خبر نداشته اند…؟

نه… نمی شود باور کرد، و وقتی که حدود ۲۰۰ میلیارد دلار از پول ایران در این راه خرج شد،

یک دفعه خبر دار شدند و فشار آوردند که بایستی هرچه که رشته ای پنبه کنی…

حالا همین بازی با عربستان شروع شده است، عربستان می گوید اگر ایران بخواهد به سلاح اتمی

دسترسی پیدا کند، ما هم به سرعت برای رسیدن به سلاح اتمی تلاش خواهیم کرد.

یعنی یک برنامه برای دویست سیصد میلیارد دلار خرج اتمی، روی دست عربستان گذاشتن

در حال اجرا هست.

آیا مردم عربستان می توانند برای جلوگیری از اقدامات مسئولین کشورشان کاری بکنند؟

نه… نمی توانند.

و اگر کسی به مردم عربستان توهین کند و بگوید که بی عرضه هستند، معلوم است که فریب

تبلیغات « گیگا » ها را خورده است و غول های سرمایه داری توانسته اند ظاهر را جوری

نشان دهند که مردم روش فکر هم به اشتباه قضاوت می کنند.

این چنین نوشته هائی که گناه وضع موجود را به گردن خود مردم ایران می اندازند، از سوی

همان خائن ها و همان جنایت کاران است که این بلا را به سر مردم ایران آورده اند، تا گناه

خیانت خود را با مقصر جلوه دادن مردم بپوشانند

و مردم ستم دیده و عاجز و بی پناه را بیشتر منفعل و شرمنده کنند و در حالت انفعالی نگه دارند.

.

ایران دارای دومین منبع گاز طبیعی و سومین یا چهارمین منبع نفت خام در جهان است و

ایران دارای اولین… اولین، منبع گاز و نفت جهان… جهان،‌ در مجموع است.

بسیار واضح است که دنیا و سیاستمداران دنیا، برای کنترل و ارزان بدست آوردن انرژی

مورد نیازشان، تلاش می کنند تا چنین منبعی را در دست داشته باشند و از دست ندهند.

پس… چنان می کنند که چنان باید کرد.

و مردم ایران و مردم سوریه و یا… برای شان مهم نیست، آن ها برای آینده و مردم خودشان،‌

مردمان دیگر جاها را اگر لازم شد، نابود می کنند تا به مردم خودشان خدمت کنند،

مانند جنگ های قدیم…

.

و از این که شما را « هم رای » این توهین به مردم ایران می بینم، بسیار متاسفم

و بیشتر نا امید از رسیدن به اندکی آرامش و رفاه برای مردم ایران می شوم…

..

سوز

۳۰ فروردین ۱۳۹۷ –  19.04.2018

 

سوگنامه برای وطن – 2

سوگنامه برای وطن – 2

..

هر روز با خبری از رادیو، تلویزیون یا اینترنت که مستقیم یا غیر مستقیم راجع به وطن

می شنوم، می بینم یا می خوانم، دردی از تأسف و بی حمایت بودن وطن، بر

دلم چنگ می زند. و چاره ای را برای بهبود آن نابسامانی ها نداشتن، غمگینم می کند.

.

این نوشته برای همه آنهائی است که از میهن، از زادگاه، از خانه پدری ِ خود، دور هستند

ولی دلشان و فکرشان برای آبادانی و رفاه و آسایش مردم کشورشان در تلاتم است و

هر زمان که به فکر سرزمینشان می افتند، با تأثر و از بدون چاره بودن، به صحنه های روزانه

ای که مردم آنجا دارند، سری تکان می دهند که تاسف و بی درمانی را نشان می دهد.

.

مردم، نه تنها در سرزمین من، بلکه در بسیاری از کشور ها با خون دل زندگی می کنند.

مردم  یک یا دو کشور هم نیستند که هر روز با مشکلات بیش از اندازه برای کاری معمولی،

در تلاش زندگی هستند. بسیاری از کشور های بنام جهان سوم، با رنج و زحمت بیش

از اندازه ای معمول، برای هر کاری گرفتار هستند.

.

