بشو خوش دل، بزن لبخند

بشو خوش دل، بزن لبخند

..

حافظه ای کوتاه، مانند ماهی.

یکی از دوستان می گفت که تو مانند ماهی حافظه ات کم شده است.

می گویند حافظه ماهی پانزده ثانیه است.

گفتمش، چه خوب و چه زیبا

به به، چه نعمتی هست این

در دنیائی که پُر از جفا هست و نامردی

در دنیائی که همه اش، دوروئی هست و دل‌سردی

خیلی خوب است که زود فراموش کنی بدی ها را

و دوباره دوستی کنی و در نظر داشته باشی خوبی ها را

از هم صحبتی، دلگیر نیستی، تا با خشم با او صحبت کنی

از همراهی، دل‌سرد نیستی، تا از او دوری کنی

وقتی که رفاقت و دوستی در رابطه را، در پیش داری

ذهنی راحت و فکری آرام، از او، با خویش داری

تو خوبی می کنی، با این که از او، بد به بینی

تو باشی چون فرشته، ز ِ بالا آمده، اندر زمینی

که وزن کینه ها، در دل زیاد است

اگر کاری برایش می کنی، بخشی عناد است

برایم زشت باشد، که در کارم ریا هست

ولی دانم که هر کارش، در آن، نوعی بلا هست

من آن نیستم که بد خواهم، برای ِ کار ِ مردم

به هر حرفی، یکی نیشی زنم، چونان چو کژدم

به دل خواهم که نیک سازم، برای ِ جمله مردم

اگر چه بد دل است او، مشکلی سازد برایِ کار مردم

اگر بینم که با، یک بد دلی، هستم بر این کار

نمی خواهم که در کارش شَوم، هم چون مددکار

چو در کارم، نباشد از برایش بغض و کینه

کنم کاری که گویم از براش، بهتر همینه

خودم راحت، دلم راحت، از این خوبی شدن ها

چو در خلوت رَوَم، بوئی رسد از یاسمن ها

نه دل، از فکر ِ بد های، به روز، در جوش باشد

نه شب چون کوره ای در دل، و لب خاموش باشد

جهان چون بگذرد با دل خوشی، با خنده و شاد

رها کن پس بدی ها را، که در راه تو افتاد

بدی ها، گر که در خاطر تو را، در یاد باشد

چو باری خسته زا، بد بو، تو را همراه باشد

بشو خوش دل، بزن لبخند، که دنیا نیک باشد

گهی روشن، شود راه و، گهی تاریک باشد

..

۰۸ شهریور ۱۳۹۷ –  30.08.2018

Advertisements

ازدواج کشیش های کاتولیک را آزاد کنید ۳

ازدواج کشیش های کاتولیک را آزاد کنید ۳

..

آقای پاپ، با یک اقدام انقلابی و آزاد کردن ازدواج کشیش های کاتولیک،

کلیسا نجات پیدا می کند، اعتماد مردم به کلیسا برگردانده می شود

و از بدنام شدن بیشتر کلیسا جلوگیری می شود.

مقاومت در مقابل احساس های طبیعی و نادیده گرفتن احتیاج طبیعی و نیاز

های جنسی، همیشه امکان پذیر نیست و همه کشیش ها، اراده ای،

چون عیسی مسیح را ندارند و نمی توانند مانند عیسی مسیح پاک باشند.

کشیش ها انسان هائی هستند، با احساس های شبیه به مردان دیگر،

گرما و سرما و تشنگی و گرسنگی و خواب را مانند دیگران حس می کنند،

ولی احساس جنسی خود را بایستی سرکوب کنند، زیرا کلیسا اجازه ازدواج به

کشیش ها را نمی دهد.

با اجازه دادن برای ازدواج کشیش های کاتولیک، آن ها مجبور نخواهند شد

که احساس طبیعی خود را پنهان کنند و در پنهان، برای رفع احتیاج خود، اقدامی

بکنند، کاری که با وجود این که می دانند غیر اخلاقی هست، ولی فشار و نیاز

طبیعی، آنها را وادار به این  تلاش و کوشش نادرست می کند.

