چه کسی کمک خواهد کرد؟‌

چه کسی کمک خواهد کرد؟‌

سوگنامه برای وطن

..

مردم ایران در فشار

و تبلیغ مذهبی برقرار

دشمن در لباس ایرانی در کنار

و دوست داران وطن بی قرار

.

از گفته های ایرانی های خارج از کشور که در هر شهری

چند تن از آنان کارهای جمهوری اسلامی ایران را تایید می کنند،

چنین بر می آید که گسترش و پخش بودن عوامل جمهوری اسلامی

بسیار زیاد است.

به وسیله مدیا های ایرانی، آن چه که در ایران انجام می شود را به نحوی

به شوخی های مختلف پیش مردم مسخره و عادی جلوه می دهند،

در مدیا های خارجی، آن چه که در مورد حکومت شاه

به عنوان رعایت نکردن حقوق بشر، بزرگ می کردند،

در هیچ کدام از مدیا های خارجی بزرگ نمائی نمی شود

و اگر هم خبری از آن خلاف ها و نادرستی ها و قانون شکنی ها و

زیر پا گذاشتن اصل های حقوق بشر بیان شود، به مقدار بسیار کوتاه و

جزئی بیان شده و تکرار نمی شود.

امریکا در ظاهر با ایران و حکومت ایران دشمنی نشان می داد، ولی

از زمان کارتر چهار سال، ریگان هشت سال، بوش پدر چهار سال،

و پس از آن کلینتون، بوش پسر، اوباما هرکدام هشت سال یعنی حدود

چهل و سه سال… اگر دستور کندی را به «سیا» در مورد جایگزین کردن

آقای خمینی به جای شاه را «حدود هفده سال» حساب نکنیم… در پشت پرده،

با سران حکومت اسلامی ایران همکاری داشته اند و همه این رئیس جمهور

های امریکا گفته اند که با مردم ایران هستند و مردم ایران را از حکومت جدا

دانسته و طرفداری خود را از مردم ایران اعلام کرده اند.

.

ولی در عمل دیده شد که بی منطق بودن سران حکومت ایران و گاهی

تروریست پرور خواندن مسئولین جمهوری اسلامی به نفع حکومت

امریکا و کشور های صنعتی و بزرگ از شرق و غرب سابق بوده است

و با این ببر کاغذی که درست شده است، همسایگان ایران را ترسانده

و به مقدار بسیار زیاد، اسلحه و وسایل جنگی و دفاعی به همسایگان ایران

فروخته اند و به عنوان حمایت از آنان در مقابل دشمنی چون ایران، با همسایه

های ایران همکاری کرده اند و بطور عملی در همه کارهای آن همسایگان

در مقابل ایران دخالت و تاثیر داشته اند.

.

ایران در چهل سال قبل، می شود گفت که صنعتی ترین کشور در خاورمیانه بود.

آن چه که بر ایران رفته است، در زمان این چهل سال، به هم ریختن سیستم آموزش

در دانشگاه ها و مدرسه ها و از علوم زمان به علوم دینی توجه داشتن را پیش

گرفته اند. در زمینه های دیگر، تعطیل شدن کارخانه ها،  

از بین رفتن کشاورزی و جنگل ها و به باد دادن منابع آبی و تبدیل دریاچه ها

و تالاب ها به شن زار های تولید کننده ریزگرد ها هست که با وزش باد در

آن جا ها، توفان ریزگرد و یا در آذربایجان توفان نمک درست می شود.

مردم ایران در این زمینه و برای جلوگیری از نابود شدن کشورشان، چه می توانند

بکنند؟‌

نیروهای امنیتی با شنود های تلفنی و موبایلی از مردم که تکنیک آن را از کشور های

بزرگ گرفته اند و یا خریده اند، کنترل همه چیز مردم در دست شان است.