حالا در بسیاری از کشور ها جنگ هست، جنگ برای هیچ، جنگ برای فکری

و عقیده ای، که در آن کسانی که جنگ می کنند، دمیده شده است. فکری که

در کشوری دیگر اصلن مسئله به حساب نمی آید، چه برسد به آنکه برای آن بجنگند.

.

بزرگان مجهول، کسانی هستند که صحنه گردان اصلی برای ِ این نمایش ها هستند.

کسانی که اسمی از آنها در مدیا ها نیست، کسانی که رئیس جهور ها را، نخست

وزیران را و رهبران را تعیین می کنند. با داستان ها و نمایش هائی، مردم  به واقعی

بودن رأی خود قانع می شوند و قیافه دموکراسی در جامعه به نمایش در می آید

تا جامعه راضی باشد و شکایتی نداشته باشند تا اینان به کار خود راحت تر برسند.

.

پر واضح است که از وجود جنگ، تولید کنندگان اسلحه های جنگی منافع زیاد بدست

می آورند. چطور است که در مدیا ها از این مورد ها خبری نیست؟ آیا صاحبان مدیا

ها هم از منافع این جنگ ها سود می برند و  یا گردانندگان این جنگ ها و نا آرامی ها

مدیا ها را هم با پول و زور در کنترل خود دارند؟

.

برای ادامه دادن ِ جنگ، فقط مواد و وسیله های کشت و کشتار نیست که بکار برده

می شود وجود جنگ احتیاج بسیار به وسایل نقلیه، سوخت برای وسایل نقلیه، مثل

کامیون و هواپیما و کشتی و…، وسایل مخابرات، وسایل زندگی مانند کفش و لباس

و محل سکونت لازم دارد. مواد داروئی و پزشکی و جراحی لازم دارد و بقول

بعضی ها، که می گویند جنگ برای ما نعمت است…

گویا برای خیلی ها جنگ نعمت است.

ولی آیا جنگی که باعث کشته شدن هزاران و یا میلیون ها نفر انسان می شود، آیا

ارزش آنرا دارد که نعمت خوانده شود؟

جنگی که باعث از هم پاشیدن خانواده ها شده، باعث از کار افتادگی و نقص عضو

انسان ها شده است، برای چه کسی نعمت است؟

آنانکه از منافع جنگ سود می برند، مانند این است که خشت خانه هاشان را با

خون و خاک درست کرده اند. خشتی معمولی از خاک و آب بصورت گِل می شود و در کوره

ها پخته شده و آجر می شود، ولی خشت های خانه های اینان از خون و خاک درست

شده است. اگر خانه از بتون وسیمان است، بجای آب در سیمان خون ریخته اند.

.

بدون چاره بودن برای بهبود وضع در کشوری که دیکتاتور بالای سر آنهاست، از آنجاست

که بسیاری از کشور های بزرگ، از بودن دیکتاتور ها در آن کشور سود می برند و

در ظاهر هم شاید چند کلامی بر علیه آن دیکتاتور ها صحبت کنند ولی در پنهان

به دیکتاتور ها رسانده اند که

ما باید در ظاهر چنین کنیم تا بتوانیم در پنهان از شما حمایت کنیم.

.

نزدیک ترین جنگ در این زمان در سوریه است، پدر ایشان، حافظ اسد در حدود

بیست و پنج هزار نفر را به قتل رساند و چهل سال حکومت کرد. پسرش بشار،

تا بحال باعث مرگ یکصد و پنجاه هزار نفر شده است و هنوز بر سر ِ کار است.

خیلی واضح و مشخص دیده می شود که کشور هائی که هر کدام در یک طرف

این جنگ از بشار اسد حمایت می کنند، یا بر علیه بشار اسد هستند، هر کدام

بخاطر منافعی که در نظر دارند، در تلاش هستند که خود را بر حق نشان دهند.

.

نمونه ای پوشیده تر و پنهان کارانه تر، سیستمی است که در ایران اداره می شود.