و چون می دانند که آن عمل نکوهیده و زشت است، آن را پنهانی انجام می دهند.

فریب دادن جوانان که حدود پنجاه درصد آن ها زیر سیزده سالگی بوده اند، عملی

است که در اجتماع،  بسیار نکوهیده است و عملی مجرمانه است و جزا و جریمه

های نسبتا سنگین دارد. و برای همین است که تا به حال کلیسا سعی کرده است که

خانواده و بچه های سوء استفاده شده را با پول و وعده ساکت کند.

پس بیائید و کشیش های کاتولیک را از زیر فشار خارج کنید، ازدواج کشیش ها

را آزاد کنید تا به مقدار زیادی از گمراه شدن کشیش ها جلوگیری شود.

تا از خراب شدن رابطه و فکر مردم نسبت به کلیسا جلوگیری شود.

در حال حاضر، نگاه مردم به کشیش ها، در اولین نظر، نگاهی سئوالی هست

که آیا این کشیش هم، بچه ای را فریب داده است؟

این نگاه و این سوء ظن، به مقدار بسیار زیادی، از جذب مردم

به سوی کلیسا ها، جلوگیری می کند.

ما همه می دانیم که هیچ کشیشی مانند مسیح مقدس نیست.

و هیچ کشیشی مانند مسیح پاک سرشت و مقاوم در مقابل هوس نیست.

پس نمی توان از کشیش ها، ایمانی، هم چون ایمان مسیح را، انتظار داشت.

پس کشیش ها را، در آزمایش های خویشتن داری از هوس، قرار ندهید و

اجازه دهید که آن ها هم بتوانند ازدواج کنند.

..

سوز

۰۶ مهر ۱۳۹۷ –  28.09.2018

پائيز ۳

پائيز ۳

..

باز،  پائيز آمدست ، باشد زمان ِ برگ ريز

برگ هاى سرخ و زرد ، يا پهن و ريز

يا كه باشد قهوه اى ، رنگ مويز

مى وزد بادى دمادم ، گاه تيز

زرد ِ زرد است برگ ها، گاه ، سرخ نيز

قطره باران، گاه درشت و ، گاه ريز

بوى برگ ِ خيس، در هر دَم و هر بازدم، باشد  لذيذ

چون ، هواى ، شسته با باران، كنون باشد تميز

روز و شب ها، شاد باد… ياران عزيز !

خنده هاتان ، پُر دوام و… ريز ، ريز

..

سوز

اول مهر ١٣٩٧-  23.09.2018

آیا می شود از خدا شکایت کرد؟

آیا می شود از خدا شکایت کرد؟

..

حسن آقا می گفت که به بینم، ما از دست خدا به کی باید شکایت کنیم؟

از این زنده‌گی بی مفهوم و بی سر و ته، خوشم نمی آید که همه اش بخواهیم و میل داشته

باشیم که، چنین بشود و آرزو داشته باشیم که چنان بشود،

ولی برای هر میل و آرزوی کوچک مدت ها باید زحمت بکشیم و ناراحتی به بینیم و

تحمل های جوراجور داشته باشیم تا به یک خواسته مان برسیم، آن هم نه به طور کامل…

خب چرا این جوری هست؟‌

برای چی؟

اگه خدا خودش را، یک بار با اسم یهوه معرفی می کند، یک بار به اسم پدر و یک بار

به اسم الله،‌ یکی می گوید شیوا یکی می گوید اهورامزدا، ما کدام اش را بایستی قبول کنیم؟

می گویند مهربان است و قادر است و بخشنده و خیلی چیزهای خوب دیگه

که ما خوش‌مان می آید،

ولی گرسنه‌گی و محرومیت های بیشتر مردم دنیا را که می بینیم، مهربانی اش

مورد شک قرار می گیرد.

