دلبر

دلبر

..

به من گفتا، که پس آن دلبرت کو

که هر شب می بَرَد خواب از سرت کو

به گفتم، دلبر ِ من دیدنی نیست

لبش گویا، ولی بوسیدنی نیست

.

همو هر روز و هر شب همرهم بود

بد و خوب، ناظر ِ کردار ِ من بود

چو، بد، من با یکی رفتار کردم

نکوهش کرد ، دلم ، آزار افزود

.

چو خوبی های من، بر دیگران دید

مسرت بخش ، دلم، شادی بیافزود

چو با نیکی به فکر و، کرد و، گفتم، کار کردم

نگاه ِ راضی اش اندر دلم، آرام ِ من بود

..

سوز

06 امرداد 1390 – 28.07.2011

Advertisements

نیایش 2

نیایش 2

..

بيشتر جنگل های ايران در آتش می سوزند:

ادامه آتش سوزی در شمال، شمال شرق، غرب / ايلنا

جنگل‌هاى مناطق شمال، شمال شرق و غرب كشور همچنان در آتش مي‌سوزد،

جنگل‌هاى زاگرس غربى در مريوان،جنگل‌‌هاى گلستان درشمال

و جنگل ابر در سمنان درشمال شرق كشور در حال حاضر در محاصره آتش هستند.
به گزارش خبرنگار ايلنا، از شمال كشور خبر مي‌رسد كه آتش‌سوزى همچنان

در مناطق مختلف استان گلستان،ادامه دارد.  … 20 آذر 1389 – 11.12.2010

دعا برای سلامت ایران:

نیایش 2

..

امیدواریم خداوند دودمان ِ مسببان نابودی ایران را به باد دهاد.

آنان ، به راه ها و روش های مختلف دارند ایران را به باد میدهند.

از آثار تاریخی و باستانی تا آثار هنری و مردمی ، از منابع طبیعی

تا صنعت را در هر مرحله از پیشرفت که بود، بسوی نابودی و رکود می برند.

جوانان را با اعتیاد و یأس و افسردگی و فرار از ایران، مردم دیگر را با محصولات

نا سالم و غیر بهداشتی و غیر قابل استفاده به مریضی می کشانند.

و آنانی را که هنوز رمقی به تن دارند و جرأتی برای اظهار ناراحتی دارند

و لب به اعتراض می گشایند با زندان

و شکنجه های روحی و جسمی آزار می دهند.

خداوندا! مردم ایران را از دست دشمنان ایران و ایرانی نما ها رهائی ده.

خداوندا! ایرانیان از دیر باز یکتا پرست بوده اند و همواره ترا به

یگانگی ستایش کرده و ستوده اند.

ایرانیان از هزاران سال پیش ، «سه نیک»

یعنی بهترین و عاقلانه ترین و منطقی ترین روش های زندگی

و جامعه را شعار خود قرار داده اند و همواره به نیکی کوشیده اند.

.

پندار نیک ، کردار نیک ، گفتار نیک ، شعار کامل ، جامع و فراگیرنده

در همه زوایای اجتماعی و شخصی و خصوصی زندگی است.

.

خداوندا! هر آنکه بر خلاف مصلحت و خیر ایرانیان کاری می کند، در هر کجا

و به هر روشی و به هر نیتی که هست، او را از این کار ناتوان ساز

و افکار و نیروی او را بسوی خدمت به سوی ایرانیان متمایل ساز.

باشد که چنین بادا

..

سوز

20 آذر 1389 – 11.12.2010

خدمت

خدمت

..

پلید و نژند و پشنگ و پَلَشت

سراسر ز ریگ است، نه سبزی به دشت

پلید اندرون اهرمن، هم به چهره پلید

که، کشتن ز ِ چشم خدا، چاره دید

نخواهد خدا، کشتن ِ هیچ موور

ملخ داده روزی، به صحرای دوور

.

نگفتا تو نام مرا، این چنین باز گو

نکرد نام ِ خود، بر لب ِ مردمان جستجو

نه گفت هیچ کَس را، تو باید چنین

مرا نام اینست، نه دیگر…، همین

نیاورده شمشیر ِ تیز، بر سر ِ مردمان

که گر نام من این نگوئی، به بُرّم میان

.

بیاورد شتر را و اسب را، بَهر ِ مَرد

و خر، جابجا بار ِ مردم به کرد

جو وُ گندم و سبزه آورد به دشت

که آهو چو  گاوت در آنجا به گشت

به گوسفند و گاوت همی شیر داد

ز زادن، بدانها فزونی بداد

به گوشت و به میوه، به شیر بهره ات

ترا این چنین هدیه ها، داده ات

.