ایران کشوری است که از لحاظ منابع گاز و نفت در دنیا اول و دوم است، برای

دسترسی به این منابع و تامین انرژی، دیده می شود که باصطلاح نارضایتی های

مردم، باعث اعتراض ها و رفتن یک پادشاهی و آمدن حکومتی مذهبی شده است.

مردم جوان در این کشور یا به اعتیاد کشیده می شوند، یا از کشور فرار داده می

شوند و یا چون جنگ هدایت شده ای مثل جنگ ایران و عراق، حدود یک میلیون

نفر کشته و معلول نتیجه اش می باشد.

چه کسی جواب این کشته شده گان را می دهد؟

بسیاری از چیزها در هر دو کشور نابود شده و خسارت مالی و جانی بسیار

به هر دو کشور زده شد که باید با کمک کشور های بزرگ باز سازی شود.

 

از هزاران سال پیش تا همین امروز، جنگیدن با کشتار زیاد، برای بدست آوردن منابع

و استفاده های اقتصادی و نظامی هم چنان ادامه دارد.

آنچه تغییر کرده است، نوع این جنگیدن و کشتار است. دیگر مثل سابق لشگر

کشی با اسب و قاطر و پیاده نظام نیست، بلکه با فعالیت سیستم اطلاعاتی

و جاسوسی و هزینه کردن پول در حمایت از گروهی و هواداری از این گروه و

مسلط کردن آن گروه بنام انقلابی و آزادی خواه با شعار های خوش آیند

و با گماردن یک یا چند نفر در یک کشور بعنوان رهبر و یا رئیس جمهور، آنچه می

خواستند بدست می آورند و احتیاجی به آن لشگر کشی های پر هزینه نیست.

یا از آنطرف برای حکومتی موجود، گروهی بنام اپوزیسیون و مخالف با آن رهبر، و

گروه های باصطلاح آزادی خواه، را مسلح می کنند و در کشور آشوب می کنند.

.

و از آنجا که کشوری مثل ایران با اهمیت مکانی و نظامی و اقتصادی برای بسیاری

از کشور های قوی و صنعتی در دنیا دارای منافع و مزایائی است، با افسوس باید

گفت که امیدی به بهتر شدن وضع مردم ایران نیست و بر سر قدرت بودن دیکتاتور های

مذهبی هم چنان ادامه خواهد داشت و مردم در زیر فشار خواهند بود و هر صدای آزادی

خواه را به زور یا پول خاموش خواهند کرد. و آنچه مهم نیست مردم ایران است.

.

این نوشته نه برای دلسرد کردن مردمی است که برای آزادی مردم  در تلاش هستند،

بلکه نا امیدی از این است که آنقدر امکانات و پول و رابطه نداریم که درمقابل تمام

کشور های دنیا مبارزه کنیم.

.. 

سوز 

29 فروردین 1393 –  18.04.2014

سوگنامه برای وطن – 1

سوگنامه برای وطنم

..

وقتی به ملت بیچاره ایران گفته می شود، ملت در خواب یا ملت بی عرضه،

قلبم از ناراحتی فشرده می شود.

این مردم نیک اندیش و خیر خواه و آماده برای کمک به هر درمانده و محتاج کمکی، با

اخلاق مهمان نوازی و روحیه ای شادی نوازی،

شایسته است زندگی اش بسیار بهتر از این باشد که هست.

این ملت بیچاره از طرف همه کشور های بزرگ بطور پنهانی دارد به نابودی کشیده می شود.

عوامل مالی و سیاسی و جاسوسی همه کشور های بزرگ دست بدست هم داده اند و

با همکاری یکدیگر، و برای پایدار نگهداشتن منافعی که از ایران به آنها می رسد، ملت ایران را

در فشار و محرومیت و تهمت و افترا و زندان و شکنجه، و تبعیدی خود خواسته، و

یا مرگی نا خواسته هدایت می کنند.

و ایرانی نما هائی که قیافه ای ایرانی دارند و به فارسی صحبت می کنند بنام ایرانی

در قدرت و بر سر کار ها هستند و دزدی ها و اختلاس هاشان را یاری داده می شود

ولی مخالفان دزدی ها و مخالفان نابکاران سرکوب می شوند.