نداری و زیر ظلم و ستم بودن بیشتر مردم را که می بینیم، بخشنده‌گی و قادر بودن اش

جای سئوال دارد.

بچه که بودیم، چه خواسته ها و آرزوهائی داشتیم که برآورده نشدند

و حسرت به دل، زمان گذشت.

جوان تر که بودیم هی عاشق این و هواخواه اون یکی می شدیم

و با نرسیدن های بسیار، زمان گذشت.

مشغول کار که شدیم رقابت های کاری، همکاران بدخواه و حسود و کارشکن که نگرانی و

اعصاب را تحریک می کرد.

خوشی ها و دل خوشی ها و رسیدن ها به چیزی، نسبت به نرسیدن ها، بسیار کمتر است.

این همه زحمت و تلاش برای چه چیزی است آخر؟

به طبیعت و پرنده ها که نگاه می کنی، نر های بی چاره، چقدر ادا و اطوار در می آورند و

پر هاشون را رنگی می کنند و به شکل های مختلف در می آورند

که نظر ماده را جلب کنند تا بتوانند دو ثانیه یک قیق بکنند و بروند پائین.

بعدش چقدر به دنبال خوراک و حشره می گردند و خوراک جوجه ها را تامین می کنند و

دائم در تلاش هستند تا جوجه ها پر در بیاورند و بروند دنبال کار خودشان.

که چی؟

آهو، گاومیش، گوزن و گورخر بی چاره برای کمی علف خوردن بایستی دائم مراقب

دور و بر خودشان باشند که گرگ، شغال، ببر، پلنگ و شیر ها، برای دریدن و تکه پاره

کردن شان در اون نزدیکی نباشند و یا هنگام آب خوردن از لب رودخانه، خودشان و یا

بچه شان در چنگ  سوسمار، با صد ها نیش دندان سوسمار، مرگ را حس نکنند؟

ولی خب با این همه نگرانی و مراقبت، باز هم خوراک درنده‌گان می شوند.

خب برای چی؟

خروس در بین مرغ ها با غرور سینه اش را جلو داده راه می رود و قوقولو می خواند

و گاهی  روی یکی از مرغ  ها می پرد و یک قیق می کند و باز دوباره دانه چیدن…

یک موقعی صاحب خانه مثل همیشه که برای دانه دادن، بین مرغ ها راه می رود، به

خروس نزدیک می شود و ناگهان دست دراز کرده و او را می گیرد…

چند ثانیه بعد از آن، خروس و مرغ های دیگر، انگار که هیچ اتفاقی نه افتاده است،

به دانه چیدن مشغول هستند. خروس گرفتار پس از آن سر بریده، پرها کنده شده،  

پخته و سرخ شده روی سفره، خوراک لذیذ برای ما می شود.

ما هم، دست کمی از حیوانات درنده نداریم، پرنده ها را شکار می کنیم، آهو و گوزن

و بز کوهی را خوراک خود می کنیم و گاو و گوسفند ها را در محدوده های خودمان

نگهداری می کنیم و از شیر و گوشت و پوست استخوان شان هم استفاده می کنیم.

این حیوانات موقع کشته شدن، درد و ناراحتی حس می کنند تا ما، به لذت خوراکی

و مزه گوشت و کباب برسیم.

که چکار بکنیم؟

در دنیائی هستیم که درد و ناراحتی و گرسنه بودن ها و مریضی ها بسیار بیشتر

از خوشی ها و لذت ها هست.

مردم به فکر خودشان و در تلاش برای گذران زنده‌گی خودشان هستند و اگر کمی

احساس انسانی داشته باشند و پول یا فرصت بیشتری از نیاز خود داشته باشند،

به انسان های درمانده ی دیگر کمک می کنند، وگرنه خدا و خالق بزرگ و قادر و

بخشنده برای مردم درمانده و گرسنه کاری نمی کند،

مگر انسان های دیگر کاری بکنند.