به گفتند اهورای ِ مزدا، هزار چند، پیش

دگر گفت یَهُوَه، یهودا به کیش

دگر گفت مسیح است خدا را پسر

ندادی بَدَش، زآنچه داشت، او به سر

.

بیاورد زرتشت، از سر ِ فکر و هم رای خویش

که گر چون کنی، خیر داری به پیش

وگر نیک داری تو پندار و گفت

وگر نیک داری، به کردار، جفت

جهان نیک گردد بتو هر زمان

و راستی، به راه ها، تو برتر بدان

.

همه بَهر ِ انسان و فرزند ِ او ساختَ ست

درخت و به گل ها جهانی بیاراستَ ست

خورید و به نوشید، بکارید و همت کنید

دلم شاد گردد آنگه، که خدمت کنید

..

سوز

05.06.2010

پلشت – آلوده . ناپاک . پلید

دل نژند – غمین . غمگین . افسرده . دل افسرده

پشنگ –  جفا. جور. ستم . محنت/ آب مترشح . یک پشنگ آب

«لغت نامه دهخدا، برهان قاطع»

‏‫‫فرعون زمان ‏

‫‫فرعون زمان

‫..

‫وقتی صحبت از فرعون می‌شود ، خیلی ها او را می‌شناسند.

‫از رفتار او خیلی ها بد می‌گویند، تقریبا همیشه از او به بدی

‫شنیده ام، کسی تعریفی از فرعون نمی‌کند.

‫راستی کدامیک از مردمان بعد از او که از فرعون بد می‌گویند،

‫او را ‫دیده اند؟

‫‫آیا قیافه او یادشان می‌آید، آیا شکل ظاهری او را می‌شناسند؟

‫ولی اکثرا به بدی از او صحبت می‌کنند. آنچه از فرعون باقی

‫مانده است، یادی از رفتار ِ بد و ظالمانه و غیر انسانی اوست.

‫در این چند هزار ساله کسی با او تماسی نداشته است ، ولی

‫از پس دیوار هزاران سال، خاطره و یاد‌ بود او، یاد و نام و شهرت

‫فرعون با بدی و ظلم همراه است و کسی مایل نیست

‫برای فرعون دلسوزی یا هم دردی بکند.

‫آنچه از فرعون بجا مانده، رفتار و شیوه و نوع این رفتار است.

‫.

‫رفتارهای صاحبان قدرت در حکومت های امروز هم،

‫گاهی با رفتار فرعون مقایسه می‌شود.

‫فرعون بودن شکل و قیافه یه خاصی نمی‌خواهد.

‫رفتار و کردار شخص حاکم، او را مشابه فرعون قرار می‌دهد.

‫اگر حاکم، کلاه یا عمامه یا تاج به سرش بگذارد هم،

‫فرقی نمی‌‌کند، او را به فرعون مشابه می‌دانند

‫و رفتارش را نمی‌پسندند.

‫پس از مرگ یکنفر، یاد‌آوری کردن از فرد از دنیا رفته،

‫وقتی با خوبی یاد می‌شود، خوشایند یاد‌آورنده است

که خوبی های شخص بآن دنیا رفته را بیاد می‌آورد‫.

‫و اگر به زشتی های رفتار و اعمال شخصی که

‫بآن دنیا رفته است فکر کنند یا در باره یه آن صحبت

‫کنند، گوینده و شنونده صورتشان را در هم می‌کشند

و با حرص و غضب و حالت فحش‌آلود‫ در باره آن

‫صحبت می کنند.

‫آنچه بیاد می‌ماند، نه کاخ و نه قیافه و شکل است.

نوع ِ رفتار، و یادی از آن رفتار، بیاد می‌ماند‫

‫بقول شاعر و فیلسوف بزرگوار مان سعدی

‫نام نیکت گر بماند برقرار

‫به کزآن ماند سرای زر نگار

‫..

‫سوز

 ۱۶ دی ۱۳۸۸ − 06.01.2010

سال سی

سال ِ سی

..