.

دستگاه های مدرن برای رد یابی و پیدا کردن مردمی که بر علیه تقلب در انتخابات فعال بودند

را چه کسانی در اختیار حکومت قرار دادند؟ دوربین های جرثقیلی را که از یکی دو کیلومتری

افراد را شناسائی می کردند از کجا بدست آوردند. روش شناسائی و رد گیری و پیگیری را

از که آموختند؟ روس و چین و امریکا و اروپا،

بطور کلی، کدام یک بهتر از دیگری هست؟ هیچکدام.

امریکا از زمان کلینتون می گفت ما با مردم ایران هستیم. بوش هم همین حرف را می زد.

اوباما هم چنین گفت. و دیده شد که در همه زمانهای این رئیس جمهور ها، بطور مخفی با

مقامات جمهوری اسلامی در تماس بوده اند.

در طول هیجده بیست سال گذشته، فعالیت های اتمی ایران بطور غیر مستقیم یاری شد

و در طول این زمان دستگاه های مربوطه به آن را به ایران فروختند. آنطور که گفته می شود

حدود دویست میلیارد دلار برای این انرژی هسته ای از طرف ایران خرج شده است.

چه کسی این وسایل را به ایران فروخته است هر قسمتی را کشوری…،

همه از وضع فعلی ایران سود می برند،

چین یک جور روسیه جوری دیگر، امریکا یک جور و اروپا یک جور دیگر،

مواد مخدر جدید و خطرناکتر مثل کراک و شیشه به مقدار فراوان و ارزان در همه جا هست.

ارزان تر از یک بسته سیگار!؟

و جوانان را در جاهای عمومی اذیت می کنند و جوانان و مردم را بسوی خانه ها و محفل

های خانگی هول میدهند. و این محفل های خانگی محل مصرف الکل، تریاک و گوش کردن

به موسیقی دلخواهشان است. مصرف شیشه و کراک بعد از سه سال باعث مرگ می شود.

کارگاه ها و کارخانه ها، به تعطیلی کشانده شده اند و همان محصول ها توسط همکاران و

همراهان از گروه مسلط بر کشور، وارد می شود. در این میان کارگران و خانواده هاشان به

هیچ گرفته می شوند و اگر اعتراض کنند به عنوان مخالف نماینده خدا مجازات می شوند.

حداقل چهل در صد از مردم زیر خط فقر هستند، در کشوری که منبع های گاز و نفت آن

در جهان، مقام اول را دارد.

و در نهایت ملت ایران به بی عرضه گی و یا خواب بودن متهم می شود.

مدیا های خارجی به زبان پارسی، در روزنامه هایشان یا در رادیو های خودشان هرکدام به نوعی

مردم ایران را متهم می کنند، خیال پرداز و پر مدعا و راحت طلب و بی خیال نشان می دهند.

و با تأسف باید گفت که هنوز در آینده ای نزدیک، برای مردم ایران راحتی و آسایش

و آرامش دیده نمی شود.

و با تأسف بیشتر، راه و روشی چاره ساز برای فرار از این بیچاره گی و بدبختی به نظر نمی رسد.

و امید به بهبودی در وضع مردم ایران با شرایط موجود دیده نمی شود.

اگرچه عده ای بعنوان مخالف دولت صحبت می کنند و رادیو یا تلویزیونی در اختیار دارند ولی

در چند جا، عملکرد اینان مانند کلک مرغابی است که خود را مخالف نشان می دهند تا اینکه

عده ای مخالف واقعی را گول بزنند و بسوی خودشان بکشانند تا شناسائی شوند.

.

مردم ایران در بی وسیله گی و بی امکانی و محاصره از هر سو، هم چنان در فشار هستند

و تا زمانی که منافع بسیار از ایران بدست غیر ایرانی ها می رسد، وضع بهتر نخواهد شد.

که اگر قرار بود وضع ایران بهتر شود، از حکومتی مذهبی دیکتاتوری در ایران حمایت نمی شد.