خدای بخشنده و قادر و مهربان و کریم و هر چی اسم و صفت خوب که هست و  

ما برای خدا قائل هستیم، جلوی بمب اتمی را در ژاپن نگرفت و دویست هزار

انسان پودر شدند و یا از اثر بمب اتمی درد و ناراحتی کشیدند و جان دادند.

هزاران سال است که از قبیله های کوچک تا قبیله های بزرگ و بعد از آن

شهرها و کشور های مختلف به همسایه شان حمله می کنند و آن که قوی تر است

از امکانات ضعیف تر استفاده می کند… دارائی ها، زن و بچه و اسب و گاو

گوسفند و هرچه هست را، صاحب می شوند و خدای عادل، هیچ کاری نمی کند.

در جنگ های جهانی اول و دوم در حدود صد میلیون انسان کشته شدند و

زجر کشیدند و سوختند و شکنجه شدند، ولی خدای مهربان و بخشنده و کریم

نه مهربانی نشان داد و نه کریم بودن را.

در روسیه یا شوروی سابق استالین بیست میلیون انسان تحصیل کرده و آموزش

دیده را به نام حفاظت از انقلاب کارگری کشت، در چین کومونیست، مائو حدود

هشتاد میلیون انسان را به اسم محافظت از انقلاب کارگری کشت.

در حال حاضر در هر کجای دنیا یک دیکتاتور دارد مردم را مجبور می کند

که به میل او زنده‌گی کنند، یا باید مدل موهای سرشان را به مدل موی سر رهبر

اصلاح کنند یا عقیده ای جز عقیده ی رهبر را نبایستی داشته باشند.

خدا و خالق و آفریننده، در کجای این زنده‌گی قرار دارد که همه اش، امید

ها و آرزو ها را به او آویزان کرده ایم و امیدواریم که یک زمانی از سوی

او شنیده یا دیده شود و تقاضای ما برآورده شود؟

شاید هم آن ها که زرنگ و فریب کار بودند و مال مردم را می خوردند و حق

ضعیف ها را پایمال می کردند، به فکر افتادند و خدا را ساختند که جلوی

شورش مردم را بگیرند تا خطری از سوی جمعیت بدبخت شده توسط

این ها، برای شان پیش نیاید.

یک امید واهی و بزرگ و قوی و مهربان و بخشنده که پاداش تحمل

این مردم بدبخت را خواهد داد و فقط در خیال می توان آن را دید، ساخته شد،

که مردم به جای انتقام و حق طلبی و ایستادن در جلوی حاکم ظالم،

که خطر کشته شدن و زخمی شدن و آواره شدن را داشت، جلوی

این خدای بزرگ بایستند و جزای این ظالم را از اون خدای خیلی قوی

و خیلی توانا بخواهند که به این بیچاره ها کمک خواهد کرد.

با این امیدی که مردم ضعیف به جزای ظالم و ستم کار از سوی خدا داشتند، آن

ستم کاران به ظلم خود ادامه دادند و هر کاری که خواستند کردند، و ستم دیده ها

هم در خلوت از خدای توانا و قادر خواستند که آن ظالم را جزا دهد.

.

سال ها گذشت و ظالم بر ظلم خود باقی ماند و به ستم کاری ادامه داد و

مظلوم هم به دعا کردن پیش خدای قادر و مهربان ادامه داد که خطر کم تری

داشت و ترس از مورد اذیت قرار گرفتن از سوی اوباش و گماشته های ظالم

را نداشت.

و گذشت آن چنان که گذشته است، ظالم بر ظلم خود ثابت و مظلوم بر دعای خود ثابت.

و هر دو راضی، از وضعی که هست.

راضی بودن ضعیف ها، از رفتار خودشان با شرایط موجود که بهترین وضع

و کم خطر ترین حالت را دارد که انتقام از ظالم را به خدا سپرده اند.