بسی رنج بردند در ا ین سال ِ سی

عرب زنده سازند ازین پارسی

بسی کوشش ِ پوچ و بیهوده بود

که خون ِ بهی در تنش ، چیره بود

که پارسی به اندیشه خواهد بهی

‫به گفتار نیک ، جوید او فَرّ  َهی

به کردار  ِ نیکو ، کُند یاوری

‫چو مینو سرشت ، راه  ِ نیک پیروی

به کوروش نگهبان شدند آن زمان

به آزادگی ، دین ِ مردم ، میان

تو نوشیروان و کاخ  ِ بلندش به بین

سرای ِ ، ژنده پیر زن ، کنارش به بین

سرای ِ حقیر ، در بَر  ِ کاخ ِ آن دادگر

کج آرد لب ِ کاخ و ایوان ، ازین بود و بَر

که شه بود و فرمانروا ، او در آن سرزمین

به گردن نهاد، خواست ِ آن ، آدم کمترین

که انسان و رای اش تمام است گرام

وَ ، شه ، خواست ِ مردم ، گُزارد احترام

نه چون تازیان تیغ هندی به دست

که هر کو ، ز  ِ من دین نیارَد ، بد است

تو گر دین ما را نخواهی به خود

نیارد به تو زیستن ، جان به شد

چو مردان به کُشت ، همسران را کنیزی به بُرد

و کودک به خدمت به باید ، نه بازی چو خُرد

زنان را به گوید ، به عقل ناقص اند

به رای و شهادت ، به نیمه بس اند

مدار جز ز  ِ خود ، چشم نیکو گری

تو پارسی ، به کن نیک خود پیروی

به گفتار  و پندار و کردار نیک

شَوی با اهورا ، جهان را شریک

..

سوز

 ۲ اسفند ۱۳۸۷− — ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ − 01.06.2009 – 20.02

زرتشتی

‫زرتشتی

..

یک ‫دوست وبلاگی، نوشته بود:

سلام دوست خوب شعر بسيار زييايي بود

‫از قرار معلوم شما بايد زرتشتي باشيد درسته؟

برای خوبی شعر، آیا فرقی هم می کند؟ ‫ ‫

‫‫بقول مولوی بزرگوار، نه بر‫ّی ام، نه بحری ام ‫

‫نه گبر و نه ترسا و نه مسلمان نه یهودم ‫

‫همانطور که می بینید طرفدار «تفکر آزاد» هستم ‫

‫همه ادیان طرفدارانشان را بسوی بهتر بودن و خوبی راهنمایی ‫

می کنند. همه ادیان به خوبی کردن با همسایه و دیگران

دعوت می کنند.

آقای صبحی مرحوم، در زمان کودکی ما، در رادیو ایران

صحبت می کرد. ‫می گفت سه کارگر برای تهییه نهار دچار

اختلاف شدند، کسی ‫که ناظر بر جر یان بود و معلوماتی داشت،

رفت برای آنها، ا نگور، ‫خر ید و هرسه راضی،

شروع به خوردن ناهار کردند. ‫ ‫

‫چرا؟ چون: عرب زبان «عنب» میخواست. ‫ ‫

ترک زبان «اوزووم» میخواست. ‫ ‫

‫ و فارس زبان «انگور» میخواست. ‫

‫همه، یک چیز را می خواستند ولی زبانشان متفاوت بود. ‫

‫‫علت وجودی ادیان، بهبود روابط انسان ها و روابط اجتماعی بین

آنها هست. ‫در هر قومی به نسبت عادات و رسوم آن قوم،

مردم را به اجرای کارهایی ‫تشویق و از اجرای بعضی کارها

منع می کند و می گو یند: خدا اینطور دوست دارد ‫ ‫

‫در رفتار اجتماعی، نام توصیه کننده مهم نیست،

روش رسیدن به خوبی ها مهم است. ‫ ‫

‫آن چیزی که به خوب بودن » ما «

کمک میکند نه در فریاد صبح سحر است، ‫

‫و نه در شلاق زدن کسی که مقداری مشروب الکلی خورده است.

‫ما باید خوب بودن را از خودمان شروع کنیم. ‫

‫حالا آن چیزی که برای ما ایرانی ها باعث افتخار است، اینکه: ‫ ‫

‫این از خود به سوی خوبی رفتن را یک ایرانی بنام » زرتشت «

الگو قرار داد، ‫

‫و چون سابقه ای، بیش از سه هزار سال دارد

(حداقل هزاروسیصد سال پیش از اسلام)

‫برای ما ‫در اولو یت قرار دارد. ‫

این الگو ساده، کامل و جامع است:

پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک

..

‫سوز

15.01.2009

‫ستایش

ستایش

..

‫جهان آفر ینا ، ستایش  تراست

‫به نظم جهانی ، نیایش تراست

‫به پندار و گفتار و کردار نیک

‫به مردم هماره سفارش تراست

..

‫سوز‫

‫15.07.2008, 17.06.2008