با یک نفر در راس کار ها و رساندن او تا درجه ای که هر کاری بخواهد می کند و به هیچکس

جواب نمی دهد و هر کاری که اراده می کند برای همه واجب است که اجرا کنند…

و چنانچه می بینیم، این گناهی بزرگ است، در ایراد گرفتن از این خدای بادکنکی که

جرمی سنگین دارد و دلیلی می شود که ایراد گیرنده را به بدترین

جرم محکوم کنند و از فعالیت دور نگهدارند.

با تمام وجودم آرزو می کنم که این برداشت، نادرست باشد و مردم ایران بزودی از

آرامش و آسایش و امنیت برخوردار شوند.

باشد که چنین بادا

دشمنان ایران پر زور

دست مردم از امکان رهائی دور

اشک ریختن، دردی از مردم را دوا نمی کند

خدا هم، هزاران سال است که کاری نمی کند

نه امید به خدا، چاره ساز است

و نه اشک مردم محروم براشان دل گداز است

نه پولی برای خرید اسلحه داریم

نه در همکاری با آنکه همفکر نیست، حوصله داریم

مردمی چون درخت ِ بید مجنون سر بزیر و افراشته

هر باد کوچک شاخه ها را به سوئی برداشته

باد شدید و توفان شاخه ها را به اطراف فوو می کند

بعد از گذشت ِ توفان، آنچه بر جا و بر پا می ماند،

درخت است و شاخه هایش، که خود را رو می کند.

..

سوز

29 اردیبهشت 1393 – 19.05.2014

 

نجات کارگران معدن شیلی – مردم ایران

نجات کارگران معدن شیلی – مردم ایران

..

عملیات نجات کارگران معدن در شیلی را از تلویزیون نگاه می کردیم. آنها به مدت

69 روز در عمق 700 متری مانده بودند و راه خروج نداشتند.

وقتی که به روی زمین آورده شدند، اشک احساسات و شوق دیدار

خانواده هاشان در چشمان ِ ما هم حلقه زد.

راجع به اونها خواستم صحبت کنم، نمی شد، بغض گلویم را گرفته بود و با کلمات نیمه بریده

و نفس درمیان، توانستم یک جمله را به گویم. اگر می خواستم در یک نفس جمله را بگویم

حتما بغضم می ترکید و گریه ام را دیگران هم می دیدند.

اگر چه از لحن صحبت نیمه هق هق وار و صدای لرزان من، با نیم نگاهی که به من انداخته شد،

دیدند که اشک از چشمم به راه افتاده است. خودشون هم حالتی شبیه من داشتند.

بعد از نیمه شب بود و قرار بود تلویزیون را خاموش کنیم و به خوابیم، که گفتم به گذار

این خبر را هم راجع به نجات کارگران به بینیم.

چند دقیقه بعد از شروع گزارش و نمایش عملیات نجات من رفتم

به آشپزخانه و قلم و کاغذ به دست گرفتم ولی تلویزیون روشن بود

و گزارش عملیات نجات، هم چنان ادامه داشت و مشتاق دیدار خانواده های

نجات یافتگان با نجات یافته ها، پای تلویزیون نشسته.

اشک ِ احساسات از همیاری مردم و دولت برای نجات اسیران معدن در شیلی،

پرده ای بلوری شد که صحنه های زندانیان سیاسی ایران را به نمایش گذاشت.

روزنامه نگاران، روشنفکران، دانشجویان و مردم عادی که به بهانه های مختلف

در زندان های تنگ و تاریک و انفرادی و بدون امکانات به سر می برند.

در شیلی با لوله، خوراکی و تلویزیون به عمق 700 متری زیرزمین می فرستند،

تا کارگران با جهان خارج در تماس باشند و احساس تنهائی نکنند.

در ایران مانع رسیدن خوراکی و اخبار به اسیران در بند می شوند، و تماس آنها

را با دنیای خارج قطع می کنند تا مردم در تاریکی، حتما احساس تنهائی به کنند.

آنجا در فکر نجات مردم ساده و کارگر معدن هستند.