خدا هم که مجازات کردن ظالم را گذاشته برای یک موقعی در آخرت که دیگه

ما ها با حسرت و بدبختی، عمرمان به سر آمده و به خواسته هایمان نرسیده ایم،

و ظالم هم خوشی هایش را داشته و هر کاری که خواسته کرده است…

می ترسم اون دنیا، خداوند بخشش کردن اش گل کند و ظالم ها را به بخشد.

اون وقت، چی؟

..

سوز

۱۲ شهریور ۱۳۹۷ –  03.09.2018 

ناتو عربی علیه ایران

ناتو عربی علیه ایران – 28.07.2018

.. 

ایالات متحده امریکا

ترامپ به دنبال ایجاد «ناتو عربی» برای مقابله با ایران است

بوسیله Euronews  با استفاده از رویترز

  • به روز شده در: ۲۸/۰۷/۲۰۱۸

.            

گروهی از مقامات آمریکایی و کشورهای عربی می گویند واشنگتن به دنبال ایجاد یک اتحاد امنیتی

و سیاسی با مشارکت مصر، اردن و شش کشور عربی حاشیه خلیج فارس است.

به گفته آنها ایده این اتحاد امنیتی و سیاسی جدید برای مقابله با گسترش نفوذ ایران در منطقه مطرح شده است.

به گزارش خبرگزاری رویترز دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا قصد دارد زمینه همکاری

گسترده ای را بین کشورهای عضو این اتحادیه در مورد دفاع موشکی، تمرینات نظامی و مقابله

با تروریسم فراهم کند. یکی دیگر از اهداف این تشکیلات تقویت همکاری های دیپلماتیک و اقتصادی

در سطح منطقه خواهد بود.

از این طرح در کاخ سفید و برخی کشورهای خاورمیانه به عنوان «ناتو عربی» یاد می شود.

طرح این اتحاد جدید امنیتی و سیاسی در حالی مطرح می شود که تنش ها بین واشنگتن و تهران

بر سر خروج آمریکا از برجام و برنامه ایالات متحده برای

وضع مجدد تحریم های هسته ای علیه ایران افزایش یافته است.

بنا به همین گزارش دولت آمریکا امیدوار است ایده ایجاد این اتحاد سیاسی و امنیتی در اجلاسی

که پائیز امسال با شرکت مقامات کشورهای عربی و آمریکا در واشنگتن برگزار می شود

مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

کاخ سفید تائید کرده است که

طرح ایجاد اتحاد امنیتی و سیاسی جدید طی چند ماه گذشته در دست بررسی بوده است.

سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا در این مورد اظهار داشت:

« اتحاد استراتژیک خاورمیانه (MESA) سنگری در مقابل تهاجم ایران، تروریسم،

افراط گرایی خواهد بود و در خاورمیانه ثبات ایجاد خواهد کرد.»

یکی از موانع پیش روی ایجاد اتحاد امنیتی و سیاسی جدید می تواند تنش های یک سال گذشته

بین قطر و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ویژه عربستان و امارات متحده عربی باشد.

یک منبع مطلع به خبرگزاری رویترز گفته است که ایجاد سپر دفاعی ضد موشکی در منطقه

و ارتقای عملکرد ارتش کشورهای عضو هدف اتحاد امنیتی و سیاسی جدید در خاورمیانه خواهد بود.

   

———–                  ————           

۰۷ امرداد ۱۳۹۷ –  29.07.2018

بی چاره مردم این کشور ها که برای خاطر این که کارخانه های کشور های بزرگ پول در بیاورند،

این نمایش های مسخره را باید تحمل کنند و حاکمان و اداره کننده های این کشور ها بایستی جزو

دسته بندی های پیشنهاد شده از طرف «گیگا» ها بشوند و کارهای پیشنهاد شده از طرف «گیگا» ها را

انجام بدهند وگرنه روزگار شان تباه و سیاه می شود و هر کدام از این سران که سرپیچی از دستور

کرده باشند به اتهام های مختلف رسوا می شوند و یا به علتی مرگ ناگهانی برایشان پیش می آید.

