بلبل و کلاغ

بلبل و کلاغ
..
شنیدس‌تم، که در باغی کلاغی
به قارّ و قار، صدا بسیار می کرد
چو، بلبل چه چهی، می زد به نغمه
کلاغ از نو دوباره، قارر، می کرد
.
بگفتا بلبل اش، قارری که داری
ندارد با نوای بلبلان، هیچ سازگاری
میان باغ و گلشن، جای تو نیست
به گورستان، مناسب جامه داری
.
مناسب بر عزا ست، رَنگ و صدایت
فغان و شیون ِ ماتم زده، باشد جواب ات
که قار قارَت، چنان اندوه و غم را بر دل آرد
غم ِ صاحب عزا، هست در فرار، از این صدایت
.
تو، صاحب غم، چنین دلداری اش دِه
نه بر یک باغ نشین، با قارر خود، آزار می دِه
به باغ و بوستان، باشد پیام، چهچه ز بلبل
وصال عاشقان را،‌ خوش نوا ، داد ست مژده
..
سوز
۱۹ آبان ۱۳۹۷ –  10.11.2018
Advertisements

ای پری

ای پری

..

عشق ِ تو، من را نماید سوی ِ کوی ات رهبری

دل و جانم، در وصالت بی قرارند، ای پری

گرچه سال ِ شصت و شش گوید، جوانی کرد گذر

قلب ِ من تند تر زند، با هر نگاهت، ای پری

..

سوز

16- اسفند 1393 – 07.03.2015

……….                ……………….

با الهام از شعر « ای پری » از شهریار:

پیر اگر باشم چه غم، عشقم جوان است ای پری

وین جوانی هم هنوزش عنفوان است ای پری

هر چه عاشق پیر تر، عشقش جوان تر ای عجب

دل دهد تاوان، اگر تن ناتوان است ای پری…

دم غنیمت شمار

دم غنیمت شمار

..

ساقی بیار باده یه خوشگوار که هر آن ، زمان پرید

صیّاد را خواب ربود ، در مرغزار ، آهو روان چرید

فردای یه شب ِ وصال یا فراق ، از پیش خبر نکرد

باد ِ اجل بیامد و فرصت ز ِ دستان ، روان پرید.

..

سوز

18 اسفند 1389 – 09.03.2011