اینجا در ایران، حقوق کارگران را نمی دهند و نماینده آنها را زندانی می کنند

که چرا برای رفاه کارگران حرف زده ای. پس تو مخالف حکومت هستی

و چون حکومت را نماینده خدا اداره می کند پس تو مخالف خدا هستی!

اینجا هموطنان ما را، روزنامه نویس، دانشجو و روشنفکر را از نور، خوراک،

اخبار و تماس با دنیای خارج محروم می کنند.

به کدامین گناه مردم و روشنفکران ِ سرزمین ما ایران، عذاب می کشند

و شکنجه های روحی و جسمی می بینند؟

..

سوز

22 مهر 1389 – 14.10.2010

مکتب ایرانی

مکتب ایرانی

..

آقای علی مطهری در نامه اش به احمدی نژاد می نویسد:

کوروش را رها کنید و دنبال مکتب ایرانی نباشید. مردم ایران اسلام را می خواهند.

سخن راندن از تمدن ایران باستان به جای تمدن اسلامی و تبیین منشور حقوق بشر کوروش

به جای حقوق بشر مورد نظر اسلام ، …

و در دنباله اش می نویسد…و به اقشار سهل انگار نسبت به دین نیز نمی‌توان تکیه کرد.

— //

حقوق بشر  اسلامی؟ یعنی همان که می گوید لا اکراه فی الدین… ولی پیروان مذاهب دیگر

که صاحب کتاب آسمانی هستند، باید جریمه و جزیه غیر اسلامی بودن بدهند

و بقیه هم یا اسلام بیاورند و یا باید کشته شوند، چون کافر هستند.

===

حقوق بشر کوروش می گوید:

همه مذاهب آزاد هستند و حتی کمک می کند معبد هاشان را به سازند.

—  //

آقا نفرمودند که، چند در صد از مردم ایران در حال حاضر » سهل انگار نسبت به دین » هستند.

اکثریت مردم ایران در حال حاضر از جمهوری اسلامی ناراضی هستند. و » اقلیتی » فقط آنهائی

از وجود جمهوری اسلامی راضی هستند، که با زد و بند های میان دست اندر کاران حکومت اسلامی

به نان و نوائی رسیده اند و یا کار و کاسبی شان باحمایت از حکومت سکه شده است.

اما شمائی که سنگ اسلام را به سینه می زنید، در کدام خاک بدنیا آمده و بزرگ شده اید؟

از زحمت و خدمت ِ مردم ایران بهره برده اید و به جائی رسیده اید.

مردم ایران از اسلام و تسلط اسلام تا به حال چه بهره ای برده اند؟

اموال مردم ایران در کمک های چند میلیون دلاری به کشور های دیگر بخشیده می شود.

درد و عزا و ماتم حکومتی های ایران، درد و ناراحتی مردم غزه و لبنان است و

نه مردم ایران.

مردم ایران باید و باید  » سهل انگار نسبت به دین » باشند.

رهبر مردم ایران دستمال فلسطینی به گردنش می آویزد،

در حالیکه رهبری مسلمانان جهان را به او نسبت میدهند.

آیا دستمال فلسطینی نمایندگی اسلام را بدست آورده است؟

آیا رهبر ایران فلسطینی است؟

طبیعی است که برای همدردی با مردم و مسلمانان فلسطین می توان از آنها یاد کرد و

پشتیبانی نمود، اما نه اینکه از آب و خاک و سرمایه مردم ایران استفاده کرد و

دستمال فلسطینی را به گردن آویخت و روز و شب به فکر مردم فلسطین بود.

اگر ادعای حکومتیان همدردی با مردم مسلمان است، پس، مردم مسلمان ایران

که مستحق تر از هر مسلمان دیگری هستند که از سرمایه و امکانات کشور ایران

یعنی از امکاتات کشور خودشان برای ِ خودشان، استفاده کنند.

علامت و سمبل مردم ایران، مثلا شال گردن با نقش منشور کوروش کبیر، یا با نقش هائی از

تخت جمشید یا کوه ِ دماوند، بر سینه و گردن رهبر زیبنده تر از چفیه فلسطینی و غریبه است.

..

سوز

27 شهریور 1389 – 18.09.2010