.

حدود هفتاد سال که شوروی را به عنوان دشمن آزادی به مردم دنیا معرفی می کردند و برای مبارزه

با خطر کومونیزم، ساخت و پرداخت های مختلف می کردند و هر از گاهی یک پیشرفت کومونیست

ها را بزرگ می کردند و در بوق و کرنا می دمیدند و کشور های مختلف را به خرید اسلحه های

ساخت «گیگا» ها وادار می کردند و از پیشرفت کومونیزم، مردم امریکا را می ترساندند و به این

وسیله از کنگره امریکا لایحه های بودجه های کلان نظامی برای ساخت سلاحی جدید تر و قوی تر

از سلاح کومونیست ها را به تصویب می رساندند.

کومونیزم و مبارزه با کومونیست ها دیگر رنگ و روئی نداشت، مبارزه با اسلامی های افراطی…  

طرح جدید و تازه برای دوشیدن مردم امریکا و دنیا شد و با نشان دادن کارهای خطرناک

از اسلامی های افراطی، کشورهای مختلف را به همکاری با خودشان وادار می کردند و فروش

اسلحه به این کشور ها را ضامن صلح آن کشور ها نشان می دادند و پیمان های نظامی می بستند و

دخالت های مختلف در کار کشور ها به اسم همکاری بر ضد اسلامی های افراطی انجام می شد،

که بعد ها معلوم شد که این اسلامی های افراطی را خودشان به وجود آورده اند.

.

جمهوری اسلامی هم شد یک لولوی ترسناک در مقابل کشورهای خاورمیانه که با ترساندن مردم

منطقه از کارهای بی منطق و سلطه جویانه از جمهوری اسلامی، توانستند میلیارد ها دلار دیگر

به کشور های منطقه اسلحه بفروشند.

گویا از داخل خود ایران اسلامی هم همکارانی دارند که بطور مثال روی موشک دو هزار کیلومتری

ساخت ایران، می نویسند برای نابودی اسرائیل…

و این می شود مدرکی برای کمک به اسرائیل و ترساندن بقیه کشور های همسایه که به بینید، سردار

سپاه می گوید که بُرد موشک های ما تا ریاض و تل آویو هست…

یا بایستی هم پیمان ما باشید و از ما اسلحه بخرید که حمایت ما را داشته باشید و یا توسط جمهوری

اسلامی مورد حمله قرار خواهید گرفت…

.

خنده دار است که چند سال پیش می خواستند که سپر الکترونیکی در مقابل حمله ی اتمی از سوی

ایران برای لهستان و چکسلواکی درست کنند و برای این کار هفده میلیارد دلار برای آن کشور ها

صورت حساب داده بودند.

آخر بین ایران تا، لهستان و کشور چک، حدود پنج شش کشور دیگر قرار دارند و چرا باید ایران از

این چند کشوری که بین دو کشور هستند، عبور کند و بیاید تا لهستان و چک را هدف قرار دهد؟

یعنی از این مسخره تر و خنده دار تر داستانی نمی شد پیدا کرد و بخورد آن دو کشور داد که بتوان

از آن ها قرار داد هفده میلیارد دلاری به دست آورد…

این بدان معنی هست که… اگر شده «گیگا» ها به طور پنهانی به ایران اطلاعات و وسایلی را بدهند

که توانائی ایران را در اتمی بودن و موشک های دور بُرد داشتن را قوی تر نشان بدهد،

تا همین امریکای ضامن صلح جهان… بیاید وسط و شروع کند با قرارداد های جدیدتر، کشور ها را

وادار به خرید اسلحه های جدیدتر بکند تا صلح جهان حفظ شود…

چون آن موقع ایران از داشتن سلاح های جدید کشور های منطقه و حمایت امریکا از آن ها، کمی

محتاط تر خواهد شد و خطر حمله از سوی ایران کم می شود…

تا «گیگا» ها که مجموعه ای از شرکت های چند ملیتی و گردن کلفت هستند، در این وسط از

فروش اسلحه های جدید تر و قرارداد های بزرگ تر، پولدار تر بشوند…

..