اگر تظاهرات بر خلاف میل حکومت انجام شود با دوربین های مدرن که از فاصله

چند صد متری در جاهای بلند بطور دائم و یا موبایل و موقت قرار دارند، شناخته

می شوند و به سرعت دستگیر شده به عنوان های مختلف در زندان ها هستند و یا

حذف فیزیکی شده اند، یعنی هیچ حرکتی از سوی مردم نمی تواند کاری انجام دهد.

از سوی دیگر با بلند گو های مختلف با دانشمندان و سخنگویان دلسوز نمای مردم

تفسیرهای بی سر و ته می کنند و بسیاری از آن ها می گویند مردم خودشان بایستی

از خود حرکتی انجام دهند و بعضی دیگر می گویند مردم همان حکومتی را

دارند که لایق آن هستند.

آیا در واقع لیاقت مردم ایران، این حکومت عقب افتاده و به دوران هزار و چهارصد

سال پیش برگشته است؟

با اندوه بسیار دیده می شود که منافع جمعی و کلی که کشور های بزرگ از وجود

این حکومت دارند، آن کشورها را به حمایت آشکار و پنهان از حکومت اسلامی نمای

ایران کشانده است و آن که سرش بی کلاه مانده است، مردم ایران هستند…

کشور های مختلف بزرگ، برای بندر ها و ماهیگیری و صنعت نفت و غنی کردن

اورانیوم و خرید خاک ایران و فروش اتوموبیل و قرارداد های بسیار دیگری که

با حکومت بسته اند، و بسیاری از آن قرارداد ها برای مردم ناشناخته هستند،

هر کدام به گونه ای دارند از قرارداد با ایران سود می برند.

برای مردم ایران روضه امام حسین (ع) را می خوانند و مردم را به گریه

می اندازند که آن راد مرد شجاع در آن صحرا ندا می داد که

«هل من ناصر یَنصُرُنی»

یعنی آیا کسی هست که به من کمک کند؟

حالا خود مردم ایران از چه کسی باید کمک بخواهند؟

حالت مردم ایران، مانند این است که یک آهوی بزرگ و چاق و چله که

در میان چند گرگ که در حال دریدن اش هستند،

بخواهد از یکی از آن گرگ ها کمک بگیرد…

..

سوز

۱۶ تیر ۱۳۹۹ –  06.07.2020 

آتنا دائمی اعتصاب غذا را بشکن

آتنا دائمی در اعتصاب غذا

..

آتنا جان، دخت ایران، تو خیلی قوی هستی، چون:

اگر یک کم از موی سرت از زیر روسری ات پیدا شود،

آیت الله به آن بزرگی را به لرزه در می آوری، اسلام به خطر می افتد و

شهری را به آشوب می کشی.

اگر صدایت را بشنوند، آیت الله های خداشناس و تظاهر کننده به پاکی و

نماینده ی خدا بودن، از این رو به آن رو می شوند، ایمان شان از دست می رود،

خدا را فراموش می کنند و احساس تمایل به یک زن دیگر در آن ها بیدار می شود.

تو باید انگشت در دهان، صحبت کنی که مبادا… صدای تو

هوس در دل مومن های خداشناس بی اندازد و آن ها را از توجه به خدا،

به سوی صدای دل انگیز ِ زنانه منحرف کند.

تو قوی هستی زیرا اگر لباسی که به تن داری، کمی تنگ باشد و چسبان،

روح ِ پاک ِ آیت الله ها و مومنان به خدا، ناگهان از خدا پرستی غافل شده و به

انحنا های بدن یک زن، دین و ایمان را از دست می دهند.

دخترم، عزیزم، دخت ایران، اعتصاب غذا را بشکن، جسم خود را قوی دار و

کافی است که موی خود را کمی با تکان دادن ِ سرت، از زیر روسری بیرون

بریزی، کافی است کمی لبخند بزنی، کافی است اگر کمی با صدای بلند

صحبت کنی، این ها همه سلاح های جنگی ی توست، جسم خو را سالم نگهدار.