سوز

۰۷ امرداد ۱۳۹۷ –  29.07.2018 

اگر همین حالا آخرش باشد چی؟

اگر همین حالا آخرش باشد چی؟

..

داشتم از جلوی تلویزیون به سوی انبار کوچولوی خونه می رفتم که یک بسته چیپس سیب زمینی بیاورم

و در حال تماشای تلویزیون، چیپس را مزمزه کنم.

به ذهنم رسید که اگر همین حالا بمیرم، چی می شود؟

… در حال خوردن چیپس در جلوی تلویزیون؟

شانه ها را بالا انداختم و با چشم های خسته ای که تمایل به خواب دارند ولی خوابشون نمی بره، ابروئی به

بالا بردم و سرم را به یک سوئی تکان دادم و گفتم: چی می خواد بشه؟ هیچ چی.

زنم که توی اون یکی اتاق دارد تلویزیون خودش رو نگاه می کنه، اگر به زودی متوجه بشود،‌ اول وحشت

می کنه و سعی می کند که نزدیک من نشود و فریادی، جیغی می کشد و از همسایه ها کمک می خواهد،

و اگر خیلی دیرتر متوجه بشود که، کمی بیشتر می ترسد که این همه وقت است که من این جا کنار یک

مرده نشسته بوده ام و حواسم نبود.

و من خودم که خب… احساسی نخواهم داشت، نه دردی را حس خواهم کرد و نه از رفتاری ناراحت می شوم

و نه از تعریفی خوشحال خواهم شد.

بعد از چند روز، هم خانم و هم بچه ها به نبودن من عادت خواهند کرد و شاید پیش خودشان، فکری از

ذهن شان گذر کند که کاش این کار را نکرده بودم یا… کاش اون کار را می کردم، که باز هم برای من

فرقی نمی کند.

شاید در اون موقع که خبر می دادند که وقت شما تمام است و باید به دنیای دیگر بروی، در هنگام ِ نفس آخر،

من در پیش خودم فکر می کردم، که ای کاش چند روز دیگر و چند روز بیشتر عمر می کردم؟

که چکار کنم؟

که چند تا قهوه بیشتر می خوردم؟ که باز هم ساحل دریاچه را می دیدم‌؟

که برای آخرین بار خوراک مورد علاقه ام را می خوردم؟ که چی؟

هزار بار همین خوراک ها را خورده ام، هزار بار قهوه خورده ام… اگر دوبار دیگر هم بیشتر بخورم،

چه فرقی می کند؟

ولش کن، هر چی که تا به حال خورده ام، اگر دوبار بیشتر هم بخورم، فرقی نمی کند؟

برای اون یکی دنیا که نمی توانم مزه اش را با خودم ببرم.

.

اصلا فکر می کنم که این ده بار آخری که این خوراکی را خوردم، قبل از آن بایستی مرده باشم و

این ده بار آخری، فرصتی بود که به من داده بودند که برای آخرین بار، نه که دوبار، بلکه

ده بار دیگر از هر کدام از چیز هائی که یک بار دیگر می خواستم، لذت به برم  و یا کار هائي را

که یکبار دیگر می خواستم بکنم، انجام بدهم و بعدش مرا خواهند برد.

.

چه جالب می شود… فکر کنیم که امروز زنگ رفتن را می زنند و ما که بی خیال بوده ایم

و به فکر یک بار دیگر برای آخرین بار…

و یک بار دیگر ها نبوده ایم، خواهش می کنیم که

اجازه دهند که از هر فرصت خوش آیندی ده بار یا صد بار دیگر استفاده کنیم

و تا استفاده نکرده ایم از این دنیا نرویم، یا ما را با خودشان نخواهند بُرد!

و با خواهش ما موافقت می شود و ما خوشحال از این که چند تا «یکبار دیگه» فرصت داریم،

پس حالا بایستی برویم و دنبال برای آخرین بار لمس کردن ها و  

احساس آن و این… را داشتن ها… و فکر کنیم که دیگر دستمان به آن نمی رسد و تا می توانیم از آن…

لذت ببریم و آن… را حس کنیم، و با لذت حس کنیم، بدی هایش را نادیده بگیریم چون دیگر وقت نداریم

به بدی ها فکر کنیم، و به خوشی هائی که از آن و این… می توانیم دریافت کنیم، فکر کنیم…

دیگر زمان نداریم که به بدی ها فکر کنیم، فقط بایستی تا می توانیم لذت به بریم، چون دیگر،

بیشتر از این وقت نخواهیم داشت و بیشتر نخواهیم توانست چیزی را لمس کنیم، یا احساس داشتن

آن چیز را درک کنیم.

.

چطور است که این فرصت را به هزار بار استفاده کردن برسانیم و چانه بزنیم که اگر تا هزار بار

از هر آنچه که دوست داریم، استفاده نکرده ایم، زنگ رفتن ما را نزنند و ما را با خود نخواهند بُرد.

.

موافقت شد، اجازه داده شد که از هر چیز خوش آیندی، می توانیم هزار بار استفاده کنیم.

زود باشیم و شروع کنیم.

وقتی این احساس را داشتیم که می خواسته اند ما را به برند و با خواهش ما که می خواستیم

«یک بار دیگه» چند تا چیز را امتحان کنیم و چند تا کار انجام دهیم، موافقت شده است… یعنی،

«یک بار دیگه» اون چیز را بخوریم، «یک بار دیگه» فلانی را به بینیم، «یک بار دیگه» به

اون محل سر بزنیم و اون جا را به بینیم، ٰ «یک بار دیگه» پیش اون مردم برویم و از اون ها

تشکر کنیم، «یک بار دیگه» در اون کافه یا قهوه خانه چیزی بنوشیم و «یک بار دیگه»…

و «یک بار دیگه» از این، «یک بار دیگه» از اون، «یک بار دیگه» از اون یکی، «یک بار دیگه»…

و فکر کنیم که این استفاده ها از مورد علاقه های مان فقط برای چند بار دیگر ممکن است

و بعد از هزار بار لمس و دریافت مورد علاقه های مان، به سراغ مان بیایند و بگویند

که خب دیگه، برویم… آن وقت،

از این چندین بار بیشتر استفاده کردن های مان، از «یک بار دیگه» ها خوشحال خواهیم بود.

و دیگر، رفتن برای مان با حسرتی، پُر از احساس نکردن ِ «یک بار دیگه» ها نخواهد بود.

پس کاری را برای حسرت خوردن باقی نگذاریم.

این فرصت های «یک بار دیگه» هستند که از دست می روند و می گذرند،

تا از دست نرفته اند، یک بار دیگر استفاده کنیم.

..

سوز

۲۶ شهریور ۱۳۹۶-  17.09.2017 

روز مادر

روز مادر

..

دست مادر، بوسه زن، لبخند را، بر لب بیار

زحمت اش، بر راحتی های خودت را، یاد دار

خدمتی بی مزد و منت می کند، فرزند را

با گُلی، یا جمله ای، پس حرمت اش را، پاس دار

روز مادر، روز تقدیر تو، از یک مادر است

گر شود، با هر نشان، شو، بر سپاس ات، پایدار

..

سوز

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۷ –  13.05.2018

….                  ….

در ۱۰۰ کشور دنیا،‌ دومین یکشنبه از ماه (مه) مای

به عنوان روز مادر گرامی داشته می شود.