ایران ِ تو، به انرژی ِ تو احتیاج دارد، ایران ِ تو، تو را لازم دارد، خود را ضعیف ِ جسمی

نکن.

آتنای عزیز، جسم خود را مانند ِ روح ات، قوی نگهدار، این روح قوی را جسمی قوی

باید، تا در مقابل سختی ها مقاوم باشد و سنگر های دشمن را یکی یکی،

تسخیر کند و به سوی آزادی پیش برود.

..

سوز

۰۴ خرداد ۱۳۹۶ – 25.05.2017 

مهر ایران

مِهر ایران

..

عرب پرستان که عشقشان‌، افتخار ِ‌ عرب است

بسی تأسف که بخود نامیده اند‌، نام  ایرانی

ز ِ سردار ِ قاتل ِ مردم ِ ایران، به افتخار گویند

پلیدان‌، به انکار ِ مجد ِ ایران وُ‌ ، سخن به نادانی

بسا شکوه و افتخار در این سرزمین بیاوردند

به گواه ِ بیگانه و تاریخ‌، مردمان ِ‌ ایرانی

دلم ز ِ امید‌، به باز سازی یه وطن پُر شد

ز ِ دیدن ِ شیر زنان وُ ، چون تو مردانی

فریدون وُ کاوه وُ آرش وُ فردوسی

سپرده اند کاخ ِ دشمن ِ ایران‌، به ویرانی

زاده است وُ بزاید‌، مام ِ وطن‌، دلیران را

زنان و مردان‌، پُر ز ِ مِهر ِ وطن وُ ، مِهر ِ ایرانی

..

سوز

24 دی 1391 – 13.01.2013

بعد از خواندن شعر «خانه من» از استاد بادکوبه ای

و تاثیر از احساس ایشان، بروی کاغذ جاری شد.

———–
خانه من
از دکتر مصطفی باد کوبه ای
..
كه گفت می‌رود این خانه، رو به ویرانی؟!
كه خوانده از رخ میهن خط پشیمانی؟
اگر چه نیست به سامان امور این سامان
و جمع ماست كنون مظهر پریشانی
دوباره می‌شود این خانه خانه‌ای آباد
به همت من یك لاقبای ایرانی؟!
وطن سرای اهورایی تبار من است
تبار عشق و محبت نژاد نورانی
نوشته دست خداوندگار بی‌همتا
خطوط صبر وصلابت مرا، به پیشانی
من از تبار تلاشم نه از قبیله یاس
مرا چه با ك ز دریای مست توفانی؟
كه گفت صاحب این ملك قوم چنگیزند
وطن كجا و ستم پیشه بیابانی
مگو كه خاك وطن ملك تازیان گشته است
عرب كجا و سلطه بر این مرزوبوم یزدانی
وگرنه، زاده بوذرجمهر چون می‌شد
چنین به معبد تزویر و جهل قربانی؟
مرا فریفت شعارش، و گرنه درتاریخ
كدام قوم به گرگی سپرده چوپانی؟!
سرا سرای من است این گروه آمده‌اند
به ضرب خنجر و شمشیر، بهر مهمانی؟!
منم كه سنگ فرودین آسیا باشم
الاغ و اسب كجا فهم آسیابانی
هر آنكه در دل او درد ملك و ملت نیست
به نفع خویش فروشد مرا به ارزانی
برادری كه ز ایمان و عشق بی‌خبر است
به بردگی بفروشد عزیز كنعانی
چنان غنیمت چنگی به حكم قدرت وجور
وطن مصادره شد بی‌امان به آسانی
غریبه می‌رود از خانه ورنه می‌افتد
به زیر تیغ ابومسلم خراسانی
«امید» را مده از دست كاین وطن دارد
هزار كاوه به پس كوچه‌های پنهانی
………….
omid57.com
– See more at: